با من بدار حوصله! با من خطر بورز!
۱۴ اسفند ۱٣۹۶ – ۵ مارس ۲۰۱٨

رفيق عزيز محسن

مي نويسد:

 

فرهاد عزیز ژورنالیسم قوی راه توده برای توده ای ها جذاب واسان فهم است بطور مثال نوشته های دکتر سهرابی بسیار ساده وقابل فهم برای کارگران و دانشجویان است علی خدایی واقع روزنامه نگار قهاریست ساده و روان مینویسد و سم مهلک سازش طبقاتی را داخل کیک شیرین بخورد خلق اله میدهد در حالی که صف مستقل برای کارگران از نان شب ضروری تر است پاد زهر این سم جان کاه همانا مقاله های فرهاد و سیامک عزیز است که باچند بار خواندن اثر میکند پیروز و پایدار باشید بدرود

 

انتقاد شما به جاست. انتقاد شما كمبودي را مورد خطاب قرار مي دهد كه بر طرف ساختن آن آسان تر مي نمايد از آن چه كه حقيقتاست.

١- مي دانيم كه هر كس آن كاري را مي كند كه آموخته. علي خدايي، آن طور كه مي نويسيد «واقع روزنامه نگار قهاري ست». كوششبراي حفظ او در خدمت مصالح حزب توده ايران موفق نبوده است. اين امر دلايل خود را دارد كه موضوع اين سطور نيست.

چگونه مي توان اين كمبود را بر طرف ساخت، كه موضوع اكنون است، تنها با كمك رفقاي ديگر ممكن است. بايد از صفر شروع كرد.من از نظر رفيق زنده ياد منوچهر بهزاردي كه در نامه مردم تجلي يافت، آموختم كه بايد با انتقال «سخن مردم» به نشريه آغاز كرد.توضيح ما در باره ي سخن مردم، به معناي جهت دادن به انديشه ي مطرح در جامعه خواهد بود. همه ي رفقاي علاقمند مي توانند باانتقال سخن مردم، نقش موثر و ضروري خود را ايفا سازند.

با بار سنگين كوشش مي شود اين كمبود از طريق انتقال “خبرها” از سايت هاي ديگر كمي جبران شود كه همچنين نياز به كمك هشيارانههمه ي رفقا را دارد.

٢- مشكل دوم كه به جايي برمي گردد كه «چند بار خواندن» مطلب را براي دريافت آن اجباري مي كند، به زبان نارسا و ثقيل و همچنين به پيچيدگي موضوع برمي گردد. اين روزها با بررسي انتقادي “گزارش هيئت سياسي به چهارمين نشست كميته مركزي” مشغولبودم. نوشتار را پس از انتشار خواهيد خواند. بيرون كشيدن انديشه ي درست در گزارش بخش ساده بررسي را تشكيل مي دهد. مشكلهنگامي آغاز مي شود كه موضع درست در سير منطقي خود تا به آخر ادامه نمي يابد. به منظور نشان دادن انحراف، بايد در ابتدا ازديدگاه تئوري شناخت ماركسيستي- توده اي، تئوري بررسي علمي بيان و مستدل گردد. بايد از اين طريق نشان داده شود كه موضوعمورد بررسي يافتن «راهكارهاي جدي براي حل معضل هاي گسترده اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه اند» كه در گزارش ذكر ميشود. اين گام نخست است.

سپس بايد نشان داده شود كه انديشه ي طرح شده در روند تجزيه و تحليل شرايط حاكم بر ايران كه كوشش براي يافتن راهكاري هايجدي را ضروري ساخته، با درستي و با منطبق با تئوري شناخت است كه متكي است بر مقوله هاي ديالكتيكي. بايد نشان داد كه گزارشكه با داده ها و آمار و توضيحات به درستي آغاز مي شود، در ادامه منطقي خود، ساختار انتزاع تجريدي در ذهن تحليل گر را از شرايطحاكم بر جامعه ترسيم مي كند و آن را به ساختاري درك شده فرامي روياند. اما گام نهايي به منظور نتيجه گيري از آن برداشته نمي شود.به سخني ديگر، تجزيه و تحليل ديالكتيكي از واقعيت تا به آخر پايبند نمي ماند.

اين قطع شدن اما از پيچيدگي اي برخوردار است كه نشان دادن آن، آسان نيست. زيرا بايد براي شناخت پيچيدگي، نكته اي مورد بررسيقرار گيرد كه به طور غيرمجاز جايگزين وظيفه نتيجه گيري و بيرون كشيدن وظايف تاكتيكي براي «پراتيك انقلابي» شده است. نشاندادن اين غيرمجاز بودن، پيچيده است. زيرا «جايگزين» از مضموني نادرست برخوردار نيست. اما استدلال براي درستي آن در رشتهمنطقي ديگري قرار دارد. انتقال موضوع درست از يك رشته مشخص در بررسي به رشته ديگر بررسي، گامي غيرمجاز و غيرعلمياست.

به اين منظور نشان دادن اين پيچيدگي، بايد نخست جايگاه اين “جايگزين” توضيح داده شود. اين توضيح بايد دو سويه را مورد توجهقرار دهد. يكي، جايگاه درست آن به مثابه وظيفه در برابر حزب طبقه ي كارگر. از سوي ديگر بايد علت نادرستي طرح آن در رشته يمورد بررسي نشان داده شود. بايد به اين منظور به ثبوت رسانده شود كه طرخ اين «جايگزين» كه وظيفه اي واقعي است، بررسي را بهانحراف مي كشاند.

اگر سخن بتواند اين پيچيدگي را قابل شناخت سازد، موفق از كار درمي آيد. سخني كه احتمالاً مضمون آن با يك دور خواندن به سخنيقابل درك است. در نوشتاري كه در نگارش اول تنظيم شده و بايد تدقيق گردد كه خواهيد خواند، اميدوارم بيان نارسا توانسته باشد اينپيچيدگي را قابل شناخت سازد. قابل شناخت كند كه گرچه كشاندن بحث به مساله ي سازماندهي سراسري مبارزه ي طبقه كارگر درايران عمده ترين مساله را اكنون در برابر حزب توده ايران تشكيل مي دهد، جايگزين ساختن اين بحث هنگام تجزيه و تحليل شرايط براييافتن «راهكارها جدي» براي بر طرف ساختن «معضل هاي گسترده اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه» كمك نيست.

كمك نيست” اما برداشتي نسبي است. زيرا بدون سازماندهي نبرد طبقاتي طبقه كارگر، دسترسي به هيچ «راهكارجدي»، يعني انقلابي، ممكن نيست. بدون موفقيت در تجهيز و سازماندهي مبارزه ي سراسري طبقه كارگر ايران، همان طور كه گزارشبه درستي نشان مي دهد، دستيابي به راهكار براي «پراتيك انقلابي» به منظور «تغييرات بنيادين» ممكن نيست.

سپس بايد نشان داد كه درست موضوع بررسي گزارش كه تا پايان ادامه نمي يابد است كه «راهكارهاي جدي» را ازجمله براي تجهيز وسازماندهي مبارزه ي سراسري طبقه ي كارگر كه گزارش به درست مطرح مي سازد، تشكيل مي دهد. بايد نشان داد كه بدون ارايهبرنامه اقتصاد ملي مبتني بر شرايط مرحله ي ملي- دمكراتيك انقلاب و به منظور پيش بردن وظايف در آن، نمي توان تجهيز وسازماندهي سراسري مبارزات طبقه كارگر را در نبرد طبقاتي به ثمر رساند. زيرا چنين برنامه مردمي- دمكراتيك و ملي- ضدامپرياليستي است كه پرچم براي سازماندهي نبرد سراسري طبقه كارگر را تشكيل مي دهد. بايد نشان داد كه بدون اين پرچم، وظيفهسازماندهي مبارزه سراسر ممكن نيست. زيرا در سطح مبارزه ي صنفي براي حقوق عقب افتاده باقي مي ماند. ذرستي و علمي بودنهمه ي اين استدلال ها اما به معناي مجاز بودن انتقال وظيفه براي سازماندهي سراسر نبرد طبقه كارگر به رشته روند بررسي براي«راهكار .. براي نعضل اقتصادي، اجتماعي و سياسي» كه موضوع بررسي درست گزارش است، گامي انحرافي است.

رفيق عزيز، اين سخن البته نمي تواند به سادگي بياني ادا شود كه تنها به طرح ظاهر وقايع مي پردازد. براي نمونه آن طور كه در بالايصفحه “راه توده” به توصيف تاريخ ايران پرداخته، و از كتاب هاي درسي مدارس نقل مي شود.

طرح پيچيدگي ها با اين هدف ضروري است تا آگاهي براي روشنگري و تبليغ توده اي موثرتر گردد.

اهميت درك پيچيدگي ها از روند انحرافي تنها امكان براي پايان دادن به تزلزل در برداشت مبارزان توده اي است براي شناخت وظيفه”ضروري- تاريخي”. طرح پيچيدگي ها براي حل «معضل هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي» اجتناب ناپذير است. اين تنها امكان استبراي آن كه مبارزه ي حزب توده ايران در سطح مبارزه جريان هاي چپ مانند “فدائيان” منجمد نشود كه بازهم “منشور” صادر مي كنندو مي خواهند مانند جريان هاي “سوسيال دمكرات” دور هم جمع شوند تا “حزب” برپادارند.

 

حق با شماست زبان سنگين و ثقل تحميل شده بايد تغيير يابد. در اين زمينه همه ي توده اي ها مسئولند. ازجمله رفقايي كه در سازمانحزبي به وظيفه ي خود عمل مي كنند. رفقايي كه به مسئوليت تاريخي خود واقفند. دعوت براي بحث و گفتگو در باره ي برنامه و تاكتيكمناسب براي «پراتيك انقلابي» كه رفيق عزيز آرش وجداني از طرف كميته مركزي ارسال كرده است، گامي دل گرم كنند و شاديآفرين است، ازجمله به منظور ساختن شرايط براي فعاليت تبليغي- ترويجي براي جنبش توده اي با زباني گويا، تا ديگر توده اي ها غبطهزبان «ساده و روان» علي خوايي را نخورند. اين كار شدني است، «خو گر به راه رفتن و برخاستن شود». خواهيد ديد. كمك كنيد تاتحقق يابد!

 

با من بدار حوصلهبا من خطر بورز!

تیمار کنکه این «فلجِ موت» تن شود

سستی فرونهد، کندی رها کند.

خو گر به راه رفتن و برخاستن شود،

دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

 

(سیاوش کسرایی، هیجده هزارمین)




کارگران بازداشت شده گروه ملی صنعتی فولاد اهواز باید بی قید وشرط آزاد شوند !

