نقشه همیشگی سرمایه داری: تقویت راست افراطی و شبه فاشیستی به جای چپ ها برای جایگزینی لیبرال ها

جمهوری چک

ائتلاف لیبرال حاکم SPOLU شکست خورد و حزب راست‌گرای ANO به رهبری آندری بابیش پیروزی قاطعی به دست آورد. این شکست نه‌تنها فروپاشی سیاسی لیبرال‌ها، بلکه نشانه‌ای از فرسایش اعتماد عمومی به گفتمان نخبگان غرب‌گرا بود. ائتلاف Stačilo! شامل کمونیست‌ها و سوسیال‌دموکرات‌ها حتی نتوانست از سد پنج‌درصدی عبور کند.

دلایل شکست لیبرال‌ها روشن است. جامعه چک از وابستگی آشکار دولت به سیاست‌های کی‌یف و بروکسل خسته شده است. تداوم حمایت مالی و سیاسی از اوکراین، هم‌زمان با تورم بالا و کاهش قدرت خرید، احساس بی‌عدالتی را در میان طبقات متوسط و پایین تقویت کرد. مردم شاهد بودند که صدها هزار پناهنده اوکراینی از مزایا و کمک‌هایی برخوردارند که شهروندان خود کشور از آن بی‌بهره‌اند. احزاب راست‌گرا به راحتی توانستند که نارضایتی مردم علیه اتحادیه اروپا و ناتو را به نفع خود کانالیزه کنند.

افزون بر این، شکاف با اسلواکی و رویکرد متکبرانه دولت فیالا در قبال همسایگان، احساس بی‌هویتی ملی را تشدید کرد.

پیروزی ANO تنها پیروزی یک حزب نیست، بلکه شکست دیگری برای گفتمان جهانی‌گرای لیبرال و پاسخ مردم به بی‌توجهی نخبگان به دغدغه‌های واقعی زندگی روزمره و دنباله‌روی کورکورانه از سیاست‌های اوکراینی و بروکسل‌محور است.

فشارهای سیاسی و تبعیض ساختاری علیه جریان‌های چپ و منتقدان سرمایه‌داری میانه‌رو بخش بزرگی از صحنهٔ سیاسی، نیروهایی که می‌توانستند تعادلی در برابر بلوک لیبرال ایجاد کنند، را از میان برده است؛ . با کنار گذاشتن این جریان‌ها از طریق محدودیت‌های قانونی، سانسور رسانه‌ای و حذف اداری، میدان رقابت سیاسی تنگ‌تر شد و تنها جناح راست توانست به عنوان اپوزیسیون واقعی ظاهر شود. سرمایه داری می داند که اگر قرار باشد لیبرال‌ها شکست بخورند، باید امکان شکل‌گیری اپوزیسیون  راست‌گرا و شبه فاشیستی را افزایش داد.




رهبران اروپا در حال آماده‌سازی برای جنگ‌اند

نه یک پِنی، نه یک سلاح، نه یک جان برای جنگ.

یک برنامه‌ی عظیم تسلیحاتی در جریان است و طبقه‌ی کارگر باید بهای سلاح‌ها و جنگ‌های حاکمان را از طریق مالیات، کاهش خدمات اجتماعی، افت سطح زندگی و حتی با خون و رنج خود. نظم جهانیِ پس از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی، مالی و نظامی در حال فروپاشی است بپردازد. ما با بحران‌های متعددی روبه‌رو هستیم: بحرانی عمیق در خودِ سرمایه‌داری که آینده‌ی بشریت را تهدید می‌کند، فروپاشیِ زیست‌محیطی که در آستانه‌ی وقوع است و خطر فزاینده‌ی جنگ جهانی و حتی جنگ هسته‌ای. این‌ها مشکلات تازه‌ای نیستند، اما ریاست‌جمهوری دوم ترامپ و رشد راست افراطی در اروپا همه را شتاب بخشیده است.

به همین دلیل، فعالان، اتحادیه‌های کارگری و دموکرات‌های سراسر اروپا برای اتحاد علیه جنگ و هزینه‌های نظامی و برای ردِ خواست دولت‌های اروپایی که از مردم می‌خواهند سیاست‌های ویرانگرشان را به نام «وحدت ملی» بپذیرند، فراخوان داده‌اند. اما این میهن‌پرستیِ دروغین است؛ این جنگ‌ها جنگ‌های ما نیستند، ما نه هزینه‌شان را می‌پردازیم و نه در این جنگها حاضریم ب‌میریم.

