شکست تاریخی دولت ائتلاف سوسیال‌دموکرات‌ها در انتخابات محلی دانمارک

رأی‌دهندگان این بار با صدای بلند گفتند: 💬 رفاه پیش از سلاح 🛡️.

🏘️دستور کار انتخابات محلی و منطقه‌ای حول مسائل واقعی مردم شکل گرفت: رفاه اجتماعی، وضعیت مسکن،  سلامت و شادی جوانان، 🌍 نابرابری جغرافیایی و حمل‌ونقل عمومی.

📌 نتیجه اما برای سه حزب دولت – سوسیال‌دموکرات‌ها (S)، Venstre و Moderaterne – چیزی جز یک شکست سنگین نبود. اعتماد مردم به دولت SVM فرو ریخته است؛ دولتی که نتوانست راه‌حل‌های پایدار و سیاست‌های منسجم ارائه دهد. سوسیال‌دموکرات‌ها بیش از ۵٪ سقوط کردند، ونستره بیش از ۳٪ عقب نشست و مودراترنه زیر آستانه ورود به پارلمان باقی ماند. برای سوسیال‌دموکرات‌ها، این نتیجه چیزی کمتر از یک خونریزی سیاسی نبود.

🏛️انتخابات ۲۰۲۵، سوسیال‌دموکرات‌ها را به بازنده بزرگ بدل کرد: شکست در ۸۷ شهرداری از ۹۸ ، و از همه مهم‌تر، از دست دادن پست تاریخی شهردار کپنهاگ که پس از ۱۲۰ سال پادشاهی سوسیال دموکرات ها به چپ اصلاح طلب SFرسید 🏙️. پیام روشن است: مسئولیت فروپاشی اجتماعی بر دوش سوسیال‌دموکرات‌هاست.

⚔️خط سیاسی مبتنی بر نظامی‌گری  و تضعیف رفاه حزب را به شدت بی‌اعتبار کرد. حتی نقش دولت در جنایت‌های غزه احتمالاً بر تصمیم رأی‌دهندگان اثر گذاشت. مردم پشت به حزبی کردند که بیش از حد متکبر و دور از مشکلات روزمره به نظر می‌رسد. سبک رهبری نخست‌وزیر نیز به‌عنوان مغرور و بیگانه با ارزش‌های دانمارکی توصیف می‌شود.

🗳️همچنین، رأی‌های سفید بی‌سابقه بیش از ۱۳۵ هزار نشان‌دهنده بی‌اعتمادی فزاینده به کل نظام سیاسی است. این سکوت پرقدرت نشانه‌ای است از خواست مردم برای بدیلی واقعی  که به آنان گوش دهد.

تنها یک چپ واقعی، نزدیک به زندگی روزمره مردم می‌تواند این انرژی اعتراضی را به حرکت جمعی بدل کند.




نظامی‌سازی آرام و پیوسته؛ چگونه ترس به ابزار سیاست‌گذاری تبدیل شد؟

📌

در سال‌های اخیر روندی آغاز شده که می‌توان آن را «نظامی‌سازی ذهنی و فیزیکی نروژ» نامید. در حالی که تا مدتی پیش سیاست‌های دفاعی این کشور بر احتیاط و پرهیز از تنش تأکید داشت، امروز شاهد شتاب گسترده در افزایش بودجه‌های نظامی، پذیرش حضور نیروهای خارجی و گسترش تمرینات مشترک هستیم. رسانه‌های جریان اصلی در این فرآیند نقشی محوری ایفا می‌کنند؛ زیرا با تصویرسازی دائمی از تهدید، فضایی از اضطراب و تعلیق ایجاد می‌شود که راه را برای افزایش تسلیحات و بودجه‌های نظامی باز می‌کند. مشاهدات مبهم از «پهپادهای ناشناس»، رفت‌وآمد کشتی‌های خارجی در سواحل، یا روایت‌های بدون مدرک درباره «حملات ترکیبی» همگی به عنوان شواهدی قطعی نقل می‌شوند، در حالی که هیچ بررسی مستقل یا تأیید رسمی وجود ندارد.

