فرجام برجام!

سخن روز شماره: ۲۰ (۲۲ اردیبهشت ۱٣۹۷ )

نخست اینکه خیلی ها می پرسند که چطور ترامپ بدون در نظر گرفتن رای کنگره امریکا توانست امریکا را از برجام خارج کند. پاسخ این پرسش این است که از لحاظ حقوقی برجام یک توافق نامه است و نه یک قرارداد. بنابراین رییس جمهور وقت امریکا حق دارد که کشور خود را از هر توافق نامه ای خارج کند.

تردیدی نیست که امپریالیسم امریکا تا تسلیم کامل جمهوری اسلامی راضی نمی شود. بنابراین این احتمال که امریکا با همه سرسپردگی جمهوری اسلامی به سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می خواهد که جمهوری اسلامی به برده حلقه به گوش تبدیل شود وجود دارد.

دلیلی که ترامپ برای خروج از برجام می آورد این است که اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد خاورمیانه به میدان رقابت اتمی تبدیل خواهد شد. دلیلی مضحک تر از این وجود ندارد. این دلیل بی دلیل نشان از کبر قدرت مندان امپریالیسم امریکا دارد. امپریالیسم می داند که  با در دست داشتن اهرم های بزرگ جنگ افزاری، اقتصادی و مالی نیازی به دلیل ندارد. او همان می کند که منافع اش حکم می کند.

سه نکته اصلی توافق نامه برجام شامل نکته های زیر است. یک- اورانیوم ایران به مدت ۱۵ سال به اندازه ۹۸ درصد کاهش می یابد و در نهایت تنها ۳۰۰ کیلوگرم باقی می ماند. دو- ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه نظارت و بازرسی فوق العاده می دهد. سه- مجازات های شدید مالی که باعث نابودی اقتصاد ایران شد، به تدریج لغو خواهد شد.

بدین ترتیب احتمال اینکه ایران بتواند در آینده دور یا نزدیک قادر به تولید بمب اتمی شود اصلن وجود ندارد. در ثانی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده اند که ایران بخش مربوط به خود در توافق هسته ای را اجرا کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز که مسئول کنترل ایران است در ۱۱ گزارش اظهار داشته است که ایران به طور کامل به تعهدات خود تا کنون عمل کرده است. در یک بیانیه ای آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده است که: “بازرسان تأیید کرده اند که ایران تمام اقدامات لازم را که در این توافق نامه ذکر شده است است، اجرا کرده است و همچنان می کند.”

بیایید نخست ببینیم که پس از برون رفتن امریکا از توافق نامه برجام چه اتفاقی در آینده نزدیک خواهد افتاد.

پس از خروج امریکا از برجام در  ۳۰-۴۵ روز اول هیچ اتفاق ویژه ای نخواهد افتاد.

۱۲۰ روز بعدی صرف مذاکره مجدد خواهد شد. بیش تر ناظران سیاسی اروپا بر این نظر هستند که ترامپ در این دوره به طور کامل به ایران فشار خواهد آورد تا به میز مذاکره بیاید و شرایط جدید امریکا را  بپذیرد.

فراموش نشود که امضاء کنندگان برجام علاوه بر ایران و اتحادیه اروپا پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه) و آلمان  نیز هستند.

پس از این مدت اگر مذاکره به جایی نرسد زمان مذاکره در داخل امریکا و بیرون امریکا (بین امریکا،  اتحادیه اروپا،  روسیه و چین) برای اجرای تحریم های جدید فرا می رسد.

در این مذاکرات به ویژه نقش اتحادیه اروپا مهم است. اتحادیه ی اروپا باید به یک جمع بندی کلی برسد که بین ایران و امریکا کدام را انتخاب کند؟ از یک طرف اروپا منافع اقتصادی خوبی را در ایران  پس از برجام برقرار کرده است و همزمان نه تنها نیازی به هجوم جدید پناهندگان در صورت وقوع جنگ نمی بیند، بلکه می خواهد از آن پرهیز کند. از طرفی دیگر امریکا توان مجازات اقتصادی اروپا را خواهد داشت ولی این کاری نیست که بتوان با آسودگی خاطر انجام شود. با جهان چند قطبی کنونی چه بسا که اروپا به سمت ژاپن. چین و روسیه گرایش یابد.

به همین دلیل، فدریکا موگرینی وزیر امور خارجه اتحادیه اروپا پیش تر اعلام کرده است که اتحادیه اروپا به این توافقنامه هم چنان وفادار است. با این اعلان سریع وزیر امور خارجه اتحادیه اروپا اگر ایران مایل باشد می تواند به شکلی توافقنامه را نجات دهد.

منافع اقتصادی اروپا حکم می کند که دولت های اروپایی مواظب باشند که به شرکت های اروپایی آسیب نرسد و همکاری اقتصادی آغاز شده دوباره تشدید شود. اگر تهدید های لغو کلی توافق نامه از طرف ایران هم جدی شود، به سرمایه گذاری شرکت های اروپایی ضربه جدی خواهد خورد.

ایالات متحده به وضوح اظهار داشت که شرکت ها و بانک های اروپایی باید ظرف شش ماه از ایران خارج شوند؛ در غیر این صورت ممکن است تحت تاثیر تحریم های ثانوی قرار گیرند. رئیس کاخ سفید همچنین اعلام کرد که ایالات متحده به مجازات آن کشورهایی که به ایران کمک می کنند تا به سلاح هسته ای دست یابد نیز خواهد پرداخت. این جمله آخر نگرانی را بین سیاستمداران اروپایی زیادتر کرده است. چرا که امریکا می تواند هر گونه همکاری با ایران را کمک به دستیابی به سلاح هسته ای قلمداد کند.

اگر دستگاه قدرت امریکا بخواهد می تواند جهنمی برای شرکت های اروپایی که در ایران سرمایه گزاری می کنند ایجاد کند. تبادل  کالاها نیاز به پرداخت ارز دارد و  نظارت بر نقل و انتقال ارز در دست آمریکا است. افزون بر این با تحریم های اقتصادی و بانکی جدید درآمد ارزی ایران بسیار کاهش خواهد یافت و چون بخش بزرگ ذخیره ارزی دلار است همواره با نوسانات دلار و بحرانهای مالی در نوسان است.

با این وجود، اتحادیه اروپا، به خاطر تامین منافع اقتصادی خود در ایران به حفظ توافق هسته ای با ایران علاقه دارد و به این آسانی این بار تسلیم امریکا نخواهد شد.

اگر اتحادیه اروپا پس از بررسی  هزینه- سود (cost -benefit) همراه نشدن با امریکا با همکاری چین و روسیه به پایداری برجام ادامه دهد (که تاکنون شواهد بر این است) آنگاه اقتصاد ایران چندان ضربه یی نخواهد خورد. ایالات متحده برای اقتصاد ایران مهم نیست، چرا که هنوز هیچ سرمایه گذاری آمریکایی در ایران وجود ندارد، اما بسیاری از سرمایه گذاری های اروپایی ها در ایران در جریان است.

اما یک راه سوم نیز وجود دارد. آن این که با وجود آن که امریکا خود را از توافق نامه برجام کنار کشیده است ولی به تحریم های تازه ای دست نزند.

با این کار امریکا اروپایی ها را به میدان جنگ دیپلماتیک وارد  خواهد کرد، جایی که آن ها از طرف امریکا می توانند با ایران در باره ی  آزمایش موشک های بالستیک و عدم دخالت در خاورمیانه مذاکره بکنند.

بنابراین برای رژیم ایران امکان مانور زیادی برقرار نیست. رژیم یا باید با ترامپ وارد گفتگو شود؛ یا با اروپایی ها، روس ها و چینی ها همکاری کند و یا این که برنامه هسته ای خود را دوباره  احیا کند.

ولی تنها مذاکره با ترامپ می تواند برجام را نجات بدهد. امکانات دیگر ربطی به برجام ندارد و در صورت موفقیت توافق نامه دیگری خواهد شد.

چه باید کرد؟

تردیدی نیست که جمهوری اسلامی همه تلاش خود را می کند تا توده ها را زیر پرچم ناسیونالیستی- شیعوی گرد آورد و با سوار شدن به روی موج ضدامپریالیستی مردم ما کشتی در حال غرق شدن خود را به ساحل امن برساند. ولی نیروهای مترقی باید این ترفند را افشاء کنند و همزمان با افشاء هدف های شوم ترامپ در کنار دیکتاتورها قرار نگیرند. گفتن این که اگر امریکا حمله کند ما باید در کنار برادران سپاه با سربازان آمریکایی بجنگیم (با وجود بیان احساس زیبای میهن دوستی ما) برای سیاست روشنگری ما بسیار زیان بخش خواهد بود. همچین جمله هایی توده ها را به این باور می رساند که راه سومی بین ترامپ و خامنه ای وجود ندارد. نیروهای مترقی باید از بازگویی سخن های ساده و احساسی پرهیز کنند و با زبانی روشن پیچیدگی مشکل ایجاده شده و راه حل هایی را که ما را نه به دام امپریالیسم و نه به دام دیکتاتور می اندازد را برای آنها توضیح دهند.

خطر جنگ هر چند که جدی است به هیچ وجه فوری نیست. شرایط کنونی جهان به ویژه دراروپا آن چنان نیست که امپریالیسم بتواند با تحمیق دوباره توده های غرب و برای تامین هدف های نظامی و اقتصادی  خود به جنگ و اشغال کشور تازه ای بپردازد. واکنش اولیه رهبران اروپایی به روشنی نشان می دهد که ما با شرایط ایجاد جو مناسب اشغال عراق و لیبی سال ها فاصله داریم. و با آنکه تونی بلر در پارلمان انگلیس برای نقش خود در دروغ پردازی برای جوسازی و زمینه سازی اشغال عراق محکوم به زندان نشده است (تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا برای زمینه چینی اشغال عراق مدعی شد که عراقی ها می تواند در عرض ۴۵ دقیقه لندن را با سلاح کشتار جمعی نابود کنند) ولی از لحاظ اخلاقی ابرو باخته است و نخست وزیر جدید بریتانیا به این راحتی نمی تواند با همراهی با ترامپ گام در همان راه بگذارد. اگر ترامپ تصمیم به حمله داشته باشد باید برای جلب نظر مردم خود و دولت های اروپا حداقل دو سال به طور دائم به تبلیغات سیاسی و انتشار دروغ بپردازد.