بر اساس گزارش های انتشار یافته، در نهمین روز اعتصاب متشکل و یکپارچه  کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و راهپیمائی آنها در خیابان های  شهر اهواز مرکز استان خوزستان، ماموران امنیتی و یگان اطلاعات نیروی انتظامی با یورش شبانه به منازل کارگران، بیش از ۹ کارگر اعتصابی  را بازداشت و روانه زندان کردند. این بازداشت های برنامه ریزی شد٬ اندکی پس از آنکه ولی فقیه اعتراض های رو به گسترش طبقه کارگر و زحمتکشان را «تحریک ضد انقلاب و دشمنان» خوانده بود٬ صورت می گیرد. در حقیقت به فرمان خامنه ای کارگران به دلیل مطالبه  حقوق بدیهی خود مورد یورش قرار گرفته دستگیر و زندانی می شوند.

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، مانند هزاران کارگر دیگر در سراسر کشور ماه ها دستمزد معوقه داشته و به همین دلیل طی ده روز گذشته به اعتصاب وراهپیمائی دست زده اند. آنان تامین امنیت شغلی  و پرداخت مزد خود را طلب می کنند. یورش شبانه ماموران امنیتی به  خانه های کارگران و بازداشت آنها در برابر چشمان خانواده هایشان سرشت ضد مردمی و کارگر ستیز رژیم ولایت فقیه را بسی بیش از گذشته برای توده های کارگر آشکار می سازد.

حزب ما همانگونه که مرتبا تاکید و پافشاری نموده است هدف از سرکوب و فشار به زحمتکشان جلوگیری از گذر جنبش کارگری از حالت تدافعی به موضع‌گیری تهاجمی و حذف توده ها بویژه طبقه کارگر از معادله های صحنهٔ سیاسی کشور است. بی شک در آینده شاهد تهدید و اعمال فشار بیشتر بر جنبش کارگری – سندیکایی و اجرای مانورهای فریبکارانه به موازات آن  خواهیم بود.

حزب توده ایران -حزب طبقه کارگر ایران –  با تمام نیرو و امکانات خود در کنار و هم سنگر کارگران و زحمتکشان کشور از جمله  کارگران  اعتصابی  گروه ملی صنعتی فولاد اهواز قرارداشته و دارد. حزب ما خواهان آزادی فوری و بی قید وشرط کارگران بازداشت شده  گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و همه کارگران و مبارزان سندیکایی در بند است. ما ضمن اعلام حمایت قاطع از خواست‌های زحمتکشان خواستار تشدید مبارزه و ارتقاء سطح همبستگی و سازماندهی در جنبش اعتراضی کارگران هستیم. این یگانه پاسخ به اجرای برنامه های ضد کارگری فاجعه آفرین رژیم ولایت فقیه است.

کارگران زندانی را آزاد کنید

دستمزد های معوقه کارگران باید بی درنگ باز پرداخت شود

متحد  و یکپارچه ؛ پیش به سوی گسترش و ژرفش  مبارزه کارگران و زحمتکشان

درود  و افتخار بر کارگران اعتصابی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و همه زحمتکشان میهن که در راه احقاق حقوق خود علیه استبداد مذهبی مبارزه می کنند

 

کارگر متحد همه چیز

کارگر متفرق هیچ چیز

حزب توده ایران ، ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ ماه




نقدی بر سخنان آقای محمدرضا خاتمی در نشست حزب اتحاد ملت ایران اسلامی

نویدنو  08/12/139

 

 

وطلب دریافتی

  • آیا اصلاح طلبان حکومتی افرادترسویی هستند؟ به باور من این گونه نیست، چرا که گفتمان آنها نشان از طبقه ی اجتماعی و عمق اندیشه های ضد طبقه ی مزدبگیر است. آنها در تمام این سالها تنها و تنها در حال چانه زنی با حاکمیت هستند تا بلکه بدون در خطر انداختن موقعییت اجتماعی خود و حاکمیت بتوانند بدون درد سر به حیات شان ادامه بدهند

 

 

احسان صالحی

1

مفدمه

رویکردهای مختلفی برای تحلیل گفتمان وجود دارد که یکی از آنها تحلیل نفادانه گفتمان[1] است، رویکرد تحلیلی ای که زبان را شکلی از یک عمل اجتماعی می داند. در این نوع تحلیل، تمرکز بر ارتباط یک متن با متن های دیگر و نیز تمرکز بر کشف ناگفته ها یا نانوشته هایی است که در هر نوع متن نوشتاری، گفتاری، صوتی-تصویری و غیزه می توان پیدا کرد. برای تحلیل این متن  از مدل سه بعدی «توصیف، تفسیر و تشریح» نورمن فئرکلاف[2] (1989) استفاده می کنیم

توصیف مرحله ای است که به ویژیگی های ظاهری متن و مرحله تفسیر به ارتباط بین متن و فعل و انفعالات می پردازد و مایل است به متن به عنوان فراورده ای از فرایند تولید و به عنوان منبعی در فرایند تفسیر بنگرد. مرحله ی تشریح به ارتباط بین فرایند و متن احتماعی – به اراده احتماعی فرایندهای تولید و تفسیر و تأثیرات اجتماعی آنها می پردازد (ص 26 ). با استفاده  از این مدل سخنان آقای محمدرضا خاتمی را تحلیل می کنیم تا ببینیم در سخنان ایشان چه چیزهایی را می توان کشف کرد که او در یک ویدئوی صوتی-تصویری[3] به زبان نیاورده است

یادآوری: علامت سؤال یعنی کلمه ی داخل این متن صوتی-تصویری نامفهوم و نقطه چین به معنی حذف کلماتی از متن است که هم ضرورتی در نوشتن آن نبوده و هم این که فضای زیادی را از این مقاله اشغال می کرد. متن زیر از دقیقه ی 3:48 سخنان ایشان شروع و در دقیقه ی 9:34 پایان می یابد. ایتدا سخنان انتخاب شده ی ایشان را در زیر آورده و سپس آن را تحلیل خواهیم کرد

 

سخنان آقای محمدرضا خاتمی

مسئول این ناکارآمدی، به نظر من، مجموعه ی حکومت و حاکمیتی ست که در داخل کشور وجود دارد، نه تحریم ها، نه فشارهای خارجی و نه مسایل دیگری از این قبیل ست. و هر کس مسئول این ناکارامدی باشه، که در درون حکومت هست، به نظر من، عامل اصلی براندازی جمهوری اسلامی ایران هستند اگر نخوان روش خود را حل کنن. اگر ناکارآمدی حل نشه، … ما باید در انتظار حوادث بدتر و بدتر باشیم … ما اصلاح طلبان جز راههای مسالمت آمیز و حتی قانونی، هر چند قانونِ بد باشه، کار دیگه ای رو صلاح نمی دونیم انجام شود. و اگر این ایستادگی و مقاومت در برابر اصلاحات در درون حکومت وجود داشته باشه، من فکر می کنم، خب، در این مسیر اصلاح طلبان هم به بن بست خود خواهند رسید … و اساس ناکارآمدی مساله ی تبعیض آشکار و پنهانی ست که قانونی و غیرقانونی در داخل کشور وجود دارد و به نظر من مهمترین مساله ی تبعیض، رانت ست. حال ما رانت اقتصادی و اطلاعاتی … اما در مرحله (=درجه) اول، من فکر می کنم، مساله ی رانت سیاسی ست … و

دیگری رانت قضایی ست … دو تا نهاد در اینجا مسئول ناکارآمدی نظام می تونن تلقی بشن. اول شورای نگهبان ست. شورای نگهبان با اتخاذ سیاستی که دارد، در حقیقت، کشور رو از بهره گیری نیروهای کارآمد، دارای شایستگی علمی، اجرایی و کارشناسی خالی کرده است. … دوم، نهادقوه قضاییه ست … و

اما اگر این دو نهاد بخوان اصلاح بشن، به نظر من، اولین مساله این ست که در بالاترین سطوح جکومت، بینش (= نگاه) به اداره ی کشور باید عوض شه. … یک، نگاه به شهروند … این دو را اگه ما نپذیریم، شورای نگهبان و قوه ی قضاییه ی ما هم دچار تغییر نخواهند شد. شاید این تغییر ؟ در سطوح بالاتر این دو نهاد باید صورت بگیره … دومین مساله پذیرش شفافیت و رقابت است. … امروز دیدم، نمی دونم که چقدر صحیح باشد یا نباشد، که از قول یکی از نمایندگان مجلس نقل شده بود که یکی از نهادهای امنیتی در نامه ای که به رئیس مجلس نوشتن، نوشتند که اگر ما هم یه عیبی داریم، اگر آشکار شود، این باعث تصغیف نظام می شود. این دید باید عوض بشود … و

سومین مساله ای که باید تغییر بکنه، نگاه به جهان است. یک جهان رقابتی، رقابت تنگاتنگ، یا که هر کس بهتر از فرصت استفاده بکند، به نفع آن کشور ست یا یک دنیایی که انگار همه ی دنیا نشسته ان و کار دیگه ای ندارن، جز اینکه توطئه بکنند علیه ی ما. این هم یک دید مخربی ست که .در کشور ما وجود داره

تحلیل متن

در مدل سه بعدی نورمن فئرکلاف، ده پرسش اصلی و چندین پرسش فرعی دیگری وجود دارد. این پرسش ها به سه گروه واژگانی، دستوری و متنی (مرتبط به متن) تقسیم می شوند (همانجا صص 110-12.  با تحلیل متن بالا، سعی می کنیم ناگفته هایی را فاش کنیم .