📖 ترس به‌عنوان ابزار سیاست‌گذاری

این الگو یادآور دوره‌هایی است که افزایش ترس به عنوان ابزار سیاست‌گذاری استفاده می‌شود؛ ابزاری برای تغییر ذهنیت عمومی و پذیرش سیاست‌هایی که در شرایط عادی با مقاومت اجتماعی مواجه می‌شد. این تحولات در چارچوب گسترده‌تر رقابت‌های ژئوپولیتیک نیز معنا می‌یابد. جهان به‌سوی بلوک‌بندی‌های جدید حرکت می‌کند و سازمان‌های نظامی می‌کوشند حضور و تأثیرگذاری خود را در مناطق شمالی گسترش دهند. در این میان امضای توافق‌نامه‌های تسهیل‌کننده برای استقرار نیروهای خارجی در پایگاه‌های نظامی داخلی زمینه‌ساز تغییرات بنیادین در حاکمیت و سیاست‌های دفاعی می‌شود.

⚠️ نگرانی‌های اجتماعی و پیامدها

بخش مهمی از جامعه نگران است که چنین روندی نروژ را از سیاست سنتی «بازدارندگی همراه با اطمینان‌بخشی» دور می‌کند. همچنین افزایش تخصیص منابع به حوزه نظامی احتمالاً به کاهش بودجه‌های اجتماعی، رفاهی و عمومی می‌انجامد؛ امری که بر کیفیت زندگی مردم تأثیر مستقیم خواهد داشت.

🗣️ ضرورت گفت‌وگوی عمومی

پرسش‌هایی کلیدی مطرح است:

  • آیا افزایش حضور نظامی خارجی امنیت واقعی ایجاد می‌کند؟
  • آیا بسط پایگاه‌ها به وابستگی بیشتر منجر نمی‌شود؟
  • آیا ترس باید مبنای سیاست‌گذاری باشد؟



سرمایه مرام ندارد؛ چرا اقتصاد ایران به قمارخانه بدل شد؟

📌

اتفاقی که در اقتصاد ایران رخ داده، تأییدی زنده بر یکی از بنیادی‌ترین اصول مارکسیسم است:
سرمایه هیچ عقیده‌ای ندارد؛ تنها منطق آن انباشت و حداکثرسازی سود است.

تحلیل‌های رسمی نیز نشان می‌دهند که چرا سرمایه از بخش مولد فرار کرده و به سمت بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا، مسکن و سفته‌بازی سرازیر می‌شود.

🔻 سرمایه به دنبال سود بالاتر فرار می‌کند

سرمایه مانند آب است؛ به مسیری می‌رود که بیشترین سود را داشته باشد.
وقتی ساختار رانتی و ب و روکراتیک، تولید را با موانع سنگین (تحریم، بروکراسی، مالیات، بی‌ثباتی) خفه می‌کند اما بازارهای دلالی را آزاد، امن و سودآور نگه می‌دارد، طبیعی است که سرمایه تولید را رها می‌کند و به سمت رانت و سوداگری می‌دود.

🔻 دشمن اصلی: ساختار رانتی-دولتی

طبقات مسلط امروز، همان بورژوازی کمپرادور و بورژوازی بوروکراتیک‌اند؛
گروه‌هایی که قدرت سیاسی و اقتصادی را در انحصار گرفته‌اند و نه از تولید، بلکه از رانت، رابطه و انحصار سود می‌برند.
این طبقه هرگونه اصلاح واقعی را که منافعش را تهدید کند بلوکه می‌کند.

🔻 توهم نسخه نئولیبرالی

پیشنهادهایی مثل «مقررات‌زدایی» و «بازار رقابتی»، آنگونه که وحید شقاقی شهری اقتصاددان در گفتگو با اقتصادنیوز پیشنهاد می کند، در چنین ساختاری فقط راه را برای چپاول آزادتر باز می‌کند.
آزادسازی بازار در اقتصادی رانتی، تولید را نجات نمی‌دهد؛ تنها ابزار قانونی جدیدی برای سلطه الیگارشی فراهم می‌کند.
نتیجه؟ تبدیل اقتصاد ملی به یک کازینوی بزرگ برای اقلیت قدرتمند.




