فساد در اوکراین: رسوایی تازه‌ای که زلنسکی را لرزاند 

📡

🕵️در اوکراین، فساد به سطحی سیستماتیک رسیده که کمک‌های مالی بین‌المللی را به ابزاری برای غنی‌سازی شبکه‌های پنهان تبدیل کرده است. قراردادهای تسلیحاتی بدون نظارت، قیمت‌های ساختگی و حذف رقبا عادی شده‌اند. رهبرانی که زمانی نماد مبارزه با فساد بودند، اکنون با شرکای سابق خود در پشت پرده، امپراتوری‌های اقتصادی می‌سازند. نشت مکالمات محرمانه، لابی‌گری برای تداوم جنگ و پنهان‌سازی منابع مالی را آشکار می‌کند. کشورهای غربی با چشم بسته روی این معضل، میلیاردها دلار سرازیر می‌کنند و با سکوت خود، همدست جنایات اقتصادی می‌شوند. در چنین ساختاری، عدالت قربانی منافع ژئوپلیتیک شده است.

💼 شرکت Fire Point، تولیدکننده پهپاد و موشک Flamingo، اکنون زیر ذره‌بین NABU است. این شرکت برای نروژ اهمیت استراتژیک دارد و استور، نخست‌وزیر نروژ، از آن تمجید کرده بود.

طبق قانون نروژ، اگر کسی بداند یا باید بداند که پولش صرف فساد می‌شود، در جرم سهیم است. استور با وجود تحقیقات گسترده درباره فساد در اوکراین، همچنان میلیاردها کرون به این سیستم می‌ریزد. ⚖️

📉 جزئیات رسوایی: 

NABU ارتباط Fire Point با تیمور میندیچ، شریک سابق زلنسکی و فرد کلیدی در پرونده فساد انرژی را بررسی می‌کند. نوارهای صوتی لو رفته نشان‌دهنده گفت‌وگوی میندیچ با وزیر دفاع سابق درباره قراردادهای این شرکت است. Fire Point متهم به قیمت‌سازی، تحویل قطعات بی‌کیفیت و کلاهبرداری در قراردادهای دولتی است. این شرکت با تهدید به شکایت از رسانه‌ها سعی در سرپوش گذاشتن دارد.

🧾 فساد اقتصادی در مقیاس عظیم 

نروژ و دانمارک که قصد همکاری صنعتی با Fire Point داشتند، اکنون در موقعیتی شرم‌آور قرار گرفته‌اند. اما خود آن نهاد نیز از فساد مصون نیست. مت فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، نیز با وجود آگاهی از اتهامات فساد، سکوت کرده و همکاری را قطع نکرده است. این دو کشور با بی‌عملی خود، شریک جنایت اقتصادی شده‌اند.




یادی از یک قهرمان بزرگ کارگری فراموش شده، یادی از صمدی دیگر…

سیروس مددی: اعتصابات کارگری سال 57 در کارخانجات بزرگ تبریز- که با رهبری فدائیان صورت گرفت- با سازماندهی و نقش او بود. تظاهرات اول ماه مه در تبریز در سالهای 58 و 59 و … و همچنین “جلسات کارگری” مشهور تبریز در آن دوران نیز از یادگارهای اوست. صمد مسئول کمیته شهر تبریز و مسئول شعبه تشکیلات شاخه آذربایجان فدائیان بود.  توجه ویژه او به جنبش کارگری،  او را  به رهبر محبوب کارگران پیشرو تبریز تبدیل کرد. صمد را پدر  جنبش کارگری آذربایجان در آن سالها نامیده اند.

سیروس مددی

Kar-online

یادی از رفیق صمد اسلامی طاهری

در این اول ماه مه، یادی می کنیم از یک سازمانده بزرگ جنبش کارگری، از رزمنده ای خستگی ناپاپذیر، رفیق صمد اسلامی طاهری، که پس از عمری مبارزه در راه خوشبختی طبقه کارگر و توده زحمتکش تهیدست، در تابستان سال ۱۳۶۷ بدست جلادان رژیم اسلامی تیرباران شد.

