🛑 آب در تهران نیست!رئیس‌جمهور: اگر اختلافات و دعواهای جناحی را کنار بگذاریم، مشکلات حل می‌شود!

💧

پزشکیان هشدار داد که اگر تا آذرماه در تهران باران نبارد، باید آب را جیره‌بندی کنیم و در صورت ادامه خشکسالی، ممکن است مجبور شویم تهران را خالی کنیم. این اظهارات نشان می‌دهد که او بحران آب را صرفاً به کمبود بارش و مدیریت فردی مسئولان محدود می‌کند.

همه می‌دانند که بین آب سطحی و آب موجود در سفره‌های زیرزمینی تفاوت بنیادی وجود دارد؛ آب سطحی ممکن است آلوده به میکروب‌ها، باکتری‌ها، ویروس‌ها، انگل‌ها و مواد شیمیایی باشد، در حالی که آب سفره‌های زیرزمینی معمولاً پاک‌تر است. اما چرا در تهران دیگر آبی در سفره‌های زیرزمینی باقی نمانده است؟ پزشکیان پاسخی به این سوال ساختاری ندارد و مسائل را به اختلافات جناحی و نفسانیت مسئولان تقلیل می‌دهد.

⚠️ او تأکید می‌کند که اگر ایمان و باور در مسئولیت‌ها حفظ شود، مشکلات حل خواهد شد و اختلافات ناشی از هوای نفس و دعواهای فردی است. چنین نگاه فردی و اخلاقی، نشان‌دهنده درک ناقص او از طبقات اجتماعی و نبرد طبقاتی است. بحران آب و سایر مشکلات اجتماعی و اقتصادی ریشه در رقابت و تضاد منافع بین لایه‌های مختلف بورژوازی و سیاست‌های سرمایه‌داری دارند، نه در اخلاق یا رفتار شخصی مسئولان.

📌 پزشکیان نمی‌بیند که منابع طبیعی و مدیریت آنها تحت سلطه منافع طبقاتی خاص هستند و مسائل را صرفاً به سطح فردی و اخلاقی محدود می‌کند. این دیدگاه باعث می‌شود نبرد طبقاتی و فشار اقتصادی بر توده‌ها محو شود و حل مشکلات تنها به توافق اخلاقی و وفاق میان مسئولان فروکاهد، نه تغییر ساختار قدرت و مدیریت منابع به نفع مردم.

⚡ در نتیجه، موضع او نه تنها درک واقعی از بحران‌ها و مدیریت منابع را نشان نمی‌دهد، بلکه مسیر حل مشکلات را به رفتار اخلاقی مسئولان محدود می‌کند و تضادهای طبقاتی و ساختاری که ریشه مشکلات هستند را نادیده می‌گیرد.




🟥 دو جهان‌بینیِ کلان در نبرد: من‌گراییِ نئولیبرالی و جمع‌گراییِ سوسیالیستی

در دسته‌بندی جهان‌بینی‌ها، تنها دو نگاهِ کلان با زیرگروه‌های بی‌شماری روبه‌روی هم ایستاده‌اند:
🔹 جهان‌بینیِ «من‌گرایی» — جهان‌بینیِ بورژوازی
🔹 جهان‌بینیِ «جمع‌گرایی» — جهان‌بینیِ پرولتاریا

پسمانده‌های دیگر را می‌توان شاخه‌هایی از این دو دانست.

در جهانِ امروز، ایدئولوژیِ طبقه‌ی بورژوازی با پوششِ نئولیبرالیسم نمایان می‌شود؛
و «من‌گرایی» دلِ تپنده‌ی آن است.

در میانِ همه‌ی پندارهای نئولیبرالی،
هیچ‌چیز زیان‌بارتر از این ایده نیست که:

«ما می‌توانیم زندگیِ خود را جدا از دیگران، به بهترین شکل سازمان دهیم.»

طبری این منطق را چنین خلاصه می‌کند:

«هر کسی خود را خوشبخت کند تا جامعه خوشبخت شود.»
یا همان ضرب‌المثلِ اروپایی:
«هر کس آهنگرِ خوشبختیِ خویش است.»

گرامشی با شور می‌گوید:
میانِ ایدئولوژیِ بورژوازی و پرولتاریا، آشتی‌ناپذیریِ بنیادین وجود دارد.