دستور 1: ما، ضمیر اول شخص جمع

ما باید در انتظار حوادث … باشیم (نگ به پاراگراف 1). مرجع ضمیر ما، اصلاح طلبان و حاکمیت است. پیام این جمله به حاکمیت این است که اگر ما را به درون خود جای ندهید، هم ما و هم شما حاکمیت اصولگرا باید شاهد حوادث بدتر (یعنی جنبش های عظیم مردمی طبقات فرودست) باشیم که هم ما و هم شما را برای همیشه از صحنه ی سیاسی-اقتصادی بیرون خواهند کرد. اگر این پاراگراف و پارگراف 4 را به هم ربط بدهیم پیام دیگرش به حاکمیت این است که این نه خواست ما و شما و نه خواست کشورهای امپریالیستی خواهد بود که تنها از ما می خواهند سر مان توی لاک خودمان باشد و مثل بن سلمان عربستان تسلیم محض آنها باشیم، که حسن اش این است ما تا بی نهایت می توانیم حکومت کنیم. در اینجا منظور ابدا مجاز دانستن دخالت های جمهوری اسلمی ایران در منطقه نیست، بلکه .منظور این است که به نیت های قلبی این افراد به ظاهر مهربان و خیرخواه ایران پی ببریم

در سطر 5 ، مرجع ضمیر ما، خود اصلاح طلبان است. و خطاب این جمله اول به حاکمیت است ، دوم به دیگر نیروهای حاضر و غایب ایران است. به مخاطب اول می گوید: ای حاکمیت! ما دشمن شما نیستیم. هستی ما به هستی شما و همه نیروهای امنتی و به واقع دولت موازی این دولت پیدا وابسته است. تنها خواسته ی ما این است که به ما اجازه ی شرف یابی در کنار خود بدهید تا لقمه ای هم ما از سفره ی رنگین شما ببریم. گرچه در صورت عدم همکاری شما برادران عزیز، ما هرگز دست به کاری نخواهیم زد، چرا که خود ما نیز نابود خواهیم شد؛ تنها راه نجات ما و شما را از راه مسالمت آمیز و برادرانه می دانیم. به مخاطب دوم می گوید:ای مردم، سازمان ها و احزاب غیراصلح طلب به ما بپیوندید اگر به هستی خود و سرزمین ایران فکر می کنید و غیر از آنچه که ما می گوییم نه چیزی بگویید و نه دست به عملی بزنید

اگر دقت کنیم می‌بینیم که مرجع تقریباً همه «ما» ها در متن خود اصلاح طلبان یا حاکمیت یا هر دو یا هم است، جز یک مورد در پاراگراف 4 که مرجع آن ایران است. می بینیم که برخلاف ادعای ظاهری آنها، مردم به ویژه مزدبگیران، گرو هها و احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در گفتمان اصلاح طلبان حکومتی نقش و جایگاهی ندارند، بویژه زمانی که در نشست های خصوصی خودشان همچون این نشست مختص حزب اتحاد ملت ایران اسلامی با یکدیگر گفتگو می کنند

دستور 2: جملات بدون نهاد/ فاعل و جملات مجهول

اگر تاکارآمدی حل نشه…. (نگ به پاراگراف 1).  بی شک آقای محمدرضا خاتمی می داند که تنها مردم هستند که می توانند  این نارکارآمدی را از بین ببرند، نه خود این نظام جمهوری اسلامی ایران، که اصلاح طلبان حکومتی هیچ مشکلی با ولی مطلقه ی فقیه ی آن ندارند. مشکل آنها با شورای نگهبان فقط این است که ویزای ورود آنها به صحنه سیاسی را آن طور که آنها می خواهند صادر نمی کند. به همین دلیل است که حل این ناکارآمدی را تنها به دست و لطف و محبت بی کران  (تغییر نگاه) مسئولین رده بالای حاکمیت می دانند (نگ به سطر 16 )، که اصلاح طلبان برای رسیدن به پست های کلیدی کشور با کمال میل زیر برگه التزام به ولی فقیه را امضا می کنند

اگر این مقاومت در برابر اصلاحات در درون حکومت وجود داشته باشه (نگ به سطر 6). با این جمله بدون فاعل، هم، می توان فهمید که اصلاح طلبان حکومتی می خواهند مردم، و سازمان و حزب علنی و غیرعلنی نباید کاری کنند و باید همه منتظر بمانند تا خود حاکمیت به این نتیجه برسد که باید تغییرانی قطره چکانی زا آن هم تنها برای طبقات مرفه و خواهان همین حکومت دینی نئولیبرال هم چون چپ های بریده ی درون و بیرون ایران با کسانی امثال رفسنجانی، خاتمی و روحانی مهیا سازد، آن هم تغییر تنها در سه یعد/ نگاه ی مورد نظر آقای محمدرضا خاتمی یا بهتر است بگوییم مورد نظر تنها اصلح طلبان حکومتی انجام شود . نکته ی دیگر در این جمله های بی نهاد این است که مقاومت در برابر اصلاحات مورد نظر اصلاح طلبان حکومتی بشکند، نه هیچ چیز دیگر  و نه از سوی هیچ کس و سازمان و حزب دیگر، بلکه به دست خود حاکمیت. وجود جملات عدیده ی بی فاعل یا جملاتی با فعل های ربطی و ناگذرا، خود حاکی از بی عملی اصلاح طلبان در تمام عمرتاریحی شان و منع مردم و طرفداران خود به اقدام در برابر این ناکارآمدی حاکمیت بوده است

اگر این دو نهاد (یعنی شورای نگهبان و قوه ی قضاییه) بخوان اصلاح بشن و نگاه به اداره ی کشور باید عوض شه و یک، نگاه به شهروند. این را اگر ما (یعنی اصلاح طلبان و حاکمیت) نپذیریم، شورای نگهبان و قوه ی قضاییه ما هم دچار تغییر نخواهند شده (نگ به پاراگراف 3). در جمله ی شرطی بالا و جمله ی بعد از آن، سه فعل مجهول به کار رفته است. در این جملات هم، او تغییر و اصلاح را به دست خود حاکمیت می داند، نه خودشان یا مردم. اگرچه می دانیم فاعل مورد نظر آقای خاتمی در جملات بالا خود حاکمیت است، بیاییم با انتخاب یک نهاد فرضی مثل مردم و گذاشتن کلمه ی تغییر به جای اصلاح، جمله ی فوق را به شکل معلوم در آوریم تا ببینیم چه تغییری در آن رخ می دهد و نیز بدانیم چرا این همه اصلاح طلبان و خود حاکمیت از کلمه ی تغییر و .مردم هراسی باورنکردنی دارند

جمله به شکل زیر تفییر خواهد کرد

اگر مردم می خواهند شورای نگهبان و قوه ی قضاییه را تغییر دهند، باید بالاترین سطوح حکومت را در اداره ی کشور عوض کنند… اگر این دو را مردم بپذیرند، شورای نگهبان و قوه ی قضاییه خودشان .را هم دچار تغییر خواهند کرد

حال می توان درک کرد، چرا سیاست مدارن اصلاح طلب حکومتی ایران از افعال معلوم یا فعال به جای مجهول یا منفعل استفاده نمی کنند. اگر آقای محمدرضا خاتمی در ابتدای سحن اش، فاعل جملات را مردم قرار می داد، احتمالا الان باید در زندان می بود. آیا اصلاح طلبان حکومتی افرادترسویی هستند؟ به باور من این گونه نیست، چرا که گفتمان آنها نشان از طبقه ی اجتماعی و عمق اندیشه های ضد طبقه ی مزدبگیر است. آنها در تمام این سالها تنها و تنها در حال چانه زنی با حاکمیت هستند تا بلکه بدون در خطر انداختن موقعییت اجتماعی خود و حاکمیت بتوانند بدون درد سر به حیات شان ادامه بدهند و در صورت رسیدن به قدرت دوباره، همچون رهبر معنوی شان، آقای محمد خاتمی به همان سیاست اقتصاد نئولیبرالی خانمان برانداز شان هم عمر کلاغی این جکومت را دوام بیشتر ببخشند و هم اینکه نیازهای سیاسی و اقتصادی طبقه ی خود را مرتفع سازند.

پیام آشکار و بسیار مهم دیگر به کارگیری این همه جملات با افعال ربطی، ناگذرا و مجهول به مردم و بویژه طبقات مزدبگیر و همه زحمتکشان ایران این است که صلح و بقای ایران (که منظور اصلی آنها بقای خود حاکمیت است) در گرو بی عملی است، نه اعتراضات، اعتصابات کارگری و جنبش های سلب مالکیت شدگان در برابر این رژیم سرتاپا فاسد و جنایتکار. آ نها می خواهند مردم تا بی نهایت منتظر باشند تا حاکمیت، خود، به این نتیجه برسد که باید برای بقای خود هم که شده اندکی نگاه خود را به دو نهاد شورای نگهبان و قوه ی قضاییه اصلاح کند، نه که تغییر دهد.

 

2

در این قسمت سعی می‌کنیم با پاسخ به چند پرسش مرتبط با واژگان به کار رفته در سخنان آقای محمدرضا خاتمی در نشست حزب اتحاد ملت ایران اسلامی نقد بخش اول را ادامه دهیم و سپس با پرداختن به مرحله ی سوم مدل سه بعدی فئرکلاف این بخش دوم و پایانی از تحلیل نقادانه گفتمان را به پایان می بریم

واژگان 1: تضاد ایدئولوژیکی واژگان؟

برای پاسخ به این پرسش، به یکی دو تا نمونه از بین تعداد زیادی از جملات به کار رفته در گفتار :آقای خاتمی در ذیل اکتفا می‌کنم.

هر کس مسئول این ناکارآمدی باشه، که در دورن حکومت هستند، به نظر من، عامل اصلی براندازی جمهوری اسلامی این‌ها هستند اگر نخوان روش خود را تغییر دهند

از سطح متن که نگاه کنیم گویی کشمکشی بین اصلاح طلبان و حاکمیت وجود دارد، ولی در عمق متن این تضاد جندان که تصور می‌شود نه تنها شدید نیست بلکه بسیار اندک و جزیی است، چرا که آقای خاتمی و یاران اصلاح طلب حکومتی او تنها چیزی که از حاکمیت طلب دارند، تغییر سه نگاه از سوی شورای نگهبان و قوه ی قضاییه ی ایران است که به دستور حاکمیت باید به این دو نهاد ابلاغ شود: نگاه به مردم ایران به عنوان شهروند، شفافیت و رقابت (نگ به پاراگراف 3) و نگاه جدید به جهان (نگ به پاراگراف 4)، که باید رقابتی باشد نه تقابلی. سطح متن به ما می‌ گوید که خوب است جناح اصلاح طلب خواهان این تغییر نگاه شورای نگهبان و قوی قضاییه است. ولی اگر دقیق به عمق متن نگاه کنیم می‌بینیم که این خواسته آن‌ها از حاکمیت برای تغییر دادن نگاه این دو نهاد تنها برای خود این جریان سیاسی ایران است، نه برای سازمان ها و احزاب کم و بیش علنی مانند ملی مذهبی‌ها (البته این را مطمئن نیستم) و غیر علنی درون و بیرون ایران. یعنی چانه زنی آن‌ها تنها برای گرفتن مجوز حضور هر چه بیشتر خودشان در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است و نیز برای مرتفع ساختن خواسته‌های طبقه ی نیمه مرفه و مرفه ی جامعه ایران که تنها بخش بسیار اندکی از مردم ایران را شکل می دهند، نه برای طبقه های مزدبگیر و زحمتکشانی مانند تمامی کارگران، معلمان، پرستاران و … . به همین دلیل است که شما هرگز نمی شنوید این جناح های اصلاح طلب و اعتدال گرا سخنی از این طبقه عظیم ایران بزنند و هرگز خواهان آزادی کارگران و معلمان و غیره ی زندانی نمی شوند.