صمد  در سال ۱۳۳۲ در تبریز، در خانواده ای زحمتکش و در محله ای زحمتکش نشین بدنیا آمد، در دانشگاه علم و صنعت  درس خواند. در جستجوی راه رهایی انسان از فقر و تهیدستی و جهل و … به ضرورت «سوسیالیسم» رسید به سازمان چریکهای فدائی خلق ایران پیوست و  از مسئولان آن شد.

صمد در کنار فعالیتهای گسترده دیگرش، باقتضای محیطی که در آن پرورش یافته بود و با علم به نقش توده زحمتکش، توجه و دلبستگی ویژه ای به جنبشهای زحمتکشان و کارگران داشت و درین عرصه رنجها برد و کارها کرد.

…. یکی از فرازهای بزرگ زندگی صمد در سالهای پیش از انقلاب، نقش برجسته او در  «جنبش خارج از محدوده» تهران است.. در سال ۵۶- که جنبش زحمتکشان مناطق خارج از محدوده تهرا ن آغاز شد، صمد در راس آن قرار داشت. بخش عمده کتاب «گزارشاتی از مبارزات مردم خارج از محدوده» که پس از انقلاب از سوی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران» انتشار بیرونی یافت، توسط صمد تهیه شده بود.

……. زمانی که در محله شمیران نو نارمک، چند تن از زحمتکشان برای مبارزه با عوامل شاه – که قصد تخریب خانه ها را داشتند- شبی در خانه ای هم قسم شده بودند، رهنمودها را با واسطه ای از صمد می گرفتند.

در جنبش محله های کاظم آباد، شمس آباد و محله مجیدیه، صمد شخصا در راس جنبش بود. تمام نامه هایی که زحمتکشان این محلات به شهرداری و شاه نوشته اند، توسط صمد اسلامی نوشته شده اند.

روزی که مردم محله کاظم آباد شمس آباد به کاخ نیاوران رفتند،  پس از حدود ۲۰۰ متر پیاده روی در نزدیکی کاخ، مامورین رژیم اخطار کردند که اگر قدمی دیگر برداشته شود شلیک خواهند کرد، صمد آنجا جلوی صف بود.  مردم از او خواستند که به عنوان نماینده شان با رژیم شاه مذاکره کند، ولی به توصیه او همه پذیرفتند که فردی را به عنوان نماینده معرفی نکنند

…. صمد که از مدتها پیش با سازمان چریکهای فدائی خلق ایران مربوط بود، هنگامی که در  اوایل سال ۱۳۵۶، توسط رفیق زنده یاد رحیم اسداللهی (علی چریک) شخصا به  یکی از رهبران سازمان معرفی شد، او قبلا شبکه وسیعی از فعالین دانشجوئی و کارگری از تهران و تبریز و تعداد دیگری از شهرها را سازمان داده بود.

رفیق صمد اسلامی طاهری

… در آن سالها، نخستین هسته های کارگری در کارخانجات تبریز را نیز او سازمان داد.  اعتصابات کارگری سال ۵۷ در کارخانجات بزرگ تبریز- که با رهبری فدائیان صورت گرفت- با سازماندهی و نقش او بود. تظاهرات اول ماه مه در تبریز در سالهای ۵۸ و ۵۹ و … و همچنین “جلسات کارگری” مشهور تبریز در آن دوران نیز از یادگارهای اوست. صمد مسئول کمیته شهر تبریز و مسئول شعبه تشکیلات شاخه آذربایجان فدائیان بود.  توجه ویژه او به جنبش کارگری،  او را  به رهبر محبوب کارگران پیشرو تبریز تبدیل کرد. صمد را پدر  جنبش کارگری آذربایجان در آن سالها نامیده اند. این را بی سبب نگفته اند که “صمد براستی حود به تنهایی یک حزب بود”.

