در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۷، آگوست اسپایس، کارگر شورشی، در شیکاگو به دار آویخته شد. هنگام مرگ فریاد زد:
«خاموشی مرگ من رساتر از آن بانگی است که میخواهید خفه کنید.»
پیشبینیاش درست بود: امروز اول ماه مه، زندهتر از همیشه است.
📅 چرا اول ماه مه؟
پس از کشتار شیکاگو، کنفرانس جهانی کار در ۱۸۸۹، اول ماه مه را به روز تظاهرات جهانی کارگران تبدیل کرد. کارگران جهان هنوز هم برای زندگی بهتر، همبستگی خود را در این روز به نمایش میگذارند.
⚙️ پیکار طبقاتی نمرده است
رسانههای راستگرا میکوشند جنبش کارگری را کهنه و بیاثر نشان دهند. اما واقعیت چیز دیگری است: سرمایهداران از دیدن صدها هزار کارگر زیر پرچمهای سرخ هراسانند.
📉 شرایط امروز کارگران جهان
از بیش از ۳ میلیارد کارگر جهان، نزدیک به ۱.۴ میلیارد نفر در مشاغل آسیبپذیر کار میکنند. در جنوب آسیا و آفریقا، دو سوم کارگران با کمتر از ۳.۱۰ دلار در روز زندگی میکنند. حتی در اروپا، دستمزد واقعی در ۲۰۲۲ حدود ۳.۷ درصد کاهش یافت.
🤖 هوش مصنوعی و بهرهکشی نوین
شرکتهای بزرگ فناوری، همزمان با سرمایهگذاری روی هوش مصنوعی، دهها هزار کارگر را اخراج میکنند. در آفریقا، کارگران برای آموزش ماشینهایی به کار گرفته میشوند که سرانجام جای آنها را خواهند گرفت.
ایران؛ بهشت سرمایهداران، جهنم کارگران
نئولیبرالیسم اسلامی با واگذاری داراییهای همگانی، یارانهها را حذف و قراردادهای کوتاهمدت را تحمیل کرده است.کارگران ایران با اخراج دستهجمعی، تورم افسارگسیخته و بیپناهی مطلق روبهرو هستند. کارگران ایران با خطر اخراج، تورم و بیپناهی روزانه روبهرویند.بدون اتحادیههای مستقل، کارگران ایران کاملاً بیدفاع اند.
✊ چاره چیست؟
جو هیل، اندکی پیش از اعدام گفت: «گریه نکنید. سازماندهی کنید.»
ابوالقاسم لاهوتی هم در بیتی جاودانه سرود: «چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است.»
🛑 اول ماه مه، نماد همبستگی جهانی کارگران علیه سرمایهداری همچنان تپنده است.
جزئیات طرح اسرائیل برای سرنگونی حکومت در ایران
📉
روزنامه یدیعوت آحارانوت اسرائیلی به قلم ناحوم بارنئا و رونن برگمن از جزئیات طرحی برای «سرنگونی نظام ایران» پرده برداشت. این طرح که با شعار «پیروزی مطلق» دنبال میشد، پس از حدود ۴۰ روز احساس ناکامی در میان دستاندرکاران اسرائیلی ایجاد کرد.
🗺️ ایده سرنگونی به سالهای مئیر داگان در موساد بازمیگردد: کشتن علی خامنهای و جایگزینی او با فردی جذبشده از درون حاکمیت. این ایده توجه بنیامین نتانیاهو را جلب کرد. برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد: از بالا (نخبگان و مقامات ارشد) و از پایین (اعتراضات مردمی و مقاومت مسلحانه گروههای اقلیت). اسرائیل تصمیم گرفت هر دو مسیر را همزمان دنبال کند.
⚙️ دو عملیات «پیکانهای شمالی» (سپتامبر ۲۰۲۴) و «طلوع شیران» (ژوئن ۲۰۲۵) نقش کلیدی در شکلگیری تصمیمات راهبردی داشتند. برنامه اولیه برای ژوئن ۲۰۲۶ بود. اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، ترامپ را به اعلام «کمک در راه است» واداشت. نتانیاهو دستور جلو انداختن عملیات را به فوریه صادر کرد.