نقشه ترامپ به نظر من در وهله اول اصلن ایجاد جنگ نیست. مگر اینکه جمهوری اسلامی با دیوانه بازی به تحریکات بی مورد به یک خودکشی نظامی دست بزند که اینکار با عملگرایی که ما از سران جمهوری می شناسیم در تضاد است. طبقه های سلطه گر امریکا جنگ طلب و سلطه طلب هستند ولی احمق نیستند. برای جنگ شرایط ایجاد جو جنگ لازم است که دستگاه طبقاتی امریکا با ایجاد ان شرایط هنوز خیلی فاصله دارد. به نظر من نقشه طبقه های حاکم امریکا اول این است که با آشنایی به خصلت های عملگرایانه رژیم ولایت فقیه آنها را به تسلیم کامل وادارند (فراموش نشود که جمهوری اسلامی برای زنده ماندن حتا حق طبیعی میهن ما (مانند هر کشور دیگری) را برای بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای را فروخت.)  و اگر سلطه گران آمریکایی در این کار موفق نشده اند می خواهند آنقدر فشار اقتصادی وارد کنند که رژیم از درون بترکد و  کنترل اوضاع به دست نیروهای طرفدار امریکا در داخل جمهوری اسلامی و برون آن بیفتد.

تجربه جهانی نشان می دهد که مبارزه موفقیت آمیز با خطر تجاوز امپریالیست ها فقط در توان حکومت های ملی و دموکراتیک است. این حکومت ها با ایجاد یک اقتصاد ملی و  مردمی و دخالت دادن توده ها در نهادهای تصمیم گیری میهن خود را تا میزان زیادی در برابر حمله امپریالیست ها بیمه کرده اند. باید یادمان باشد که هم در عراق و هم در لیبی و هم در سوریه پیش زمینه های اشغال کامل از تجویز سیاست های نئولیبرالی شروع شده بود که هر سه رژیم پذیرفته  و در حال انجام کامل ان بوده اند.

سه تضاد در هم تنیده در جامعه امروز ایران حاکم است: تضاد خلق با دیکتاتوری؛ تضاد خلق با نظام اقتصاد نئولیبرالی و در پایان تضاد خلق با امپریالیسم ( خطر تجاوز امپریالیسم علیه تمامیت ارضی میهن) .

تنها شرایطی که می تواند این سه تضاد را به سود توده های زحمتکش،  خلق های محروم و بیشتر مردم ایران حل کند ایجاد یک اقتصاد سیاسی ملی– دمکراتیک بر پایه صلح, آزادی و عدالت اجتماعی است. برای طرفداران حزب طبقه کارگر و دیگر نیروهای مترقی راه دیگری به جز توضیح پی در پی و روزانه این حقیقت وجود ندارد.




اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
– ضرورت مبارزۀ مشترک و هماهنگ با سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ آمریکا و ارتجاع در منطقه

در پی سخنان دونالد ترامپ، مبنی بر تصمیم دولت آمریکا به خروج یکجانبه از برجام و زیر پا گذاشتن توافقی بین‌المللی که توسط شش کشور جهان، از جمله دولت وقت آمریکا امضا شده بود و به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز رسیده بود، بار دیگر ماهیت سلطه‌جویانه، ارتجاعی، و ماجراجویانهٔ دولت ترامپ و متحدان آن در منطقه را در معرض دید افکار عمومی جهان قرار داد. موضع‌گیری سران کشورهای غربی هم‌پیمان آمریکا و ابراز نگرانی آنها نسبت به این تصمیم دولت آمریکا حاکی از بحرانی بین‌المللی است که دولت ترامپ بدون توجه به پیامدهای خطرناک آن پدید آورده است. بیهود نیست که این سیاست دولت ترامپ فقط با استقبال دولت‌های ضدمردمی اسرائیل و عربستان سعودی و امارات متحد عربی و بخش کوچکی از سازمان‌های به‌اصطلاح اپوزیسیون ایرانی روبرو شد که این روزها نقش عمده‌شان به ایفای وظیفه در مقام بلندگوی تبلیغاتی دولت‌های عربستان سعودی و اسرائیل، و راست‌ترین جناح‌های نژادگرای جمهوری‌خواهان آمریکا تقلیل یافته است.

دولت اسرائیل با بهره‌گیری از تصمیم آمریکا به خروج از برجام، از روز ۱۸ اردیبهشت دامنهٔ عملیات نظامی بر ضد دولت سوریه و مواضع سپاه پاسداران در این کشور را گسترش داد. اسرائیل در روز پنج‌شنبه ۲۰ اردیبهشت ادّعا و اعلام کرد که به تلافی حملهٔ موشکی و راکت‌پرانی نیروهای ایرانی به مواضعش در بلندی‌های جولان همهٔ تأسیسات و پایگاه‌های نیروهای نظامی وابسته به ایران در سوریه را هدف حمله‌های خود قرار داده است و از زبان نتانیاهو هشدار داد که هر حمله‌ای را به شدیدترین وجه پاسخ خواهد داد. با توجه به زمان این درگیری‌ها، روشن است که شدّت گرفتن تحرّک نظامی اسرائیل در هماهنگی تنگاتنگ با تصمیم آمریکا به خروج از برجام بوده است. در چنین شرایط خطرناکی، بهانهٔ حضور نیروهای برون‌مرزی سپاه پاسداران در سوریه عملاً کشور ما را به هدفی آسان برای گسترش درگیری‌های نیروهای اسرائیل تبدیل کرده است و خطر بالقوهٔ شعله‌ور شدن جنگی تمام‌عیار و قرار گرفتن ترامپ در کنار نتانیاهو برای ضربه زدن به منافع ملی میهن ما را افزایش داده است. حضور و عملکرد تحریک کنندهٔ نیروهای برون‌مرزی رژیم ولایی صرفاً بهانه به اسرائیل و امپریالیسم آمریکا برای مقابله‌جویی وکشاندن ایران به جنگی گسترده و ویرانگر می‌دهد، و هیچ نقشی در دفاع از امنیت ملی ندارد.

با توجه به اظهار نظرهای رهبران اتحادیهٔ اروپا و دیگر کشورهای امضا کنندۀ برجام، از جمله روسیه، چین، آلمان، فرانسه، و بریتانیا، و همچنین اظهار نظر صریح آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دبیرکل سازمان ملل متحد، روشن است که خروج دولت آمریکا از برجام با قلدری تمام و بدون ارائه کمترین دلیل و مدرک قابل اتکا و کاملاً برخلاف اسناد و شواهد ارائه شده توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با هدف پیش بردن سیاست‌های ماجراجویانهٔ دولت‌های ضدمردمی اسرائیل و عربستان سعودی، و به سود انحصارهای اسلحه‌سازی صورت گرفته است که از زمان روی کار آمدن ترامپ تا کنون صدها میلیارد دلار اسلحه به دولت‌های منطقه فروخته‌اند.

حزب ما پیش از این، و با در نظر گرفتن احتمال قوی تصمیم دولت ترامپ به خروج از برجام، بر این موضوع تأکید کرده بود که دولت کنونی آمریکا نه‌فقط به دوام و ثبات توافق‌نامه‌ها و پیمان‌های بین‌المللی و عرف‌های معمول دیپلوماتیک تمایلی ندارد،‌ بلکه گرایش نظری و عملی آن در این عرصه، که در شعار «اوّل آمریکا» تبلور یافت،‌ به طور آشکار و عمدی، ایجاد ابهام و بی‌ثباتی در شرایط موجود به منظور در هم شکستن ساختارهای بین‌المللی بوده است. تهدید کردن صلح و برافروختن آتش جنگ، یکی از شیوه‌های بر پا داشتن پایه‌های نظری و تحکیم و تقویت دیدگاه‌های نیروهای راست‌گرای افراطی است که ترامپ آنها را نمایندگی می کند. سیاست کلان این جناح هار و جنگ‌طلب، تثبیت دیدگاه‌ها و موقعیت سیاسی‌اش در داخل آمریکا در درازمدت، با استفاده از سیاست‌های خطرناک و تشنج‌آفرین در خاورمیانه است. در چنین وضعیتی، باید تمام سازوکارهای موجود و ممکن را برای دفاع از صلح و جلوگیری از وقوع هر گونه مناقشهٔ نظامی به کار گرفت.

اکنون کاملاً روشن است که آمریکا و اسرائیل به شکلی برنامه‌ریزی شده در صدد تحریک کردن رژیم ایران و کشاندن آن به سوی برخورد نظامی‌اند.  حزب تودهٔ ایران بر این باور است که به هر صورت ممکن باید با اتخاذ سیاستی دقیق و سنجیده از دام جنگ‌افروزی ترامپ-نتانیاهو گریخت و آن را بی‌ثمر گذاشت. در این شرایط حسّاس، توسّل به سیاست‌ها و اقدام‌های مقابله‌گرایانه زیانبار خواهد بود و در نهایت به ویرانی کشورمان منجر خواهد شد. سرنوشت دردناک کشورهای منطقه مانند یمن، لیبی، عراق، و سوریه که سال‌هاست درگیر جنگ‌های داخلی امپریالیسم برافروخته‌اند، نمونهٔ روشنی از پیامد سیاست‌های ماجراجویانه‌ای است که به هر صورت ممکن باید از آنها پرهیز کرد.

