📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review
🌍📉 نظریهٔ امپریالیسم لنین، که در اثر کلاسیک «امپریالیسم: بالاترین مرحلهٔ سرمایهداری» (۱۹۱۶) تدوین شد، همچنان نقطهٔ اتکای اصلی تحلیل مارکسیستی از نظام جهانی است. با این حال، در میان جریانهای فکری چپ امروز — به ویژه آنهایی که بر اهمیت «امپریالیسم مالیشده» یا «امپریالیسم جمعی» غرب تأکید میکنند — این بحث رایج است که تحلیل لنین عمدتاً بر رقابت میان قدرتهای بزرگ سرمایهداری (یک درگیری افقی) متمرکز بود و نه بر رابطهٔ عمودی استثمار میان مرکز و پیرامون.
💰⚙️برای مثال، ویلیام آی. رابینسون، جامعهشناس برجسته، حتی استدلال میکند که نظریهٔ لنین ارتباطی با استثمار یک ملت توسط ملت دیگر نداشت. این خوانش، بر این ایده متکی است که لنین یک نظریهٔ مبتنی بر دولت-ملت یا قلمرو ارائه کرد. اما این برداشتی اساساً نادرست است. تحلیل لنین، در هستهٔ خود، تحلیلی طبقاتی و مبتنی بر منطق سرمایه بود. از منظر او، امپریالیسم صرفاً سیاست نیست، بلکه مرحلهٔ تاریخی-اقتصادی ضروری سرمایهداری انحصاری است. روابط بین دولتی، بازتابهایی از روابط عمیقتر طبقاتی در مقیاس جهانی هستند. بنابراین، این سرمایهٔ انحصاری است که از طریق مکانیسمهای مالی و تولیدی جهانی عمل میکند و کار و منابع را در سراسر جهان استثمار میکند.
⚔️📊 به گفتهٔ لنین، یک «ملت» به خودی خود نمیتواند فاعل استثمار باشد؛ این یک انتزاع غیردیالکتیکی است. نیروی محرکه، انباشت سرمایه است که در آن مرحله، ماهیتی انحصاری، مالی و بینالمللی یافته است. بنابراین، تمرکز اصلی او بر دینامیکهای درونی سرمایهداری پیشرفته بود که به تقسیم و بازتقسیم جهان میان تراستها و کارتلها، و متعاقباً دولتهای بزرگ، میانجامد. این تحلیل، توضیح ساختاری برای رقابتهای امپریالیستی و جنگهایی مانند جنگ جهانی اول فراهم میآورد.
یک نظرسنجی بحثبرانگیز علیه مسلمانانکه فرانسه را جنجالی کرد
📰
انتشار تازهترین نظرسنجی درباره مسلمانان در فرانسه موجی از واکنشها را در رسانهها و فضای سیاسی به همراه آورد. این مطالعه، که ادعا میکند «تحول نگرش مذهبی و سیاسی در میان مسلمانان» را بررسی کرده، تصویری نگرانکننده از افزایش دینداری و گرایشهای موسوم به «اسلامگرایانه» ارائه میدهد. اما منتقدان میگویند نتایج آن با نمونهگیری محدود، پرسشهای مبهم و تفسیرهای اغراقآمیز همراه است؛ تا جایی که بیشتر سوخت لازم برای روایتهای اسلامهراسانه را فراهم میکند تا یک تحلیل علمی و دقیق.
🌐 سایه سنگین شبکههای نفوذ
برخی از این پروندهها نشان میدادند گروههایی با رابطههای غیرشفاف به امارات متحده عربی تلاش کردهاند با تولید محتوا و انتشار اطلاعات جهتدار علیه سازمانها و افراد مرتبط با اسلام سیاسی مانند حماس، جریانهای خاصی را در افکار عمومی تقویت کنند. همین پیشینه، شائبه اهداف سیاسی پنهان در پشت این نظرسنجی را تقویت کرده است. شرکت Alp Services برای امارات پروژههایی با بودجه چندمیلیونی انجام میداد.
⚠️ هشدار درباره «دشمنسازی از شهروندان»
فعالان حقوقی، روزنامهنگاران و شخصیتهای مذهبی هشدار میدهند که چنین مطالعاتی، بهجای روشنکردن واقعیت، مسلمانان را بهعنوان «گروهی مشکوک» معرفی میکند؛ رویکردی که به گفته آنان، مسیر خطرناکی به سوی عادیسازی تبعیض، بدگمانی و قطبیسازی اجتماعی میگشاید.