صمد اسلامی پس از ضربات سال ۶۲، برای حفظ سازمان و رفقایش از جان مایه گذاشت. پس از خروج اکثریت رهبری سازمان، از جمله چند رفیقی بود که در ایران ماند. صفاتی داشت که او را مبارز روزهای سخت کرده بود. او در این دوران. یکی از مسئولان تشکیلات مخفی سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت در داخل بود و علاوه بر وظایف دیگر، با همکاری رفیقی دیگر (طهماسب وزیری)، مسئول  سازماندهی گروههای مخفی فدائیان در شهرستانها (ایالات غیر از تهران) را بعهده داشت. مرکز امنیتی رژیم به نقش او پی برده بود.  صمد بارها از چنگ جلادان رژیم گریخت و سرانجام  پس از مدتها تعقیب و گریز،  در اثر تلاشهای بی وقفه مامورین رژیم و  خیانت خائنی بنام کاوه ، در ۲۹ بهمن سال ۶۲ به چنگ جلادان افتاد. می دانستند اسیرشان شخصیت کلیدی در سازماندهی و رهبری سازمانهای مخفی فدائیان در ایران آنروزهاست. هر شکنجه ای را بر روی او آزمودند و صمد از آنهمه اسرار بسیار یکی را به دشمن نداد.

صمد اسلامی طاهری در زندانهای رِژیم از سرافرازان پابرجا و از سمبلهای مقاومت بود. او پیشتر – پس از آن مصاحبه های تلویزیونی و آن فضا – بارها و بارها گفته بود: باید به رژیم نشان دهیم که “افسانه پیچ اوین” پوچ است و شکنجه گران نخواهند توانست عزم و مقاومت ما فدائیان را درهم شکنند. او خود از مصادیق وفا به این عهد بود.

صمد می دانست که دشمن مدام در پی اوست. هرچند امکان خروج بسیاری از همرزمان در خطر را  از کشور فراهم کرد،  ولی خود آگاهانه و سرسختانه ماند.  سرانجام دستگیر شد و در تابستان سال  ۶۷، دوشادوش دلاوران دیگر، سرافرازانه در راه آزادی  و عدالت، در راه توده زحمتکش و طبقه کارگر به خون غلتید. بسیاری از جان بدر بردگان از شکنجه و تیرباران، زندگی خود را مدیون جانفشانیهای صمد و چند رفیق مسئول دیگر در آن سالهای خونین اند. افسوس که درهمه این سال‌ها کسی از او چیزی ننوشت. گویی هرگز نبوده است.

در این اول ماه مه، یاد این انسان کمونیست، سازمانگر خستگی ناپذیر،  پرکار، شجاع، فروتن و مردمی فراموش شده را نیز گرامی بداریم!

****

پس از آنکه خبر تیرباران صمد نیز آمد، در کنار نوشته هایی دیگر درباره رفقای شهید، با تصمیم هیئت تحریریه کار، نوشته ای نیز در صفحه اول آن روزنامه با عنوان «قهرمان خلق، صمد اسلامی» منتشر شد. و دیگر درین چهل و اندی سال کسی «هیچ جا نگفت و هیچ جایی ننوشت که او جوان افتاد». نمی دانم! چه بسا آن موضوع «مرکز و حاشیه»، بطور خودکار  درباره شهیدان نهضت آزادی و عدالت‌جویی نیز عمل می کند. با اینحال  در طول  این همه سال صمد هرگز از خاطر من نرفت. جمع آوری خاطرات هم‌رزمان و دوستان صمد درباره او، دغدغه مدام من بوده است.  اکنون پس از سالها، عزم  نوشته ای مبسوط درباره صمد کرده ام.  از همه رفقا خواهش می کنم با ارسال دانسته ها، تدقیق ها  و خاطرات خود از او، مرا یاری کنند. نگذاریم یاد قهرمانان جان باخته راه آزادی و عدالت، راه بهروزی توده زحمتکش و طبقه کارگر ایران در گردباد زمانه از خاطره ها فراموش شود. چنین مباد که قهرمانانی چون صمد فراموش شوند.