امنیت، حاکمیت و بودجه‌های کلان؛ نروژ در مسیر یک تغییر دفاعی بنیادین

📌

🔐 روند رو به گسترش نظامی‌سازی در نروژ تنها یک تغییر فنی در ساختار دفاعی نیست، بلکه بازتاب‌دهنده دگرگونی عمیق‌تری در نگاه حاکمیت به امنیت و جایگاه کشور در نظم جهانی است.

💰 گسترش پایگاه‌های نظامی، تبدیل آن‌ها به مناطق با دسترسی محدود برای نیروهای خارجی و افزایش هزینه‌های نظامی در سطح بی‌سابقه، همگی نشانه‌هایی است از این‌که سیاست دفاعی نروژ به‌تدریج از مدل ملی مبتنی بر حفظ استقلال دفاعی فاصله گرفته و به مدل وابسته به سازوکارهای فرامنطقه‌ای نزدیک شده است.

📰 از سوی دیگر، روایت‌های غالب رسانه‌ای با تمرکز بر خطرات بیرونی، نوعی فضای روانی می‌سازد که در آن هر پرسش یا انتقاد درباره این تحولات با برچسب «تضعیف امنیت» مواجه می‌شود.

🕊️این فضا نه تنها امکان گفت‌وگوی آزاد را محدود می‌کند، بلکه باعث می‌شود گزینه‌های سیاسیِ مبتنی بر دیپلماسی، کاهش تنش و مصالحه کمتر دیده شوند.

⚖️ در کنار این، پیوندهای جدید دفاعی الزاماتی ایجاد می‌کند که می‌تواند سیاست‌های سنتی نروژ را دچار چالش کند؛ سیاست‌هایی همچون ممنوعیت استقرار تسلیحات خاص ، محدودیت در ایجاد پایگاه‌های خارجی و تأکید بر کنترل کامل بر زیرساخت‌های نظامی. وقتی مناطق معینی تحت مقررات متفاوت اداره شوند یا بخشی از فرایند تصمیم‌گیری به سازوکارهای بین‌المللی سپرده شود، پرسش‌هایی درباره حاکمیت ملی و شفافیت تصمیم‌ها به‌وجود می‌آید.

💵 افزایش چشمگیر هزینه‌های دفاعی نیز موضوع دیگری است که توجه عمومی را می‌طلبد. تخصیص میلیاردها کرون به پروژه‌های نظامی الزماً به معنای افزایش امنیت نیست، در حالی که همین منابع می‌تواند در آموزش، سلامت ، خدمات اجتماعی  یا توسعه پایدار نقشی اساسی ایفا کند. به همین دلیل ضروری است که جامعه بتواند بدون فضای ترس 😨، درباره اولویت‌های واقعی گفت‌وگو کند.

👫 آینده امنیت نروژ تنها با سلاح تعیین نمی‌شود؛ بلکه با انتخاب‌هایی که مردم و نهادهای دموکراتیک می‌گیرند شکل می‌گیرد.




راه‌حل بحران امروز اقتصاد ایران

📌

مشکل اقتصاد ایران در «بدکاری بازار» نیست؛ مشکل در نظام سرمایه‌داری نئولیبرالیستی و رانتی است که در آن، قدرت سیاسی و اقتصادی در دست یک اقلیت کوچک متمرکز شده است.

🔻 نسخه‌های نئولیبرالی، نه‌تنها درمان نیستند، بلکه چهره‌‌ی قانونی‌شده‌ای از همان غارت طبقاتی هستند.