علاوه بر خطر وقوع جنگ، باید گفت که تأثیر تحریم‌های یکجانبهٔ کمرشکن اعلام شده توسط آمریکا نیز به نوبهٔ خود اقتصاد کشور و زندگی و معیشت مردم کشورمان را با دشواری فزاینده‌ای روبرو خواهد کرد. حزب تودهٔ ایران از همان زمان امضا شدن برجام، آن را راه‌حلی بی‌ثبات و کوتاه‌مدت و از سر استیصال- محصول «نرمش قهرمانانه» علی خامنه‌ای- ارزیابی کرد. واقعیت این است که وزارت خزانه‌داری دولت آمریکا با اِعمال تحریم‌های مالی بر کشور ما،‌ اقتصاد بسیار ضعیف وارداتی و غیرمولد و متکی به فروش نفت  ایران را از سال‌ها پیش به گروگان گرفته است. ادعاهای بدون پشتوانه و تبلیغاتی حسن روحانی و علی خامنه‌ای در مورد توان مقاومتی اقتصاد ایران در برابر تحریم‌های آمریکا، که کنترل بخش عمده‌ای از نظام مالی و بانکی جهان را در اختیار دارد، گزافه‌گویی‌هایی بیش نیست. به جای ادعاهای بی‌پشتوانه‌ای از این قبیل که ‘جای هیچ نگرانی نیست’ و ‘تحریم‌های اقتصادی و خطرهای دیگری که میهن ما را تهدید می‌کند هیچ تأثیری در وضع مملکت نخواهد داشت’ باید به فکر چاره‌اندیشی اساسی و پاسخ دادن به خواست‌های مبرم مردم جان به لب رسیده بود. در این موقعیت بسیار خطیر، باید با بهره‌جویی از اختلاف‌نظر پنج امضا کنندهٔ دیگر برجام با دولت آمریکا به تلاش جدّی ‌برای حفظ و تداوم توافق برجام ادامه داد. موضع‌گیری‌های حسن روحانی و علی خامنه‌ای در این روزهای حسّاس و تهدید آنها به از سرگیری فعالیت‌های غنی‌سازی حتّی با سرعتی بیش از گذشته، سیاست‌هایی ماجراجویانه و خطرناک است که می‌تواند پیامدهای خطرآفرین و ویرانگری برای میهن ما به همراه داشته باشد.

ما بار دیگر تأکید می‌کنیم که ‌باید خواست دفاع از صلح را به طور گسترده و مداوم به شعاری محوری در متن جامعه تبدیل کرد و مردم را به مبارزه‌ای مشترک زیر شعار صلح و عدالت به میدان آورد و سیاست‌های نابخردانه و ماجراجویانهٔ جمهوری اسلامی در منطقه را به چالش کشید. از هر نوع بهانه‌جویی و لاف‌زنی ماجراجویانه در مورد امکان رویارویی نظامی ایران با آمریکا،‌ اسرائیل، و عربستان سعودی- چه به صورت رودررویی نظامی مستقیم یا نیابتی- باید خودداری و جلوگیری کرد. در عرصهٔ بین‌المللی، باید با تمام نیرو در راه افشای نقشه‌‌های خطرناک گروه‌بندی پشتیبان دونالد ترامپ و ائتلاف آمریکا،‌ اسرائیل، و عربستان سعودی بر ضد مردم و میهنمان کوشید، و در مسیر برپایی کارزارهایی مؤثر برای حفظ صلح، با در نظر داشتن همبستگی همه‌جانبه با منافع ملّی مردم ایران، گام برداشت. به باور ما، این راهی مؤثر و ممکن برای عبور از مهلکهٔ فاجعه‌بار کنونی است.

شرایط پُرتنش کنونی نه‌فقط به مبارزهٔ جاری مردم ما با رژیم دیکتاتوری حاکم کمکی نمی‌کند، بلکه ادامۀ آن، همان‌طور که جنگ ویرانگر ایران و عراق نشان داد، ضربه‌ای جدی به جنبش مردمی برای رهایی از زنجیرهای استبداد خواهد بود. سرنوشت ایران و حاکمیت آن باید فقط و فقط توسط خود مردم و نیروهای ترقی‌خواه و آزادی‌خواه میهن ما تعیین گردد، و نه توسط مرتجعان و نیروهای ضدمردمی‌ای همچون دولت ترامپ، دولت نتانیاهو، و حکومت بن‌سلمان، و هواداران و همراهان داخلی آنها. وظیفهٔ فوری و مهم همهٔ نیروهای ترقی‌خواه و آزادی‌خواه ایران و منطقه، تلاش مشترک و هماهنگ برای جلوگیری از وقوع فاجعهٔ جنگی تازه در منطقهٔ خاورمیانه و ایران است.

 

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران

۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷




اعتراض به سرکوب معلمان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۱۰ می ۲۰۱٨

 


اخبار روز: به دنبال حمله ی ماموران امنیتی به تجمع روز پنجشنبه ی معلمان در تهران، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و کانون صنفی معلمان تهران با انتشار اطلاعیه های جداگانه ای ضمن محکوم کردن سرکوب معلمان، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان و عذرخواهی رسمی مقامات حکومت از جامعه ی فرهنگی کشور شدند.
گفتنی است در جریان تجمع امروز معلمان در برابر سازمان برنامه و بودجه، ماموران امنیتی با حمله به فرهنگیان معترض آن ها و از جمله معلمان زن را به شدت کتک زدند و حدود پانزده نفر از فعالین فرهنگی را بازداشت کردند.
متن این بیانیه ها را در زیر می خوانید:

بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

به نام خداوند جان و خرد
امروز در پایتخت کشور، حادثه ای تلخ به وقوع پیوست که تجلی بارز فاصله حرف و عمل در نزد مسئولان کشور است. اتفاقی غیرقانونی و شنیع که در طی آن نه تنها حقوق شهروندی معلمان کشور زیر پای تصمیمات غیرمدنی و غیرانسانی لگدمال شد بلکه بخوبی روشن گردید که قانون گرایی و مردم سالاری که برخی از مسئولان در تریبون های مختلف ادعا می کنند، سرابی توهمی بیش نیست.

کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور که ترکیبی از نمایندگان قوه قضاییه، مجلس و دولت یعنی قوای سه گانه کشور است، پس از ماهها و سالها تحقیق، استعلام و جلسات متعدد برای تشکلی صنفی (در اینجا کانونهای صنفی معلمان تهران و البرز) به صدور مجوز اقدام می کنند و موجودیت آنها را به رسمیت می شناسد اما به محض کمترین اقدام قانونی همین تشکلها در جهت مطالبه گری صنفی و با استنادبه اصل ۲۷ قانون اساسی، بخش دیگری از نیروهای تحت هدایت همین مسئولان و همین قوای رسمی کشور، وارد عمل می شوند و اعتراض مدنی، قانونی و مسالمت آمیز آنها را به آشوب می کشند و فرمان تهاجم ماموران به معلمانی را صادر می کنند که مقرر است زیرساخت های توسعه اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی را در کلاس های درس رقم بزنند.

تجمع ۲۰ اردیبهشت معلمان در تهران تحت هدایت کانونهای صنفی شناسنامه دار این استانهای تهران و البرز مانند دیگر استان های کشور، کنشی مدنی و اعتراضی مسالمت آمیز برای احیای پیکر محتضر آموزش و پرورش و حقوق منکوب شده معلمان بازنشسته و شاغل در سراسر ایران بود که با حمله سازماندهی شده نیروهای لباس شخصی و امنیتی به تنش و تشنج بدل گردید. درجریان این سناریوی ظالمانه، گیسوی بانوان فرهنگی در دستان ماموران مهاجم پچیده شد تا معلوم گردد که اگر مصلحت اقتضا کند، چه حرام هایی که حلال می شوند و چه ناحق هایی که ملبس به لباس عاریتی حق می گردند! در این روز بود که مشت و لگد و چماق همراه با کشیده شدن برروی زمین، هدیه ی دانش آموزان دیروز و ماموران امروز به معلمانی بود که آمده بودند تا عدالت را درخواست کنند. درهمین روز بود که محمدتقی فلاحی، دبیرکل، محمد حبیبی، عضو و رسول بداقی، بازرس کانون صنفی مجوزدار معلمان تهران، رحمان عابدینی عضو هیات مدیره کانون صنفی البرز پس از کتک خوردن شدید به همراه تعدادی از همکارانشان روانه بازداشتگاهها شدند تا جای خالی چپاولگران اموال عمومی را که از امنیت کافی برخوردارند، پر کنند.

آری؛ مسئولانی که در بیشتر ساعات شبانه روز از تریبون های متفاوت به دفاع از جریان های عدالتخواهی در کشورهای مختلف مشغول و سرگرم هستند، وقتی نوبت به خودشان می رسد، آسمان دفاع از ستمدیده و عدالت خواهیشان می تپد و هر مطالبه حقی را تحت عنوان آشوبگری و همنوایی با دشمن به بند می کشند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران براساس وظیفه ذاتی خود اعلام می دارد تجمع همکاران شریف استان تهران و البرز در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ فعالیتی صرفا صنفی، مستقل و مبرا از تمام جریان های ریز و درشت خارجی و داخلی و مبتنی بر اصول شهروندی و حقوق صنفی و مدنی شان بوده است. بنابراین ضمن محکوم کردن این اقدام غیرقانونی که نقض آشکار حقوق مدنی و صنفی فرهنگیان کشور است، از همه مسئولان ذیربط می خواهد ضمن آزادی هرچه سریعتر بازداشت شدگان به صورت رسمی از جامعه فرهنگی کشور، دلجویی و عذرخواهی کنند.
بدیهی است درصورت محقق نشدن این خواسته حداقلی، شورای هماهنگی از تمام ظرفیت های قانونی خود بهره خواهد برد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ـ بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران

امروز معلمان در حالی مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی و لباس شخصی قرار گرفتند که عملی جز حضور در یک تجمع مسالمت آمیز به سیاق قبل با پلاکاردهایی با مضمونهای نافی خشونت و بی عدالتی انجام نداده بودند. نیروهای امنیتی و لباس شخصی معلمان را بر سنفگرش خیابان کشیدند و صورت زنان معلم را با خون رنگین کردند تا صدای حق خواهی شان را خفه کنند. اما مقاوت معلمان خصوصا مقاومت شجاعانه زنان معلم در برابر نیروهای امنیتی و ممانعت از بازداشت همکارانشان برگ زرین دیگری در کارنامه ی صنفی معلمان بود.