🗳️ واکنشهای تند در فضای سیاسی
چهرههای جناح چپ انتشار این نظرسنجی و بازتاب گسترده آن در رسانههای راستگرا را «بخشی از یک عملیات بزرگ برای تقویت ترس و تفرقه» توصیف کردهاند.
🧭 ضرورت شفافیت، روشمندی و مسئولیت
این ماجرا یک بار دیگر نشان داد که مطالعات اجتماعی تنها زمانی مفید هستند که با روش علمی، شفافیت کامل و دور از اهداف سیاسی پنهان انجام شوند. در غیر این صورت، همین دادهها میتوانند به ابزار بیثباتسازی جامعه و تقویت روایتهای تبعیضآمیز تبدیل شوند—روایتهایی که فرانسه امروز بیش از هر زمان دیگری باید در برابر آنها هوشیار باشد.
دریای بالتیک به صحنه رویارویی ناتو و روسیه تبدیل شده است
⚓️🌊
📰 زمینه و هشدار روسیه ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، هشدار داده که ناتو دریای بالتیک را به منطقهای برای رویارویی نظامی تبدیل کرده است. او میگوید بلوک غرب هیچ تمایلی برای گفتوگو درباره کاهش تنش در این منطقه ندارد. اظهارات زاخارووا در حالی مطرح میشود که فعالیتهای نظامی ضدروسی در میان اعضای ناتو، به ویژه استونی، لتونی و لیتوانی که همسایه روسیه هستند، به شدت افزایش یافته است. به گفته او، این منطقه پیشتر عرصه تجارت و همکاری مسالمتآمیز بود، اما گسترش نظامی ناتو این توازن را برهم زده است.
🛡️ پیامدهای عضویت فنلاند و سوئد در ناتو زاخارووا تأکید کرده است که پیوستن فنلاند و سوئد به ناتو باعث تشدید شدید تنشها شده و دریای بالتیک عملاً به صحنه تقابل تبدیل شده است. او مأموریت «نگهبان بالتیک» که قرار است در سال ۲۰۲۵ آغاز شود را تلاشی برای تحمیل قواعد جدید دریانوردی و تبدیل این دریا به «آبهای داخلی» ناتو توصیف کرده و گفته این تلاشها محکوم به شکست است.
🚢 نگرانیهای مسکو ناتو میگوید این مأموریت برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی زیرآبی طراحی شده است، اما مسکو استقرار ناوها، زیردریاییها و هواپیماهای ناتو را تهدید مستقیم میداند. زاخارووا افزود که امکان گفتوگوی سازنده برای کاهش تنش بسیار اندک است و کشورهای ناتو تمایلی به بحث صادقانه ندارند.
⚔️ افزایش نظامیگری در کشورهای حوزه بالتیک سه کشور حوزه بالتیک از ۲۰۲۲ رویکردی شدیداً تقابلی پیش گرفتهاند. مقامهایی مانند آندریوس کوبیلیوس، کمیسر دفاعی اتحادیه اروپا و نخستوزیر پیشین لیتوانی، با ادعای تهدید روسیه، افزایش سنگین هزینههای نظامی را توجیه میکنند. مسکو آن را «نظامیسازی بیپروا» توسط غرب میخواند.
🌐 رویکرد روسیه زاخارووا تأکید کرده که روسیه از همه ابزارهای قانونی برای دفاع از امنیت و منافع خود استفاده خواهد کرد و تلاش برای منزوی کردن این کشور در منطقه نتیجهای نخواهد داشت.
استعمارِ روح
✨🌍
🌱 بازگشت به ریشهها
پس از دههها سلطه فرهنگی و زبانی فرانسه، بسیاری از کشورهای آفریقایی امروز در مسیر بازیابی هویت اصیل خود هستند؛ روندی که نهتنها سیاسی، بلکه عمیقاً فرهنگی و روحی است.