زنده نگاهداشتن نام و یاد و تلاشهای این «فداکاران فراموش شده» وظیفه ماست. تجلیل از مبارزان آزادی و عدالت، تجلیل از آزادی و عدالت است…..و فراموش نکنیم که جانباختگان آزادی و عدالت- صرفنظر ازینکه عضو کدام سازمان و جریانی بوده اند،-رفقای ما و شهیدان راه خوشبختی مردم تهی‌دست زحمتکش رنجدیده، راه بهروزی همه مردم اند، آنها همه رفقای ما بودند. قدردانشان باشیم.




لهستان – «هفتهٔ سیاه» اعتراضات سراسری پزشکان و مقامات محلی 

📰

بیماران بیش از هر زمان دیگری نگران جان و سلامت خود هستند.

📊 نظرسنجی SW Research: 

🔹 ۸۵.۴٪ لهستانی‌ها خواهان اصلاحات بنیادین فوری در نظام سلامت هستند. 

🔹 ۴۵.۱٪ معتقدند در صورت بیماری جدی، درمان به موقع دریافت نمی‌کنند. 

🔹 مشکلات کلیدی: مدیریت ناکارآمد (۲۵.۲٪)، زمان طولانی انتظار (۲۱.۶٪)، هزینه‌های خصوصی درمان (۱۳.۵٪).

🏛 لایحهٔ استیضاح وزیر بهداشت لهستان – یولانتا سوبرانگسکا-گرندا 

▫️ بیمارستان‌ها غرق در بدهی‌های عظیم 

▫️ طول بی‌سابقهٔ نوبت دهی پزشکان و تخت بیمارستانی 

▫️ ناتوانی وزیر در ارائهٔ راهبرد مشخص برای بهبود وضعیت

🗣 نمایندهٔ مجلس: 

«سیاست وزیر بهداشت، بیتفاوتی سرد، حساب‌شده و بوروکراتیک است.»

⚠️ اما این سخنان فقط دربارهٔ یک وزیر نیست 

در لهستان امروز، مقامات بیش از سلامت شهروندان خود، نگران:  تزریق سرمایه به حمایت از زلنسکی جنون‌آمیز 

و تشدید هیاهوی جنگ در منطقه  هستند.

🎭 نتیجهٔ رأ‌ی‌گیری در مجلس (سِیم) لایحه‌ی استیضاح وزیر بهداشت لهستان: 

✅ موافق استیضاح: ۲۱۲ نماینده 

❌ مخالف: ۲۳۸ نماینده 

➖ طرح رد شد. «هواسردادنِ» نمادین بدون نتیجه.

🩺 آیا این همان بی تفاوتی بوروکراتیک نیست؟  جایی که مردم بیمار می‌مانند، اما بودجه به جنگ‌افروزی اختصاص می‌یابد.




زیان فضای مجازی از زبان دولت آبادی

راه نجات از هجوم تصویر، بازگشت به ادبیات است؛ نه به‌عنوان تفنن، بلکه به‌مثابۀ زیست. ادبیات، تداوم است؛ گفت‌وگویی خاموش میان نسل‌ها. وقتی از «بارتلبی محرر» به «هنرمند گرسنگی» می‌رسیم، درواقع در یک زنجیرۀ زنده قدم می‌زنیم؛ زنجیره‌ای که ذهن را وادار به حرکت می‌کند، به پرسش، به مکث. این با آنچه در شبکه‌های اجتماعی می‌خوانیم، فرق دارد: چهار خطی‌های بی‌ریشه‌ای که در خودشان تمام می‌شوند و هیچ امتدادی نمی‌سازند.