🔻 راهکار رادیکال و واقعی

راه‌حل تنها در مبارزه با منطق سرمایه و ساختارهای طبقاتی حاکم است:

✔️ افشا و مقابله با تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی؛ ✔️ سازماندهی طبقهٔ کارگر و زحمتکشان؛ ✔️ تغییر بنیادین در روابط مالکیت و تولید؛ ✔️ استفاده از ثروت ملی برای اقتصاد تولیدی
🔻 چرا تغییر ریشه‌ای ضروری است؟

وقتی «صندلی شبه‌دولتی‌ها میلیاردی خریدوفروش می‌شود»،وقتی سرمایه از تولید فرار می‌کند و فقط بحران می‌سازد،
وقتی اقتصاد به میدان قمار الیگارشی تبدیل شده،صحبت از «مقررات‌زدایی» یا «بازار سالم» صرفاً یک شوخی تلخ است.

این نظام نیازمند یک دگرگونی اساسی است—نه یک روتوش سطحی. برچیدن نظام سرمایه داری با روبنای ولایتی آن تنها راه حل نجات کشور و مردم است.




آپارتاید طبقاتی؛ نتیجهٔ مستقیم نظام رانتی و نئولیبرالی

📌

واقعیتی که امروز می‌بینیم

آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجهٔ مستقیم سلطهٔ یک نظام اقتصادی نئولیبرالی و رانتی است که بر کشور ما تحمیل شده.
این نظام بیمار، با تقدس‌بخشی بازار آزاد و خصوصی‌سازی‌های گسترده، ثروت عظیم ملی را در چنگال یک اقلیت کوچک و انگشت‌شمار قرار داده است.

🏚️ جوانانی بدون سرپناه

آمارهای تکان‌دهنده از وضعیت جوانان، گواهی روشن بر این فاجعه‌اند:

جوانان برای داشتن سرپناهی حداقلی ناچارند به اتاق‌های تنگ پانسیون‌ها و مسافرخانه‌ها پناه ببرند؛ گاه چند نفر در یک اتاق کوچک.اجارهٔ یک تخت در مسافرخانهٔ بی‌امکانات: ۱۲ میلیون تومان در ماه.یک اتاق در پانسیون: ۱۵۰ میلیون تومان ودیعه + ۱۵ میلیون اجاره.
این ارقام برای نسل کارگر و زحمتکش، رؤیایی دست‌نیافتنی است.

🏰 ثروت افسانه‌ای برای اقلیت رانت‌خوار

در سوی دیگر، قصرهای مجلل و زندگی لاکچری همان کسانی قرار دارد که با رانت و رابطه، اقتصاد کشور را به غنیمتی خصوصی بدل کرده‌اند.

🥀 گرانیِ کمرشکن؛ سفره‌های خالی‌تر

بحران گرانی حلقهٔ دیگری از همین زنجیره است.
قیمت میوه و سبزیجات سر به فلک کشیده است:هر کیلو پرتقال ۱۵۸ هزار تومان، یک بسته توت‌فرنگی ۳۲۰ هزار تومان
طبیعی است که سفرهٔ مردم روزبه‌روز کوچک‌تر و خالی‌تر شود.

⚠️ این فقط یک بحران اقتصادی نیست

آنچه اکنون بر جامعه حاکم است، یک آپارتاید طبقاتی آشکار است؛
نظامی که اقلیتی را به اوج ثروت می‌رساند و میلیون‌ها نفر را به ورطهٔ فقر، کارتن‌خوابی و اتوبوس‌خوابی می‌کشاند.