سیاستی برای فراموشی
در دوران استعمار، فرانسه — بهویژه در شمال آفریقا — کمپینی سازمانیافته علیه فرهنگ اسلامی و زبان عربی به راه انداخت.مدارس ابتدایی و دانشگاهها به ابزارهایی برای پرورش نسلهایی وابسته به منافع فرانسه تبدیل شدند.
🕌 عربی و اسلام؛ ریشههایی هزارساله
از قرن هفتم میلادی، زبان عربی و فرهنگ اسلامی در سراسر آفریقا ریشه دوانده بودند. اما با آغاز استعمار اروپایی در قرن نوزدهم، فرانسه برای حذف این میراث از مدارس، ادارات و فضای عمومی تلاش گستردهای کرد.
💔 نسلهایی که از خود دور شدند
نتیجه این سیاستها، فاصلهگرفتن تدریجی نسلهای محلی از تاریخ، زبان و هویت فرهنگی خود بود. اما امروز موج تازهای از بازگشت به ریشهها و احیای هویت در سراسر آفریقا جریان دارد؛ موجی علیه «استعمار روح»..
اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی، فساد و ورشکستگی قریبالوقوع کشور
🏛️ 🍚📉 در سالهای اخیر، اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی کشور ما، همراه با فساد گسترده در دستگاههای دولتی، مردم را به مرز ورشکستگی کشانده است. درآمدهای متوسط مردم، به ویژه بازنشستگان با حقوق ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان، توان تأمین نیازهای اولیه خود را از دست دادهاند. حاجیدلیگانی نماینده شاهین شهر در مجلس گفت: کالاهای اساسی مانند برنج یا اقلام ضروری در فروشگاهها به سختی یافت میشود و وعدههایی مانند کالابرگ الکترونیکی هنوز عملی نشده است. 🏦💰 همزمان، پروندههای بزرگ اقتصادی و فساد نظیر بانک آینده، بانک سرمایه، پروندههای کرسنت و آزادی برخی مفسدان، به وضوح نشان میدهد که مسئولان و مفسدان از جیب مردم سوءاستفاده میکنند و هیچ تبعاتی نمیبینند. این عدم شفافیت فساد و پولشویی در سطح کلان ایجاد کرده است.
🏥💊 میثم ظهوریان نماینده مردم مشهد گفت: در حوزه سلامت، سیاستهای غلط وزارت بهداشت خدمات پزشکی، دسترسی مردم به درمان را به یک کالای لوکس تبدیل کرده است. تورم بالای ۹۳ تا ۱۱۳ درصدی در حوزه بهداشت و افزایش اندک حقوقها، فشار مالی شدیدی بر مردم وارد کرده و ۸۵ درصد درمانهای سرپایی به بخش خصوصی منتقل شده است. 🏰💸 در حالی که مردم در تنگنای معیشتی دست و پا میزنند، تنها برندگان واقعی این وضعیت، لایههای مختلف بورژوازی انگلی و رانتی هستند. آنها با کنترل منابع، رانت و فرصتهای اقتصادی، سود کلان میبرند و از بحرانهای ساختاری کشور بهرهمند میشوند، در حالی که مردم فقیرتر و ناامیدتر از همیشه باقی میمانند.
⚠️🛑 واقعیت تلخ این است که اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی و فساد سیستماتیک، کشور را به آستانه فروپاشی رسانده و بدون تغییرات جدی در نظام اقتصادی – سیاسی و قضایی، فشار بر مردم روزبهروز بیشتر خواهد شد. ✊🌍 این وضعیت نشان میدهد که تنها با گزار از جمهوری اسلامی می توان مردم و کشور را نجات داد.