🛡️ در ۱۱ فوریه، نتانیاهو در کاخ سفید طرح را تشریح کرد. ترامپ سناریویی مشابه ونزوئلا (ربودن نیکلاس مادورو در ۳ ژانویه ۲۰۲۶) را برای تهران تصور میکرد. اما مقامات آمریکایی در نشستی بدون حضور اسرائیلیها، طرح را «مزخرف» و «نمایشی مضحک» خواندند. رئیس سیا از مخالفان سرسخت بودند.
💥 این طرح شامل حملات هوایی ۱۰۰ ساعته علیه رهبر و مقامات ارشد، سپس حمله زمینی از خاک عراق توسط نیروهای کُرد بود. اما ترامپ تحت تأثیر مخالفتهای جدی و تماس تلفنی رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، دستور توقف کامل عملیات را صادر کرد. 🕊️از روز پنجم جنگ، نتانیاهو به روایت ارتش بیش از روایت موساد تکیه کرد. حملات هوایی نتوانست ساختار نظام ایران را فروبپاشد. تهران موفق شد ثبات خود را حفظ کند. این طرح با ناامیدی در اسرائیل پایان یافت و تردیدهای جدی درباره کارآمدی تغییر رژیم در ایران مطرح شده است.
لنین در روز اول ماه مه، ۱۹۰۴
منبع: مارکسیست لنینیست امروز
برگردان: آمادور نویدی
رفقای کارگر!
اول ماه مه در راهست، روزی که کارگران سراسر جهان بیداری خود به یک زندگی آگاهانه طبقاتی را جشن میگیرند؛ همبستگی خود را در مبارزه علیه هرگونه زور و ستم انسان بر انسان، و در پیکار جهت رهایی میلیونها زحمتکش از گرسنگی، فقر و تحقیر اعلام میکنند و جشن میگیرند. در این نبرد بزرگ، دو جهان در برابر هم قرار گرفتهاند: جهان سرمایه و جهان کار، جهان استثمار و بردگی، و جهان برادری و آزادی.
در یکطرف مُشتی ثروتمند زالوصفت قرار دارند، که کارخانهها و کارگاهها / آسیابها، ابزارها و ماشینآلات را تصاحب کردهاند و میلیونها هکتار زمین و کوههایی از پول را به مالکیت خصوصی خود درآوردهاند. آنها دولت و ارتش را همچون سگهای نگهبان وفاداری جهت حفظ ثروتی که انباشتهاند، به خدمت خود گرفتهاند.
در طرفی دیگر، میلیونها انسان محروم ایستادهاند که مجبورند به سرمایهداران جهت اجازه کار التماس کنند. کارگران با نیروی کار خود همه ثروتها را میآفرینند؛ اما در سراسر زندگیشان باید برای لقمهای نان بجنگند، و برای یافتن کار التماس کنند، تو گویی که صدقه میخواهند، درحالیکه نیروی جسمی و سلامت خود را در کارهای طاقتفرسا از دست میدهند و در کلبههای فقیرانه روستاها یا زیرزمینها و اتاقکهای نمور شهرهای بزرگ در گرسنگی زندگی میکنند.
اما اینک این زحمتکشان محروم علیه سرمایهداران و استثمارگران اعلام جنگ کردهاند. کارگران سراسر جهان جهت رهایی کار از بردگی مزدی، از فقر و نداری مبارزه میکنند. آنها برای سیستمی اجتماعی میجنگند که در آن ثروتی که با کار جمعی آفریده میشود، نه به سود مُشتی ثروتمند، بلکه به نفع همه کسانی باشد که کار میکنند.
