هشدار جدی و خواهان اقدام عاجل، شمار بالای قربانیان

هشدار جدی و خواهان اقدام عاجل

شمار بالای قربانیان و …

جبهۀ مردم برای نجات ایران

اعلامیه شماره 143

فرح نوتاش

12.12.2025

احزاب وسازمان های سیاسی ایران، صمیمانه خواهان توجه شما به دو نکته مهم حیاتی در ایران هستم.

خطرات آلودگی هوا در ایران ، توسط رژیم ملا، بشدت از دید عموم و رسانه ها دور نگه داشته می شود.

با این که هر دو روز یک بار مدارس تعطیل، و سالمندان به ماندن در خانه دعوت می شوند، ولی آمار دقیقی از مرگ زنان به علت سرطان پستان پخش نمی شود . و امروز رئیس انجمن بیماری های سینه در ایران ، با اعلان ارقامی، افزایش مصرف سیگار ، قلیان، الکل و تاخیر در ازدواج و کمتر بچه دار شدن و کاهش مدت شیر دهی را علت رشد ابتلا به سرطان پستان در میان زنان ایران معرفی کرده است و علت اصلی آن، که آلودگی هوا است از قلم افتاده! هیچ زنی به دلایل آورده شده توسط این شخص، سرطان نمی گیرد. چنانکه تعداد بی شماری از زنان بالای 50 با 4 بچه که همه را نیز شیر پستان داده اند و سیگاری و الکلی و قلیانی هم نیستند، مبتلا و قربانی شده اند.

همه می دانند که علت آلودگی هوا در ایران، مصرف سوخت غیر استاندارد از طرف رژیم ملا برای نیرو گاه ها و مصارف دیگر است.

ولی آنچه که امروز مهمترین مسئلۀ مردم ایران است، فعالیت سایت های هسته ای ایران، و میزان غنی سازی توسط رژیم ملا از یک طرف، و اعلان مکرر و امروز ترامپ، که اگر ایران فعالیت هسته ای را شدت بخشد ، ما دوباره مراکز هسته ای را نابود خواهیم کرد.

رژیم ملا بی توجه به این مصیبت، همچنان بکوب، به پیش می تازد.

د رچند روز اخیر، خبرنشت مواد اورانیوم از سایت های مورد حملۀ آمریکا در هوا، در و خواست مردم اطراف آن مناطق برای تخلیه ، از یک سو ، و کتمان دولت از نشت مواد در هوا ، آژیر خطر را بشدت به صدا درآورده است.

سئوال این است:

رژیمی که در مقابل چشم جهانیان ، با وقاحت تام ، به آلوده کرده هوا ، و گرفتن جان ملت ایران مشغول است و به اعتراضات مردم اهمیتی نمی دهد، آیا پخش مواد سرطان زای اورانیوم در هوا را اعلان خواهد کرد؟

ملت ایران در معرض نابودی در راه اهداف ملایان است.

 و هیچ مدافع حقیقی و حقوقی در مقابل این همه شدائد، ندارد.

تشکیل اوپوزیسیون واحد، متشکل از تمامی احزاب و سازمان های خواهان سر نگونی ملا از یک سو، و مستقل از تمام استعمار گران از سوی دیگر، مهمترین اقدام حیاتی حاضر ، به نفع ملت ایران است.           چرا؟

چون نمایندگانی رسمی از طرف اپوزیسیون واحد،  باید تقاضای بررسی دقیق ازنشت مواد رادیو اکتیو در اطراف تمام سایت های مورد حمله به مسئولین بین المللی  داده و مانع استفاده رژیم ملا از مواد غیر استاندارد برای سوخت شود. 

عدم اقدام در این برهه ، بی تفاوتی به مرگ هموطنان مظلوم ما است.