✊ نیروهای چپ با آماج‌های اقتصادی‌ـ‌اجتماعیِ نئولیبرالیسم در نبردند.
اما پرسش این است:
آیا ما آمادگی نبرد با فرهنگ نئولیبرالی در جامعه را داریم؟

گرامشی یادآور می‌شود:
پرولتاریا برای رهاییِ خود، بر حقِ جامعه و کارِ جمعی پافشاری می‌کند.
او به‌جای «آزادیِ فردی»، به آزادیِ سازمان‌یافته و جمعی می‌اندیشد —
آنجا که آزادیِ فردی و جمعی در پیوندی دیالکتیکی به هم می‌رسند.

و در پایان:
آیا پیشاهنگانِ ایرانیِ طبقه‌ی کارگر، توانِ انجامِ این کار را دارند؟
آیا ما می‌توانیم فرهنگِ «من‌گراییِ نئولیبرال» را به چالش بکشانیم؟




آمریکا برای پاسبانی از سرکردگی جهانی خود به سیم آخر می زند

آمریکا در تلاش برای حفظ هژمونی خود است: با تهدید مستقیم علیه ونزوئلا، اعمال تعرفه‌های اقتصادی علیه چین و برخورد نامشخص و مبهم در قبال روسیه، می‌کوشد سایر قدرت‌ها را تحت فشار قرار دهد.

کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، اعلام کرده است که آزمایش‌های هسته‌ای جدید که به دستور رئیس‌جمهور دونالد ترامپ انجام می‌شوند، شامل هیچ‌گونه انفجار واقعی اتمی نخواهد بود.

او در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز توضیح داد که این آزمایش‌ها بخشی از برنامه‌ی نوسازی زرادخانه هسته‌ای آمریکاست و هدف آن بررسی عملکرد اجزای سیستم‌ها برای اطمینان از کارکرد صحیح در شرایط واقعی است. رایت تأکید کرد: « هیچ ابری به شکل قارچ در کار نخواهد بود.»

ترامپ هفته گذشته به پنتاگون دستور داد «آزمایش تسلیحات هسته‌ای را همانند روسیه و چین» از سر بگیرد.

با این حال، دولت جدید می‌گوید فناوری‌های تازه نیازمند ارزیابی واقعی‌اند.

روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داده که احیای کامل آزمایش‌های هسته‌ای می‌تواند سال‌ها زمان ببرد و صدها میلیون دلار هزینه داشته باشد. در حال حاضر، بیشتر آزمایش‌ها با شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای و انفجارهای محدود انجام می‌شود.

ترامپ در گفت‌وگویی با CBS ضمن دفاع از این تصمیم گفت: «ما باید بدانیم سلاح‌هایمان چطور کار می‌کنند. من نمی‌خواهم تنها کشوری باشم که آزمایش نمی‌کند.» او مدعی است روسیه و چین به‌طور پنهانی آزمایش‌هایی انجام می‌دهند، ادعایی که هر دو کشور رد کرده‌اند.

چین از آمریکا خواسته به تعهدات خود ذیل معاهده‌ی منع جامع آزمایش‌های هسته‌ای پایبند بماند، در حالی که کرملین تأکید کرده روسیه تنها در صورت نقض معاهده از سوی دیگر قدرت‌های هسته‌ای واکنش مشابه نشان خواهد داد.

برخی تحلیلگران معتقدند که تصمیم آمریکا نشان‌دهنده رفتار تهاجمی و عصبانیت واشنگتن است؛ اقدامی که نه برای نیاز عملی، بلکه برای ترساندن دیگر قدرت‌های نوظهور و نشان دادن تسلط ظاهری خود بر نظم جهانی طراحی شده است. این رویکرد نگرانی‌ها درباره بی‌ثباتی منطقه‌ای را افزایش می‌دهد.




اقتصاد در چنگال بانک‌ها — صدای کمونیست‌ها در دومای روسیه✊

منبع پراودا

در ۳۰ اکتبر، دومای دولتی روسیه سیاست پولی کشور برای سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ را بررسی کرد.
فراکسیون حزب کمونیست روسیه (KPRF) با قاطعیت به این برنامه رأی منفی داد و اعلام کرد:
📉 مسیر کنونی بانک مرکزی به نفع بورژوازی مالی است، نه مردم.