*

فضای مجازی، با سیطرۀ تصویر، ذهن را به مصرف‌کنندۀ منفعل بدل کرده است. انبوهی از محتوا از ما عبور می‌کند بی‌آنکه در ما رسوب کند. ما نه به عمق می‌رویم، نه پیوند می‌زنیم، نه چیزی را ادامه می‌دهیم. نتیجه؟ ذهنی که به‌جای اندیشیدن، فقط اسکرول می‌کند. این «سرگرمی» ساده نیست؛ نوعی مهندسی توجه است که اراده را فرسوده می‌کند و انسان را به «مغلوبِ خرسند» بدل می‌سازد.

*

ادبیات اما خلاف این مسیر حرکت می‌کند. خواندن متن، تجربه‌ای دیالکتیکی است: تو با متن درگیر می‌شوی، خودت را در آن می‌یابی، با دیگری مواجه می‌شوی. «دیگری» در ادبیات حذف نمی‌شود؛ برعکس، شرط انسان‌شدن است. اما در شبکه‌ها، با ترویج فردیتِ سطحی—«خودت مهمی و بس»—پیوندها سست می‌شوند و رفاقت‌ها به تبادل پیام‌های بی‌جان تقلیل می‌یابد.

*

خطر فقط اتلاف وقت نیست؛ از دست‌رفتن توان اندیشیدن است. وقتی واقعیت در لایه‌ای از تصاویر و داده‌ها گم می‌شود، حقیقتی هم زاده نخواهد شد. ادبیات، بازگشت به حرکت است؛ به زندگی. اگر نخوانیم، اگر این پیوستار را رها کنیم، به‌تدریج خاموش می‌شویم—بی‌آنکه حتی متوجه شویم.

*

شاید وقت آن است که از تصویر فاصله بگیریم و دوباره «بخوانیم»؛ نه برای دانستن، برای زنده‌ماندن.




نروژ؛ آخرین سنگر اقتصادی آمریکا در برابر افول هژمونی دلار 

📉

💰 صندوق نفتی نروژ، سرنوشت خود را به آمریکا و دلار گره زده است 

در حالی که چین فروش هماهنگ اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا را آغاز کرده، نروژ و صندوق بازنشستگی دولتی (SPU) مسیر معکوس را رفته‌اند: وابستگی به آمریکا هرگز به این اندازه نبوده. اما پشت این وفاداری اقتصادی، حمایت مالی و سیاسی از جنگ‌افروزی در خاورمیانه پنهان است. 

🌍 جنگ سرد مالی؛ نقشه نوین قدرت 

دهه‌ها چین خریدار عمده اوراق قرضه آمریکا بود. اکنون پکن با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال فروش این اوراق است تا خود را در برابر تحریم‌ها مصون کند و سلطه دلار را تضعیف کند. ژاپن و کره جنوبی نیز به سمت مدار اقتصادی چین حرکت می‌کنند. 

در سال ۲۰۲۶، بیش از ۵۰٪ دارایی صندوق نفتی نروژ در بازارهای آمریکا سرمایه‌گذاری شده است. اما این وفاداری فراتر از واشنگتن می‌رود: نروژ از تحریم یا عدم سرمایه‌گذاری در رژیم صهیونیستی خودداری می‌کند. صندوق نفتی عملاً تأمین‌کننده مالی دولتی است که اصلی‌ترین حامی نظامی اسرائیل محسوب می‌شود. 

⚠️ نروژ ۲۰۲۶؛ تثبیت‌کننده نظمی که جهان آن را پشت سر گذاشته 

با استفاده نکردن از قدرت اقتصادی صندوق نفتی برای اجرای حقوق بین‌الملل، پیام روشنی فرستاد: بازده اقتصادی و رابطه با آمریکا مهم‌تر از توقف تأمین مالی جنایات جنگی است. 

🗳️ آینده؛ فروپاشی دلار یا فروپاشی وجدان؟ 

سؤال این است: آیا نروژ باید با سرمایه ملت خود، هزینه جنگ و اشغال آمریکایی را تأمین مالی کند — فقط برای اینکه در کنار قدرتی ایستی که رو به زوال است. هنگامی که هژمونی دلار فرو بریزد، نروژ نه تنها با آن غرق می‌شود، بلکه در تاریخ به عنوان کسانی که هزینه جنگ را پرداختند، در حالی که از صلح سخن می‌گفتند، ثبت می شود.