کارگران میخواهند زمین، کارخانهها، کارگاهها / آسیابها و ماشینآلات به مالکیت مشترک همه درآید. کارگران میخواهند به تقسیم جامعه به فقیر و غنی پایان دهند؛ ثمرات کارشان نصیب خودشان شود و همه دستآوردهای ذهن بشر و همه پیشرفتهای شیوههای کار، زندگی انسان کارگر را بهبود بخشد، نه آنکه ابزاری برای ستم بر آنها باشد.
مبارزه بزرگ کار علیه سرمایه، برای کارگران همه کشورها، فداکاریهای عظیمی در پی داشته است. آنها جهت حق خود در دستیابی به زندگی بهتر و آزادی واقعی، رودهایی از خون فدا کردهاند. کسانی که برای آرمان کارگران مبارزه میکنند، توسط دولتها مورد آزار و اذیت بیحد و حصر قرار میگیرند، اما علیرغم همه آزار و اذیتها، همبستگی کارگران جهان در حال رشد است و تقویت میشود. کارگران بیش از بیش در احزاب سوسیالیستی متحد میشوند، هواداران این احزاب به میلیونها نفر میرسند و به طور پیوسته، گام به گام، به سوی پیروزی کامل بر طبقه استثمارگر سرمایهدار پیش میروند.
پرولتاریای روسیه نیز به زندگی جدیدی بیدار شده است، و به این مبارزه بزرگ نیز پیوسته است. روزگاری که کارگر روس مطیعانه بردگی میکرد و هیچ راه گریزی از بندگی نداشت و کورسویی در زندگی تلخ خود نمیدید، سپری شده است. سوسیالیسم راه رهایی را به پرولتاریای روسیه نشان داده است و هزاران هزار مبارز به دور پرچم سرخ، همچون ستاره راهنما، جمع شدهاند. اعتصابها قدرت اتحاد را به کارگران نشان داده به آنها آموخته که چهگونه مقابله کنند، و ثابت نموده که نیروی کار سازمانیافته تا چه حد میتواند برای سرمایه ترسناک باشد. کارگران دریافتهاند که سرمایهداران و دولت از کار آنان زندگی میکنند و فربه میشوند. کارگران با روحیه مبارزه متحد، با آرزوی آزادی و سوسیالیسم، برانگیخته شدهاند.
کارگران دریافتهاند که استبداد تزاری چه نیروی تاریک و شیطانی است. کارگران برای مبارزه خود به آزادی نیاز دارند، اما دولت تزاری دست و پای آنها را میبندد. کارگران به آزادی تجمع، آزادی سازماندهی، آزادی روزنامه و کتاب نیاز دارند، اما دولت تزاری هر تلاش برای آزادی را با تازیانه، زندان و سرنیزه سرکوب میکند. فریاد «مرگ بر استبداد!» در سراسر روسیه طنینانداز شده است، این فریاد بیش از بیش در خیابانها، در گردهمآییهای تودهای کارگران به گوش میرسد.
تابستان گذشته دهها هزار کارگر در سراسر جنوب روسیه برای دستیابی به زندگی بهتر و رهایی از ستم پلیسی قیام کردند. بورژوازی و دولت از دیدن ارتش نیرومند کارگران که تمام زندگی صنعتی شهرهای بزرگ را با یک ضربه متوقف کرد، به لرزه افتادند. دهها مبارز برای آرمان کارگران زیر گلولههای سربازانی که تزاریسم علیه دشمن داخلی فرستاده بود. اما هیچ نیرویی نمیتواند این دشمن داخلی را شکست دهد، زیرا طبقات حاکم و دولت تنها به واسطه کار کارگران و زحمتکشان زندهاند. هیچ نیرویی روی زمین قادر نیست میلیونها کارگری را که هر روز آگاهتر، متحدتر و سازمانیافتهتر میشوند، درهم بشکند. در هر شکستی که کارگران متحمل میشوند، مبارزان جدیدی را به صفوف خود وارد میکنند، تودههای وسیعتری را به زندگی نو بیدار میسازند و آنها را جهت نبردهای تازه آماده میسازد.
