نئولیبرالیسم و نبرد فرهنگی

⚔️

نئولیبرالیسم تنها یک شیوه تولید نیست، بلکه سرشت همگرایی انسان را هدف گرفته است. مقابله با پیامدهای فرهنگی آن نیازمند روانشناس یا خرید کالا نیست، بلکه نیازمند جهان‌بینی همگرا است.

🏛 ایجاد ساختار انسانی نوین

برای این هدف، باید ساختاری ایجاد شود که مالکیت عمومی جایگزین مالکیت خصوصی شود و انسانی نوین با ویژگی‌های انسانی شکل گیرد. تا آن زمان، باید در هر سنگر فرهنگی در برابر بورژوازی ایستاد و نبرد کرد.

📚 توانایی مارکسیسم و چالش درونی

مارکسیسم ابزارهای ایدئولوژیک و دانش انقلابی برای پیروزی در این پیکار را دارد، اما هواداران ایرانی به دلیل نهادینه شدن ویژگی‌های جامعه نئولیبرال دچار درون‌گرایی شده‌اند و انجام وظایف دشوار شده است.

🤝 شناخت جمعی و همکاری

شناخت جامعه و نبرد فرهنگی تنها از طریق همکاری، گفتگو و خرد جمعی ممکن است. هیچ فردی نمی‌تواند دانش همه پدیده‌ها را داشته باشد، اما با داد و ستد اندیشه‌ها می‌توان به شناخت و دگرگونی واقعی دست یافت و سرشت جامعه را تغییر داد.




تحریم ژاک بود؛ سانسور صدای متفاوت در اروپا

🚨
اتحادیه اروپا اخیراً نام ژاک بود، کارشناس اطلاعاتی سوئیسی و نویسنده شناخته‌شده را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است. این اقدام نشان‌دهنده تلاش بروکسل برای حذف صداهایی است که با روایت رسمی غرب از جنگ اوکراین همخوانی ندارند.

📚 پیشینه ژاک بود
بود، سرهنگ سابق ارتش سوئیس و عضو اطلاعات راهبردی این کشور، آموزش‌های خود را در سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا گذرانده است. او سال‌ها در سازمان ملل، اتحادیه آفریقا و ناتو فعالیت داشته و در زمینه مبارزه با گسترش سلاح‌های سبک مسئولیت‌های مهمی بر عهده داشته است. همچنین در بحران اوکراین ۲۰۱۴ نقش مشاوره‌ای ایفا کرده و کتاب‌های متعددی درباره جنگ، تروریسم و اطلاعات منتشر کرده است.

🎥 حضور رسانه‌ای
ژاک بود در سال‌های اخیر به‌طور مرتب در رسانه‌ها و کانال‌های یوتیوب مانند Dialog Works و Glenn Diesen حضور داشته است. تحلیل‌های او بر پایه منابع مستند و یادداشت‌های دقیق ارائه می‌شوند، به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران و علاقه‌مندان به مسائل ژئوپلیتیک به آثارش رجوع می‌کنند.

⚖️ واکنش اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا او را به «ابزار تبلیغات روسیه» و «ترویج نظریه‌های توطئه» متهم کرده است. این تصمیم شامل مسدودسازی دارایی‌ها، ممنوعیت ورود به خاک اروپا و محدودیت‌های مالی است. بسیاری این اقدام را نشانه‌ای از ضعف دموکراسی در اروپا و تلاش برای کنترل روایت‌ها می‌دانند.

🔍 پیامدها و اثر استرایسند
تحریم ژاک بود احتمالاً نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. تلاش برای سانسور او باعث افزایش توجه عمومی به آثار و دیدگاه‌هایش می‌شود؛ همان چیزی که به‌عنوان «اثر استرایسند» شناخته می‌شود. اکنون بسیاری از منتقدان، این اقدام را اشتباه بزرگ بروکسل می‌دانند.

🎁شناخت و مطالعه آثار ژاک بود می‌تواند دیدگاه متفاوتی از جنگ اوکراین و سیاست‌های غرب ارائه دهد. حمایت از او با خرید کتاب‌هایش یا دنبال کردن گفت‌وگوهایش در رسانه‌ها، راهی برای مقابله با سانسور و حفظ آزادی اندیشه است.




«مزدک؛ مصلحی که تاریخ رسمی حذفش کرد»

⚖️
جنبش مزدک یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جنبش‌های اجتماعی ایران باستان است؛ اما آنچه امروز در کتاب‌ها درباره او می‌خوانیم، عمدتاً حاصل نگاه دشمنانش است.