تجمع امروز معلمان تهران (۲۰ اردیبهشت ۹۷) متعاقب بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران برای پیگیری مطالبات صنفی معلمان برگزار گردید. این معلمان طبق قرار قبلیِ اعلام شده از ساعت ۱۰ صبح مقابل سازمان برنامه و بودجه گرد آمدند تا نسبت به وضعیت اسفناک معیشتی خود و پایین بودن کیفیت آموزشی در مدارس اعتراض کنند. اما از همان ابتدای مراسم حضور نیروهای لباس شخصی و امنیتی بارز بود. با شکل گیری تجمع و بالا رفتن پلاکاردها بر تعداد نیروهای امنیتی و ضدشورش افزوده شد. با ابنکه معلمان بنابر درخواست پلیس از محدوده پارک خارج نشدند به ناگاه با یورش نیروهای لباس شخصی مواجه شدند. در این برخورد تعدادی از معلمان زن به طرز سبعانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تعدادی از معلمان مرد از جمله سه نفر از اعضای کانون صنفی معلمان تهران و چندین نفر از فعالین صنفی دستگیر شدند. در بین دستگیرشدگان که بیش از ۱۵ نفر می باشند نام دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران آقای محمد تقی فلاحی، بازرس کانون صنفی معلمان تهران آقای رسول بداقی، عضو هیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران آقای محمد حبیبی به چشم می خورد. همچنین فعالان صنفی آقای محمد حسن پوره، آقای گرامی، خانم اقدام دوست،آقای علی زلفی و تعدادی دیگر از معلمان جزو دستگیرشدگان می باشند.

کانون صنفی معلمان تهران ضمن محکوم کردن این حمله به معلمان، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این معلمان می باشد. با توجه به اینکه پس از دسنگیری غیر انسانی محمد حبیبی در اسفند سال گذشته برای بار دیگر چنین برخورد ی تکرار می شود؛ کانون صنفی معلمان تهران نسبت به این رویه ی جدید نیروهای امنیتی هشدار می دهد و خواهان پایان دادن به این شیوه ی برخورد با معلمان می باشد.

کانون صنفی معلمان تهران
۲۰ اردیبهشت ۹۷




خواست های فرهنگیان در تجمع سراسری پنجشنبه

در پایان تجمع شکوهمند قطعنامه زیر خوانده شد:

 

 


اخبار روز: در آستانه ی تجمع های سراسری فرهنگیان در روز پنجشنبه که از طرف شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران اعلام شده است، این شورای هماهنگی قطعنامه ای را منتشر کرده است که قرار است در تجمع های روز پنجشنبه از آن پشتیبانی شود. متن این قطعنامه را در زیر می خوانید:

قطعنامه پایانی تجمع سراسری «بیستم اردیبهشت‌ماه ۱٣۹۷»

در حالی امسال به استقبال روز معلم و بزرگ داشت ابوالحسن خانعلی و تمام پیشگامان عرصه تعلیم و تربیت رفتیم که وضعیت آموزش‌وپرورش از هر زمان دیگری بحرانی‌تر و آشفته‌تر است.
عدم توجه به زندگی و معیشت معلمان بازنشسته و شاغل و بی‌توجهی به کیفیت آموزش در مدارس نشان از آن دارد که آموزش‌وپرورش در اولویت نهادهای حاکمیتی و مسئولان دولتی نیست. شورای هماهنگی نسبت به این وضعیت اعتراض دارد و نسبت به ادامه بی‌توجهی‌ها و تبعات آن به مسئولان هشدار می‌دهد.

شورا پیش‌بینی می‌کند که با توجه به افزایش بی‌رویه تورم و گرانی و افزایش تعداد دانش آموزان (با توجه به رسیدن دانش آموزان نظام جدید به پایه دوازدهم ) وضعیت نیروهای آموزشی و اداری مدارس در سال تحصیلی ۹٨ –۹۷ به‌مراتب سخت‌تر خواهد شد و توجه ویژه به وضعیت معلمان و نیازهای دانش آموزان امری ضروری است. در همین راستا مطالبات صنفی و آموزشی خود را به شرح زیر اعلام می‌کنیم:

۱. باید دولت و مجلس زمینه‌های افزایش حقوق و دستمزد معلمان بازنشسته و شاغل را تا بالای خط فقر یعنی پنج میلیون تومان فراهم نماید. در این راستا اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و اجرای فاز دوم رتبه‌بندی الزامی است.

۲. بیمه درمانی تکمیلی یک ضرورت اساسی برای فرهنگیان بخصوص بازنشستگان است و بایستی معلمان به یک بیمه کارآمد دسترسی داشته باشند.

٣. معلمان به نهادهای مرتبط مانند صندوق بازنشستگی و صندوق ذخیره فرهنگیان نقش واقعی و جدی داشته باشند. ضروری است نمایندگان معلمان در صندوق بازنشستگی مشخص گردند و اساسنامه صندوق ذخیره اصلاح و نمایندگان معلمان مجدداً انتخاب شوند.

۴. تأکید بر آموزش مبتنی بر تکنیک و کنکور باعث رشد مافیای آموزش و گسترش روند پولی سازی آموزش شده است و دانش آموزان طبقات محروم در سایه سیاست‌های پولی و خصوصی‌سازی دچار افت تحصیل شده یا از مدارس طرد و از امکان ورود به دانشگاه محروم می‌شوند. ما به این سیاست‌های مخرب اعتراض داریم. خصوصی‌سازی آموزش را فوراً متوقف نمایید و مدارس را به تکنولوژی نوین آموزشی مجهز کنید. مدارس کپری و کانکسی را برچینید و تغذیه مناسب را در مدارس ارائه نمایید.

۵. تشکل یابی مستقل و آزاد حق ماست. دولت و مجلس عامدانه مانع تحقق آن می‌شوند تا اصلاح قانون مربوط به تشکل‌های صنفی در مجلس، دولت باید پروانه فعالیت تشکل‌های صنفی را سریعاً تمدید نماید.

۶. به فضای امنیتی حاکم بر فعالان صنفی فوراً پایان دهید و معلمان زندانی محمد بهشتی، اسماعیل عبدی و مختار اسدی را آزاد کنید و معلمان تبعیدی و اخراجی را به مدرسه بازگردانید.
شورای هماهنگی در این شرایط، بخصوص نسبت به حفظ جان اسماعیل عبدی که در اعتصاب غذا در شرایط سختی بسر می‌برد به قوه قضاییه و دولت هشدار می‌دهیم. اسماعیل عبدی به خاطر عدم رعایت حقوق اولیه یک زندانی اعتصاب نموده است. شرایط او را بپذیرید تا به اعتصاب پایان دهد. معلمان زندانی را آزاد کنید.

۷. به تبعیض نسبت به معلمان حق التدریسی، آزاد و مربیان پیش دبستانی پایان دهید و امنیت شغلی آنان را تضمین نمایید.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به‌عنوان یک تشکیلات صنفی و مستقل، پیگیری مطالبات فرهنگیان را وظیفه خود می‌داند و از حمایت‌های مردمی و نهادهای مدنی تشکر می‌کند و تأکید دارد که مطالبات فوق دست‌یافتنی است. چگونه ممکن است برای افزایش حقوق معلمان و کیفی سازی آموزش بودجه و اعتبار کافی وجود نداشته باشد درحالی‌که به گفته مسئولان میلیاردها دلار ارز از کشور خارج می‌شود و روزانه اخبار اختلاس‌های میلیاردی را می‌شنویم؟!

شورای هماهنگی از مسئولان می خواهد که باتوجه به اذعان همه ی آنها در رده های گوناگون مسئوولیتی برای برآورده شدن این خواسته های برحق و اجرای مصوبات پیشین از خود حسن نیت نشان دهند، بدیهی است که تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور آماده ی هرنوع راهنمایی و همراهی برای بررسی راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی است اما در صورتی که روند بی توجهی و انباشت این مطالبات و عدم پرداخت معوقات ازجمله پاداش بازنشستگان، دستمزد حق‌التدریس، سرانه کافی و لازم مدارس و…. ادامه یابد شورا از تمام ظرفیت های خود و از هر کنش اعتراضی مدنی و مسالمت آمیز استفاده خواهد نمود

با آرزوی روزهای بهتر برای مردم ایران و مجموعه ی آموزش و پرورش کشور.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

 

اعتراض به تخریب گورهای بی نام و نشان اعدام شده های دهه شصت

نبردی خاموش اما جسورانه و انقلابی

 


اخبار روز: گروهی از خانواده ها و بازماندگان کشتارهای سیاسی دهه ی شصت که با نام «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران»، نسبت به ادامه ی تخریب گورهای بی نام و نشان زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ی شصت اعتراض کردند. اخیرا سازمان عفو بین الملل و سازمان عدالت برای ایران، با انتشار اسناد و مدارک تازه ای از تلاش حکومت ایران برای محو آثار جنایات صورت گرفته در دهه ی شصت پرده برداشتند.
متن بیانیه «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران» را در زیر می خوانید:

اجازه ندهیم که روند تخریب گورهای بی نام و نشان زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه شصت ادامه یابد!