زنده باد همبستگی ضد ملا ضد استعمارگران

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




یک شروع نابرابر: اقتصاد در محاصرۀ دشمن

⚖️

⚙️ اقتصاد DDR و چالش‌های ساختاری
اقتصاد جمهوری دموکراتیک آلمان از نخستین روزهای تأسیس با چالش‌ها و نابرابری‌های عظیم روبرو بود که مسیر آینده آن را تعیین کرد. در حالی که جمهوری فدرال آلمان (آلمان غربی) تحت حمایت مالی گسترده «طرح مارشال» ایالات متحده قرار گرفت و از پرداخت غرامت‌های سنگین معاف شد، DDR—مجبور به پرداخت غرامت‌های کلان به اتحاد جماهیر شوروی شد. حدود ۲۴۰۰ کارخانه کامل—از جمله تقریباً تمام صنعت خودروسازی و نیمی از صنایع الکتریک و آهن—جمع‌آوری و به شوروی منتقل شد و در مجموع ۷۰ درصد از ظرفیت صنعتی پیش از جنگ دیگر در دسترس نبود. بعدها اتحادشوروی با فروش نفت و گاز و مواد خام بسیار ارزان به پایه گزاری دوباره صنعت  جمهوری دموکراتیک آلمان کمک کرده است.

🌍 محاصره اقتصادی و دیپلماتیک
غرب به رهبری آلمان غربی با تحریم‌های فناوری (از طریق کمیته هماهنگی کوکوم)، دکترین هالشتین و اختلال در تجارت درون‌آلمانی، DDR را در محاصره اقتصادی و دیپلماتیک قرار داد تا آن را تضعیف و منزوی کند. این برتری ساختاری اولیه غرب، منجر به فرار مغزها از شرق به غرب شد؛ در دهه ۱۹۵۰، یک سوم از تمام دانشگاهیان آموزش دیده در شرق، به غرب مهاجرت کردند.

📈 دستاوردهای DDR در شرایط دشوار
با وجود این محاصره همه‌جانبه، DDR در ۴۰ سال حیات خود میانگین رشد اقتصادی ۴.۵ درصدی را حفظ کرد، تولید صنعتی خود را ۱۲.۳ برابر افزایش داد و با ثبت ۱۲۰۰۰ پتنت اختراع در سال ۱۹۸۸، به عنوان هفتمین کشور نوآور جهان و یکی از ۱۵ قدرت صنعتی پیشرو تبدیل شد. این دستاوردها، روایت مرسوم «شکست اجتناب‌ناپذیر اقتصاد برنامه‌ریزی شده» را به چالشی جدی می‌کشد و نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی اقتصادی در شرایط محاصره و فشار خارجی می‌تواند موفق و پایدار باشد.




چرخش استراتژی شمال

🛡️

آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم نزدیک به ۹۱۷ پایگاه نظامی در ۹۸ کشور ایجاد کرده است. این پایگاه‌ها نقش کلیدی در استراتژی نظامی آمریکا دارند و به نیروهای آن امکان می‌دهند هر زمان که لازم باشد، عملیات نظامی انجام دهند. قراردادها محدودیت‌های بلندمدت و غیرقابل فسخ برای کشورهای میزبان ایجاد می‌کنند. آمریکا حق تصمیم‌گیری مستقل درباره فعالیت‌ها، ذخیره‌سازی تسلیحات و تمرین‌های نظامی را دارد. با وجود افزایش خطرات، دانمارک هنوز معاهده منع هسته‌ای را امضا نکرده است.

🌍 تغییرات سریع و جهان مدرن

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که تغییرات سریع و مداوم، زندگی انسان‌ها و ساختارهای اجتماعی را دگرگون کرده است. یکی از ویژگی‌های برجسته جهان مدرن، تشدید اختلاف بین سرمایه و کار است.

💰 تمرکز ثروت و نابرابری

در حالی که شیوه‌های تولید و کار به سرعت تغییر کرده‌اند، ساختار سرمایه‌داری همچنان به بهره‌کشی از دو منبع اصلی ثروت متکی است. این سیستم موجب افزایش فقر و نابرابری اقتصادی شده است. در دو دهه اخیر، تنها ۱٪ ثروتمند جهان، ۳۸٪ از کل افزایش ثروت را به خود اختصاص داده‌اند.




اشتباه چپ و بازتولید ناسیونالیسم

بخشی از چپ، مانند “راه کارگر” و حزب توده ایران، نیروی خود را صرف مبارزه با روبنای ایدئولوژیک (تئوکراسی شیعه) و ولایت فقیه کرده و مقابله با سرمایه‌داری و نئولیبرالیسم را به آینده موکول کرده‌اند.