زمان تغییر فرارسیده است! این نظام ناعادلانهٔ سرمایه‌داری رانتی که بر شانه‌های زحمتکشان ایستاده، نمی‌تواند و نباید پایدار بماند.
تاریخ به ما آموخته است که هیچ ظلمی جاودانه نیست.
جوانان آگاه، کارگران و تمام زحمتکشان باید با اتحاد و آگاهی طبقاتی، خواستار برچیده‌شدن این نظام غارتگر شوند




«زمین در آستانۀ فروپاشی؛ زمانی برای اتحاد جهانی»

🌍

بحران اقلیمی؛

بحران اقلیمی به مرحله‌ای رسیده که آینده بشریت را تهدید می‌کند. اگر نیروهای مترقی جهان همچنان پراکنده باشند، مقابله با ساختارهایی که طبیعت و انسان را قربانی سود می‌کنند ممکن نخواهد بود.
فعالان محیط‌زیست از نقاط مختلف، از جمله جوامع محلی در آفریقای جنوبی، بارها هشدار داده‌اند که بدون اتحاد جهانی نمی‌توان به تغییرات واقعی دست یافت؛ مخصوصاً وقتی نشست‌های بین‌المللی اقلیمی نتوانسته‌اند تصمیمات لازم را به اجرا بگذارند.

🐚 زیست‌بوم‌های در خطر؛

در این مناطق، همانند بسیاری از نقاط جهان، جوامع محلی از ماهیگیری کوچک‌مقیاس، جمع‌آوری خوراک‌های دریایی و کشاورزی امرار معاش می‌کنند. این ناحیه بخشی از زیست‌بوم‌های منحصر‌به‌فرد زمین است؛ با صدها گونه گیاهی بومی، جنگل‌های ارزشمند و حیات دریایی کم‌نظیر.
با این حال شرکت‌های فراملی، تحت نام «توسعه»، تلاش کرده‌اند منابع طبیعی این مناطق را استخراج کنند؛ توسعه‌ای که عملاً به تخریب محیط‌زیست و نابودی معیشت مردم منجر شده است.

🛑 مقاومت جوامع محلی؛ مبارزه‌ای با بهای سنگین

مردم محلی برای دفاع از زمین و دریا به دادگاه‌ها، اعتراض‌ها و کارزارهای اجتماعی روی آورده‌اند و گاهی توانسته‌اند فعالیت‌های مخرب را متوقف کنند.
اما این مبارزه بهای سنگینی داشته است: خشونت و حتی قتل فعالان محلی بخشی از واقعیت تلخ این مقاومت است. با این وجود، آنان عقب ننشسته‌اند، زیرا باور دارند تسلیم شدن به معنای رها کردن آینده کودکان و نسل‌های بعدی است.

🌱 پیام روشن امروز

این مبارزه ادامه نسل‌هایی است که در آفریقای جنوبی و دیگر نقاط جهان در برابر استعمار و غارت منابع ایستادند. پیام مشترک امروز نیز همان است:
غذا، آب و گیاهان در حال ناپدید شدن‌اند؛ اگر این سه از بین بروند، انسان نیز خواهد رفت.
توسعه باید زندگی انسان را بسازد، نه آن را نابود کند. تنها با اتحاد نیروهای جهانی می‌توان آینده‌ای عادلانه و پایدار ساخت.




غزه و گرو‌های جنایتکار غزه‌ای دست‌ساز اسرائیل

منبع: کمون شماره ۵۳

ما در کمون شماره ۵۲ مختصراً چنین نوشتیم: «طرح ترامپ – اسرائیل بردگی ملت فلسطین و انقیاد غزه را در پیش دارد. این طرح همانند طرح‌های دیگر ترامپ و اسرائیل شکست خواهد خورد. ما این شکست را در نطفه این طرح عملاً می‌توانیم ردیابی کنیم.»

هنوز اولین گام‌ این طرح یعنی تبادل زندانیان کاملاً اجرا نشده و چند روزی از “پیمان صلح و آتش‌بس“ نگذشته بود که بنا به نوشته وزارت بهداشت فلسطین، اسرائیل از ۱۱ اکتبر تا ۱۲ نوامبر ۲۳۸ فلسطینی را به قتل راسانده و ۶۰۰ نفر را زخمی کرده است. اسرائیل در رساندن مواد غذائی به مردمان غزه موانع جدی به وجود می‌آورد.