به‌رغم هشدارها، حزب حاکم و متحدانش طرح بانک مرکزی را تصویب کردند. اما کمونیست‌ها و «روسیه عادلانه» تأکید کردند:
🏦 سیاست‌های فعلی فقط بانک‌ها را ثروتمندتر و خانواده‌های کارگری را فقیرتر می‌کند.

🔹 نرخ بهره کلیدی در سال ۲۰۲۶ بین ۱۳ تا ۱۵٪ خواهد بود؛
یعنی جوانان نمی‌توانند خانه بخرند، کسب‌وکارها فلج می‌شوند و مردم زیر فشار گرانی خرد می‌گردند.

نمایندگان کمونیست اظهارات رئیس بانک مرکزی را «تحقیرآمیز» دانستند — او گفت گرانی بنزین و مالیات فقط «عوامل موقتی» است!
اما حزب کمونیست پاسخ داد: این عواملِ تکراری همان ریشه فقر و نابرابری‌اند.

📊 رشد تولید ناخالص داخلی کمتر از ۱٪ است، تورم واقعی برای فقرا تا ۲۰٪، و بانک‌ها تنها در یک سال ۱۵ تریلیون روبل سود برده‌اند، در حالی‌که تولیدکنندگان از وام‌های گران ناتوان مانده‌اند.

حزب کمونیست خواستار:
🔻 کاهش نرخ بهره به ۷–۸٪
🔻 حمایت مستقیم از صنعت و کشاورزی
🔻 کنترل تعرفه‌های انحصارات
🔻 استفاده از روبل دیجیتال برای سرمایه‌گذاری واقعی

✊ «روسیه باید در خدمت مردم باشد، نه الیگارش‌ها.»
کمونیست‌ها می‌گویند: فقط با تغییر بنیادین مسیر اقتصادی می‌توان جامعه‌ای عادلانه و سوسیالیستی ساخت.




🌎 نه به(FTAA)، آری به همگرایی!

سخنرانی میگل دیاز                     

امروز، یادآور شکست یک طرح امپریالیستی هستیم — نقشه‌ای که می‌خواست ملت‌های ما را، از ریوگرانده تا پاتاگونیا، در زنجیر وابستگی اسیر کند. اما بیست سال پیش، ملت‌های آمریکای لاتین با صدایی واحد فریاد زدند: نه به منطقهٔ آزاد تجارت قاره آمریکا!

در مار دل پلاتا، طرحی دفن شد که به نام «ادغام اقتصادی» آمده بود، اما هدفش تسلیم منابع، فرهنگ و استقلال ملت‌ها به سرمایه‌داری فراملی بود. آنچه «تجارت آزاد» نام گرفت، چیزی نبود جز آزادی برای غارت و سلطه.

مردم ما با رهبری فیدل کاسترو و هوگو چاوز، چهره‌ی واقعی نئولیبرالیسم را افشا کردند. فیدل علیه جهانی‌سازی سرمایه‌داری هشدار داد و چاوز با طرح آلترناتیو بولیواری — آلبا —ALBA راه همکاری بر پایه‌ی برادری، عدالت و همبستگی را گشود. این دو رهبر با ایمان به مردمشان نشان دادند که انقلاب یعنی وفاداری به کرامت انسانی، نه به بازار و منافع سوداگران.

امروز نیز، با وجود تحریم‌ها و فشارهای امپراتوری علیه کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا، صدای مقاومت خاموش نشده است. در دل ویرانیِ طوفان‌ها و جنگ‌های رسانه‌ای، قدرت ما در اتحاد، انسانیت و پایداری نهفته است.

کوبا، که شصت‌وهفت سال است زیر فشار امپریالیسم ایستاده، همچنان درس استقلال و شجاعت می‌دهد. از مدارس و بیمارستان‌هایش تا برنامه‌های همبستگی در آمریکای لاتین، نشان می‌دهد که انقلاب زنده است و شکست‌ناپذیر. مردم کوبا در تاریک‌ترین لحظات نیز با ایمان به آینده روشن، از اصول انقلاب پاسداری کرده‌اند.