نزدیک به چهل سال است که مسئولان جمهوری اسلامی ایران با بیشرمی تمام مخالفان سیاسی خود را با هر گرایش‌ و عقایده‌ای، با انواع محرومیت‌ها و محدودیت‌‌ها روبرو کرده و در نهایت آنها را به بیرحمانه‌ترین شکل ممکن دستگیر، زندانی، شکنجه و به قتل ‌می رسانند. به ویژه در دهه شصت هزاران زندانی سیاسی را در تهران و سایر شهرهای بزرگ و کوچک، بدون اطلاع خانواده‌ها اعدام و در گورهای فردی و جمعی مدفون کردند.
بی‌عدالتی مسئولان جمهوری اسلامی به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه پس از قتل‌های سازمان یافته برای حذف دگراندیشان و مخالفان سیاسی خود همواره تلاش کرده‌‌اند که آثار این جنایت‌ها سر به مهر باقی بماند. تخریب گورهای این اعدام شدگان حرکتی سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده برای پاک کردن آثار این جنایت‌هاست. خاوران نمونه‌ای از گورهای فردی و جمعی زندانیان سیاسی اعدام شده در جاده خاوران تهران است. جمهوری اسلامی بارها آنجا را با بولدوزر یا به وسایل دیگر تخریب کرده و تمامی نشانه‌های خانواده‌ها را از بین برده است.
آخرین بار در فاصله بین ۲۰ تا ۲۷ دی ماه سال ۱۳۸۷،بخشی از گورستان خاوران را تخریب و با بولدوزر زیر و رو کرده و خاک تازه بر آن ریخته و درخت‌های ضعیف در آنجا کاشتند و پارچه‌ای با نوشته‌‌: «طرح توسعه و سازماندهی گورستان اقلیت‌های مذهبی» با امضای بهشت زهرا، در آنجا نصب کردند. تعدادی از خانواده‌ها به نمایندگی از طرف مادران و خانواده‌های خاوران به بهشت زهرا مراجعه و از این اقدام شکایت کردند، ولی تا به حال هیچ مقام مسئولی پاسخی به خانواده‌ها نداده است.
در دهم اردیبهشت ۱۳۹۷، سازمان عفو بین‌الملل و سازمان عدالت برای ایران بر مبنای تحقیق مشترک، در بیانه‌ای اعلام داشته‌اند که جمهوری اسلامی در حال تخریب آثار جرم کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت، در هفت شهر است. این تخریب‌ها                      ‌با خاک برداری با بولدوزر، جاده سازی، ساختمان سازی، انباشت زباله و ساخت قبر جدید در محل گورستان‌های اعدامیان دهه شصت صورت می‌گیرد. آنها شواهد جدید از جمله تصاویر و فیلم‌های ماهواره‌ای و ویدئوها و عکس‌هایی از این گورها در تبریز، قروه، مشهد، اهواز و شهرهای دیگر به دست آورده‌اند که این تخریب‌ها را نشان می‌دهد.
ما بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران و خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام شده، این اقدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی ایران را محکوم می‌کنیم. ما تمامی دادخواهان و مردم شریف و آزاده ایران و جهان و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر را فرا می‌خوانیم که جلوی این روند تخریب و از بین بردن آثار جنایت سازمان یافته حکومتی را بگیرند. ما اجازه نخواهیم داد که گورهای عزیرانمان را تخریب و استخوان‌های آنها را بربایند و یا لگد مال کنند. استخوان‌هایی که شاهدان این جنایتند و باید روزی تک به تک شناسایی شوند و با احترام دوباره به خاک سپرده شوند. ما باید بدانیم عزیزان ما چرا و چگونه اعدام شده‌اند و محل دقیق دفن آنها کجاست.
دانستن حقیقت حق ماست.

بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷




پنجشنبه، تجمع سراسری معلمان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۹ می ۲۰۱٨

 


اخبار روز: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه ای که به مناسبت هفته معلم منتشر کرده، از فرهنگیان شاغل و بازنشسته خواسته است که در روز پنجشنبه، به تجمع های سراسری اقدام کنند.

در بیانیه ی این شورا آمده بود:
شورای هماهنگی در بیانیه تحلیلی خود در اسفند ماه ٩۶، ضمن طرح بخشی از مطالبات فرهنگیان، به مسئولین و نهادهای مربوطه برای تغییر رویه تا پایان فروردین فرصت داد. اینک فروردین به پایان رسیده اما هیچ تغییری رخ نداده است
فرهنگیان در حالی شاهد افزایش محرمانه حقوق برخی از سازمان ها هستند که اضافه کار آنان پرداخت نشده و میزان افزایش حقوق آنان، متناسب با سطح تورم و خط فقر نیست و بی توجهی به معیشت معلمان بازنشسته و شاغل ادامه دارد.
پروانه فعالیت تشکل های صنفیِِ دارای مجوز تمدید نمی شود. فعالان صنفی توسط نهادهای امنیتی و حتی نظامی دستگیر و زندانی و حق خواهی و عدالت طلبی معلمان سرکوب می شود.
عدالت آموزشی وجود ندارد و اکثر دانش آموزان از دسترسی به یک آموزش کیفی و رایگان محرومند ما از شرایط موجود راضی نیستیم و به آن اعتراض داریم.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در این بیانیه، یک هفته اقدامات اعتراضی را به مناسبت «هفته ی معلم» اعلام کرده بود. قرار بوده است معلمان روز چهارشنبه (امروز) دو زنگ آخر از حضور در کلاس درس امتناع نمایند و در دفتر معلمان تحصن کنند. با توجه به ایام پایان سال تحصیلی، شورا تحصن محدود را جهت رعایت وضعیت دانش آموزان اتخاذ نموده و آن را فرصتی برای هماهنگی همکاران برای تجمع دانسته است.

بنابر این اطلاعیه تجمع اصلی معلمان قرار است فردا (پنجشنبه) برگزار شود. شورای هماهنگی به تمام فرهنگیان ایران فراخوان داده است روز پنجشنبه ۲٠ اردیبهشت در تجمع اعتراضی شرکت فعال نمایند.
مکان_تجمع در تهران و البرز مقابل سازمان برنامه و بودجه و در مراکز استان ها مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان و در شهرستان ها، در برابر ادارات آموزش و پروش اعلام شده است.
زمان تجمع: ساعت ١٠ تا ١٢




“برجام” و يا نبرد ضد امپرياليستي؟

امروز ترامپ با تكرار سخنان نتانياهو خروج از “برجام” را اعلام نمود. سياست دولت ايران تاكنون در جهت حفظ تفاوت موضع كشورهاي اروپايي و اتحاديه اروپايي در برابر آمريكا است. كشورهاي اروپايي خواستار حفظ قرارداد هستند، اما در عين حال مي خواهند حفظ قرارداد را به ابزار براي تحميل خواست هاي ديگري ازجمله قطع تسليحات موشكي ايران تبديل سازند.

نكته پراهميت براي ميهن دوستان و در مركز آن حزب توده ايران، دفع خطر تجاوز پوشيده و علني امپرياليسم و به راه انداختن جنگي فرسايشي و تحميل آن به ايران است. در اين باره اعلاميه اخير حزب توده ايران صراحت دارد. فظ “برجام” به مثابه ي اهرمي براي تعميق تضادهاي ميان امپرياليست ها ضروري و هوشمندانه است. از اين رو مبارزه براي حفظ صلح و دفع خطر تجاوز نظامي وظيفه ي عاجل همه ي نيروهاي ميهن دوست و آزادي خواه است. مبارزه ي ضد امپرياليستي در ايران و جهان، مبارزه اي بهم پيوسته و يك پارچه است. مبارزه براي صلخ، مبارزه همزمان براي دفااع از حق خلق هاي در تعيين سرنوشت خود و مبارزه با دخالت امپرياليسم در امور داخلي كشورها است.

فعاليت مشترك ضروري است و با دعوت حزب توده ايران و حزب چپ ايران (فداييان خلق) براي سازماندهي اين مبارزه صلح دوستانه كه پيش تر با بيانيه ي جمعي از مبارزان ميهن دوست در ايران نيز مطرح و مورد تاييد قرار گرفته است، گام نخست برداشته شده است. ايجاد ارتباط در اين زمينه و تصميمات مشترك بر اين پايه نقشي سازنده ايفا مي سازد.

در اين نبرد طولاني بايد در عين حال با اين توهم برخورد شود كه گويا با حفظ “برجام” راه مبارزه با بحران تعميق يابنده ي اقتصادي- اجتماعي گشوده خواهد شد. كشورهاي امپرياليستي اروپايي با خواست خود براي توسعه توافق در جهت خواست هاي جديد آن ها باري ديگر به ثبوت رسانده اند كه امپرياليست ها به تعهدات خود گردن نمي گذارند و در طول زمان به نقض آن مي پردازند. توسعه سازمان نظامي تجاوزگر ناتو تا مرزهاي روسيه، نمونه ي ديگري براي غيرقابل اعتماد نبودن قراردادها با امپرياليسم است.

مبارزه با بحران تعميق يابنده ي اقتصادي- اجتماعي در ايران را نبايد به مبارزه براي حفظ تعهدات امپرياليست ها در قرارداد “برجام” محدود ساخت. براي برطرف ساختن بحران حاكم بر ايران، گذار از ديكتاتوري و برپايي جايگزيني ملي- دمكراتيك براي اقتصاد سياسي خصوصي سازي و آزاد سازي اقتصادي كه توسط امپرياليسم ديكته شده است و رژيم ديكتاتوري آن را اقتصاد سياسي “اسلامي” مي نامد، ضروري است. نبايد وحدت منافع سرمايه داري را در جهان و متحدان داخلي آن در ايران از مد نظر دور گردد. نبايد بار ديگر در دامن شعار “بد و بدتر” افتاد. بايد با مبارزه ي مشترك شرايط تغييرات بنيادين را در ايران ايجاد نمود.