🌍 مزدک نه یک شورشی بی‌هدف، بلکه مصلح اجتماعی بزرگی بود که در دوره ساسانیان پرچم برابری‌خواهی را برافراشت. جامعه آن دوران به‌شدت طبقاتی و فئودالی بود:

  • 👑خاندان سلطنت 🏰 ملاکان بزرگ موبدان

اکثریت مردم یا برده بودند یا رعیت، و بیش از ۱۲۵ نوع مالیات رسمی و مذهبی بر آن‌ها تحمیل می‌شد.

مزدک با طرح «حق همگان» خواستار تقسیم عادلانه منابع، کاهش قدرت طبقات ممتاز و اصلاح فساد نهادهای مذهبی شد. او توانست بسیاری از مغان رده پایین و توده‌های فقیر را جذب کند و آثار فردوسی نشان می‌دهد که مزدک بر ضرورت برابری اقتصادی تأکید داشته و مخالف انباشته‌شدن ثروت در دست گروهی خاص بود.

حکومت ساسانی که اتکای خود را بر ائتلاف سلطنت و روحانیت می‌دید، این جنبش را تهدیدی بزرگ تلقی کرد. خسرو انوشیروان با خشونتی بی‌سابقه دستور قتل هزاران مزدکی را صادر کرد و با تبلیغات گسترده و نسبت دادن اتهامات ناروا—از جمله «اشتراکی بودن زنان»—چهره آنان را مخدوش نمود.

📖 این روش دیرینه قدرت‌هاست: ابتدا اصلاح‌طلبان را سرکوب می‌کنند، سپس تاریخ را بازنویسی می‌کنند تا جنایت‌ها را توجیه کنند.

💡 متأسفانه روایت رسمی نوشته‌شده توسط فاتحان، طی قرن‌ها چنان تکرار شده که بسیاری هنوز مزدک را با اتهامات بی‌اساس می‌شناسند. امروز زمان آن است که با بازخوانی منابع تاریخی و توجه به شرایط اجتماعی آن دوران، نقش واقعی مزدک به‌عنوان یکی از پیشگامان عدالت‌طلبی ایران دوباره شناخته شود.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




آزادی از سلطه سود و توسعه انسانی

🌱

یکی از اصول بنیادین سوسیالیسم، آزادی از «اصل سود» است. در نظام سرمایه‌داری، هدف اصلی تولید، افزایش سود و مرفهیت سرمایه‌داران است. با اجتماعی‌کردن ابزار تولید و انتقال مالکیت آن‌ها از بخش خصوصی به جامعه، این مشکلات از ریشه حل می‌شوند.

🕊 محور توسعه انسانی

در جامعه سوسیالیستی، محور توسعه نیازهای انسانی و اجتماعی است. کاهش ساعات کار و تأمین وقت آزاد برای افراد، فرصت شکوفایی استعدادها و توانایی‌های فردی را فراهم می‌سازد.

⚙️ بازیابی نیروهای تولیدی

یکی از عناصر کلیدی سوسیالیسم، بازیابی نیروهای تولیدی از کنترل سرمایه و واگذاری آن‌ها به کارگران است. ویژگی‌های کلیدی این نیروها در جامعه سوسیالیستی شامل:

  • دسترسی انسان‌ها به ابزار تولید همراه با وقت آزاد، ارتقای کیفیت زندگی کارگران
  • سازگاری با حفاظت از محیط زیست

مارکس در نظریه خود بر اهمیت «زمان آزاد» به عنوان ثروت واقعی تأکید کرده است. در جوامع سرمایه‌داری، نه تنها محصولات کار، بلکه وقت آزاد انسان نیز به غارت رفته است.




لنین، انقلاب در پیرامون و الهام‌بخشی به مائو — چرا حاشیه می‌تواند مرکز انقلاب باشد؟

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review

🌍 لنین: انقلاب فقط از اروپا نمی‌آید
🔥 برخلاف تفسیرهای تقلیل‌گرایانه، لنین مبارزات کشورهای تحت ستم را صرفاً «ابزار کمکی» برای انقلاب اروپا نمی‌دانست. او در سخنرانی برای خلق‌های شرق (۱۹۱۹) گفت:
«انقلاب سوسیالیستی… مبارزهٔ تمام مستعمرات و کشورهای تحت ستم علیه امپریالیسم بین‌المللی خواهد بود.»
این یعنی پیرامون می‌تواند اولویت استراتژیک انقلاب باشد، نه حاشیهٔ فرعی آن.

⚒️ ماهیت دوگانهٔ جنبش‌های ملی
لنین در گزارش کمیسیون مسائل ملی و استعماری (۱۹۲۰) توضیح داد که این جنبش‌ها — به دلیل توسعه‌نیافتگی — در آغاز ماهیتی بورژوایی–دموکراتیک دارند. وظیفهٔ کمونیست‌ها؟
👉 حمایت انتقادی
🚩🛡️اما فقط تا زمانی که این جنبش‌ها واقعاً انقلابی باشند و علیه امپریالیسم و فئودالیسم بجنگند.