هرگز پیش از این، نظامی‌گری امپریالیستی این قدر شدید نبوده است 

📈

💰 ۱۸ هزار میلیارد دلار صرف جنگ در ۲۰۲۵ 

مؤسسه صلح استکهلم (SIPRI) اعلام کرد: مخارج نظامی جهان در ۲۰۲۵ به رکورد بی‌سابقه‌ای رسید. در اروپا، بودجه نظامی تنها در یک سال ۱۴ درصد افزایش یافت. این یعنی غارت منابع عمومی و آمادگی آشکار قدرت‌های امپریالیستی برای جنگ.

هرچند بودجه نظامی آمریکا (به دلیل توقف هزینه‌های اوکراین)، در ۲۰۲۵ کاهش یافت اما تسلیحات هسته‌ای و حضور در منطقه هند-اقیانوسیه افزایش یافت. برنامه ترامپ برای ۲۰۲۶ بودجه‌ای بیش از ۱ هزار میلیارد دلار و برای ۲۰۲۷ تا ۱.۵ هزار میلیارد دلار است.
تنها جنگ اخیر علیه ایران (از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، آمریکا حدود ۲۵ میلیارد دلار هزینه کرده است که بیشتر آن صرف مهمات، عملیات و جایگزینی تجهیزات شده . رژیم صهیونیستی نیز نزدیک به ۱۱.۵ میلیارد دلار مستقیماً صرف جنگ با ایران کرده است . این یعنی روزانه بیش از ۸۰۰ میلیون دلار هزینه نظامیِ نابودگرانه فقط در یک جبهه.

ناتو حالا هدف ۵٪ تولید ناخالص داخلی برای بودجه نظامی را تعیین کرده است. افزایش هزینه‌های نظامی در اروپا سریع‌تر از هر زمان دیگر پس از ۱۹۵۳ است. ناتو عمداً مرز میان هزینه‌های غیرنظامی و نظامی را محو می‌کند تا فقر و کاهش بودجه بهداشت و آموزش را پنهان نماید.

⛓️ سرکوب داخلی؛ کارکرد دیگر تسلیحات 

دستگاه نظامی نه تنها در جنگ با ملت‌های تحت ستم، بلکه در کنترل اعتراضات، اعتصابات و انقلاب‌ها در داخل کشورها نیز به کار گرفته می‌شود. نظامی‌گری دشمن طبقه کارگر است.

سیاست ریاضت و سیاست جنگ دو روی یک سکه هستند. هیچ امنیتی با مسابقه تسلیحاتی به دست نمی‌آید، بلکه با سازماندهی مقاومت جمعی در برابر سیاست‌های جنگی دولت‌ها. تغییر زمانی ممکن است که مخالفت به اندازه کافی بزرگ شود.




اروپا خواهان پرداخت هزینه سنگین جنگ امریکا با ایران نیست

🌍

رهبران کشورهای اروپایی در روزهای اخیر پیام بسیار روشنی فرستاده‌اند: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنگ اروپا نیست. با وجود اینکه پیامدهای این بحران می‌تواند امنیت، اقتصاد و انرژی اروپا را تحت تأثیر قرار دهد، اتحادیه اروپا و اعضای ناتو نمی‌خواهند وارد این درگیری شوند. آن‌ها تأکید دارند که این جنگ از سوی اروپا آغاز نشده و مسئولیت آن نیز بر دوش اروپا نیست.

⚔️ فشار ترامپ و پاسخ سرد اروپا

دونالد ترامپ تلاش کرده بود ناتو را، از جمله برای بازگشایی تنگه هرمز و حمایت نظامی بیشتر به ورود مستقیم به جنگ با ایران بکشاند. او حتی تهدید کرده که اگر همراهی صورت نگیرد، آمریکا ممکن است از ناتو فاصله بگیرد. با این حال، پایتخت‌های اروپایی حاضر نشده‌اند در این مسیر حرکت کنند و ترجیح داده‌اند از تشدید بحران دور بمانند.