توده ای ها

١٨ ارديبهشت ١٣٩٧ – ٨ ماه مه ٢٠١٨




رفقا! خلق در انتظارِ شماست!
نویسنده: امید

سخن روز شماره: ۱۹ (۱۹ اردیبهشت ۱٣۹۷ )

رفقا! خلق در انتظارِ شماست!*

(بحثی در باب بازگشت دوباره “حزب توده ایران” به صحنه تحولات سیاسی جاری در ایران)

تاریخ: 17 اردیبهشت 1397

“در تاریخِ معاصرِ ایران دو جریان ازنظر فکری، دارای تبعاتِ سیاسی و اجتماعیِ بسیار گسترده، غنی و پایداری بودند. یکی جریان مشروطه بود که برای نخستین بار ایرانیان را با مفاهیم و فلسفه مدرنِ سیاسیِ غرب آشنا کرد به ‌نحوی‌ که امروزه حتی بسیاری از بنیان‌هایِ فکری همچون اصلِ تفکیکِ قوا، انتخابِ نمایندگان مجلس، قانونِ اساسی، پاسخگو بودنِ نهادهای حکومتی، آزادیِ بیان، آزادیِ اندیشه و آزادیِ انتخاب… ازجمله مفاهیمی هستند که از جریان مشروطه به ‌دست ‌آمده است… جریان دومی که بیشترین اثرگذاری را در تاریخِ معاصرِ ایران داشته، “حزب توده ایران” بوده است. حزب توده ایران همچون مشروطه، با خودش مفاهیمِ جدیدی را وارد سپهرِ سیاسی و اجتماعیِ ایران کرد… علی‌رغم اینکه تشکیلاتِ حزب توده ایران بعد از کودتایِ ۲۸مرداد درهم‌ شکسته شد، ولی افکار وعقایدِ حزب توده ایران مثلِ سیلی که از کوه سرازیر می‌شود، جامعه روشنفکریِ ایران و اقشار و لایه‌هایِ تحصیل‌ کرده را تحت تأثیر خود قرارداد… حتی جریانی که امروز به‌ عنوانِ اصلاح‌طلب و یا روشنفکریِ دینی نیز می‌شناسیم، مُلهَم و متأثر از ادبیاتِ رادیکال و انقلابیِ چپ‌ گرایانه حزب توده ایران بودند…”

این ها بخشی ازاظهاراتِ روزیکشنبه 16 اردیبهشت1397 صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با “اعتماد آنلاین” با عنوان “سالگردِ انحلالِ حزب توده از سوی دادستانی انقلاب در اردیبهشت‌ماه سال۶۲” است. شخصیتی ملی، اصلاح طلب، عملگرا، روشن بین، ضد توده ای و…یا هر صفت و نامی که بر او بگذاریم؛ اما این عبارات؛ چکیده تحلیل و ارزیابیِ شخصیتی است مستقل، فرهنگی و دانشگاهی، با مخاطبانی بیشمار و برخوردار از هوشِ سیاسیِ نسبتا بالا که درگفتگوی رسانه ای خود، برخی پرسش ها را به باور نگارنده این سطور، عمدا بی پاسخ می گذارد.

منظور، طرح خود به خودیِ این پرسش مهم و کلیدی در ذهن مخاطبان پس از خواندن این گفتگو است که آیا “افکار و عقاید” حزبی که تشکیلاتش یکبار با کودتای 28مرداد ازهم پاشید، خواهد توانست باری دیگر نیز درپیِ ضربات سهمگین ناشی از یورش ارتجاع و امپریالیسم درسالهای 61-62 (که با هدف ریشه کنی حزب و مرگ یک ایدئولوژی،  به حذف فیزیکی اکثریت قریب به اتفاق کادرهای رهبری آن انجامید)، “مثل سیلی که از کوه سرازیر میشود”، ققنوس وار سربلند کند و دوباره، جامعه و صحنه تحولات سیاسی امروز ایران را “تحت تاثیر” حضور وفعالیتِ موثرِ خود قرار دهد؟

اگر پاسخ برخی افراد و جریاناتِ سیاسی به این پرسش منفی است، آنها لااقل باید بتوانند دلایل بروزِ نگرانیِ ولیِ مطلقه فقیه از خطرِ بازگشتِ مجددِ توده ای ها به عرصه سیاستِ روزِ جامعه ایران را که در دوسه سال پیش، حتی خواستار تشدید تبلیغات ضدّتوده ای از صدا و سیمای ج.ا.ا شده بود، توضیح دهند. ولی آیا دلیلی جز وجود “غرورِما” در برابر تبه کاری و “سنگدلیِ دشمن” برای توضیح نگرانی سردمدارِ مستبدِ رژیم ولایی متصور است؟

از طرفی، اذعان یا اشاره تلویحیِ صادق زیباکلام به حضورِ تاثیرگذارِ حزب توده ایران در اعماق جامعه، آیا اثباتی بر اعتراف رذیلانه امثال موسوی اردبیلی نیست که پس از یورش های ارتجاع به حزب در نماز جمعه گفته بود: “این حزب ریشه های عمیقی در جامعه ما دارد و کار به این آسانی ها نیست”؟

و اما دادن “پاسخِ مثبت” به پرسشِ پیش گفته، وظایفِ سنگینی را بر دوشِ توده ای ها گذاشته و درعین حال نیز، این پرسشِ مهم را در مقابل سیمای همه آنها با هر نام و عنوان و سایت و نشریه ای قرار میدهد که برای حضورِ مجدد و منسجم و موثر در عرصه تحولاتِ پرشتابِ کنونی جامعه، چقدر آمادگی در خود می بینند؟ نه برای فعالیت علنی درپسِ روزهایی که ولایت فقیه با جنبش انقلابی توده ها به زیرکشیده شده باشد، خیر! برای امروز که هنوز جبهه واحدِ نیرومند  یا آلترناتیو مشخصی برای جایگزینی و هدایتِ جنبش بعداز گذر از سدّ دیکتاتوری وجود ندارد ولی باید پا بگیرد. درغیر اینصورت ممکن است رژیمِ ولایتِ فقیه سرنگون شود ولی تغییرات انقلابی پا نگیرد!

بعبارتی دیگر، به زیر کشیدنِ ولایت مطلقه فقیه به تنهایی میتواند نه به انقلاب، که به نابودی زیرساختها، فروپاشیِ تمامیتِ ارضی وسلطه نیروهای ارتجاعی دیگر نظیر سلطنت طلبان، مجاهدین خلق، احمدی نژادی ها و…  بیانجامد که مدت هاست برای کسبِ قدرتِ سیاسی دندان تیز کرده اند. پُر بیراه نیست اگر بگوئیم “عبور از جنبش اصلاح طلبی”، تله خطرناکی است که چنین نیروهایی پیش پای مردم ِ به ستوه امده از ظلم رژیم ولایی قرار داده اند و شدیدا نیز مورد حمایت جریان راست افراطی درون و پیرامون حکومت قرار دارد با این نیت که با سیاستِ یک تیرِ و دو نِشان، بساط همه نیروهای مترقی و دمکراسی خواه و صلح طلب را “یکجا” جمع کنند!

ارزیابی دقیقِ حزب توده ایران از ظرفیت و توانِ جنبشِ انقلابی جاری و لایه ها و اقشار و طبقاتِ ملی – دمکرات با هدفِ برپاییِ اتحادهایِ هرچه وسیعتر و خلقی، در برنامه و اسناد مصوب کنگره ششم بازتاب یافته و میتواند به مثابه پلاتفرم سیاسی و راهنمای وحدتِ نظر و عملِ همه توده ای ها قرار گیرد. دراین میان اگر رفقایی هنوز با بخشی از مصوبات حزب مخالفت و یا زاویه ای دارند، باید بتوانند دلایل خود را مطرح و ابهامات خود را با گشاده رویی رفقای رهبری حزب برطرف کنند؛ آنهم همین امروز و نه فردا؛ که فردا خیلی دیر است.

یکی از پرسش های نگارنده این سطور، موضع صریحِ ما درقبال جنبش موسوم به “اصلاح طلبی” و همچنین “اصلاح طلبانِ رادیکال و پیشرو” نظیر زیباکلام ها و تاج زاده ها و قدیانی ها میباشد که به لحاظِ نظری، در اسنادِ حزبیِ مصوّب و بیانیه ها و اعلامیه های منتشره در نامه مردم، مورد توجه کمیته مرکزی حزب توده ایران قرار داشته ولی نمی دانم چرا بخشی از ما “توده ای ها” در پراتیکِ خود، عموما با سکوت از کنار آن می گذریم!

درهمین ارتباط، درسند “فرازهایی از76 سال سیرِ تکاملیِ دیدگاهها و برنامه های حزب توده ایران”(بهمن1396) چنین آمده است:

“باید توجه داشت که اصلاح طلبان، نمایندگان طبقه و قشرهایی مشخص در جامعه اند که به نوبه خود خواستار تغییرهایی در جامعه اند. مهم تراینکه، بخش های مهمی از بدنه و رهبریِ جریان های پیشروتر و رادیکال ترِ اصلاح طلب، با دیکتاتوریِ ولاییِ حاکم در تضادّ مستقیم قرار دارند. تردیدی نیست که میزان انتظار از همه نیروهایِ اجتماعی یکسان نیست و انتظارِ بالاتر داشتن از ظرفیت هر قشر اجتماعی، بیهوده، زیان بار و تلف کننده آن نیروست. ازجانب دیگر، نفی همان ظرفیتِ موجود و حتی گاه محدود نیز به از دست دادنِ نیرویی منجر می شود که هر ذرّه ای ازآن در شرایطِ کنونی برای جنبشِ مردمیِ کشورمان در مبارزه با استبدادِ حاکم ارزنده و ضرور است. اصلاح طلبان بخشِ مهمی از جنبشِ مردمی و مبارزه برای گذار از دیکتاتوری را تشکیل می دهند، ولی بر پایه تجربه های به دست آمده تاکنون، می توان گفت که به تنهایی در مبارزه برای طردِ رژیمِ ولایتِ فقیه موفق نبوده اند.”

پرسش مشخص تر من این است که با توجه به اینکه هنوز جوهر خودکارِ سند “فرازهایی از 76 سال…” خشک نشده،  آیا به صِرفِ طرحِ شعارِ نظرگیر ولی محدودِ “اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا” در خیزش اعتراضی دیماه1396، میتوان به این نتیجه گیری شتاب زده نائل شد که مردم ایران از جنبش اصلاح طلبی (ونه اصلاح طلبان!) – با همان تعبیری که از سند مذکورنقل شد-، عبور کرده اند و با این استدلال، به جنبشِ اصلاح طلبی و نقش و جایگاهِ مهمِ آن در پیشبرد مبارزه برای گذر از دیکتاتوریِ ولایی بی توجه بود؟

امروز، خطرِ دستِ کم انگاشتن و کم بها دادن به نیروهای وسیع و متکثرِ اقشارِ بینابینی جامعه ، لایه های متوسط روبه پایینِ مترقی و رادیکالِ اقشارِ خرده بورژوازی یا دمکراتهای انقلابی، و بالاخره مطلق انگاشتن نقش پرولتاریا در اعتراضات فزاینده موجود(چپ روی)، به همان اندازه خطا و زیانبار است که دل بستن به اعتدالگرایانی مثل مرحوم رفسنجانی و روحانی که همه اعتبارشان را مدیون”جنبش سبز” بوده و یا هستند، دنباله روی مطلق از خرده بورژوازی و بورژوازی داخلی یا ملی ودمکرات(راست روی) و یا حمایت محض وچشم بسته از جنبش های خود بخودی (عمل  گرایی).