آناتول فرانس، نویسنده‌ی فرانسوی، در زمان جنگ جهانی اول گفته بود: «فکر می کنید برای وطن می‌میرید، اما در واقع برای سرمایه‌داران می‌میرید.» میلیون‌ها نفر در آن زمان جان دادند و اگر جلوِ این جنگ‌افروزی و مسابقه‌ی تسلیحاتی را نگیریم، دوباره همان فاجعه تکرار خواهد شد. اکنون طبقه‌ی حاکم اروپا در جنگ اوکراین نقش دارد و از نسل‌کشی اسرائیل علیه مردم فلسطین حمایت می‌کند. در این میان، شرکت‌های اسلحه‌سازی و سودجویان از منابع اوکراین و فلسطین، برندگان اصلی جنگ‌طلبی سیاست‌مداران اروپایی‌اند، در حالی‌که میلیون‌ها انسان کشته و زخمی شده‌اند.

ما می‌گوییم نه به جنگ، نه به حمله به رفاه اجتماعی، نه به بودجه‌های نظامی و نه به جنگ‌طلبان. ما صلح و عدالت می‌خواهیم، نه نابودی و استثمار.




نئولیبرالیسم در ایران؛ پروژه‌ای که همه حاکمان بر سرش توافق دارند

در حالی‌که طبقه کارگر و اقشار فرودست زیر بار تورم، خصوصی‌سازی، و حذف خدمات اجتماعی خرد می‌شوند، نئولیبرالیسم در ایران با قدرت ادامه دارد و همه‌ی بخش‌های حاکمیت در آن هم‌صدا هستند.

صمد حسن‌زاده، رئیس اتاق بازرگانی ایران، در نشست با رئیس‌جمهور (به نقل از ایرنا و دنیای اقتصاد، ۱۴ مهر ۱۴۰۴) از «چابک‌سازی دولت» دفاع کرد؛ سیاست‌هایی که معنایی جز کوچک‌سازی دولت، آزادسازی بازار ارز و گشودن راه برای بخش خصوصی بزرگ و انحصارات ندارد.

او گفت اتاق بازرگانی «در کنار دولت» است و از برنامه‌های آن حمایت می‌کند — و این دقیقاً نشان می‌دهد که مرز روشنی میان دولت و سرمایه‌داران وجود ندارد. هر دو در پی یک هدف‌اند: کاهش نقش اجتماعی دولت، حذف یارانه‌ها و سپردن همه‌چیز به «بازار».

در حالی‌که مردم با فقر، بیکاری و ناامنی اقتصادی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، دولت چهاردهم با شعار «چابک‌سازی» عملاً مسیر همان سیاست‌های نئولیبرالی دولت‌های پیشین را ادامه می‌دهد؛ از احمدی‌نژاد تا روحانی و رئیسی.

این روند، به‌روشنی نشان می‌دهد که بحران اقتصادی کشور نه ناشی از اختلاف جناح‌ها، بلکه نتیجه‌ی اتفاق نظر ساختاری بر سر الگوی نئولیبرالی حاکم و اقتصادرانتی و غیرتولیدی و مدیریت آلوده به فساد بر اقتصاد ایران است؛ الگویی که به جای عدالت، سودآوری سرمایه را بر هر چیز مقدم می‌داند.

اما حقیقت روشن است: هیچ‌یک از جناح‌ها و نهادهای جمهوری اسلامی، از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب و تکنوکرات، نه می‌خواهند و نه می‌توانند از این چرخه بیرون آیند. آنان خود بخشی از ساختاری هستند که نئولیبرالیسم را بازتولید می‌کند.

تنها راه واقعیِ نجات، برپایی یک نظم نو و ضد نئولیبرالیسم است  که نظمی بر پایه‌ی آزادی، عدالت اجتماعی، استقلال اقتصادی، نظمی که از دلِ خود مردم و در تقابل با تمام اشکال استثمار و اقتدارگرایی برخیزد.
هیچ بخشی از جمهوری اسلامی قادر به اجرای چنین تغییری نیست؛ زیرا خود، پاسدار همین نظام ناعادلانه است.