⚖️ محدودسازی مبارزه اقتصادی

بخش دیگری از چپ تلاش می‌کند مبارزه اقتصادی طبقه کارگر را به تعاونی‌سازی محدود کند و از روبرو شدن با نظام سرمایه‌داری رژیم اجتناب نماید.

🚫 خطای ضدامپریالیستی

متأسفانه برخی دیگر، نبرد با نظام سرمایه‌داری و ساختار تئوکراتیک را فراموش کرده و خود را درگیر نبرد ضدامپریالیستی رژیم کرده‌اند. این گرایش، تضاد میان آمریکا و رژیم را بزرگ می‌کند و همراهی با رژیم ستمگر را درست می‌داند.

🌱 راه چپ مستقل

دید دیالکتیکی به ما می‌آموزد که همه پدیده‌ها در پیوند با هم بررسی شوند. سیاست مستقل چپ باید بر:
▪️ سازماندهی طبقه کارگر
▪️ تقویت بخش پیشروی کارگران برای هدایت شورش‌های اجتماعی
▪️ افزایش یگانگی و پایداری گردان چپ

متمرکز باشد، نه دنباله‌روی از گروه‌های وابسته به نظام. تنها از این مسیر می‌توان به استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی واقعی دست یافت و از تله‌های ناسیونالیسم و توهم ضدامپریالیستی رژیم رهایی یافت.




رکوردشکنی بی‌خانمانی در انگلستان، کهن ترین امپریالیسم جهان

📈

طبق گزارش جدید سازمان Crisis ، حدود ۳۰۰ هزار خانواده و فرد در سراسر انگلستان با شدیدترین بی‌خانمانی؛ از جمله زندگی در خیابان‌ها روبه‌رو هستند. پژوهش «وضعیت کشور» که زیر نظر دانشگاه هریوت وات انجام شده، نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۹۹,۱۰۰ خانواده گرفتار بی‌خانمانی حاد بوده‌اند؛ رقمی که ۴۵٪ بالاتر از ۲۰۱۲ است.

🏘️ هشدار شوراهای محلی درباره کمبود مسکن

نظرسنجی کشوری از شوراهای محلی نیز بیان می‌کند که تعداد متقاضیان کمک برای بی‌خانمانی طی سال گذشته افزایش یافته است. شوراها دو عامل را دلایل اصلی این شرایط بی‌سابقه عنوان می‌کنند:

  1. کمبود مسکن مقرون‌به‌صرفه
  2. فقدان حمایت اجتماعی مؤثر

به گفته شوراها، این دو نقص ساختاری فشار را بر نظام اسکان اضطراری افزایش داده و ادامه روند فعلی، وضعیت را از کنترل خارج خواهد کرد.

🛑 درخواست بحران برای اجرای فوری راهبرد ضد بی‌خانمانی

سازمان Crisis از دولت می‌خواهد که راهبرد جامع ضد بی‌خانمانی وعده‌داده‌شده در منشور حزب کارگر را بدون تأخیر اجرا کند. این خیریه سه چالش ضروری را که باید فوراً برطرف شوند چنین برمی‌شمارد:

  • کمبود جدی مسکن اجتماعی
  • ناکافی بودن حمایت اجتماعی
  • شکاف‌های گسترده در سیستم‌های حمایتی دولت

در آستانه ارائه بودجه پاییزی در ۲۶ نوامبر، Crisis خواستار اقدامات فوری برای جلوگیری از از دست رفتن خانه‌های اقشار کم‌درآمد شده است.

🏚️ افزایش چشمگیر اخراج از پناهگاه‌ها

پژوهش تازه نشان می‌دهد تعداد افرادی که در سال گذشته از پناهگاه‌های بریتانیا اخراج شده‌اند، ۳۷٪ افزایش یافته است؛ نشانه‌ای دیگر از فشار سنگین بر زیرساخت‌های حمایتی.