برهمین پایه است که باید تلاش کنیم مفهوم “سیاست و مشیِ  مستقلِ طبقاتیِ حزب طبقه کارگر ایران” را طرح و تبیین نموده و جایگاه تاریخی آنرا برای آگاهی توده های زحمتکش میهن خود مستدل سازیم.

اینها همه آن دسته خطراتی به شمار می آیند که میتواند جنبش انقلابیِ درحال تکوین و تاکتیکها و سیاست هایِ حزب طبقه کارگر ایران و عملکرد توده ای ها در صحنه عمل سیاسی و پراتیک انقلابی را گرفتار سردرگمی و  دستخوش جاماندگی از جریانِ کُند، ولی عمیقِ تحولاتِ سیاسی و تغییراتِ بنیادینِ اجتماعی و تاریخی در میهن ما  نماید. تغییر و تحولاتی که تحقق آنها در تحلیلِ نهایی، جز با اراده آهنین و دستانِ پرتوانِ توده هایِ آگاهِ زحمت و کار رقم نخواهد خورد. این را نیز باید بدانیم که رویدادهای تاریخی با کسی تعارف ندارند و هرگز منتظرِ کسی نمی مانند!

و بالاخره  این پرسش و دغدغه ذهنی که چرا وقتی برخی اصلاح طلبان رادیکال و پیشرو در داخل میهن، با شجاعتی ستودنی و در نامه هایی سرگشاده، همه اعتبار و اقتدار و حیثیت و جایگاهِ پوشالیِ ولی مطلقه فقیه را این چنین به چالش می کشند و او را به درستی،  منشاء و مسبّبِ اصلیِ ایجادِ بحران های اقتصادی و اجتماعی و سیاسیِ کنونیِ جامعه معرفی می کنند، چرا نباید مثلا در سایت وزین “توده ای ها”، به عنوان “ذره ای و ظرفیتی کوچک، ولو محدود” مورد توجه و تحلیل مشخص و حتی پشتیبانی قرار گیرند؟

نیک میدانم که با این نوشتار و ابرازِ نظر، ازهم اکنون انتقادات یا اتهاماتِ بیشمارِی را از چندسو به سمت “امید” روانه کرده ام مبنی براینکه: “همین اصلاح طلبان 21 سال است که در میدانِ عمل امتحانِ خود را پس داده اند و رفوزه شده اند!  تبلیغِ دنباله روی از بورژوازی و خرده بورژوازی! تبلیغِ برای سازشِ طبقاتیِ طبقه کارگر با بورژوازی! دل بستن به نق و نال هایِ گهگاهیِ بورژوازیِ ضعیفِ داخلی علیه انحصار و رانت خواری و فسادِ گسترده بورژوازی نولیبرال،… وبالاخره این انتقاد که مفاهیمی مثل خرده بورژوازی مترقی و رادیکال و یا دمکراتهای انقلابی فقط در مقطع انقلاب57 مفهوم داشت و امروز نه حاکمیت، حاکمیتِ آن روزهاست و نه مردم، آن مردمِ ساده لوحی که افسانه ظهورِ عکسِ امام در ماه را  باور می کردند و برخی نیز حتی آنرا می دیدند و به دیگران نشان می دادند! و الخ…

اما بر می گردم به اصل سخن و آن، چرایی و چگونگیِ ضرورتِ آفرینش حماسه ای دیگر به دست توده ای ها در آینده ای نه چندان دور: “بازگشتِ دوباره حزب توده ایران به صحنه تحولاتِ سیاسیِ جاری در ایران”. حضوری آهسته و پیوسته، ظهور و بازگشتی دوباره برای باز کردن دوباره دربِ گلخانه ها، شکستنِ همه قفل ها، به دارِ نور کشیدنِ تبردارانِ ظلمت، و آغازیدنی دوباره از جایی که ناتمام ماندیم… رویشی دوباره و کوششی آگاهانه برای دستیابی به آماجهای برزمین مانده انقلاب بهمن57…

نگارنده این سطور، پس از برگزاریِ کنگره وحدت و بنیادگذاریِ حزبِ چپِ ایران(فدائیان خلق)، در پاسخ به  نوشتارِ فرخ نگهدار در سایتِ عصرنو که به فکرِ یارگیری از میان “توده ای های جداشده از حزب” افتاده بود، در صفحه فیس بوک ایشان در زیرِ همان پست با عنوانِ درباره حزب چپ ایران(فداییان خلق)، با لحنی رفیقانه گفتم و نوشتم:

“هردو تشکل (مورد اشاره) طبعا درکنار ریزش ها و گسست ها، با رویش ها و پیوندهایِ تازه ای مواجه بوده اند و به باورِ من؛ دیر یا زود، “حزب توده ایران” بدلیل داشتن ریشه دراعماقِ جامعه خود و باور و ایمانِ بی خدشه به نیرویِ تاریخ سازِ توده های کار وزحمت، بارِدیگر بزرگترین حزبِ سیاسیِ ایران خواهد بود. بنابراین از آبدیده ترهایی چون شما که در مسیر پروسه وحدت حزب و سازمان درگذشته کوشش زیادی مبذول داشته اید، هم اکنون هم انتظار میرود مساعی خودرا همچنان مصروف پیگیری همان روند گذشته با ایده هایی نو ازطرفِ تشکلِ نوبنیاد به مثابه یکی از گردانهایِ چپِ ایران نمایید. اینکه فرموده اید “با شناختی که از بخشِ بزرگی از توده ای های جداشده از حزب دارم، برخلاف چپ روهای تندرو، آنها به لحاظِ فکری عاطفی و سیاسی با فدائیانی که حزب تازه را به وجود آورده اند، همسویی ها وهمپوشی های فراوان دارند”، ممکن است ازسوی نااهلان و بددلان به “تلاش برای یارگیری ازصفوف طرف یا رقیب مقابل” تعبیر شود که قطعا چنین منظوری نداشته و ندارید…”

حال، علیِ خامنه ای دژخیم یا صادقِ زیباکلامِ آزادیخواه؛ هیچ فرقی نمی کند. مهم این است که به تدریج گوشهایی پیدا شده و می شوند که طنین صدای گام های بازگشت حزب توده ایران به صحنه تحولات سیاسی و عرصه پراتیک انقلابی در درون میهن را می شنوند، حتی اگر هم نخواهند! همان طنینِ موزونِ”چنبره غوغاگرِ زنبور بر گِردِ گلِ مینا”(ا.ط)، برای تحقق بخشیدن به عملِ منسجم، آگاهانه و هدفمند در مسیر تحول و تکامل تاریخ… که برای دیکتاتورها، صدایی بس گوشخراش و هولناک است.

تجربه مبارزات خلق های از بند رسته و آزمون تاریخی مردم درایران در انقلاب57 به ما می آموزد که گوشِ دیکتاتورها به سبب ماهیتِ ارتجاعی و جایگاهِ طبقاتیِ ستمگرانه ای که در سمت خلاف تحول و تکاملِ تاریخ دارند، عادت بیشتری به شنیدن صدای عنکر الاصواتِ “تقلایِ اوباشانه، جنجالی، بی برنامه و ویرانگرِ خرمگس بر جدارِ شیشه”(ا.ط) دارد.

آن کسانی که ستم می کنند و آن کسانی که ستم می بینند، هرگز نمی توانند تلقی واحدی از جهان و سیر تکاملی تاریخ و جامعه انسانی داشته باشند و”ما آدمی زادگانیم: شورشگرانِ کنجکاو، مورانِ خِرَدمند، قافله ای کِش پایان نَه”(ا.ط)

اما توده های میلیونیِ رنج و زحمت و کار در ایران – کارگران و زحمتکشانِ یدی و فکری- درطولِ تاریخ نشان داده اند که همیشه گوشِ شنوایی برای شنیدنِ “حرفِ حق” داشته و دارند ولواینکه بر زبان توده ای ها جاری شود.

زنده یاد احسان طبری، در پایانِ مقاله ای از سالهای دهه 40 و50 خود که بعداز انقلاب آنها را در کتابی باعنوانِ “مسائلی از فرهنگ و هنرو زبان” درمرداد1359 گردآوری کرد، می نویسد: “اگر شما با جنجال، زباله خود را بر دوشِ زمانه بار کنید، او صبور است و اگر لازم باشد می گذارد تا دورِ شما به پایان برسد. سپس آنرا از دوشِ خود خواهد افکند.”

ای جوی بیا به هم همآوا گردیم

با چشمه و شطّ و رود، یکجا گردیم

پیوند کنیم روشنی با پاکی

باشد روزی دوباره دریا گردیم…

**********

* رفیق علی خاوری، صدرِ سابقِ کمیته مرکزیِ حزب توده ایران در خاطراتی از روزهایِ انقلاب57، درباره روزِ آزادیِ خود از زندان چنین گفته است: “با آخرین گروهِ زندانیانِ سیاسی از زندانِ قصر آزاد شدم… درشب اول بهمن درمیدان جلوی زندان قصر انبوه بزرگی تظاهرکننده جمع بودند و شعار می دادند. آخرین بازماندگانِ زندانیانِ سیاسی با وسائل خودشان در پشت درِ بزرگِ زندان جمع شده بودند و آماده خروج از زندان. افسرِ نگهبان در سردرِ زندان با بلندگو روبه زندانیان گفت:

رفقا! خلق در انتظارِ شماست!

پایان مطلب

 




فراخوان به مبارزه ی ملی علیه خطر جنگ! 

 

در اعلامیه آمادگی حزب چپ ایران (فداییدان خلق) برای جستجوی مشترک با دیگر احزاب و نیروها اعلام شده است به طور جمعی راه حل خروج از بحران و تهدید پوشیده و علنی علیه ایران را جستجو کند.