و رویدادهایی که اکنون روسیه از سر میگذراند، چنان است که این بیداری تودههای کارگر قطعاً سریعتر و گستردهتر خواهد شد، و ما باید تمام تلاش خود را جهت متحد ساختن صفوف پرولتاریا و آماده کردنش برای مبارزهای قاطعتر بهکار گیریم.
جنگ حتی عقبماندهترین بخشهای پرولتاریا را نیز به امور و مشکلات سیاسی علاقهمند میکند. جنگ هرچه روشنتر و آشکارتر پوسیدگی کامل نظام استبدادی و جنایتکار باند پلیس و دستگاه قضایی حاکم بر روسیه را برملا میکند. مردم ما در داخل کشور از نداری و گرسنگی در حال مرگ هستند – با این حال، آنها به جنگی ویرانگر و بیمعنی در سرزمینهای بیگانه کشیده شدهاند که هزاران کیلومتر دورتر و محل سکونت نژادهای خارجی اند. مردم ما زیر بردگی سیاسی بهسر میبرند — بااینحال، دولت آنها را به جنگ برای برده کردن ملتهای دیگر فرستادهاند. مردم ما خواستار تغییر نظم سیاسی در کشورند – ولی دولت با غرش توپها در آن سوی جهان سعی در منحرف کردن توجه آنها دارد. و دولت تزاری در قمار خود، در هدر دادن جنایتکارانه ثروت و جوانان ملت، که برای مرگ به سواحل اقیانوس آرام فرستاده شدهاند، زیادهروی کرده است. زیرا هر جنگی فشاری بر مردم وارد میکند و جنگ دشوار با ژاپن متمدن و آزاد، فشار هولناکی بر روسیه تحمیل کرده است. و این فشار در زمانی وارد میشود که ساختار استبداد پلیسی، زیر ضربات پرولتاریای بیدار شده، از پیش به لرزه افتاده است.
جنگ تمام نقاط ضعف دولت را آشکار میکند، جنگ همه نقابهای دروغین را را کنار میزند؛ و تمام پوسیدگیهای درونی را برملا میسازد؛ جنگ، پوچی استبداد تزاری را برای همه آشکار میکند و به همه، عذاب مرگ روسیه قدیم را نشان میدهد، روسیهای که در آن مردم از حق رأی محروم، نادان و مرعوب هستند، روسیهای که هنوز در اسارت رعیتی حکومت پلیسی است.
روسیه قدیم در حال زوال است، و روسیهای آزاد در راه است تا جایگزینش شود. نیروهای تاریکی که از استبداد تزاری پاسداری میکردند، در حال نابودیاند. اما تنها پرولتاریای آگاه و سازمانیافته میتواند ضربه ای مرگبار به آنها وارد کند. تنها پرولتاریای آگاه و سازمانیافته میتواند آزادی واقعی، نه دروغین، را برای مردم به ارمغان بیاورد. تنها پرولتاریای آگاه و سازمانیافته میتواند هر تلاشی جهت فریب مردم، محدود کردن حقوق آنها و تبدیلشان به ابزاری صرف در دست بورژوازی را خنثی کند.
پس بیایید با نیروی مضاعف خود را برای نبرد سرنوشتسازی که در پیش است آماده سازیم! بگذارید صفوف پرولتاریای سوسیالدموکرات استوارتر از پیش فشرده شود!
بگذارید صدایشان هر چه بیشتر به گوشها برسد!
بگذارید مبارزه جهت مطالبات کارگران هرچه جسورانهتر ادامه یابد!
بگذارید جشن اول ماه مه هزاران مبارز جدید را به آرمان ما جذب کند و نیروهای ما را در نبرد بزرگ جهت رهایی همه مردم، برای آزادی همه کسانی که از یوغ سرمایه رنج میبرند، افزایش دهد!