نیروهای نظامی اسرائیل تا خط زرد تعیین شده در طرح ترامپ عقب نشینی کرده و جای خود را در کشتار فلسطینیان و “تعقیب“ حماس به گروه‌های خائن و خود فروخته غزه‌ای داده که توسط اسرائیل سازماندهی شده‌اند.

این گروه‌ها از ۲۰۲۲ توسط اسرائیل در غزه شکل گرفتند. حملات درونی به همان مقدار مواد اولیه غذائی که وارد غزه می‌شد توسط همین گروه‌ها انجام می‌گرفت و مرگ و میر را در این منطقه با شدت بیشتری دامن می‌زد.

نتانیاهو به روشنی می‌گوید «چه ایرادی دارد؟ جای اینکه نظامی‌های ما آنجا بروند، متحدان ما با حماس می‌جنگند.» (همانجا) اکنون چهره متحدان غزه‌ای نتانیاهو در این نوار روشن است:

– گروه یاسر ابوشباب یک غزه‌ای جنایت کار فروشنده مواد مخدر که با حمله اسرائیل به غزه از زندان فرار کرد و توسط دولت اسرائیل سازماندهی شد.

– گروه حسام الاسطل. او در اوت ۲۰۲۵ “گروه ضربت ضد تروریسم“ را زیر نظر و با حمایت اسرائیل تشکیل داده است. این گروه و گروه ابوشباب علیه مردم غزه هماهنگ عمل می‌کنند.

– بنیاد بشر دوستانه غزه که توسط اسرائیل ایجاد شد و مسؤولیت پخش مواد غذائی را در غزه به عهده گرفت. این گروه به هزاران غزه‌ای که برای گرفتن مواد غذائی مراجعه می‌کردند، شلیک می‌کرد.

در عین حال گروه‌های کوچک دیگری نیز که دست ساخته اسرائیل هستند و هر کدام منافع مادی و سازمانی خود را دارند علیه مردم خود مشغول خیانت و توطئه هستند.

در این مابین یاسر ابوشباب آمدگی خود را برای حاکمیت بر غزه بارها اعلام کرده است که با موافقت اسرائیل رو به رو شده و تأیید گردیده است. «وال استریت ژورنال ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ یک یادداشت به قلم ابوشباب که او را “فرمانده نیروهای مردمی“ نامید، منتشر کرد تا از زبان او بگوید نیروهای تحت فرمانش “بخشی از رفح“ را کنترل می‌کنند که می‌تواند الگویی برای همه باریکه غزه باشد.» (همانجا)

حال محتوای بند ۱۹ طرح ترامپ روشن‌تر خود را می‌نمایاند. این بند چنین است: «با پیشرفت بازسازی غزه و اجرای صادقانه برنامه اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین، ممکن است سرانجام شرایط برای رسیدن به راهکاری جهت تشکیل دولت فلسطینی و تعیین سرنوشت مردم توسط خود آنها ایجاد شود که ما می‌دانیم آرزوی مردم فلسطین است.»

به عبارت دیگر پس از نابودی تمام نیروها و افراد مسلحی که در مقابل اسرائیل قرار دارند توسط نیروهای خیانتکار غزه‌ای و نیروهای سازمان ملل متحد و مطمئن شدن ترامپ از بی دفاعی کامل مردم نوار غزه، دولت یاسر ابوشباب بر سر کار می‌آید. در واقع اسرائیل قدرت سیاسی در غزه را در دست می‌گیرد. در آن زمان دیگر نه از تاک نشان خواهد بود و نه از تاک‌نشان. نه از مردم غزه نشان خواهد بود و نه از یک دولت مستقل غزه‌ای. بلکه از غزه به عنوان یک سرزمین الحاق شده باید نام برد. در همین روند نتانیاهو در ۱۳ آبان ۱۴۰۴ «مدعی شد که کابینه او تصمیم می گیرد که کدام نیروی بین‌المللی می‌تواند وارد غزه شود و کدام نیرو نمی‌تواند. (خبرگزاری مهر – شبکه الرشید)

چنین روندی با مقاومت عظیم مردم فلسطین و نوار غزه و میلیاردها از مردمان مترقی جهان رو به رو گشته است.