⛔ ردّ جبرگرایی سرمایه‌داری
لنین با این ایده که «کشورهای تحت ستم ناگزیر باید تمام مراحل سرمایه‌داری را طی کنند» به‌شدت مخالفت کرد. او با الهام از تجربهٔ روسیه، امکان گذار به سوسیالیسم را مطرح کرد — مشروط به:

  • رهبری پرولتاریا 👷‍♂️
  • اتحاد با دهقانان 🌾
  • پیوند انقلابی با جمهوری‌های شوروی ⭐

🏭 از لنین تا مائو: شکل‌گیری یک تئوری انقلابی جدید
✊🌾 این دیدگاه، پایهٔ تحلیل انقلابیون بعدی شد. مائو تسه‌تونگ در «تحلیل طبقاتی جامعهٔ چین» (۱۹۲۶):

  • بین بورژوازی کمپرادور (متحد امپریالیست‌ها) و بورژوازی ملی دوپهلو تمایز گذاشت.
  • و بر اتحاد پرولتاریا + دهقانان + خرده‌بورژوازی به‌عنوان نیروی اصلی انقلاب ضدامپریالیستی و دموکراتیک جدید تأکید کرد.



مسأله چیست؟ رابطه یا تسلیم؟

🌍🤝
در یادداشتی اصلاح‌طلبانه که اخیراً در روزنامه شرق منتشر شده، صحبت از روابط با امریکا شد. آنچه برجسته می‌شود اساساً «رابطه برابر با آمریکا» نیست. رابطه، در معنای سیاسی و دیپلماتیک آن، امری طبیعی است: هر کشوری باید بتواند با هر کشور دیگری که زورگو نباشد و به حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی احترام بگذارد، روابطی برابر، سالم و مبتنی بر منافع متقابل داشته باشد.
اما آمریکا دقیقاً نقطه مقابل این تعریف است؛ قدرتی که تحریم، تهدید، فشار و مداخله را ابزار عادی سیاست خارجی خود می‌داند.

📉🦅 گفتمان اصلاح‌طلبانه: واقع‌بینی یا توجیه تسلیم؟
وقتی آمریکا به‌عنوان قدرت بلامنازع و تغییرناپذیر معرفی می‌شود، این دیگر واقع‌بینی نیست؛ این نهادینه‌کردن پذیرش سلطه است.
در این روایت، مشکلات ساختاری اقتصاد، فساد، ناکارآمدی و وابستگی، همگی به تحریم تقلیل داده می‌شود تا نسخه نهایی، یعنی عقب‌نشینی سیاسی، توجیه شود. یک کلمه از اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی گفته نمی شود.

💼💰 پای منافع طبقاتی در میان است
لایه‌های مالی و بوروکراتیک بورژوازی انگلی، که حیاتشان به رانت، واسطه‌گری، واردات و پیوند با سرمایه جهانی گره خورده، خواهان تسلیم کامل در برابر خواست‌های آمریکا هستند.
برای این لایه‌ها، رفع تحریم به هر قیمت، حتی با قربانی‌کردن استقلال سیاسی، سودآور است.

🏭⚙️ شکاف درون بورژوازی
در مقابل، بخش‌هایی از بورژوازی تجاری و نظامی، تسلیم کامل را به نفع منافع طبقاتی خود نمی‌دانند. نه از سر آرمان‌گرایی، بلکه چون می‌دانند حذف کامل اهرم‌های قدرت و چانه‌زنی، جایگاه آنان را نیز تضعیف می‌کند.

🚫 پس بحث، «رابطه با آمریکا» نیست؛ بحث، نوع رابطه است. آنچه امروز از سوی اصلاح‌طلبان تبلیغ می‌شود، رابطه برابر نیست، بلکه پذیرش نظم تحمیلی و سرسپردگی سیاسی–اقتصادی است. و این، مسیری است که نه به توسعه می‌رسد و نه به عدالت، بلکه تنها به بازتولید وابستگی می‌انجامد.




چالش‌ها و تضادها: رؤیای سوسیالیستی در برابر واقعیت‌های سخت

🤔

⚖️ چالش‌ها و تضادهای DDR
جمهوری دموکراتیک آلمان بدون چالش و تضاد نبود. رقابت مداوم با مصرف‌گرایی فریبندۀ غرب، به ویژه در میان نسل جوان، آرزوها و نیازهای جدیدی ایجاد می‌کرد که اقتصاد برنامه‌ریزی شده اغلب نمی‌توانست با سرعت و تنوع کافی برآورده کند.