این پیشنهاد مورد تایید کامل حزب توده ایران و همه ی توده ای ها است. ضروری است میان دو رهبری در این باره رابطه ی مشخصی در این زمینه هم امروز برقرار گردد
در این مذاکرات باید میان سیاست ماجراجویانه رژیم ولایی و نظام سرمایه داری حاکم بر ایران و وظیفه میهن دوستان و دولت های ایران در دفاع از حق حاکمیت خلق ها در برابر تجاوزات امپرسالیسم تفاوت قایل شد. ماجراجویی باید پایان یابد، دفاع از حقوق خلق ها در نبرد ضد امپریالیستی باید از حمایت همه جانبه برخوردار گردد

توده ای ها
سه‌شنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ٨ می ۲۰۱٨

 

دوشنبه  ۱۷ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۷ می ۲۰۱٨

 

اخبار روز: حزب چپ ایران (فدائیان خلق) دوشنبه شب با انتشار اعلامیه ای پیرامون بحران فزاینده بین ایران و آمریکا، از همه ی صلح طلبانی که علیه سیاست های جنگ طلبانه آمریکا و جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، برای یک مبارزه ی ملی هماهنگ علیه خطر درگیری نظامی دعوت کرد. متن این اعلامیه را در زیر می خوانید:

سیاست های جنگ طلبانه را محکوم می کنیم!
خواهان حفظ برجام هستیم!

کشور ما در آستانه ی یکی از تندپیچ‌های خطرناک خود و در معرض پیامدهای تنش آلودترین مناسبات سیاسی با امریکا و منطقه قرار دارد. آسمان ایران گرچه از سال ها پیش با رفتارهای جمهوری اسلامی دچار تیرگی است، اما ابرهای سیاه پس از روی کار آمدن دولت ترامپ خبر از حادثه‌ای شوم می دهند و حکایت از وقوع فجایع بیشتر در حیات ملی ما دارند. احتمال خطر فرو رفتن بیشتر کشور و مردمانش در مهلکه ای ویرانگر، بیش از هر زمان دیگری است. ما شدیداً نگران اوضاع هستیم.

در واشنگتن حلقه ی مدافعان سیاست تنش افزا با جمهوری اسلامی تکمیل می شود. سیاستمدارانی که نزدیک‌ترین پیوندها را با صاحبان صنایع تسلیحاتی، “آیپک” ـ مدافع دولت کنونی اسرائیل ـ و شیوخ میلیاردر صاحب دلارهای نفتی عربی دارند و جملگی بر مشی تخاصم با جمهوری اسلامی پای می فشارند. از این‌رو، راهکار ابطال “برجام” توسط ترامپ در چند روز آتی چندان نامحتمل نیست. سرنوشت “برجام” با سیاست خارجی جمهوری اسلامی گره خورده است.

از سوی دیگر مهم‌ترین دست آویز دولت دست راستی اسرائیل برای پیشبرد سیاست‌های اشغالگرانه و شهرک سازی‌های تجاوزگرانه‌ در سرزمین های متعلق به مردم فلسطین، به تعویق انداختن و عملاً به تعطیلی کشاندن راه حل دو دولت مستقل، تداوم و تشدید سیاست “دشمنی” با اسرائیل توسط جمهوری اسلامی است. دشمنی” جمهوری اسلامی برای این دولت، یک “نعمت” آسمانی است! دولت اسرائیل سود خود را در تشدید هرچه بیشتر این تخاصم  می بیند.
چندین دولت عربی در منطقه و در راس آن‌ها عربستان سعودی هم، اینک سیاست خارجی خود در قبال جمهوری اسلامی را به تمامی برپایه ی خصومت متقابل و فزاینده با جمهوری اسلامی قرار داده‌اند. مناسبات تنش آلود بین آن‌ها هر روز به سطح خطرناک تری کشیده می شود. سیاست خارجی عربستان سعودی و شرکایش بر محور مقابله با جمهوری اسلامی خطری بسیار جدی علیه کشور ما است. ائتلاف سیاسی عربستان با تعدادی از کشورهای عربی در برابر ایران، می تواند به یک اتحاد نظامی فرا بروید.
درست در این شرایط که ایران با تهدیدهای جدی مواجه است، جمهوری اسلامی اما کماکان سیاست‌های تحریک آمیز و مداخله جویانه‌‌‌اش در کشورهای همسایه ی دور و نزدیک را ادامه می دهد. سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی بر اساس تقدم دادن به نظامی گری، تنش فزایی‌ها و دشمنی با امریکا و اسرائیل تنظیم می شود. در این سیاست گذاری، نه خبری از تلاش‌های مسئولانه در راستای تنش زدایی و نه رسیدن به تفاهم جمعی مبتنی بر مصالح متقابل با کشورهای منطقه است. سکان سیاست خارجی کشور در قبال منطقه ی پر آشوب خاورمیانه بر عهده ی “سپاه قدس” با هدایت بیت خامنه ای است که بر طبل مشی “عمق استراتژیک” می کوبد.
این‌ها همه، مولفه‌های مشی سیاسی واحدی هستند که هر لحظه ممکن است به درگیری نظامی فرا بروید. خطر بس هشدار دهنده است و ما، درست بر پایه ی چنین ارزیابی از اوضاع است که در این لحظات خطیر، بر آن شده‌ایم تا با همه ی وجود هشدار بدهیم.
در چنین شرایطی ما ضمن فراخواندن نیروهائی که دل در گرو سعادت مردم ایران دارند، بر نکات زیر تاکید داریم:

– اعلام ابطال برجام توسط ترامپ، به ویژه این ‌که با واکنش ناسنجیده و تلافی جویانه جمهوری اسلامی نیز همراه گردد، نه تنها تهدیدها علیه امنیت کشور و مردم ما را تشدید خواهد کرد، بلکه میدان را برای سیاست دولت کنونی امریکا نیز گشوده تر خواهد کرد. ما خواهان حفظ برجام هستیم.
– لازمه ی جلوگیری از بروز فاجعه ی احتمالی، در عین افشای ماهیت تجاوزگرانه ی سیاست های دولت ترامپ و متحدان منطقه ای آن، همانا عقب نشاندن جمهوری اسلامی از سیاست های کنونی خود در قبال منطقه است. این درست است که افشاگری علیه مقاصد ائتلاف سه گانه ی ضد ایرانی در سطح بین المللی یک وظیفه آنی برای همه ی بشریت ضدجنگ و از جمله و در درجه ی نخست بر عهده ی ایرانیان مترقی و صلحدوست است، اما سیاست افشاگرانه علیه این ائتلاف شوم نباید بر وظیفه ی ما جهت خنثی کردن سیاست های ماجراجویانه ی جمهوری اسلامی سایه بیندازد. جمهوری اسلامی با اعمال خود برای این ائتلاف شوم فرصت و بهانه می سازد تا بتوانند ساز خود کوک کنند.
– ایران منفعتی در سوریه ندارد. جمهوری اسلامی باید سوریه را ترک گوید و هزینه ی جانی، سیاسی و اقتصادی بیشتر از این را بر ایران تحمیل نکند. روزهای آتی فرصت مناسبی است که جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای خروج از سوریه اعلام کند. بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. حفظ صلح در منطقه و منافع ملی ایران ایجاب می کند که مسایل سوریه از طریق مذاکره حل و فصل گردد، همه ی کشورهای خارجی دخیل از سوریه خارج شوند و سرنوشت سوریه توسط مردم آن در یک انتخابات آزاد و دمکراتیک رقم بخورد. دخالت ولی فقیه و سپاه در سوریه عواقب مخربی برای ایران داشته است. این دخالت‌ها  باید بی درنگ قطع شوند.
ـ در این شرایط چپ ایران باید در عین محکوم کردن سیاست های جنگ طلبانه ی دولت آمریکا، به افشاء ماهیت هر نوع از “ناسیونالیسم” برخیزد که عملاً به جمهوری اسلامی کمک می کند تا با کوبیدن بر طبل تداوم تنش‌ها، رویارویی‌های فاجعه بار موجود را توجیه کرده و به اتکای آن، مشی ضدملی خود را پیش ببرد. بر همین بستر نباید اجازه داد مخالفت بر حق مردم ایران با سیاست های امپریالیستی، ره به “غرب ستیزی” مطلوب جمهوری اسلامی و توجیه سیاست های ایدئولوژیک او ببرد.
ـ مردم ایران نیازمند همبستگی ملی علیه سیاست های تنش افزا و تشنج زای جنگ افروزانه‌اند. ما با تمرکز بر موقعیت وخیم میلیون‌ها توده ی رنجبر و محروم، برآنیم که اگر جنگی درگیرد بیشترین مصائب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن بی هیچ تردیدی متوجه زحمتکشانی خواهد بود که حتی در شرایط صلح نیز کمرشان زیر سنگین ترین فشارها خم است، چه رسد به زمانی که تحریم های فلج کننده ی اقتصادی و جنگی خانمانسوز با چهره ی کریه، چنگ در گریبان آنان بیندازد و گلویشان را بفشارد.
– پیشنهاد ما به عنوان بخشی از چپ ایران این است که گفتگو و مذاکره برای رسیدن به یک برنامه عمل مشترک برای هماهنگ کردن مبارزه علیه خطری که در کمین کشور نشسته است، بی هیچ درنگی آغاز شود. فراخوان برای این همسویی، همراهی و همکاری، در خدمت تحقق اتحاد وسیع چپ نیز هست. ما در عمل است که متحد می شویم.
ـ ما، مشارکت چپ در زمینه ی راه انداختن مبارزه ی ملی هماهنگ علیه درگیری نظامی و جنگ را، یک وظیفه ی تاخیرناپذیر در این مقطع حساس از حیات سیاسی کشور می دانیم و اعلام می داریم که هم کوشنده ی ایجاد چنین هماهنگی و هم آماده برای تحقق آن هستیم. ما همه ی نیروها و جریان های صلح طلب را که با تهدید نظامی و جنگ مخالفت دارند و حاضرند همزمان، علیه طرفین این روند خطرناک و ماجراجویانه مبارزه کنند، به همراهی و همکاری دعوت می کنیم.

شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ – ۷ مه ۲۰۱۸