فرزاد جهاد: تیرباران 7 اسفند 1362  پادگان جمشیدیه تهران

                                 

چگونه داغ تو … پاک خواهد شد

                                        از ضمیر وطن؟

کی  دوبار … به پا خواهد شد

                    چون تو سروی… جوان آزاده

                                                       برای وطن؟ 

تو… شفاف تر از شبنم

                   تو … روشن تر از سپیده و صبح

سبک بال تر از… پولک های برف زمستان

                     تو… سرشار از لطافت های انسانی

با ادراکی ناب  و عمیق … در پیکار با ظلم و جهالت

     تو… مسئول… استوار… محکم

                         صادق… صاف و بی ریا

                                تو خود…میزان راستین یک رنگی

 تیر باران ات… گواه بر

عمق فساد حاکمان … و نهایت وابستگی

چپ کشی در ایران

                همیشه اطاعت کور بوده است و بندگی

شعر من … نه در وصف ات … نه در یادت

که شکوه ذات زیبایت …

                  در دل ها… جاودانه ماندگار

شعر من…تک زنگ بیداری…

برای مردمانی بس خمار… از افیون دین

                                 یا هنوز… درباور از خطی

                                               مجهول و مفروض

که… موجه می کند در ذهنشان

حمایت از رژیمی… بس جنایتکار… و فاسد را

                                   و ملتی… در حال غرق     

عنقریب باز استعمار… در بازی های نجاتبخش اش

                                   غالب می کند نوکری تازه

و تمدید می شود غارتگری… برای نیم قرن آینده

نگاه کن… که چگونه ثروت ملتی

                 با نقاب دین دارد…غارت می شود

و چگونه … با تزویری وقیحانه

هر روز… با بالا بردن بی مرز نرخ ارز

           و بازی های کثیف … در بازارهای بورس

  سر کیسه … می شود ملت

و چگونه ملایان به اصطلاح… ضد صهیونیست

                                           در اطاعت تام اند

از فرمان خصوصی سازی های بانک جهانی

                            که همگی …از صهیونیست هایند!

و فعال… در راستای جهانی سازی

            که پادشاهی صهیونیسم… است برجهان !

نگاه کن… هنوز هرسپیده دمان

                       نفیر خروشان رگبار تیر

می پیچد… در فضای ساکت شهر

و خون جوانان است جاری … بر خاک میهنمان

هزاران هزار… نیست پایانی

به آخر رسیده است اکنون

            رژیم فاسد قتل و غارت و زور

                       عنقریب می شود در گور

ولی هزاران هزار افسوس… که  بی اتحاد مان

تجدید می شود…دور نوین استعمار

         اختناق… کشتار و غارت و زندان

لیک… با شکل و رنگ تازه و نو

                         برای چند صباحی…فریب مردم ایران

فرح نوتاش    

وین اسفند ـ  1398

کتاب شعر 7

 www.farah-notash.com




اتحاد جهانی کشاورزان و بومیان برای حاکمیت غذایی و عدالت اجتماعی

بیش از ۷۰۰ نماینده از ۱۰۰ کشور جهان در ماه سپتامبر

در شهر کندی، سریلانکا، گرد هم آمدند تا در سومین «فروم جهانی نیلنی» درباره حاکمیت غذایی و عدالت اجتماعی به تبادل تجربه و ساخت اتحاد بپردازند. این گردهمایی، نقطه مقابل نشست‌های اقلیمی رسمی توصیف شد؛ نشست‌هایی که به گفته برگزارکنندگان عمدتاً تحت سلطه شرکت‌های بزرگ و منطق بازار قرار دارند.

در این فروم، کشاورزان خُرد، ماهیگیران، چوپانان، کارگران و جوامع بومی از سراسر جهان صدای مشترکی ساختند: دفاع از حق مردم برای کنترل زمین و تولید غذایی پایدار.

گزارش‌های ارائه‌شده در این نشست نشان داد که یک درصد از بزرگ‌ترین شرکت‌های کشاورزی اکنون ۷۰ درصد زمین‌های کشاورزی جهان را کنترل می‌کنند؛ نابرابری‌ای که به فقر و ناامنی غذایی در روستاها دامن می‌زند. شرکت‌ها اغلب زمین‌های بومیان را به نام «راهکارهای سبز» یا برای کسب اعتبار کربنی تصرف می‌کنند. فعالان توضیح دادند چگونه این سیاست‌ها، به جای کاهش بحران اقلیمی، مردم محلی را از خانه‌ها و منابع‌شان محروم می‌کند.

شرکت‌کنندگان بر «اگرو‌اکولوژی» به‌عنوان بدیلی ریشه‌دار و برگرفته از دانش بومی تأکید کردند؛ مدلی که رابطه‌ای متوازن میان انسان، حیوان و طبیعت برقرار می‌کند و پاسخی عملی در برابر «مجتمع کشاورزی صنعتی» است که بحران اقلیمی کنونی را تشدید کرده است.