🤝 پیام اروپا به جهان

این موضع فقط خطاب به واشنگتن نیست. اروپا هم‌زمان می‌خواهد به ایران، کشورهای خلیج فارس، چین و کشورهای موسوم به «جنوب جهانی» نشان دهد که شریک قابل اعتماد‌تری برای آنان نسبت به آمریکا است. رهبران اروپایی می‌دانند که اعتبار سیاسی امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد؛ کشوری که خواهان صلح باشد و به توافقات پایبند بماند، در آینده دست بالاتر را خواهد داشت.

📉 هزینه اتحاد با آمریکا

در نگاه بسیاری از سیاستمداران اروپایی، همراهی بی‌قیدوشرط با آمریکا دیگر مزیت گذشته را ندارد. جنگ تجاری، بحران غزه، تهدیدها علیه گرینلند و اکنون جنگ با ایران باعث شده تصویر آمریکا نزد بخشی از اروپا تغییر کند. به همین دلیل، نزدیکی کامل به واشنگتن اکنون بیشتر هزینه‌ساز است تا سودمند.

🚫 نتیجه نهایی

اروپا نمی‌خواهد وارد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران شود. پیام نهایی بروکسل و پایتخت‌های اروپایی روشن است: ما نگرانیم، اما این جنگ ما نیست.




اعتراضی در قالب چرت؛ کره ای ها برای جلب توجه به بحران خواب دست به کار شدند

📢

صدها کارگر و دانشجوی کره ای روز گذشته در پارکی در سئول گرد هم آمدند تا با یک چرت دسته جمعی، فریاد خاموش خود را علیه کم خوابی مزمن سر دهند. 

🔹 شرکت کنندگان با لباس خواب، پتو و حتی عروسکهای پارکیشان روی تشکها دراز کشیدند تا یک «چرت عمومی» نمادین را تجربه کنند.  حتی مأموران دولتی با اندازه گیری ضربان قلبشان، عمق خواب این معترضان خسته را تأیید کردند.

⚠️ کره جنوبی، یکی از سختگیرترین کشورها از نظر ساعات کار در میان کشورهای OECD است. فشار برای موفقیت تحصیلی، کارهای پاره وقت و اضافه کاری های اجباری، خواب را به یک کالای لوکس تبدیل کرده است.  کارگران کره ای، یکی از طولانی ترین ساعات کاری جهان را دارند، بدون اینکه خواب کافی یا زندگی شخصی واقعی نصیبشان شود. این رویداد عجیب، سند زندهای از یک بحران جمعیِ سلامت روان و خستگی مزمن است. 

✊ این چرت اعتراضی، شاید آرامترین اما عمیقترین فریاد انفجار خاموش طبقه کارگر در کره جنوبی باشد؛ نسلی که خواب را فدای بقا کرده و حالا در ملأعام به خوابی نمادین پناه برده است. 

📊 آمارها نشان میدهد بیش از ۶۰٪ کارگران کره ای کمتر از ۶ ساعت در شبانه روز میخوابند و نرخ خودکشی ناشی از فرسودگی شغلی در این کشور رکورد زده است.

👷‍♂️🌍  اما تلخترین فصل این بحران، به کارگران مهاجر میرسد

صدها هزار کارگر از کشورهای نپال، فیلیپین و ازبکستان در کارخانه ها، مزارع و کشتی سازیهای کره بدون امنیت شغلی، با دستمزد کمتر از نصف کارگر کره ای، و ساعات کاری ۱۲ تا ۱۴ ساعته  مشغولند.

✊ آیا جامعه ای که حتی خواب را از شهروندانش دریغ میکند، میتواند آیندهای پایدار داشته باشد؟آیا این همان آیندهای است که برای «نسل خسته» جهان میخواهیم؟