اروپا در مسیر خطر؛ بحرانی که از درون میجوشد، نه از بیرون
🌍 ⚠️ ازگشت اروپا به کانون بیثباتی اروپای غربی بار دیگر به یکی از خطرناکترین مراکز بیثباتی جهانی تبدیل شده است؛ سرنوشتی تلخ برای قارهای که پس از ۱۹۴۵ دقیقاً با این هدف بازسازی شد که دیگر هیچگاه بشریت را به لبهی فاجعه نرساند. اما امروز دوباره همان نشانهها دیده میشود: فریادهای تقابل، بودجههای نظامیِ رو به انفجار، و پروندهسازیهای امنیتی ساختگی—آن هم در زمانی که بخش بزرگی از جهان به سمت همکاری، توسعه و نظم چندقطبی حرکت میکند. 🌐 🔍 دشمن خارجی؟ یا بحران درونی؟ در ظاهر، این موج خشم سیاسی متوجه روسیه و گاه چین است. اما ریشهی واقعی بحران بیرون از مرزهای اروپا نیست؛ درون قلب سیاسی این قاره قرار دارد. جامعههایی که دههها تحت انسجام بیشازحد و کنترل ساختاری بودهاند، توان تغییر سیاسی را از دست دادهاند. نخبگان فاقد پشتوانهی مردمی، گرفتار وحشت فروپاشی موقعیت تاریخی خود شدهاند. وقتی یک نظام سیاسی نتواند خودش را نوسازی کند، بیثباتی را صادر میکند. 🔥
📉 سقوط آرامِ نفوذ اروپا کاهش وزن واقعی اروپا در سیاست جهانی ضربهای تعیینکننده بوده است. زمانی اتحادیه اروپا با تکیه بر اقتصاد قدرتمندش برای دیگران تعیین تکلیف میکرد؛ اما اکنون با صعود چین، ظهور هند، بازگشت روسیه و بیداری جنوب جهانی، این اروپا است که ناچار تماشاگر سقوط خود شده. به همین دلیل نخبگان اروپایی با تهدید، هشدارهای خیالی و نظامیگری افراطی تلاش میکنند نفوذ گذشته را بازگردانند—تلاشی که نشانۀ ترس و سردرگمی است. 😰 ⏳واقعیت روشن: جهان تغییر کرده، اما اروپا نه اتکا به دشمنسازی مداوم، مسابقهی تسلیحاتی و توهّم نقشمحوری، نه موقعیت گذشته را بازمیگرداند و نه امنیت جدیدی برای اروپا میسازد. امروز نظامیگری غرب نه تنها بیاثر، بلکه خود به منبع خطر تبدیل شده است. 🤝همکاری، واقعبینی و تطبیق با نظم چندقطبی. 🌏
رکورد بیسابقه: درآمد صنعت تسلیحات جهان در سال ۲۰۲۴ به ۶۷۹ میلیارد دلار رسید
📈 بر پایه گزارش تازه مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI)، صد شرکت بزرگ تولیدکننده سلاح و ارائهدهنده خدمات نظامی در جهان در سال ۲۰۲۴ به مجموع درآمدی برابر ۶۷۹ میلیارد دلار دست یافتند؛ رقمی که بالاترین سطح ثبتشده در تاریخ این صنعت محسوب میشود. این افزایش عمدتاً تحت تأثیر جنگ در اوکراین، نسل کشی اسرائیل در غزه و افزایش گسترده بودجههای نظامی در بسیاری از کشورهای جهان بوده است. رشد درآمد در اروپا و آمریکا بیشترین سهم را داشته، درحالیکه در آسیا و اقیانوسیه کاهش مشاهده شده است.
💡 مقایسه با GDP چند کشور برای درک مقیاس عظیم این صنعت برای آنکه بزرگی عدد ۶۷۹ میلیارد دلار بهتر قابلدرک شود، مقایسه آن با تولید ناخالص داخلی کشورها مفید است: بنابراین درآمد صنعت جهانی تسلیحات در سال ۲۰۲۴ تقریباً ۲٫۲ درصد از کل اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهد. تولید ناخالص داخلی آلمان حدود ۴.۷۴ تریلیون دلار است. به عبارت دیگر، فروش جهانی اسلحه معادل تقریباً ۱۴ درصد GDP آلمان است؛ رقمی که نشاندهنده وزن بالای این صنعت در مقایسه با حتی اقتصادهای بزرگ اروپایی است. تولید ناخالص داخلی بریتانیا حدود ۳.۸۴ تریلیون دلار برآورد میشود. این یعنی درآمد ۶۷۹ میلیارد دلاری صنایع تسلیحاتی جهان تقریباً ۱۸ درصد تولید ناخالص داخلی بریتانیاست. تولید ناخالص داخلی سوئد در سالهای اخیر حدود ۶۰۰ تا ۶۲۰ میلیارد دلار بوده است. این بدان معناست که درآمد جهانی صنعت تسلیحات در سال ۲۰۲۴ بیش از کل اقتصاد سوئد است؛ مقایسهای که بهخوبی مقیاس عظیم این صنعت را روشن میکند. 🛑 چرا این مقایسهها اهمیت دارند؟ وقتی درآمد صنایع تسلیحاتی جهانی را در کنار اقتصاد کشورهایی با نفوذ بینالمللی قرار میدهیم، روشن میشود که انحصارهای تسلیحاتی تا چه اندازه در اقتصاد جهانی ریشه دوانده است. این حجم سرمایه و سود نشان میدهد که تصمیمات سیاسی و نظامی تنها جنبه امنیتی ندارند؛ بلکه عمیقاً با منافع مالی گره خوردهاند.