اساس ناکارآمدی مساله ی تبعیض آشکار ست که قانونی و غیرقانونی در داخل کشور وجود دارد و به نظر من مهمترین تبعیض؛ رانت است. حال ما رانت اقتصادی، اطلاعاتی … اما در مرحله اول، من فکر می کنم، مساله رانت سیاسی است …و دیگری رانت قضایی.

در جملات بالا، تضاد و کشمکش به ظاهر ایدئولوژیک بین اصلاح طلبان و حاکمیت، از کمترین درجه اهمیت برخوردار است، چرا که وقتی ایشان رانت سیاسی را در درحه اول اهمیت قرار می‌دهد این به آن معنی است که ایشان و یارانش سنگ خود و طبقه ی خود را به سینه می زنند، نه جناح های  پیاده (=حذف) شده از «قطار انقلاب» که به هیچ وجه جایگاهی در رقابت‌های سیاسی ایران نداشته و ندارند. زمانی که از کم لطفی های قوه ی قضاییه می نالد، باز هم مرادشان به افرادی مانند رهبر معنوی خودشان آقای محمد خاتمی است، نه زندانیان مخالف جمهوری اسلامی ایران که در زندان های آشکار و پنهان انواع سازمان های حفافظت و اطلاعاتی که وظیفه ی اصلی شان قلع و فمع نیروهای دمکرات و مدافع طبقه های محروم جامعه است

آقای محمدرضا خاتمی حتی یک بار اسمی از ولی فقیه نمی‌برد و تنها به عباراتی مانند حاکمیت و بالاترین سطوح حکومت اکتفا می کند. چرا که اگر زاویه ی اندکی هم که با ولی فقیه دارند، تنها این است که «رهبر معظم» همه ی خواسته‌های عجزگونه ی آن‌ها را برآورده نمی‌کند و از شورای نگهبان نمی‌خواهد که هریک از افراد اصلاح طلب حکومتی را از صافی ای با روزنه های درشت تر «نظارت استصوابی» اش عبور دهد، وگرنه همه آن‌ها همچون تمام انتخابات با کمال افتخار زیر برگه التزام به ولایت مطلقه ی فقیه مهر تأیید بزنند. پس مشکل آن‌ها با حاکمیت ایدئولوژیکی نیست، در اتخاذ سیاست‌های اقتصادی کارگر-محور نیست هیچ، بلکه مانند سابق همچنان با کمال وقاحت حاضرند سیاست‌های نئولیبرال صندوق بین‌المللی پول و بانک های جهانی مستقر در ایالت متحده ی آمریکا را مو به مو به اجرا در بیاورند، که از بلافاصله پس از جنگ ایران و عراق از سوی آقای رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی در حال اجرا بوده است که در سالهای اخیر با شدت سرسام آور و چهارنعل می تازد تا تتمه های خون مزدبگیران را با خرطوم های فیل گونه شان بمکند

وقتی آقای محمدرضا خاتمی ناکارآمدی حاکمیت را در نگاه به شهروندان ایرانی، شفافیت و رقابت نادرست می داند، نه تحریم ها و فشارهای خارجی (نگ به پاراگراف 1)، وقتی خواستار شرکت ایران در رقابت‌های جهانی می شود، اختلاف ایدئولوژیک نیست، بلکه به معنی واقعی کلمه پذیرش سیاست‌های امپراتوری جدید نئولیبرال جهان و  عجز و التماس خودشان به حاکمیت برای صدور مجوز وزود به سپهر سیاسی ایران است، در حالی که نمی دانند، حاکمیت همچون ارباب امپریالیستش آمریکا تا آنها را تسلیم محض خود نکند، تا آن‌ها را به اعماق لجن سیاست نکشاند و تا تحت سلطه ی مطلق خود درنیاورد، به آن‌ها اجازه ورود به پست های مهم کشوری نخواهد داد

 

واژگان 2: تکرار واژگان

گروه واژگانی «اصلاح، اصلاحات و اصلاح طلبان» روی هم حدود 5 بار و گروه واژگانی «نظام، حکومت، حاکمیت، و نظام جمهوری اسلامی» روی هم 7 بار در متن تکرار شده اند. در مقابل هرگز از واژه‌ای به نام مردم نام برده نشده است، که این خود دلیلی محکم برای بی‌ارزش بودن مردم در خلوت و نشست های خودمانی این اصلاح طلبان حکومتی است، در حالی که وقتی پشت تریبون عمومی قرار می گیرند، عبارات زیبا و عامه پسند آنها مانند حکومت مردم سالار، مردم سالاری، مردم سالاری دینی گوش فلک را کر می کند.

در دو جمله ی بسیار کوتاه در پاراگراف 2، واژه ی «رانت» چهار بار تکرار و یک بار هم به قرینه لقظی خدف شده است. این تکرار می‌تواند نشان تاکیدی باشد تا گوینده بخواهد

یک) توجه شنودگانش را به خود و اهمیت این واژه جلب کند و

دو) به آن‌ها القاء کند که مشکل اساسی ناکارآمدی در رانت است، آن هم رانت سیاسی نه رانت های دیگر

واژگان 3: عبارت های نیکواژه ای[4]؟

الف) حوادث بدتر و بدتر (نگ به پاراگراف 1)، که منظور گوینده از حوادث، جنبش های رعدگونه ی سلب مالکیت شدگان دی ماه 96 است که «اگر ناکارآمدی حل نشه (نگ به پاراگراف 1)»،  موج‌های بسیار سهمگین تر از راه می‌رسد و هر دو جناح رقیب را به قعر دریا فرو می برد. دو بار تکرار صفت «بدتر» نشان از ترس دو چندان خود اصلاح طلبان جکومتی از جنبش های شبیه دی ماه 96 است، آن حادثه ی «بدتر بدتر»، پس از بیست سال بی‌عملی اصلاح طلبان، با نیش اولش بر رگ گردن فریب دهندگان خود زهری کارساز وارد خون جمهوری اسلامی کرد، که چون ماری زخمی به دور خود می پیچد

راه‌های مسالمت آمیز (نگ به پاراگراف 1)، عبارتی که به خوبی ذات درونی گوینده و یارانش را برملا می کند، چرا که، به جای واژه مسالمت آمیز، شهامت استفاده از واژگان اعتراضات، تظاهرات و جنیش و انقلاب را نه دارند و نه با آن هیچ الفتی دارند. آن‌ها در تمام این سالها خواسته یا ناخواسته همچون فرد معتاد به ماده مخدر هستند که تنها به آن (یعنی به تسلیم و اطاعت محض) خوگرفته اند. آن‌ها به این واژگان به قول خودشان سوریه ای ساز هراسی باورنکردنی دارند، چرا که «کشور را نابود می کند»، حال آن که نه ایران را بلکه خود همان حاکمیتی را نابود می‌کند که او و  یاران مردم فریب اش در انتظار لقمه‌ای لذیذ از دستان مبارک ولی فقیه ی دردانه شان دست گدایی دراز کرده اند. آن‌ها در طی تمام این سالها تنها واژه ی قانون برزبان آورده اند، و تسلیم در برابر قانون (حتی اگر قانون بد باشه، نگ به پاراگراف 2) و کرنش در برابر ولی فقیه را مدام به مردم و خود یادآور می شوند، و هر آنچه در قانون اساسی ما نیامده باشد (حتی اگر در همه کشورهای دیگر دنیا آن امور قانونی باشند)، از نگاه اصلاح طلبان حکومتی صلاح نیست (نگ به پاراگراف 1)

مهمترین عبارت نیکواژه ای که در این متن به کار رفته است، عباراتی مانند اساس ناکارآمدی یا مسولیت ناکارآمدی است، که گوینده آن را جایگزین عبارتی مانند اساس فجایع اسفناک، مستولیت فجایع اسفناک کرده است تا از تندی فجایع اسفناک اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی حاصله از  سیاست‌های ضدبشری نئولیبرال رژیم قرون وسطایی بکاهد و نیز به شنودگانش بیاموزد برای کسب حقوق سیاسی خود باید از به کارگیری واژگان تند پرهیز کرد.

جهان رقابتی و رقابت تنگاتنگ (نگ به پاراگراف 4) دو تادیگر از عبارات نیکواژه ای در متن هستند که اشاره مستقیم آقای محمدرضا خاتمی و دوستانش به یکی از سه اصول بنیادین نئولیبرالیسم است، یعنی رقابت. ولی رقابت بین چه کسانی و در چه شرایطی؟ رقابت بین فقرا و ثروتمندان، رقابت بین مزدبگیران و کارفرمایان، رقابت بین دانش اموزان مدارس روستایی و کپرنشین و گرانترین مدارس غیرانتفاغی و خصوصی اینجا و آنجای ایران که رهبر نئولیبرال نحستین شما جناب رفسنجانی در ایران آغاز و برادر اطلاح طلب تو با آن شعارهای دهن پرکن سیاسی و فرهنگی ادامه داده است و حال امید سال 1400 شمسی شما جناب آقای روحانی، که با کمال وقاحت هر روز در بوق و کرنا می‌ دمد که همان سیاست نئولیبرال را با گفتمان فریبکارانه و شیادانه اش این گونه به خورد مردم بی‌خبر می دهد: «بابا، اقتصاد نه کار دولت است، نه شما (=  برادران عزیز نظامی). اقتصاد را بیاییم بسپاریم ش به دست مردم؟

 

کدام مردم؟ کدام مردم را وارد «رقابت تنگاتنگ (نگ به پاراگراف 4)» در خرید یا راه اندازی کارخانجات و شرکت ها و مدارس خصوصی داخلی می‌کنید که میلیون‌ها نفرشان زیر خط مطلق فقر به سر می برند؟ آیا، منظور گوینده از رقابت تنگاتنگ جز رقابت بین خود ثروتمندان برای استثمار هر چه بیشر حقوق سلب مالکیت شدگان است؟ و ایران را وارد کدام رقابت تنگاتنگ در بازار آزاد جهانی می‌خواهید بکنید که باید با غول‌های صنعتی دنیا بجنگد؟ آیا نام این را می‌توان رقابت گذاشت؟ نخیر،منظورتان از رقابت تنگاتنگ گسبل داشتن ابرثرتمندان خارجی به درون ایران است تا بردگی دیگری را گسترش دهید نه تولیدات داخلی را. چه کسی را می‌خواهید فریب دهید و تا به کی؟ مردم در دی ماه پاسخ به سؤالات بالا را با صدای بلند به شما گفته اند. پس دیگر نه سعی کنید ما (مردم) را بفریبید، نه خود (اصلاح طلبان جکومتی و حاکمیت) را به خواب بزنید. دو راه در پیش دارید:  با برده محض ولی فقیه شوید یا به صف مردم بپیوندید

رانت اقتصادی و رانت اطلاعاتی دو عبارت نیکواژه ای دیگری هستند که به ترتیب جایگزین فساد اقتصادی و سانسور و محرومیت از گردش آزاد اطلاعات است، که گوینده می‌خواهد هم از تندی این مفاهیم ناخوشایند خود و حاکمیت بکاهد، هم شاید خواسته واژه‌ای لاتین را بر زبان بیاورد تا فضل و دانش خود را به رخ شنودگانش بکشد. وقتی گوینده بر رانت سیاسی انگشت می گذارد، منظور گرفتن ویزا از حاکمیت برای پرواز دوباره بر فراز قدرت وسوسه انگیز سیاسی و اقتصادی خودشان است، نه صدور مجوز فعالیت‌های آزاد صنفی سندیکاهای کارگری غیردولتی و نه صدور مجوز فعالیت آزاد همه ی  سازمان ها و احزاب برای فعالیت های آزاد سیاسی در ایران.