🗣️ واکنش کارشناسانمت داونی، مدیرعامل Crisis، تأکید می‌کند هیچ‌کس نباید ناچار به خوابیدن در خیابان، چادر یا ساختمان‌های متروکه باشد و باید «به مرحله حاد بحران مسکن پایان داده شود.»خانه‌های متعلق به ثروتمندان، از جمله برخی شیوخ عرب و سران جمهوری اسلامی، خالی هستند که می تواند صد هزار نفر در همان شهرها را مسکن دهد.




اقتصاد نئولیبرالی و رانتی، کارگر ستمدیده؛ نظم کهنه‌ای که فرو می‌ریزد

🌍

سرمایه‌محوری جهانی و حذف انسان
اقتصاد نئولیبرالی و رانتی امروز بیش از هر زمان دیگری فشار خود را بر طبقه کارگر و عموم مردم وارد می‌کند، در حالی که ثروت و قدرت در دست اقلیتی الیگارش و رانت‌خوار انباشته می‌شود. جهان زیر سایه راهبردهای جدید اقتصادمحور از آمریکا تا اروپا با تغییری آشکار روبه‌روست؛ تغییری که در آن سود شرکت‌ها و منافع اقتصادی بر هر ارزش انسانی تقدم دارد. اسناد رسمی قدرت‌های بزرگ نیز نشان می‌دهد که بازصنعتی‌سازی، یک‌جانبه‌گرایی اقتصادی و بی‌اعتنایی به بحران‌های انسانی و اقلیمی در اولویت قرار گرفته است.

نسخه خشن‌تر نئولیبرالیسم در ایران
این منطق در کشورهایی مانند ایران شدیدتر و رانتی‌تر اجرا می‌شود. رانت‌خواران حکومتی و بورژوازی انگلی با شعارهای ظاهراً اصلاح‌گرانه، گرانی افسارگسیخته را بر مردم تحمیل می‌کنند و سیاست‌های ضدکارگری جهانی را با شدت بیشتری دنبال می‌کنند. نمونه روشن آن، نرخ سوم بنزین است که بر حمل‌ونقل، کل زنجیره تولید، مصالح ساختمانی و قیمت مسکن اثر گذاشته و جهشی تازه ایجاد کرده است؛ جهشی که بخش بزرگی از آن نه منطقی، بلکه کاملاً فرصت‌طلبانه است و سودش مستقیم به جیب ساختارهای رانتی می‌رود.

🛢️⚡ کارگران؛ قربانیان اصلی ساختار پیمانکاری
در این میان کارگران بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. تجمع هزاران کارگر پیمانکاری نفت و برق در برابر مجلس، اعتراض به ساختاری است که سال‌ها با وعده‌های پوچ حفظ شده و منافع اصلی الیگارشی از آن تأمین می‌شود. دستمزدهای نصفه، نبود امنیت شغلی و تبدیل‌شدن کارگر به نیروی بی‌حقوق، چهره واقعی این سیستم را آشکار می‌کند.

📉 منطق واحد: انتقال ثروت از پایین به بالا
از سیاست خارجی تا قیمت مسکن و از پیمانکاری نفت تا تورم روزمره، یک منطق غالب است: انتقال ثروت از پایین به بالا و تقویت اقلیت رانت‌دار. امروز کارگران ایران حقیقتی را فریاد می‌زنند: نظم نئولیبرالی رو به پایان است و آینده را
کارگران می‌سازند، نه رانت‌خواران.