کوبا و ملت‌های آزاد قاره، همراه با ونزوئلا، بولیوی و فلسطین، می‌گویند: استقلال و کرامت قابل معامله نیست. زمان اتحاد دوباره فرارسیده است — اتحادی میان ملت‌ها برای رهایی از یوغ امپراتوری و ساختن جهانی انسانی‌تر، صلح‌آمیزتر و عادلانه‌تر.

زنده باد فیدل و چاوز! زنده باد مقاومت! جهانی بهتر ممکن است — و ضروری




صعود مجدد تمدن‌های غیرغربی

جهان در حال عبور از مرحله‌ای تاریخی است؛ نظم لیبرال و جهانی‌سازی که بر پایه‌ی «بازار واحد» و «ارزش‌های جهانی» بنا شده بود، فرو می‌پاشد. تصور غرب از جهانِ یک‌دست، جای خود را به بازگشت هویت‌های تمدنی داده است – فرهنگ‌ها و ملت‌هایی که می‌خواهند مسیر مستقل خود را تعریف کنند.

نقطه‌ی عطف این تحول، رویارویی آمریکا و چین است. رابطه‌ای که زمانی همکاری رقابتی به نظر می‌رسید، اکنون به نبردی برای قدرت، اراده و هویت بدل شده است. دوران سیاست مؤدبانه به پایان رسیده و عصر رک‌گویی، فشار و معامله‌ی آشکار آغاز شده است.

دونالد ترامپ چهره‌ی این تغییر است؛ او سیاست را به نمایش قدرت تبدیل کرد. دیپلماسی را میدان نبرد دانست و ادب را نشانه‌ی ضعف. این رفتار اگرچه از نظر بسیاری خطرناک است، اما ساختار روابط جهانی را تغییر داده و سایر بازیگران را به بازتعریف موضع خود واداشته است.

در سوی دیگر، چین با رویکردی برخاسته از فرهنگ نظم و صبر، به‌تدریج یاد گرفته با همین زبان پاسخ دهد. دوره‌ی ابهام استراتژیک و سازش محتاطانه تمام شده؛ اکنون پکن نیز آماده‌ی واکنش مستقیم است.

این رقابت اما جنگ سرد جدیدی نیست، بلکه مرحله‌ای از شکل‌گیری نظمی چند‌مرکزی است که در آن قدرت‌هایی چون روسیه، هند، خاورمیانه و آمریکای لاتین نیز نقش فعال‌تری می‌یابند.

عصر جدید جهانی‌سازی با ادب و اجماع پیش نمی‌رود، بلکه با بازگشت تمدن‌ها و تعریف مجدد توازن قدرت شکل می‌گیرد. آینده‌ی نظم جهانی را دیگر نه یک ایدئولوژی، بلکه تنوع تمدن‌ها و توانایی گفت‌وگوی واقع‌گرایانه میان آن‌ها تعیین خواهد کرد.

در این میان، ملت‌های جنوب جهانی نیز از حاشیه به متن آمده‌اند. آنان با اتکا به تجربه‌ی تاریخی استعمارزدایی، می‌کوشند نظامی عادلانه‌تر بسازند که در آن صداهای متنوع شنیده شود و قدرت، نه انحصار، بلکه توازن و احترام متقابل را معنا کند.




قدرت‌یابی جنوب و بازتعریف قواعد بازی جهانی

اجلاس اپک در کره جنوبی صحنه نمایش یک درک جدید در سیاست جهانی بود: عصر سلطه بلامنازع غرب به پایان رسیده و کشورهای جهانی جنوب اکنون از موضع قدرت برای بازتعریف قواعد بازی استفاده می‌کنند. هنگامی که نخست‌وزیر کانادا با صراحت از “پایان جهان قدیم” سخن می‌گوید، در حقیقت به این واقعیت اعتراف می‌کند که مدل اقتصادی تحت رهبری غرب دیگر پاسخگوی نیازهای جهان امروز نیست. این تنها یک تغییر اقتصادی نیست، بلکه یک بازآرایی ژئوپلیتیک گسترده است.