آقای خاتمی!

شما نمی‌توانید بدون از بین بردن رانت اقتصادی، از تأثیر مخرب رانت های سیاسی و اصلاحات بکاهید، جرا که این سه از هم جدایی ناپذیرند که از بین بردن شان نیازمند یک حکومت دمکراتیک است نه مردم سالاری دینی که شما مبلغ آن هستید

پیش از آغاز بخش بعدی، ابتدا باید گفت از آنجایی که تحلیل نقادانه سه مرحله توصیف و تفسیر و تشریح گفتمان بسیار حجیم خواهد شد، متأسفانه نمی‌توان در اینجا به همه ی سؤالات در مدل سه بعدی فئرکلاف پاسخ داد و به ناچار باید در اینجا به تحلیل مختصر پایانی و نتیجه‌گیری بپردازیم.

مرحله پایانی و نتیجه‌گیری

برای درک مضمون پنهان در گفت و گوی آقای مجمدرضا خاتمی، خوب است بدانیم این متن یا گفتمان (=محصول) برای چه کسی (=مصرف کنننده) و از سوی چه کسی (=تولیدکننده) و به چه منظوری تولید شده است. با توجه به تحلیل مراحل اول و دوم مدل سه بعدی فئرکلاف که تا به حال انجام دادیم، کاملاً آشکار است که ایشان نماینده ای از کل جناح اصلاح طلب جکومتی (=تولید کننده) است. بنا بر این محاطب اول سخنان ایشان یعنی مصرف کننده ی اول محصول (= سازشکاری) این تولیدگر سازشکار (=اصلاح طلبان حکومتی) نه تنها افراد حاضر در نشست حزب اتحاد ایران اسلامی و اعضا و طرفداران اصلاح طلبان جکومتی است، بلکه حاکمیت (=کارشناس کنترل کیفی محصولات) است که به آن‌ها اجازه ورود به پست های کلیدی ایران نمی دهد. مصرف کننده یا مخاطب دوم ایشان همه افراد دو طبقه متوسط و مرفه ی کل جامعه است که تا به امروز به دلیل ترس از به خطر افتادن منافع طبقاتی شان حواهان تغییر به غیر از راه‌های مسالمت آمیز نبوده‌اند و یا نیستند. لازم به توضیح است که بسیاری از افراد طبثه متوسط دیروز به طبقه فرودست تر امروز نقل مکان کرده‌اند

پرسش مهم این است که مخاطبین دوم ایشان چند در صد از کل جامعه را شکل می دهند. با توجه به شرایط اسفناک فساد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، قضایی، زیست محیطی …، اعتراضات و اعتصابات در حال گسترش کارگران و بازنشستگان و مبارزات شجاعانه مدنی زنان  مخالف حجاب اجباری و غیره، بی‌شک پاسخ شما چندان دلخوش کننده (نهایتاً 20%) نباید باشد. بنابراین همان‌طور که خود آقای محمدرضا خاتمی در این نشست اذعان کرده است، آن‌ها به بن‌بست رسیده اند، که البته ایشان می گوید، «اگر این نارکارآمدی حل نشود، اصلاح طلبان به بن‌بست خواهند رسید»، ولی از آن جایی که حاکمیت تا به امروز اثبات کرده است که فصد از بین بردن این «ناکارآمدی ها» و دادن مجوز ورود مجدد به اصلاح طلبان را ندارد، می‌توان با اطمینان گفت که حیات سیاسی اصلاح طلبان به پایان رسیده یا نزدیک به پایان است

اینکه چرا اصلاح طلبان و اعتدالیون حتی به قیمت حذف کامل خود در سپهر سیاسی ایران راهی جز راه‌های مسالمت آمیز نمی شناسند، سؤالی کلیدی است که پاسخ به آن در اینجا ضروری است. پاسخ این سؤال را باید در تضاد منافع همه طبقات ایران دید. راه‌های غیرمسالمت آمیز مانند تظاهرات و اعتصابات سراسری کارگران کارحانجات و شرکت های بزرگ که نبض اقتصاد کشور را در دست دارند، نه تنها به طور جد با منافع سیاسی و افتصادی و طبقاتی تمامی جناح های اصولگرا، اعتدال گرا و اصلاح طلب حکومتی در تضاد آشکار قرار دارد و آن را به طور جد به خطر می‌اندازد، بلکه آن‌ها را برای همیشه به زباله دان تاریح هم پرتاب خواهد کرد. از این روست که مزدبگیران و سلب-مالکیت شدگان هرگز مخاطب آنان نبوده و در گفتمان این سه جناح در قدرت نه دیده شده و نه دیده خواهند شد. چرا که مناقع طبقاتی مزدبگیران در تضاد آشکار با منافع این سه جناح و همه افراد و خانواده‌های منتفع و ثروتمند شده از سیاست اقتصادی نئولیبرال سی سال گذشته قرار دارد. و از این روست که تنها راه حل خویش را چانه زنی از بالا می‌دانند و باوری به فشار از محرومان و گرسنگان به بالایی ها را ندارند. به همین دلیل است، در چالش با حاکمیت پنهان و آشکار، هرگز خاتمی در آن زمان و روحانی در این زمان خواستار حمایت رأی دهندکان خود نبوده و هرگز آن‌ها را به رخ حاکمیت نه کشیدند و نه خواهند کشید،.پس زمانی به سوی طبقات زیرین جامعه دست گدایی دراز می‌کنند که می‌خواهند از طریق انتخابات کذایی شان به دو هدف اصلی خویشتن خود دست یابند: رسیدن به قدرت در حاکمیت و به نمایش گذاشتن حمایت مردمی به جهانیان تا به خود هم در درون ایران مشروعیت سرکوب، دزدی و چپاول ببخشند و هم در بیرون ایران به مشروعیت های بین‌المللی دست یابند

با توجه به شعارها و خواست های مردم در جنبش دی ماه و ناامیدی و دل کندن اکثریت مردم از جناح های حاکمیت اصولگرا (چه معتدل و چه تندرو)، اعتدال گرایان و اصلاح طلبان حکومتی و بن‌بست هر سه جناح در سپهر سیاست و اقتصاد ایران، می‌توان به این نتیجه رسید که الان مناسب‌ترین زمان ممکن برای اتحاد همه نیرو های دمکراتیک درون و بیرون ایران است تا همچون رعدی نابودگر بر سر این رژیم فرود آیند و، با کنار گذاشتن تمامی اختلافات جزیی و به یک هدف اصلی مشترک یعنی نابودی کامل حکومت فقهی و دینی، به نجات جان میلیونها ایرانی تشنه آزادی و عدالت اجتماعی بشتابند ناامید نشویم

[1]. critical discourse analysis

[2]. Fairclough, N., 1989. Language and Power. Longman, London.

[3]http://m.youtube.com/watch?v=wch9AKVXQyg

[4]. euphemistic واژه‌ای ملایم که به جای واژه ی ناخوشایند یا تند به کار گرفته می‌شود




یورش شبانه به کارگران فولاد، ۹ نفر بازداشت شدند 

• هم زمان با ادامه ی اعتصاب کارگران، شب گذشته ۹ نفر از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز با هجوم شبانه مامورین امنیتی به منازلشان بازداشت شدند. کارگران بازداشتی به زندان مرکزی اهواز منتقل شده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۱ اسفند ۱٣۹۶ –  ۲ مارس ۲۰۱٨

 


شب گذشته ۹ از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز با هجوم شبانه مامورین امنیتی به منازلشان بازداشت شدند.

به گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران ایران، در نهمین روز اعتصاب متحدانه کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و تجمعات پی در پی آنان در مقابل استانداری خوزستان و راهپیمائی در سطح شهر اهواز، پلیس اطلاعات نیروی انتظامی این شهر، شب گذشته با در دست داشتن لیستی از کارگران معترض گروه ملی فولاد اهواز به درب منازل آنان مراجعه و اقدام به بازداشتهای گسترده آنها کرد.

این بازداشتهای شبانه در مقابل چشمان خانواده های کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در حالی رخ میدهد که بدنبال پرداخت حقوق آذر ماه کارگران در روز چهارشنبه، نیمه های شب همانروز (چهارشنبه) هیئتی ده نفره وارد شرکت شده و اعلام کرده بودند برای بازدید و بررسی اعتراضات کارگران و توقف تولید از طرف وزرای کار و صنعت، معدن و تجارت آمده اند که با اعتراض و سوال کارگران حاضر در شیفت شب مبنی بر اینکه اگر با هدف بررسی اعتصاب و دلایل توقف تولید آمده اید چرا نیمه شب را برای اینکار انتخاب کرده اید، مواجه شدند.

بنا بر این گزارش، تا لحظه دریافت این خبر (صبح جمعه) بازداشت بیش از ۱۰ نفر از کارگران معترض گروه ملی صنعتی فولاد اهواز توسط اطلاعات نیروی انتظامی قطعی است. اسامی سه نفر از این کارگران فرهاد اکبریان ، مرتضی اکبریان و میثم علی قنواتی می باشد و هنوز اسامی دیگر کارگران بازداشتی بدست اتحادیه آزاد کارگران ایران نرسیده است.

این بازداشتهای گسترده با دستور دادستانی اهواز صورت گرفته و علاوه بر بیش از ده کارگری که بازداشت شده اند اطلاعات نیروی انتظامی اهواز طی تماسی با بسیاری از کارگران آدرس منازل آنان را طلب کرده است.