همبستگی بین‌المللی نیز محور مهم نشست بود. وضعیت فلسطین، سودان، کنگو، یمن و اوکراین مورد توجه قرار گرفت و فروم استفاده از «گرسنگی به‌عنوان سلاح» را جنایتی جدی دانست.

این فروم بخشی از فرآیند جهانی برای آمادگی در برابر نشست COP30 در برزیل است. پیام آن روشن بود: مقاومت تنها نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به جنبشی جهانی است. همان‌طور که بیانیه نهایی تصریح کرد: «جهان دیگری نه‌تنها ممکن است، بلکه همین امروز توسط کسانی ساخته می‌شود که زمین را حفظ می‌کنند، جوامع خود را تغذیه می‌کنند و برای عدالت می‌جنگند.»




کوبا و برزیل در مسیر همگرایی: همکاری برای حاکمیت غذایی و عدالت اجتماعی

کوبا و برزیل

در نخستین نشست عالی‌رتبه سیاست‌های عمومی برای امنیت تغذیه‌ای، گامی تازه برای همکاری‌های اجتماعی و منطقه‌ای برداشتند. هدف اصلی این نشست، که با حضور میگل دیاس-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، و مانوئل ماررو کروز، نخست‌وزیر برگزار شد، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و دستیابی به تعهدات مشخص در راستای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل بود؛ اهدافی که بر ریشه‌کنی گرسنگی، کاهش فقر و ایجاد جوامعی عادلانه‌تر تمرکز دارند.

کروز تأکید کرد که تصویب قانون حاکمیت غذایی و امنیت تغذیه‌ای نقطه عطفی در اصلاحات ساختاری نظام غذایی کوبا محسوب می‌شود. این قانون بر تولید محلی مواد غذایی، به‌ویژه برنج و غلات، برای تأمین نیاز خانواده‌ها در سطح جامعه و کاهش وابستگی به واردات تمرکز دارد.

از سوی دیگر، پائولو تیشیرا، وزیر توسعه ارضی و کشاورزی خانوادگی برزیل، بر حمایت کشورش از هاوانا تأکید کرد و ضمن محکوم کردن محاصره اقتصادی آمریکا، خواستار لغو قرار گرفتن کوبا در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» شد. او گفت که این سیاست‌های واشنگتن غیرعادلانه و مغایر با حقوق بین‌الملل است.

در همین نشست، فری بتو، اندیشمند برزیلی، کوبا را «نمونه‌ای جهانی از حاکمیت ملی» خواند و از تعهد رئیس‌جمهور برزیل، لولا ، به حمایت از کوبا تمجید کرد. او کوبا را الگویی از یک «جامعه پساسرمایه‌داری» در آمریکای لاتین توصیف کرد.

بتو یادآور شد که کوبا، با وجود فشارهای تحریم و مشکلات داخلی، تنها کشور منطقه است که سه حق بنیادین انسانی یعنی غذا، بهداشت و آموزش را در قانون اساسی خود تضمین کرده است. او همچنین از نقش پزشکان کوبایی در نظام سلامت برزیل، به‌ویژه در مناطق روستایی و محروم، قدردانی کرد و ابراز امیدواری نمود که تعداد بیشتری از پزشکان کوبایی دوباره به برزیل بازگردند.

این نشست گامی عملی در مسیر همگرایی منطقه‌ای برای مقابله با بحران غذا و نابرابری‌های اجتماعی به شمار می‌رود.




سخنرانی پوتین در والدای: دفاع از نظم چندقطبی و نقد هژمونی غرب

پوتین

در نشست سالانه «کلوب والدای» سخنرانی کلیدی خود را ایراد کرد؛ سخنرانی‌ای که تصویری روشن و منسجم از نظم نوین جهانی چندمرکزی ارائه داد.

دکتر آنورادا چنوی، استاد بازنشسته دانشگاه جواهر لعل نهرو تأکید کرد که پوتین به دگرگونی‌های نظام بین‌الملل اشاره داشت؛ نظمی که در آن منافع همه کشورها باید در نظر گرفته شود و امنیت ملت‌ها پایه‌گذار چنین ساختاری است. او خاطرنشان کرد که محور سخنرانی بر صلح، همزیستی و چندگانگی فرهنگی متمرکز بود و بر این نکته تأکید داشت که هژمونی و سیاست بلوکی در شرایط کنونی دیگر امکان‌پذیر نیست.