صدراعظم آلمان میگوید آمریکا توسط ایران «تحقیر میشود»
🎙️
حملات ترکیبی عظیم آمریکا و اسرائیل، اهداف نظامی، دولتی و زیرساختی را هدف گرفت. پس از اعلام آتشبس دو هفتهای، مذاکرات اولیه آمریکا و ایران در پاکستان ماه جاری به توافق صلح نرسید. ترامپ سپس تمدید نامحدود آتشبس و ادامه محاصره را اعلام کرد تا زمانی که پیشنهاد ایران ارائه شود و مذاکرات «به هر شکل» به پایان برسد.
⚔️ جدیدترین تحولات
نیروهای دفاعی اسرائیل روز دوشنبه اعلام کردند که زیرساختهای حزبالله در جنوب لبنان و منطقه بقاع را هدف حملاتی قرار دادهاند. اسرائیل حزبالله را به نقض آتشبس متهم کرد و گفت که حزبالله چندین پهپاد به سمت نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان پرتاب کرده است. حزبالله اعلام کرد این حملات در پاسخ به نقض آتشبس توسط خود اسرائیل بوده است. پهپادها یک تانک و یک بولدوزر اسرائیلی را هدف گرفتند «در حالی که در حال تخریب خانهها در شهر بنت جبیل بود.» این اقدام «در پاسخ به نقض آتشبس توسط دشمن اسرائیلی و تخریب خانهها در روستاهای جنوب لبنان» انجام شد.
🗣️تحقیر یک ملت کامل به دست ایران
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در سخنرانی روز دوشنبه به دانشجویان گفت آمریکا «هیچ استراتژی» در قبال ایران ندارد. مرتس افزود: «نمیتوانم ببینم آمریکاییها اکنون چه راهبرد خروجی را دنبال میکنند، به ویژه که ایرانیها به طرز ماهرانهای مذاکره میکنند – یا بهتر بگوییم، به طرز ماهرانهای مذاکره نمیکنند و آمریکاییها را به اسلامآباد میفرستند فقط برای اینکه بدون هیچ نتیجهای بازگردند.» او گفت: «یک ملت کامل توسط رهبری دولت ایران تحقیر میشود، به ویژه توسط به اصطلاح سپاه پاسداران.» مرتس افزود اروپاییها آماده کمک به بازگشایی تنگه هرمز هستند، اما اول باید جنگ پایان یابد و در حال حاضر نمیبیند چگونه این امر در آینده نزدیک محقق شود، زیرا ایرانیها به وضوح قویتر از آن چیزی هستند که فکر میشد و آمریکاییها استراتژی مذاکراتی قانعکنندهای ندارند.
آیا اقتصاد ایران در برابر محاصره آمریکا فرو خواهد پاشید؟
❓
محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز همچنان بر اقتصاد ایران تأثیر منفی میگذارد. انتظار میرود در هفتههای آینده، این محاصره تولید نفت ایران را مختل کند. اما به گفته تحلیلگران، برای ادعای فروپاشی اقتصاد ایران هنوز زود است.
📉 ترامپ ادعا کرد ایران «از نظر اقتصادی فروپاشیده» و «از کمبود نقدینگی در حال خرد شدن است». اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا نیز گفت با محاصره، ذخیرهسازی در جزیره خارک (پایانه اصلی صادرات نفت ایران) پر خواهد شد و چاههای شکننده نفت ایران بسته میشوند.
⛽ سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی از دانشگاه شهید بهشتی تهران، گفت: «اگر محاصره بیش از دو یا سه ماه طول بکشد، میتواند به ایران آسیب بیشتری بزند.» او افزود: « آسیب به کشورهای جنوب خلیج فارس قطعاً بزرگتر خواهد بود.» با این حال، توانایی ایران برای کش دادن زمان محدود است. آرنه لومان راسموسن، تحلیلگر ارشد مدیریت ریسک جهانی، گفت «انتظار میرود ایران ظرف حدود یک ماه ظرفیت ذخیرهسازی خود را پر کند، اما در عمل ممکن است ظرف چند هفته مجبور شود بخشی از تولید نفت خود را متوقف کند.»