هجوم شبانه مامورین اطلاعات نیروی انتظامی به منازل کارگران گروه ملی فولاد اهواز و بازداشت آنان در مقابل چشمان خانواده هایشان در شرایطی که آنها ماههاست دستمزدی نگرفته و خود و خانواده هایشان در وضعیت به غایت مصیبت باری برای گذران زندگی قرار دارند، نه بیانگر وجود حکومتی برای اداره جامعه در این کشور، بلکه مبین وجود برده دارانی مطلق العنان با حمایت حکومتگرانی است که با ژست مستضعف پناهی در چهل سال پیش اختیار این جامعه را بدست گرفتند و اینک با هجوم شبانه به منازل ما کارگران، بطور بی شرمانه ای در تلاشند تا ما را با ضرب و زور و توسل به دار و درفش با شکم گرسنه وادار بکار کنند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با هشدار به ادامه سیاست سرکوب اعتراضات کارگری در سطح کشور، بازداشت کارگران گروه ملی فولاد اهواز را قویا محکوم کرده و با تاکید به آزادی فوری و بی قید و شرط آنان، تبعات و مسائل ناشی از تداوم اعتراضات کارگران گروه ملی فولاد اهواز را که بازداشت همکارانشان میتواند تشدید کننده آن باشد مستقیما به عهده مسئولین استانی و دولت روحانی میداند.

نیروهای امنیتی مانع حضور بیش از ٣۰۰ نفر از کارگران به مصلی اهواز شدند

بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز برای دومین هفته متوالی قصد حضور در نماز جمعه این شهر را برای دادخواهی داشتند اما نیروهای بسیج و امنیتی از حضور آنها در مصلا جلوگیری کردند و صدها کارگر گروه ملی صنعتی فولاد بناچار دست به تجمع در مقابل مصلا زدند.

بنا بر این گزارش، در پی این تجمع   یکی از فرماندهان نیروی انتظامی با حضور در میان کارگران سعی در پراکنده کردن آنها کرد اما کارگران حاضر به ترک محل نشدند و بدنبال آن یگانهای موتوری نیروی انتظامی در محل حاضر شدند.

در لحظه مخابره این خبر کارگران (ساعت ۱ بعد از ظهر) در حال سر دادن شعار “امام جمعه به گوش باش ما کارگریم نه اوباش” و برخی شعارهای دیگر هستند.

همچنین بنا بر خبر دیگری قرار است استاندار خوزستان برای گفتگو با کارگران معترض گروه ملی صنعتی فولاد اهواز به محل تجمع آنان بیاید.

تجمع امروز کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در مقابل مصلای این شهر در حالی است که دیشب ۹ نفر از کارگران این مجتمع بزرگ صنعتی توسط اطلاعات نیروی انتظامی شهر اهواز بازداشت شده اند. اسامی نه نفر از بازداشت شدگان به شرح زیر است:
۱- فرهاد اکبریان
۲ – مرتضی اکبریان
٣- میثم علی قنواتی
۴- امین مومن پور
۵- حسین نیسی
۶- باقردلفی
۷- تقی حسن زاده
٨- هادی عفراوی
۹- مهدی عادل زاده

بیانیه خبری شماره ۲ اتحادیه آزاد کارگران ایران

بدنبال انتشار خبر بازداشت شبانه ۹ نفر از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، از صبح امروز ۱۱ اسفند ماه عوامل کارفرما و مامورین امنیتی تلاش زیادی را بکار بستند تا با شایعه خواندن این خبر از انتشار آن در میان کارگران جلوگیری بعمل آورده و مانع عکس العمل آنان که امروز در مقابل مصلای شهر اهواز تجمع کرده بودند بشوند. هر چند این حرکت از سوی عوامل کارفرما تا حوالی ساعت ٣ بعد از ظهر امروز مانع شکل گیری اعتراض در میان همکاران این کارگران شد اما اینک همه کارگران گروه ملی صنعتی فولاد از این بازداشتها مطلع شده و در عکس العمل به بازداشت همکاران خود در پی تجمع اعتراضی هستند.

بنا بر آخرین خبرها، در پی بازداشت شب گذشته ۹ نفر از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، صبح امروز آنان را به دادگاه نزد قاضی کشیک منتقل و با دستور این قاضی هر نه نفر کارگر بازداشتی با حکم بازداشت موقت به زندان مرکزی اهواز واقع در جاده شیبان انتقال یافتند. همچنین بنا بر اظهار برخی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز صبح امروز قبل از تجمع کارگران در مصلای این شهر، عبدالله کایدی یکی از مهندسین شرکت نیز دستگیر شده است.

هجوم شبانه مامورین اطلاعات نیروی انتظامی به منازل کارگران گروه ملی فولاد اهواز و بازداشت آنان در مقابل چشمان خانواده هایشان و تلاش برای عدم اطلاع همکاران این کارگران از بازداشتها در شرایطی است که آنها ماههاست دستمزدی نگرفته و خود و خانواده هایشان در وضعیت به غایت مصیبت باری برای گذران زندگی قرار دارند.
بازداشت ۹ کارگر گروه ملی صنعتی اهواز و تلاش کارفرما و حکومتگران برای واداشتن ما کارگران بکار با شکم گرسنه از طریق ضرب و زور و با داغ و درفش، یادآور دوران ننگین برده داری در تاریخ بشر است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن بازداشت ۹ کارگر معترض گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، بدینوسیله توجه تشکلها و نهادهای کارگری در داخل کشور و سازمانهای بین المللی و حقوق بشری را به سرکوب و بازداشت کارگران رنجدیده و معترض این مجتمع بزرگ صنعتی جلب میکند و با فراخوان به مردم شریف اهواز و کارگران گروه ملی صنعتی فولاد و دیگر کارگران در این شهر برای اعتراض گسترده به این بازداشتها، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط   فرهاد اکبریان- مرتضی اکبریان –   میثم علی قنواتی- امین مومن پور – حسین نیسی – باقر دلفی – تقی حسن زاده – هادی عفراوی – مهدی عادل زاده و عبدالله کایدی است.




آقای خامنه‌ای شما و حاکمیت فاجعه‌بار ولایت فقیه ضدِ انقلاب هستید!

حزب تودهٔ ایران

۷ اسفندماه ۱۳۹۶

درود آتشین به مبارزهٔ دلیرانه و پیگیر کارگران شرکت فولاد اهواز و همهٔ کارگران و زحمتکشان کشور!

»در پاسخ به ولی فقیه رژیم باید گفت که تعریف ضد انقلاب روشن است. ضد انقلاب آن نیرویی است که انقلاب را از مسیر شعارهای اساسی آن برای آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی منحرف کرده و حاکمیت استبدادی و قرون‌وسطایی ولایت فقیه را به مردم ما تحمیل کرده است….»

علی خامنه‌ای، ولی فقیه رژیم حاکم، در سخنانی که قبلاً در جریان دیدار با “دست‌اندرکاران کنگرهٔ ۱۴ هزار شهید جامعهٔ کارگری کشور” -که در تاریخ ۱۶ بهمن ۹۶ برگزار شده بود- و امروز، ۷ اسفندماه ۹۶، یعنی ۲۱ روز بعد، در رسانه‌های گروهی کشور منتشر شد، در پاسخ به اوج‌گیری اعتراض‌های کارگری نسبت به ظلمی که از سوی کارگزاران رژیم ولایت فقیه و کلان‌سرمایه‌داران کشور به آنان روا داشته می‌شود، ازجمله گفت: “ما در میدان نبرد -چه نبرد در دفاع هشت‌ساله، چه قبل از آن با گروهک‌ها، چه قبل از آن در دوران انقلاب، و چه بعد از آن در حوادث مختلف که اندکی نبردهای نظامی و اغلب غیرنظامی بوده- جای پای برجستهٔ کارگران را مشاهده می‌کنیم. بنده بارها این را در سخنرانی‌ها، خطاب به کارگران عزیزمان گفته‌ام که ضدّانقلابِ کشور از اوّل چشمش به کارگرها بود بلکه بتواند جامعهٔ کارگری را به‌نحوی علیه جمهوری‌اسلامی تحریک کند… یکی از کارهای اساسیِ دشمنان ما این است که شاید بتوانند در کارخانه‌های ما، در مجموعه‌های کارگری ما، به‌خصوص مجموعه‌های بزرگ، یک رکودی، لنگی‌ای از سوی کارگران به‌وجود بیاورند؛ کارگرها را [به این کار] وادار کنند.”                                                                                        ”

در پاسخ به ولی فقیه رژیم باید گفت که تعریف ضد انقلاب روشن است. ضد انقلاب آن نیرویی است که انقلاب را از مسیر شعارهای اساسی آن برای آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی منحرف کرده و حاکمیت استبدادی و قرون‌وسطایی ولایت فقیه را به مردم ما تحمیل کرده است. ضد انقلاب نیرویی است که حاکمیتِ “کوخ‌نشینان” را در مقابل “کاخ‌نشینان” وعده می‌داد و امروز رهبران و کارگزارانش با انباشت میلیاردها دلار ثروت غارت‌شده از منابع ملی کشور، در کاخ‌های محافظت شده از سوی هزاران تن از نیروی انتظامی با رفاه تمام به‌سر می‌برند و زندگی را این‌چنین بر میلیون‌ها مردم زحمتکش میهن دشوار و سیاه کرده‌اند. ضد انقلاب کسانی هستند که برنامه‌های کلان اقتصادی‌شان در حمایت از کلان‌سرمایه‌داران کشور، وضعیت اقتصادی و تولیدی کشور را به این‌چنین حال‌وروز نزاری درآورده است. ضد انقلاب کسانی هستند که برخلاف قول‌های داده شده‌شان، کارگران را از حقوق اولیهٔ صنفی ازجمله داشتن سندیکاهای مستقل کارگری محروم کرده‌اند و صدها تن از فعالان حقوق کارگری را پس از آزار و شکنجه گزمگان‌شان در سیاه‌چال‌های خود زندان کرده‌اند.

آقای خامنه‌ای، ثمرهٔ حاکمیت سی‌سالهٔ شما و رژیم استبدادی‌ای که شما کبادهٔ رهبری آن را به‌دوش می‌کشید زندگی کردن میلیون‌ها ایرانی در محرومیت و فقر مطلق و رسیدن جان‌شان ‌به‌لبان‌شان از ظلم مکرر کارگزاران حکومت شماست.