یادنامۀ کمونیست بزرگ، رفیق کاظم ندیم به مناسبت سالگرد درگذشت او (۱۳ آذر ۱۳۹۹)
سخن روز شماره ۵ ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۲ دسامبر ۲۰۲۵
رفیق کاظم ندیم ـ با نامهای حزبیِ «عباس» و «عبدالله» و نیز با نام مستعار «عباس جوانمرد» و «رضا مهراز» ـ از اثرگذارترین عضوهای حزب تودۀ ایران در دهههای پرتلاطم میانی قرن بیستم بود؛ انسانی که زندگیاش از نخستین سالهای جوانی تا واپسین لحظات عمر در صوفیه، در تعهد عمیق به زحمتکشان و وفاداری به کمونیسم، معنا یافت. او در ۱۱ آذر ۱۳۰۵ در تهران زاده شد، تحصیلات دبیرستانیاش را در همانجا به پایان رساند و سپس وارد دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران شد؛ جایی که آشنایی با اندیشههای چپ و محیط فعال دانشجویی او را به حزب تودۀ ایران کشاند و سرآغاز بیش از هفت دهه فعالیت ممتد سیاسیاش شد.
ندیم از همان آغاز در زمرۀ کادرهای فعال و مورد اعتماد حزب قرار گرفت. فعالیت او در میان کارگران راهآهن، سپس در سازمان اطلاعات حزب و همکاری نزدیک با قهرمان ملی، رفیق خسرو روزبه، از او چهرهای شناختهشده در ساختار تشکیلاتی حزب ساخت. بنا به اسناد متعدد، او در تشکیل شاخههای اطلاعاتی، ساماندهی شبکههای ارتباطی، نگهداری بایگانیهای محرمانه و حتی در عملیاتهای حساس و پرخطر نقش داشت. در یکی از مقاطع بحرانی، در کنار روزبه و دستیارانش در مرکزیت اطلاعاتی حزب فعالیت میکرد و مسئولیت شاخههای احزاب و جمعیتها، ادارات، مطبوعات و بخش مربوط به «اصل چهار ترومن» را برعهده داشت.
پس از شکست نهضت ملی شدن نفت و ضربات سهمگین پس از ۲۸ مرداد، ندیم که مدتی مراقبت و پناهدادن به روزبه را نیز برعهده داشت، ناگزیر از کشور خارج شد و از ۱۹۵۵ به بلغارستان رفت. در صوفیه، زندگی خانوادگیاش را با همسر بلغاری و دو فرزند ادامه داد، اما هویت سیاسیاش همچنان محور زندگیاش باقی ماند. او بهعنوان رابط حزب تودۀ ایران با حزب کمونیست بلغارستان فعالیت کرد، مسئول حوزۀ حزبی صوفیه شد و نقش مهمی در انتقال و مدیریت «رادیو پیک ایران» پس از استقرار آن در صوفیه ایفا کرد. او در کنار نیکآیین، صفری، پورهرمزان، نوروزی، بهزادی و دیگران در تولید محتوا و سازماندهی این رسانه حزبی فعال بود. سختگیری، انضباط و بیانعطافی در کار تشکیلاتی، ویژگیهایی بود که همکاران بلغاریاش نیز بعدها از آن تعریف میکردند.
در سالهای میانی دهۀ ۵۰ خورشیدی، او با شرکت در نشستهای فراوان در برلین شرقی همراه با رفیق کیانوری، طبری، بهزادی و جوانشیر، از طراحان خط انقلابی حزب پیش از انقلاب شد و در شعبۀ تشکیلات مسئولیت هستههای مخفی حزب در ایران را برعهده گرفت.