🛢️ همایون فلکشاهی تأکید کرد تولید نفت خام ایران از زمان شروع جنگ کاهش یافته است. تولید در ماه مارس روزانه ۲۰۰ هزار بشکه کاهش یافت به ۳/۶۸ میلیون بشکه، و پیشبینی میشود در آوریل با کاهش ۴۲۰ هزار بشکهای دیگر به حدود ۳/۴۳ میلیون بشکه برسد. اما لیلاز گفت فراتر از اثر روانی محاصره، «تأثیر مادی واقعی تاکنون اندک بوده است.»
⚓ اینگرام سردبیر Middle East Economic Survey گفت وابستگی ایران به صادرات نفت از طریق هرمز عمیقتر شده، اما ایران در دورهای قبلی تحریمها توانایی خود را برای مقاومت در برابر افت شدید درآمد نفتی ثابت کرده است. «نباید تابآوری رژیم را دست کم گرفت. چنین فشار اقتصادی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، زمان زیادی میبرد.»
چگونه یک بمبافکن شوروی تمام پدافند غرب را بیمعنا کرد
📡
تصور کنید که اپراتورهای پدافند آمریکا چشم به صفحههای رادار دوختهاند. ناگهان هدفی عظیم و سنگین پدیدار میشود که به یک جنگنده نمی ماند. یک ثانیه بعد، نه ساقط شده، نه به افق رفته، فقط ناپدید شده است. اینگونه تو-۱۶۰ شوروی لقب «غول نامرئی» را کسب کرد و سرویسهای اطلاعاتی غرب را در حیرت فروبرد.
⚡ در دهه ۶۰، وقتی آمریکا ساخت بی-۱ لنسر را آغاز کرد، دیگر فرصتی برای تلف کردن نبود. در ۱۹۶۷، سه دفتر طراحی بزرگ—توپولف، میاسیشف و سوخو—در جنگی مفهومی: سرعت مافوقصوت، برد عظیم و بار جنگی سنگین، همگی در یک پرنده به رقابت پرداختند.
🔧 وقتی در ۱۹۷۴ بی-۱ آمریکایی به آزمایشگاه رفت، اعصاب در ادارات طراحی شوروی را خرد کرد. والنتین بلیزنیوک، مهندس ارشد، شخصاً مسئولیت آیرودینامیک را بر عهده گرفت و خطوط بدنه را چنان طراحی کرد که هیچ خطایی ممکن نباشد—زیرا هر اشتباه، این هواپیما را به هدفی آسان برای سامانههای رهگیر تبدیل میکرد.
🦢 بال با هندسه متغیر
برگ برنده تو-۱۶۰ بالی است که در هوا تغییر شکل میدهد. در ارتفاع پایین، هواپیما با ثبات حرکت میکند؛ در ارتفاع بالا، بالها جمع میشوند و پرنده بدل به تیری مافوقصوت میگردد. اپراتورهای رادار هدفی را میدیدند که بر خلاف تمام قوانین منطق رهگیری رفتار میکرد—نه به دلیل پوشش استیلث، بلکه به خاطر دینامیک محض. تحلیلگران ناتو نمیتوانستند باور کنند چنین هیولایی قادر به این حرکات آکروباتیک است.
🏆 رکوردهای جهانی و قدرت واقعی
تولید انبوه در دهه ۸۰ موفقیت را تثبیت کرد. تو-۱۶۰ از یک هواپیما فراتر رفت و به نماد سلطه فناورانه تبدیل شد. «برای فیزیک فرقی نمیکند جسم چقدر بزرگ باشد؛ اگر آیرودینامیک درست محاسبه شده باشد، هوا را چنان میبرد که ردپای راداری با سرعت به حداقل میرسد.»
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران ده ها سال است که در جهت سرنگونی رژیم ارتجاعی، ضد مردمی و بشدت استبدادی ولایت فقیه مبارزه می کنند. مبارزه ای که طی سال های اخیر با جنبش های اعتراضی ۹۸، جنبش زن زندگی، آزادی و… جلوه ای توده ای و فراگیر به خود گرفت و پایه های سلطه ی رژیم را به لرزه انداخت و دستاوردهای غیر قابل بازگشتی برای جامعه ایران به همراه داشته اند.