هراس خامنه‌ای از گسترش اعتراض‌های فزایندهٔ مردمی- خصوصاً اعتراض‌های طبقه کارگر- در ایران و هشدار باش‌های او اتفاقی نیست. این سخنان و انتخاب دقیق زمان انتشار آن، گویای هراس ولی فقیه از گسترش جنبش اعتراضی کارگران و زحمتکشان و نقش فزایندهٔ توده‌ها در تحول‌ها، تغییراتِ صحنهٔ سیاسی و آرایش سیاسی سیال و پیچیدهٔ کشور، به‌ویژه در دورهٔ پساخیزش دی‌ماه ۹۶ است. هدف خامنه‌ای از این سخنان، تأکید بر اجرای مجموعه‌ای از برنامه‌های تدوین‌شدهٔ حاکمیت است برای: مهار اعتراض‌های کارگری، تحمیل حالت تدافعی به جنبش اعتراضی، ممانعت از گذر کردن جنبش کارگری – سندیکایی از حالت تدافعی به موضع‌گیری تهاجمی، و در پایان، حذف عامل حضور توده‌ها به‌ویژه طبقه کارگر و زحمتکشان از معادله‌های صحنهٔ سیاسی کشور.

همان‌طور که نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران در بهمن‌ماه به‌آن اشاره کرد، تحول‌های برآمده از مبارزات حق‌طلبانهٔ مردم در جامعهٔ ما در دهه‌های اخیر، سیمای کشور را به‌شکلی محسوس تغییر داده‌اند. حزب تودهٔ ایران همواره بر این عقیده بوده است و بر آن تأکید کرده است و می‌کند که: پایگاه طبقاتی حاکمیت رژیم ولایت فقیه و گردانندگان آن در نیروهای سرکوبگر و قوه قضائیه و دیگر نهادهای اجرایی- قانون‌گذاری‌اش، کلان‌سرمایه‌داری کشور بوده و هست. انحصار بیش از پیش قدرت و ثروت اقتصادی- سیاسی در دست اقلیتی بسیار کم‌شمار از سرمایه‌داران تجاری، و سرمایه‌داری دیوان‌سالار که در درون دستگاه‌های عمیقاً فاسد حکومتی و در کنف حمایت آنان رشد یافته است، نابود شدن بخشی مهم از صنایع تولیدی کشور، راندن بخش‌هایی پرشمار از قشرهای میانی جامعه به مرزهای فقر و محرومیت، سیمای متفاوتی از جامعه ما ترسیم می‌کند. در کنار این‌ها، زندگی عسرت‌بار میلیون‌ها انسان زحمتکش کشور چنان‌که حتی از سوی منابع حکومتی جمهوری‌اسلامی زیر خط فقر تعریف شده است، ریزش سریع پایگاه اجتماعی حاکمیت و رشد روزافزون نارضایتی توده‌ها و آمادگی‌شان در به‌چالش طلبیدن رژیم ولایت فقیه، از خطوط اصلی نقش این سیماست.

نگرانی خامنه‌ای و سران رژیم استبدادی از رشد فزایندهٔ اعتراض‌های کارگران و زحمتکشان در سال جاری است. شرکت گسترده و ادامهٔ پیگیر اعتراض‌های فرهنگیان کشور، اعتصاب بی‌سابقه و راه‌پیمایی کارگران کارخانه‌های هپکو و آذرآب در خیابان‌های اراک، کارگران حمل‌ونقل خلیج‌فارس، اعتصاب یکپارچه و پرشور کارگران هفت‌تپه، اعتصاب بیش از ۳۵۰۰ کارگر صنعت فولاد اهواز و راه‌پیمایی شجاعانهٔ آنان در روزهای اخیر را تنها در ماه‌های مختلف سال ۹۶ شاهد بوده‌ایم. امروز مبارزات کارگری عبارتند از اعتراض‌ به‌: سپردن کارخانه‌ها به‌دست بخش خصوصی و به‌تعطیلی کشانده شدن آن‌ها، پرداخت نشدن دستمزدهایشان، تحمیل قراردادهای موقت و سفید امضا، پایمال شدن بیش‌ازپیش حقوق‌شان و همچنین بی‌اعتنایی اربابان قدرت و ثروت به فقر و محرومیت‌شان که درحال شدت یافتن است. خامنه‌ای و سران رژیم خوب می‌دانند که مبارزات کارگری کشور درصورت انسجام، سازمان‌یافتگی و پیوندشان به همدیگر می‌تواند به خطری جدی برای آنان تبدیل شود.

حزب تودهٔ ایران، ضمن اعلام حمایت قاطعانه از خواست‌های کارگران شرکت فولاد اهواز و همهٔ کارگران و زحمتکشان کشور، معتقد است می‌توان با مبارزهٔ مشترک و سازمان‌یافته بر پایهٔ شعارهایی مشخص، رژیم را به‌عقب‌نشینی وادار کرد. حزب تودهٔ ایران، همصدا و همراه با کارگران و زحمتکشان کشور برای:

·      بازپرداخت ماه‌ها حقوق معوقه کارگران؛

·      تنظیم حداقل دستمزد بر اساس کارپایهٔ سبد معیشت و همچنین نرخ واقعی تورم؛

·      تأمین امنیت شغلی و پایان دادن به قراردادهای موقت و سفید امضا؛

·      به‌رسمیت شناختن حقوق کارگران برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری؛

·      پایان دادن به پیگرد فعالان کارگری و آزادی فوری و بدون قید شرط همهٔ دستگیر شدگان اعتراض‌های دی‌ماه اخیر و همه فعالان کارگری گرفتار در بند رژیم؛

·      تأمین حقوق بازنشستگی و تأمین اجتماعی کارگران

مبارزه می‌کنیم.

دست در دست هم در راه دستیابی به حقوق پایمال‌شدهٔ کارگران و زحمتکشان کشور و برای عقب راندن رژیم ظلم و جهل ولایت فقیه!

 




به مناسبت هشتم مارس، روز نبرد برای رهایی زن

دوره جدید: مقاله شماره: ۱۰۸ (۱۱ اسفند ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

«سطح رشد اجتماعی را می توان دقیقن با محک جایگاه اجتماعی جنس زیبا بازشناخت» (مارکس، ۱۲ دسامبر ۱۸۶۸)

زن در دیار ما دوباره زایده می شود!

رنگ دوران نبرد رهایی بخش زنان دلاور و فداكار میهن ما!

 

مادر! بگو كه در تكِ این خانهء خراب

گل های آتشین

در باغ دامن تو چسان رشد می كنند؟

این خواهر و برادر من آیا

شیر از كدام ماده پلنگ گرفته اند؟

 

بدون تردید هشتم مارس امسال، رنگ خاص خود را دارد. رنگ دوران نبرد رهایی بخش زنان دلاور و فداكار میهن ما را داراست!

گام نخست را ویدا موحدی زن جوان و مادر كودكی خردسال برداشت كه هنوز در زندان است و بسیاری جای خالی او را پر كردند و نبرد را پیش می برند. نبردی كه به نمود نبرد برای رهایی زن از ستم جنسیتی و تحمیل حجاب اجباری به زنان در ایرانِ جمهوری اسلامی بدل شده است.

این نمود اما تنها یك سویه ی این نبرد دلاورانه را تشكیل می دهد. این نبردی است برای رهایی حقوق فردی و اجتماعی تك تك مردم میهن ما از زیر مهمیز سلطه ی ارتجاع مذهبی و اندیشه ی قهقرایی و منسوخ مذهب ارتجاعی. از این رو این نبرد تنها نیست، صدای اعتراض مردم علیه خشونت پلیس كه در چندین ویدئو از صحنه نبردها شنیده می شود به حركت برای دفاع از زنان جسور و دلاور رشد می كند. دیگر ناظران تجاوز به حق زنان در ایران تماشاگران و «عابران» نیستند كه «سردرگمِ  هزار غم خرد .. آرام سوی خانه و كاشانه می شدند» (سیاوش كسرایی، تولد)

 

زنان میهن ما در نبرد رهایی بخش خود تنها نیستند.
مردان نیز با روسری بر چوب و حرکت دادن آن وارد صحنه شده اند. دو نفر از مردان نیز دستگیر شده اند. مبارزات كارگری در سراسر ایران توسعه می یابد. خشم نهفته در شعار طنزگونه ی كارگران مجتمع در اهواز كه ”مرگ بر كارگر، دورود بر ستمگر“ فریاد می زنند، واقعیت نبرد طبقاتی را در ایران واژگونانه بیان نمی كند. حقیقت مضمونی نظام سرمایه داری حاكم و اقتصاد سیاسی آن را بر ملا می سازد. گام انقلابی ای كه راه پایان دادن به شرایط مرگ كارگران را نشان می دهد و می گشاید.

 

  • باید علیه تجاوز پلیس به كمك زنان مبارزی شتافت كه با پذیرش خطر، از منافع دمكراتیك مردم میهن دفاع می كنند؛
  • باید رابطه ی نبرد طبقاتی زحمتكشان را با خواست رهایی بخش زنان دلاور نشان داد؛

–    برای ایجاد همبستگی میان گردان ها انقلابی گام های واقع بینانه و جسورانه برداریم!

 

«آسمان بر تو حكم راند، به كثرت باران هایش، و ترا نیمه خواند، زمین بر تو شورید، و ترا انسانی حقیر نامید .. و تو زیستی شكیبا، در انتظار دراز و دردآور خورشید». اكنون انتظار و خشم به حركت فرارویده است. «یك روز چو امروز، خورشید به خانمان آمد .. پرنده ای كوچك، اما خوش آوازء بر پرچین غمین حیاط خانه مان نشست. و در جشن افتتاح عطر باغچه مان، شادمانه خواند، و من خواندم و تو خواندی و آن گاه هم صدا شدیم، و یك صدا خواندیم.» (احسان طبری، قو خورشید را انتظار می كشد)

 

زنده باد روز هشتم مارس، روز نبرد برای رهایی اجتماعی زن!

زنده باد مبارزه ی دلاورانه زنان ایران علیه حجاب تحمیلی!

زنده باد همبستگی میان مبارزات گردان های متفاوت انقلابی در ایران!