نکته کلیدی در این تحول، تغییر در موازنه قدرت است. جهانی جنوب، با دارا بودن بازارهای عظیم، جمعیت جوان و رشد اقتصادی سریع، اهرم‌های لازم برای تحمیل خواسته‌های خود را در اختیار دارد. رویکرد چین در این اجلاس کاملاً حساب‌شده بود: در حالی که ترامپ با شعارهای حمایت‌گرایانه خود اجلاس را ترک کرد، شی جین پینگ خود را رهبر مسئول در عرصه جهانی معرفی نمود. این تفاوت رفتاری به وضوح نشان می‌دهد که کدام طرف برای همکاری‌های چندجانبه و حفظ ثبات ارزش قائل است.

تمایل کشورهایی مانند کانادا برای تنوع بخشیدن به شرکای تجاری و حرکت به سمت اقتصادهای در حال رشد آسیا، گواهی بر این تغییر استراتژیک است. آنان دریافته‌اند که رفاه آینده آنان دیگر تنها در گرو اتحاد با همسایه جنوبی نیست، بلکه در گرو تعامل سازنده با قدرت‌های نوظهور است. حتی با وجود تمام اختلافات، مانند آنچه بین ژاپن و چین وجود دارد، رهبران به دنبال “گفت‌وگو و همکاری” هستند. این نشان می‌دهد که اجبارهای اقتصاد جهانی جدید، حتی قدیمی‌ترین دشمنی‌ها را نیز وادار به یافتن زمینه‌های مشترک می‌کند. این نه یک انتخاب، که یک ضرورت در نظم نوین جهانی است.




ذوهران ممدانی: جوان‌ترین شهردار مسلمان و نماد گرایش چپ‌گرای جدید در نیویورک

در جشن انتخاباتی زودهنگام ۲۰۲۵، شور و هیجان زیادی پیرامون «ذوهران ممدانی» ۳۴ ساله شکل گرفت.

ممدانی توانست بر اندرو کوئومو، فرماندار پیشین دموکرات، و کِرتیس اسلیوا، نامزد جمهوری‌خواه، پیروز شود. او در آغاز کارزار انتخاباتی‌اش یک سیاستمدار ایالتی نسبتاً ناشناخته بود و در رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها، کوئومو گزینه‌ی برتر شناخته می‌شد. اما با پیشرفت کارزار، ممدانی با کاریزمای شخصی، ویدیوهای تبلیغاتی محبوب و پیام اقتصادی مردمی توانست رأی بسیاری از شهروندان را در شهری با هزینه‌ی زندگی بسیار بالا، به‌دست آورد.

ذوهران ممدانی، سوسیالیست، مسلمان و از خانواده‌ای مهاجر، طرفداران زیادی دارد و با اعلام نتایج انتخابات، شور و شادی فراوانی در نیویورک برپا شد. وعده‌های اصلی او شامل مهدکودک‌های رایگان، اتوبوس‌های شهری بدون کرایه، فروشگاه‌های مواد غذایی دولتی و تأسیس «اداره‌ی ایمنی اجتماعی» است که به جای پلیس، تیم‌های امداد روان‌پزشکی را به برخی تماس‌های اضطراری اعزام می‌کند.

ممدانی اعلام کرده قصد دارد با افزایش مالیات ثروتمندان و مالیات شرکت‌ها منابع لازم را فراهم کند. او از سوی جمهوری‌خواهان و شخص دونالد ترامپ نیز با انتقادهای تندی روبه‌رو شده است؛ ترامپ او را نماد «رادیکال‌شدن حزب دموکرات» دانسته و تهدید کرده که در صورت پیروزی، حمایت مالی فدرال از نیویورک را کاهش خواهد داد و حتی گفته بود ممکن است او را بازداشت و از کشور اخراج کند.

ذوهران ممدانی در اوگاندا متولد شد، بخشی از کودکی خود را آنجا گذراند و سپس در نیویورک بزرگ شد. او در سال ۲۰۱۸ تابعیت آمریکا را دریافت کرد. این سیاستمدار جوان اکنون به عنوان نخستین شهردار مسلمان، نخستین شهردار با ریشه‌های جنوب آسیایی و نخستین شهردار زاده‌ی آفریقا در تاریخ نیویورک شناخته می‌شود و جوان‌ترین شهردار این شهر در بیش از یک قرن اخیر است. او همچنین نمادی از گرایش چپ‌گرای جدید در حزب دموکرات به شمار می‌رود.