🛒 نمادهای نارضایتی
وجود فروشگاه‌های «اینترشاپ» از سال ۱۹۷۴، که کالاهای لوکس غربی را تنها در ازای ارزهای قابل تبدیل (مانند مارک آلمان غربی) می‌فروختند، یک خط نمادین ثروت و امتیاز در جامعه ایجاد کرد و باعث ایجاد نارضایتی شد. این تضاد، شکافی بین ایده‌آل‌های سوسیالیستی و واقعیت اقتصادی ایجاد کرد و حساسیت نسل جوان را افزایش داد.

💸 هزینه‌های اجتماعی و محدودیت منابع
یارانه‌های گسترده و هزینه‌های اجتماعی سنگین، منابع مالی عظیمی می‌بلعید که در غیر این صورت می‌توانست برای نوسازی فناوری‌های قدیمی در صنایع پایه، مانند معادن زغال سنگ قهوه‌ای، سرمایه‌گذاری شود. این فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های ذاتی یک سیستم برنامه‌ریزی شده را برجسته می‌کرد و مدیریت منابع را به چالشی دائمی تبدیل می‌کرد.

🌱 تناقض میان ایده و واقعیت
برخی از رهبران، به جای تعریف و ترویج یک سیستم ارزشی جایگزین مبتنی بر توسعه انسانی، معنویت و زندگی فرهنگی غنی، ناخواسته در دام این رقابت افتادند و سعی کردند در «استاندارد مصرف» با غرب رقابت کنند—هدفی که از ابتدا غیرواقعی و گمراه‌کننده بود. یک کشور سوسیالیستی با منابع محدود نمی‌توانست و نباید با یک قدرت سرمایه‌داری ثروتمند و استثمارگر در این عرصه رقابت کند.

🌀 واقعیت پیچیده
این تضادها بخشی از واقعیت پیچیده و انسانی زندگی در یک آزمایش سوسیالیستی بلندپروازانه تحت محاصرۀ دائمی بود. DDR تجربه‌ای تاریخی است که نشان می‌دهد چگونه ایده‌های آرمانی و محدودیت‌های عملی می‌توانند در تعامل با یکدیگر، هم فرصت و هم چالش ایجاد کنند.




پشت کردن برخی توده‌ای‌ها به مارکسیسم

⚠️

بدبختانه برخی گروه‌هایی که خود را توده‌ای می‌دانند، در کنار گروه‌هایی قرار گرفته‌اند که به جای پشتیبانی از سیاست طبقاتی مستقل حزب توده ایران، ما را به دنباله‌روی گروه‌های وابسته به دستگاه فرمانروایی جمهوری اسلامی سوق می‌دهند و برخی دیگر به نقش امپریالیسم کم بها می دهند و این مقوله را قبول ندارند.

  • گروه‌هایی مانند “راه توده” همواره از هاشمی رفسنجانی و دوستان او حمایت می‌کنند.
  • “عدالت” دل‌باخته احمدی‌نژاد و مشایی است.
  • ۱۰ مهر” سیاست‌های سپاه و رهبر آن را ضدامپریالیستی جلوه می‌دهد.

این گرایش‌ها هر آنچه از مارکسیسم و واکاوی دیالکتیکی یاد گرفته بودند، فراموش کرده‌اند و به جای تمرکز بر سیاست طبقاتی مستقل، به قدرت‌های بورژوازی و نظام تئوکراتیک نزدیک شده‌اند.

کسانی که وجود امپریالیسم را انکار می‌کنند، چشم خود را بر واقعیت سلطه سرمایه‌داری جهانی و استثمار ملت‌ها بسته‌اند.
از نگاه مارکسیستی، این انکار چیزی جز بازتولید ایدئولوژی طبقات حاکم برای پنهان کردن تضادهای بنیادین نظام سرمایه‌داری نیست.

🔍 ضرورت تحلیل طبقاتی

برای مارکسیست‌ها، بررسی رویدادها و پدیده‌ها بدون فهم آرایش طبقاتی دستگاه حاکم ممکن نیست.
شناخت لایه‌های بورژوازی دیوان‌سالاری، مالی و بازرگانی و بورژوازی نظامی و نحوه همگرایی آن‌ها در سرکوب مردم، کلید درک سیاست‌های جمهوری اسلامی است و نشان می‌دهد چرا برخی گروه‌ها در دنباله‌روی قدرت‌ها و نه سیاست طبقاتی مستقل، گرفتار شده‌اند. تغییر شرایط داخلی بدون یک سمتگیری ضدامپریالیستی و اقتصاد غیرسرمایه داری هم ممکن نیست.