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران خواهان سرنگونی رژیم ولایت فقیه با یک انقلاب فراگیر مردمی و استقرار حکومتی پایبند به دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی هستند.
حکومتی که مدافع استقلال و حق حاکمیت ملی کشور باشد و پیوندها و روابط بین المللی خود را بر اساس دو اصل استقلال و منافع ملی ایران تنظیم کند و به آن ها پایبند باشد.
دقیقا بر اساس همین اصول اساسی است که این نیروها با حمله ی نظامی یا هرگونه مداخله ی خارجی در امور داخلی ایران نه تنها مخالف بلکه با آن مبارزه می کنند.
به زبانی ساده تر مخالفت و مبارزه ی نیروهای چپ و دمکراتیک ایران با حمله ی نظامی جنایتکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به ایران از اصول اساسی دیدگاه ها و اهداف این نیروها سرچشمه می گیرد و هرگز نبایستی آن را حمایت یا هم سویی با رژیم ولایت فقیه به شمار آورد.
در عین حال به باور من (که می توان آن را به چالش کشید) نیروهای چپ و دمکراتیک ایران با توجه به اصول اساسی پیش گفته، نمی بایست خواهان ذلت و زانو زدن رژیم ولایت فقیه در مقابل امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، چه در جریان جنگ و چه در مذاکرات با کشورهای متجاوز باشند.
واقعیت این است که هدف امپریالیسم آمریکا از حمله ی نظامی به ایران احیای سلطه ی همه جانبه ی خود بر حوزه ی خلیج فارس و منطقه ی خاورمیانه است و نه سرنگونی رژیم ولایت فقیه.
سلطه ای که به ویژه طی سال های اخیر و در پی قدرت گیری چین، کمر راست کردن روسبه و تلاش های ده ها کشور دیگر برای استقرار یک نظام جهانی چند قطبی وارد مرحله ی تعیین کننده ای شده و سلطه ی جهانی امپریالیسم آمریکا را با چالش های جدی مواجه کرده است.
اگر رژیم ولایت فقیه در شرایط جنگی و تحت فشارهای همه جانبه ی آمریکا و اسرائیل(در جنگ یا در جریان مذاکرات) تن به ذلت دهد، زانو بزند و تسلیم خواسته ها و اهداف متجاوزین شود، نه تنها موجب ادامه ی سلطه ی امپریالیسم آمریکا بر خلیج فارس خواهد گردید بلکه تا ده ها سال آن را تداوم خواهد بخشید و ضربات سنگینی به تلاش ها برای استقرار نظام جهانی چند قطبی وارد خواهد آورد.
علاوه بر آن، تردیدی نباید داشت که هرگونه قراردادی که تحت فشارهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل از طرف رژیم ولایت فقیه مورد قبول قرار گیرد، به ضرر مردم و کشور ایران خواهد بود.
به عبارتی دیگر رژیم مرتجع ولایت فقیه چنانچه در مقابل فشارهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل ناچار به تسلیم شود، برای حفظ حاکمیت خود به هرگونه سازش و توافقی مبادرت خواهد نمود و ‘حفظ نظام’ را بر حفظ منافع ملی ایران ترجیح خواهد داد.
همانگونه که پیشتردر مقاله ای یادآوری کرده بودم، آنچه رژیم ولایت فقیه تحت فشار امپریالیسم آمریکا و اسرائیل بر روی میز مذاکره خواهد گذاشت و به قیمت بقای خود به طرفین واگذار خواهد نمود، منافع ملی ایران و مردم ایران خواهد بود.
بنابر این گرجه می توان از آتش بس فعلی و آغاز مذاکرات خرسند بود، اما آنچه اهمیت دارد نتایج حاصل از مذاکره و توافقات احتمالی بین طرفین است.