با وجود پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ندیم که در ۱۳۴۵ در دادگاههای نظامی رژیم پهلوی بهطور غیابی به اعدام محکوم شده بود، نتوانست به میهن بازگردد. پس از یورش ۱۳۶۲ و فروپاشی تشکیلات داخلی حزب، او بار دیگر نقشی اساسی در سازماندهی تودهایهای مهاجر پیدا کرد و همراه با رفیق فرهاد عاصمی و رفیق علی خاوری، در ساختار تشکیلاتی بیرونمرزی از اعضای ارشد «کمیته برونمرزی» حزب شد.
از نکات مهم در شخصیت سیاسی او، مخالفت سرسختانه با گرایشهای «سوسیالدموکراتسازی» در درون حزب بود؛ روندی که رفیق صفری پس از تحولات جهانی دنبالش بود، اما ندیم آن را انحراف از خط انقلابی حزب و تضعیف آرمانهای طبقۀ کارگر میدانست.
در این ارتباط، رفیق عاصمی روز چهارم مارس ۱۹۹۱ به رفیق خاوری مینویسد:
«نام و سنت حزب تودۀ ایران سرمایهٔ طبقۀ کارگر ایران است.
آیا ایجاد یک سازمان چپ تحت نام حزب تودۀ ایران با برنامه و اساسنامهای همانند طرح چاپشده در نام مردم شمارۀ ۳۴۰ واقعبینانه و عملی است؟ بهنظر نگارنده چنین کوششی موفق نخواهد بود.
ظاهراً رفقایی که طرحهای فوق را منتشر ساختهاند از این موضوع حرکت میکنند که اگر حزب تودۀ ایران از خود ایدئولوژیزدایی بهعمل آورد، آنقدر “پاک” و “منزه” خواهد شد که عنصر ضدتودهای در بین نیروهای چپ بیاثر میگردد و نیروهای چپ در طول زمان و در عمل صداقت حزب تودۀ ایران را میپذیرند و با شرکت خود در تشکیلات حزب، سازمان چپ موردنظر را با نام حزب تودۀ ایران ایجاد میسازند. این تصور خوشبینانه و ذهنی است.
آیا رفقا توجه ندارند که با ایدئولوژیزدایی حزب و خالی کردن جای تاریخ حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران، این جای خالی تاریخی نمیتواند و نباید خالی بماند؟»
برای همین، رفیق ندیم بهدلیل پافشاری شدید بر مارکسیسم ـ لنینیسم، همراه با رفیق عاصمی مورد بیمهری رفیق خاوری قرار گرفت.
زندگی کاظم ندیم در سالهای پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دشوار بود. با این حال، شرافتمندانه، با پشتکار و ایمان به کاری که «خدمت به فرهنگ و زبان مردمش» میدانست، به همراه همسرش فرهنگ لغت بلغاری ـ فارسی و فارسی ـ بلغاری را به پایان رساند؛ اثری که خود آن را میراث معنویاش برای نسلهای آینده میدانست.
کاظم ندیم روز ۱۳ آذر ۱۳۹۹، یک روز پیش از تولد ۹۴سالگیاش، پس از بیماریای طولانی در صوفیه درگذشت؛ بدینسان، قلب مردی که زندگیاش با فراز و فرودهای تاریخ معاصر ایران گره خورده بود، از تپش ایستاد.
رفیق عاصمی که خود بیمار بود، دربارهٔ مرگ رفیق کاظم نوشت: «خبر درگذشت رفیق ندیم خبر بسیار تلخی است. ولی زندگی و نبرد ادامه دارد. نبرد پیگیر رفیق کاظم (عباس) ندیم در سنگر حزب تودۀ ایران در سراسر زندگی پرتلاطم او، نشان جایگاه آگاهانهٔ او در کنار تودهایها، در حزب تودۀ ایران، حزب طبقۀ کارگر ایران است!»
زندگی او پر از لحظات دشوار و تصمیمهای خطیر و آمیخته با وفاداری بیچونوچرا به طبقۀ کارگر و ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم بود. او از چهرههای اثرگذار تاریخ سیاسی حزب تودۀ ایران و تجربهٔ مهاجرت سیاسی ایرانیان در قرن بیستم و بیستویکم بود.