۱- اسرائیل و ترامپ در اخراج مردم غزه از سرزمین‌شان شکست خوردند و ناکام ماندند.

۲- اسرائیل و جناح فاشیستی ترامپ در نابودی حماس و دیگر نیروهای مسلح غزه‌ای ناکام ماندند.

۳- اسرائیل و ترامپ  در شرایطی اسرای خود را از اسارت آزاد کردند که مجبور شدند با حماس معامله کنند. این نیز یک شکست بزرگ برای اهداف اولیه اسرائیل است.

۴-اسرائیل و ترامپ مجبور شدند حضور مردم غزه در غزه را قبول کنند، و تا اندازه‌ای نیز مجبور شدند راه رسیدن مواد غذائی به مردمان غزه را باز گذارند و روند گام به گام تشکیل دولت فلسطینی غزه را به رسمیت بشناسند.

۵- توطئه اسرائیل در سازماندادن گروه‌های مسلح تحت نظارت خود در غزه، در همان اوان افشا شد. یاسر ابوشباب، عضو قبیله‌ ترابین است که در منطقه‌ای بین رفح، صحرای سینا و صحرای نقب زندگی می‌کند. او «پیش از جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ یک قاچاقچی شناخته‌شده مواد مخدر و سیگار بود و به دلیل فعالیت‌های مجرمانه در زندان بود» (فرهیختگان) این جنایت کار نه تنها توسط مردم غزه طرد گردیده بلکه قبیله خودش نیز او را طرد کرده است. الاسطل نیز از سوی قبیله‌اش طرد گردیده است.

۶- بزرگترین دلمشغولی مردم غزه در این روزها چند مسأله است: رسیدن به مواد غذائی لازم، امنیت در مقابل حملات مجدد اسرائیل، جلوگیری از جنگ داخلی که اسرائیل با تمام نیرو سعی در دامن زدن بدان دارد و هراس از ورود نیروهای سازمان ملل و حاکمیت “موقت“ نیروهای بیگانه بر سرزمین غزه.

به نظر می‌رسد مردم با تجربه و زجر کشیده غزه مجالی به خود نمائی گروه‌های یاسر ابوشباب و الاسطل نخواهند داد. آن‌ها این گروه‌های خیانتکار را مجازات خواهند کرد. فشار سیاسی مردم جهان به اسرائیل و آمریکا، آن‌ها را مجبور خواهد کرد راه رسیدن مایحتاج مردم غزه را تمام و کمال بگشایند. غزه‌ای‌ها کشور خود را دوباره خواهند ساخت و در مقابل ورود نیروهای بیگانه و دولت بیگانه مقاومت خواهند کرد. مردم غزه حق تعیین سرنوشت خود را بهتر و بیش از هر نیروئی در جهان به رسمیت می‌شناسند و برای آن خون داده و مبارزه کرده‌اند. لذا مردم غزه برنده این درگیری هستند، نیروهای خیانتکار داخلی و خارجی که این حق را پایمال می‌کنند، شکست خواهند خورد.  

سیاست آمریکا و اسرائیل با تمام زرادخانه عظیم خود در مقابل مردم غزه شکست خورد، وابسته کردن غزه به اسرائیل نیز شکست خواهد خورد اما جنگ داخلی می‌تواند سال‌های طولانی مردم غزه و کل منطقه فلسطینی را در کشتار و خون فرو ببرد.

ولی شرایط بین‌المللی هر روز تغییر خواهد کرد، توان اسرائیل در حملات خارجی تضعیف گشته و جناح فاشیستی ترامپ در اوضاع خاورمیانه سردرگم است. مبارزه نیروهای مترقی غزه جهت حاکمیت بر سرزمین خود و پشتیبانی بی دریغ مردم جهان از این نیروهای مترقی، جنگ داخلی را به نفع نیروهای مترقی و پیشرو و غیر وابسته غزه به پایان خواهد رساند.