بنابر دلایل ذکر شده، با همه ی نفرت و انزجاری که از رژیم ولایت فقیه داریم، با اینکه در جهت سرنگونی آن مبارزه می کنیم، نبایستی خواهان ذلت، زانو زدن و تسلیم آن در مقابل امپریالیسم آمریکا و اسرائیل شد؛
یادآوری می کنم که به باور من ذلت، زانو زدن و تسلیم رژیم ولایت فقیه ( چه در جنگ و چه در جریان مذاکرات) از آنجایی که منجر به اعطای امتیازهای یک جانبه به امپریالیسم آمریکا و اسرائیل خواهد شد، به ضرر منافع ملی ایران و مردم ایران خواهد بود.
از این روی به جای فشار بر رژیم ولایت فقیه برای پیگیری مذاکرات و حصول توافق با کشورهای متجاوز، بایستی با دقت و هوشیاری روند گفتگوها و نتایج آن ها را مورد توجه قرارداد.
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران نمی توانند و نبایستی با هرگونه توافق رژیم با کشورهای متجاوز رضایت دهند، از آن ابراز خرسندی کنند و به نتایج آن با توجه به منافع ملی ایران و مردم این کشور بی توحه باشند.
بایز افروزی ۲۶ آپریل ۲۰۲۶
قدرت تمدنی ایران از نگاه ویجی پراشاد: ایستادگی در برابر غرب، اما سرکوب در درون
🏛️
ویجی پراشاد، تحلیلگر برجسته هندی، نوشته است که توانایی ایران در مقابله با غرب به «وراثت تمدنی» این سرزمین بازمیگردد؛ میراثی که از روزگار کوروش و هخامنشیان (۲۰۰۰ سال پیش از تشیع صفوی) ریشه میگیرد. همین اعتماد تمدنی است که باعث میشود ایرانیها، فارغ از اختلافنظر با دولت، در برابر حملات اخیر آمریکا و اسرائیل با صلابت بایستند.
✊ اما این تمدن بر روی چه کسانی ساخته شده است؟
پراشاد به تلخی یادآور میشود که انقلاب ایران (۱۹۷۸-۱۹۷۹) توسط طیف وسیعی از نیروها از جمله مارکسیستها شکل گرفت، اما «بسیاری از آنها پس از انقلاب توسط جمهوری اسلامی تازهتأسیس تحت تعقیب و کشته شدند». او از روشنفکرانی چون خسرو گلسرخی نام میبرد که در دادگاهش فریاد زد: «من قطره ناچیزی از مبارزات مردم ایران هستم… من برای زندگیام چانهزنی نمیکنم.»
⚰️ سرکوب چپگرایان: زخمی که التیام نیافته است
از حزب توده ایران تا مجاهدین و فداییان خلق، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ پس از انقلاب حذف شدند. پراشاد تأکید میکند اگرچه ایدههای مارکسیستی از طریق اندیشمندانی مانند احسان طبری، جلال آل احمد و علی شریعتی در چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نفوذ کرد، اما خودِ مارکسیستها قربانی ماندند.
⏳ «این وضعیت نمیتواند در بلندمدت پایدار بماند»
به باور پراشاد، نه «تمدن» به تنهایی و نه «گفتگوی تمدنها»، تاریخ را به سمت رهایی انسان سوق نمیدهد. او میگوید: «برای آن، در زمان خود، مبارزه طبقاتی باید تشدید شود، نیازهای انسانی باید بر نابرابریهای مادی غلبه کند و نظام جهانی دگرگون گردد.» نظام سرمایهداری و امپریالیسم ما را به سمت نابودی میبرند، اما سرکوب درونمرزی نیز نمیتواند پایدار بماند.
🌾 حرف آخر: از زبان یک شاعر کمونیست مکزیکی
پراشاد شعر کارلوس گوتیرز کروز را یادآور میشود که میگوید دفاع از تمدن وقتی انتزاعی باشد بیمعناست. تمدنی که عدالت طبقاتی و آزادی چپگرایان را قربانی کند، محکوم به فروپاشی درونذاتی است.