بخش مهمی از سخنان پوتین به «موج تازه استعمارزدایی ذهنی و روایی» مربوط می‌شد؛ موضوعی که به گفته چنوی، نشان‌دهنده آگاهی و مقاومت فزاینده کشورهای جنوب جهانی است. او توضیح داد که ملت‌های در حال توسعه، اکنون اکثریت جهان را تشکیل می‌دهند و دیگر حاضر به پذیرش سلطه و ذهنیت‌های نواستعماری غرب نیستند. هند نمونه بارزی از این روند است که تلاش می‌کند استقلال سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کرده و در ساخت نظم چندقطبی جدید نقش‌آفرینی کند.

آنجلو جولایانو، تحلیلگر ژئوپولیتیک مقیم هنگ‌کنگ، سخنرانی والدای را «دفاعی درخشان از قدرت و چشم‌انداز روسیه برای جهانی چندقطبی» توصیف کرد. او گفت پوتین تحریم‌های غرب را بی‌اثر دانست، از بریکس دفاع کرد و سلطه‌طلبی غرب را به چالش کشید و در عوض خواستار برقراری نظم عادلانه جهانی شد.

جولایانو همچنین اروپا را مسئول اصلی خون‌ریزی در اوکراین معرفی کرد. او تأکید کرد که تلاش اروپا برای کشاندن اوکراین به اردوگاه غرب و ناتوانی در اجرای توافق‌نامه مینسک، واکنش روسیه را برانگیخت. به باور او، مسلح‌سازی اوکراین و تبعیت اروپا از استراتژی‌های آمریکا ــ مانند تقسیم کار برای مهار روسیه و تمرکز واشنگتن بر چین ــ نشان می‌دهد که اروپا به جای جست‌وجوی صلح و ثبات، جنگ با روسیه را در اولویت قرار داده است.




تورم و گرانی افسارگسیخته، راه‌حل نجات در گذر از کل نظام جمهوری اسلامی

تورم و گرانی افسارگسیخته

در جمهوری اسلامی امروز دیگر فقط یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از فروپاشی ساختار مدیریتی و حکومتی است.

مرغ، به عنوان یکی از اصلی‌ترین اقلام پروتئینی طبقات متوسط و پایین، در عرض چند روز از ۱۳۹ هزار به ۱۶۹ هزار تومان رسیده است. همین نوسان کوتاه‌مدت کافی است تا سفره میلیون‌ها خانواده خالی‌تر شود. در کنار آن، گوشت قرمز و ماهی قزل‌آلا هم با شیب تند صعودی قیمت‌ها، از دسترس عموم مردم خارج شده‌اند. وقتی یک شانه تخم‌مرغ یا یک بسته عدس به قیمت‌های نجومی عرضه می‌شود، یعنی رژیم حتی توان تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای غذایی را از دست داده است.

وزیر جهاد کشاورزی وعده کاهش قیمت برنج داده بود، اما بازار مسیری معکوس پیموده است. نه تنها قیمت‌ها پایین نیامده بلکه برنج ایرانی به بالاتر از ۳۰۰ هزار تومان رسیده و حتی برنج خارجی که زمانی کالای جایگزین ارزان بود، حالا خودش کالایی لوکس شده است. کشف ۸۴۰ تن برنج احتکار شده تنها بخش کوچکی از فساد ساختاری را آشکار می‌کند؛ فسادی که دلالان، رانت‌خواران و مدیران حکومتی همگی در آن شریک‌اند.

آنچه روشن است این است که تورم در جمهوری اسلامی نه ناشی از یک بحران موقتی، بلکه محصول مستقیم سیاست‌های ویرانگر، فساد نهادینه‌شده و سوءمدیریت حکومتی است.

راه‌حل نجات، نه در وعده‌های پوچ وزیران و نه در سرکوب مقطعی محتکران است؛ بلکه در گذر از کل نظام جمهوری اسلامی است. حکومتی که اقتصاد را به انحصار سپاه، بورژوازی تجاری، بورژوازی بوروکراتیک در دولت و بانک ها و باندهای قدرت سپرده، امکان اصلاح ندارد. تنها با پایان دادن به این ساختار فاسد و جایگزینی آن با حکومتی پاسخگو، شفاف و مبتنی بر اقتصادی تولیدی و ملی می‌توان جلوی سقوط بیشتر معیشت مردم را گرفت.