اروپا در آستانه‌ی گم‌کردن خود؛ بحران هویت ژئوپولیتیک در غرب پیر

🌍
❓ اروپا و بحران هویت ژئوپولیتیکی
اروپای غربی در آغاز ربع دوم قرن بیست‌ویکم با پدیده‌ای روبه‌روست که جز «بحران هویت ژئوپولیتیکی» نامی بر آن نمی‌توان گذاشت. بحرانی که نه از قدرت‌گیری رقبای بیرونی، بلکه از ناتوانی درونی غرب اروپا در فهم جهان جدید نشأت می‌گیرد. پس از دهه‌ها اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا و خیالِ برتری دائمی اقتصادی، اکنون اروپا با حقیقتی دردناک مواجه شده است: دیگر مرکز عالم نیست.
⚔️گریزش به جلو: نظامی‌سازی عجولانه
به جای پذیرش نظم چندقطبی، نخبگان اروپایی به سمت نسخه‌ای شکست‌خورده می‌دوند:
نظامی‌سازیِ شتابزده.
افزایش بودجه‌های دفاعی، رسانه‌سازی شدید علیه روسیه و چین، و بازگشت ادبیات جنگ سرد، واکنشی عصبی به افول موقعیت پیشین است. اروپا می‌کوشد همان اعتباری را بازیابد که زمانی از راه اقتصاد و دیپلماسی به دست می‌آورد—اما اکنون این ابزارها کارایی گذشته را ندارند. جهان امروز نه با تهدید، بلکه با توازن، همکاری منطقه‌ای و شبکه‌های اقتصادی جهانی کار می‌کند.
🌐 بریکس و ضربه‌ی آخر
ظهور سازوکارهایی مانند بریکس آخرین میخ را بر تابوت تصورات اروپامحور زد. اروپا دیگر نمی‌تواند جهان را با الگوی G7 توضیح دهد و انتظار همراهی دیگران را داشته باشد. کشورهایی که قرن‌ها حذف و بی‌صدا بودند، اکنون نقش‌آفرین‌اند و اروپا را دور می‌زنند. همین احساس بی‌اثر شدن است که غرب اروپا را به سیاست‌های تند، تصمیم‌های عجولانه و جنگ‌طلبی سوق داده است.

❗ حقیقت آشکار: سلطه‌جویی مرده است
سلطه‌گری و قدرت‌نمایی نظامی دیگر برای اروپا قدرت‌آفرین نیست. هرچه بر طبل جنگ بکوبد، از مرکز تحولات جهانی دورتر می‌شود.
راه برون‌رفت فقط یک مسیر دارد:
🤝 تنها گزینه‌ی واقعی اروپا
رهایی از این بن‌بست تنها با پذیرش واقعیت‌های جهان جدید ممکن است:
کنار گذاشتن توهّم برتری تاریخی؛ فاصله گرفتن از سیاست خارجی تقلیدی از آمریکا؛ حرکت به سمت تعامل محترمانه با قدرت‌های نوظهور
در نهایت فقط یک انتخاب باقی می‌ماند:
یا سازگاری با عصر چندقطبی، یا محو شدن در حاشیه‌ی تاریخ.




واگذاری حاکمیت به آمریکا

🗺

واگذاری خاک و حاکمیت

دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، بخشی از حاکمیت سرزمینی خود را به آمریکا واگذار کرده‌اند.
این چهار کشور پذیرفته‌اند که بخش‌هایی از خاک خود را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار دهند؛ شامل سه پایگاه در دانمارک و ۴۴ پایگاه دیگر در سراسر شمال اروپا.
این پایگاه‌ها عملاً مانند جزایری از خاک آمریکا عمل می‌کنند؛ با منابع مستقل، کارکنان ویژه و استانداردهای کاملاً آمریکایی.
چنین ساختاری کشورهای میزبان را ناگزیر به پیروی از سیاست‌ها و استراتژی‌های آمریکا می‌سازد.

⚔️ تغییر استراتژی پس از جنگ اوکراین

با آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، دولت‌های شمال اروپا تغییرات سریع در استراتژی دفاعی خود را توجیه کردند.
دانمارک از محور «جنگ علیه تروریسم» در خاورمیانه، به محور «مقابله با روسیه» منتقل شد.
در این میان، هیچ بحث جدی داخلی درباره امنیت ملی، حاکمیت کشور یا پیامدهای استقرار نیروهای خارجی صورت نگرفت.

🛡 پایگاه‌هایی با استقلال کامل

پایگاه‌های آمریکایی در شمال اروپا به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که با منابع، نیروی انسانی و استانداردهای مستقل عمل کنند؛
به‌طوری‌که عملاً کشورهای میزبان را زیر سلطه مستقیم و استراتژیک آمریکا قرار می‌دهند و بخش‌هایی از حاکمیت ملی را بی‌اثر می‌کنند.