فراخوان برای تجمع هشت مارس در ایران 

• تعدادی از فعالین حقوق زن اعلام کرده‌اند در اعتراض به تبعیض‌ها و نابرابری‌ها از جمله شرایط نابسامان اقتصادی زنان در روز پنجشنبه هفده اسفند (هشت مارس) روز جهانی زن در برابر وزارت کار تجمع می‌کنند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۹ اسفند ۱٣۹۶ –  ۲٨ فوريه ۲۰۱٨

 


کانالی در شبکه اجتماعی تلگرام، روز چهارشنبه ۹ اسفند (۲۸ فوریه) با نام “فراخوان تجمع ۸ مارس” آغاز به کار کرده است. بیانیه ی فراخوان تجمع در برابر وزارت کار در روز ۸ مارس در برخی از سایت های فعالان زنان داخل کشور منتشر شده است. در این بیانیه آمده است:

زنان و مردان خواستار رهایی، عدالت و برابری

۸ مارس نزدیک است، روزی که زنان در تمام جهان علیه نابرابری و برای دستیابی به شرایطی انسانی‌تر مبارزه می‌کنند. مبارزه‌ای که در طول سال‌ها گرچه ثمرات فراوانی داشته است، اما هنوز تا تحقق برابری راهی طولانی در پیش دارد.

سال‌های اخیر که نظام سرمایه بار بحران خود را بیش از پیش بر دوش زنان گذاشته است، شاهد سخت‌تر شدن زندگی زنان در سراسر جهان هستیم. صاحبان قدرت و ثروت با تشدید استثمار همه‌جانبهٔ زنان سعی در گذر از این بحران دارند، اما خواهران ما با قدرتی دو چندان‌ در هر گوشهٔ جهان به پا خاسته­‌اند‌ و در هر فرصتی فریاد اعتراض خود را سر داده‌اند.

زنان ایران نیز سال‌هاست در چنبرهٔ انواع تبعیض‌ها و نابرابری‌ها گرفتار آمده‌اند، قوانین نابرابر در ازدواج، طلاق، ارث و … از زنان شهروندانی درجه دو ساخته‌ است. در برابر خشونت خانوادگی و آزار خیابانی از هیچ حمایت قانونی‌ای برخوردار نیستند. هر بار به بهانه‌ای حق مالکیت بر بدن‌هایشان نادیده گرفته می‌شود؛ گاه با حجاب اجباری، گاه با ایجاد محدودیت و ممنوعیت در دسترسی رایگان به وسایل پیشگیری از بارداری و …

به همهٔ این تبعیض‌ها باید شرایط نابسامان اقتصادی را افزود. زنان آسیب‌های زیادی از سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی از جمله خصوصی‌سازی دیده‌اند. از جمله نتایج این سیاست‌ها حذف روزافزون زنان از بخش رسمی بازار کار و راندن آنان به سوی بخش غیررسمی بوده است. بیش از نیمی از زنان بدون قرارداد یا با قراردادهای موقت و دستمزدهای بسیار اندک مشغول به ‌کارند و از حداقل حقوق قانونی محروم‌­اند. بخش زیادی از این کارگران غیررسمی را مهاجران تشکیل می‎‌دهند که در مقابل روابط بهره‌کشانهٔ کار آسیب‌پذیرترند. زنان شاغل در بخش رسمی نیز با عدم امنیت شغلی، نظارت‌های نفس‌گیر بر پوشش و رفتار خود، محدود کردن خدمات عمومی -نظیر مهدکودک پس از بارداری- و موانع سرسخت بر سر راه پیشرفت شغلی‌شان مواجهند. از سوی دیگر نرخ بیکاری زنان به دو برابر مردان رسیده است، موج بیکاری در میان زنان تحصیل‌کرده به مراتب بیشتر است و در موارد بسیاری شرایط جنسیت‌زده‌ای چون وضعیت تأهل، سن و ‌ظاهر به شرایط گزینش شغلی اضافه می‌شود. گذشتن از این سد، پایان دشواری‌ها نیست، زنان پس از استخدام نیز با موانع دیگری چون عدم امنیت شغلی و آزارهای جنسی در محیط کار دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

تاریخچهٔ مبارزات زنان در ایران نشان می‌دهد آنها هرگز پذیرندگان خاموشِ نابرابری و بی‌عدالتی نبوده‌اند. زنان نه تنها به شکل انفرادی برای بهبود زندگی شخصی خود کوشیده‌اند بلکه از هر فرصتی برای سازماندهی و مبارزهٔ جمعی بهره برده‌اند.

راه رهایی زنان از سلطهٔ مردسالاری، سرمایه‌داری و انواع سلطه‌های دیگر بسیار طولانی است. از همین رو، ما جمعی از فعالان جنبش زنان در ایران بار دیگر با تأکید بر حق خود بر خیابان‌های شهر گرد هم می‌آییم و اعتراض خود را به نابرابری، بی‌عدالتی و شرایط نامساعد زنان به‌ویژه در بازار کار ایران فریاد می‌زنیم.

ما زنان و مردان برابری‌خواه از همهٔ آنانی که برای دستیابی به جهانی عادلانه‌تر می‌کوشند، از تمامی کارگران، معلمان، پرستاران، مربیان پیش‌دبستانی، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانه‌دار و از همهٔ فعالان جنبش‌های اجتماعی می‌خواهیم تا در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر در برابر وزارت کار در کنار ما بایستند.

آخرین تجمع عمومی زنان در روز جهانی زن در سال ۱۳۸۵ برگزار شد. این تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان برگزار و به شدت از سوی نیروهای امنیتی سرکوب شد.




گفت و گو با نسرین ستوده 

آخرین وضعیت دختران خیابان انقلاب 
شهرزادهمتی

• نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال مدنی وکالت چهار نفر از دختران خیابان انقلاب را برعهده دارد. از چهار موکل او ویدا موحد و نرگس حسینی آزاد شده‌اند. اما شاپرک شجری زاده و مریم شریعتمداری در زندان به سر می‌برند. گفت‌وگو با نسرین ستوده در شرایطی انجام شد که او هنوز موفق به دیدار با موکلین خود و امضای وکالت‌نامه نشده و همچنین یکی از موکلین او یعنی شاپرک شجری چهار روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۹ اسفند ۱٣۹۶ –  ۲٨ فوريه ۲۰۱٨

 

کانون زنان ایرانی| در این گفت‌وگو نسرین ستوده فرآیند پیش آمده در این چهارپرونده را برای ما شرح می‌دهد

در حال حاضر شما را به عنوان وکیل دختران انقلاب می‌شناسند. چه شد که تصمیم گرفتید وکالت دختران انقلاب را بر عهده گرفتید؟

البته من وکیل همه دختران خیابان انقلاب نیستم. بلکه وکیل چهار نفراز آن‌ها به در خواست خودشان هستم و دو نفر از آن‌ها موفق شدند که با من وکالت نامه را امضا کنند. و علیرغم درخواست خود مریم شریعتمداری و مادرش برای اینکه وکالت این کار به من سپرده شود، هنوز موفق نشدیم که وکالت نامه را امضا کنند. اما چون خواسته‌اند که وکیلشان من باشم، قانونا موکل من هستند.

آن دونفری که وکالت‌نامه را امضا کردند چه کسانی بودند؟

نرگس حسینی و فاطمه شجری‌زاده که اسم مستعارشان شاپرک است.

برای گرفتن وکالتنامه از مریم شریعتمداری چه مشکلاتی دارید که هنوز این وکالتنامه امضا نشده؟ و وضعیت شاپرک شجری‌زاده را چطور می‌بینید؟

اولین مشکل این است که طی پنج-شش روزی که از بازداشت این دو نفر می‌گذرد، خانواده این دو نفر برای پیگیری اینکه پرونده این‌ها به کجا ارسال شده سردرگم هستند. حتی خانواده‌ها تا همین دیروز-پریروز هم از محل نگه‌داری زندانی خود مطمئن نبودند و خانواده مریم نمی‌دانستند او به کدام زندان منتقل شده. روزشنبه مادر مریم توانسته است به زندان قرچک ورامین برود و با دخترش ملاقات کند و این ملاقات ما را متقاعد کرد که او در زندان قرچک است. اما هنوز هم خانواده این دو زندانی نمی‌دانند که پرونده آن‌ها در کدام دادسرا مطرح است. گاهی گفته می‌شود در دادسرای اوین است و گاهی در دادسرای ارشاد. دیروز طبق آخرین صحبت همسر خانم شجری زاده به ایشان گفته شده که پرونده به مجتمع قضایی ارشاد واقع در خیابان مطهری ارجاع شده است و این برای خانواده‌هایی که روزهای اول بازداشت عضوی از خانواده‌اش را می‌گذراند، درد و شکنجه بزرگی است. باز هم همسر ایشان امروز به این مجتمع قضایی مراجعه کرد تا از ارجاع این پرونده اطمینان حاصل کند. با این حال برای رفع این ابهامات روز گذشته به زندان قرچک ورامین رفتم تا با هردوی آن‌ها ملاقات کنم و از جزئیات اتهامات آن‌ها با خبر شوم. همان‌طور که می‌دانید مرحله تحقیقات مقدماتی برای متهم مرحله مهمی است، اما به من و همکارم اجازه ملاقات با موکلانمان داده نشد.

دلیل فرستادن این معترضین به زندان قرچک چیست؟

من نسبت به اتهام این دو نفر جدید نمی‌توانم اظهار نظر کنم، چون هنوز نمی‌دانم چه اتهامی به آن‌ها تفهیم شده. اما دلیل انتقال نرگس حسینی به زندان قرچک این بود که اتهام او را سیاسی تشخیص نداده بودند. برای نرگس حسینی اتهامات اخلاقی سنگینی مطرح کردند. در واقع نرگس حسینی با زنانی که خانه‌های تیمی را اداره می‌کنند و معمولاً هم سن و سالی دارند یک جا نگهداری می‌شد. اما در مورد خانم شریعتمداری و شجری زاده نمی‌توانم اظهارنظری بکنم.

گویا شب دوشنبه گذشته بعد از اعلام ساعت خاموشی زندان شاپرک (فاطمه) شجری زاده و مریم شریعتمداری را برای بازجویی فراخوانده‌اند. از نظر قانونی آیا این کار صحیح است؟

این دو نفر دوشنبه شب ساعت ۱۱ برای تفهیم اتهام به بازپرسی فرخوانده شده‌اند. اول اینکه تمام این روزها همسر خانم شجری‌زاده مصرانه پیگیر پرونده در دادسراهای اوین، ارشاد، زندان اوین و… بودند و به او هیچ پاسخی داده نشد. ناگهان شبانه او را برای تفهیم اتهام برده‌اند. در حالی که من به قانون حفظ حقوق شهروندان اشاره می‌کنم که بازجویی را در ۵ حالت از پشت سر، با چشم‌بند، روبه‌دیوار، طولانی مدت و یا شب‌هنگام ممنوع اعلام کرده است. یعنی هر بازجویی یکی از این پنج ویژگی را داشته باشد، کلاً قابل استناد نیست. اعزام موکلین من بعد از ساعت خاموشی زندان خلاف قانون بوده است.

بازجویی نیمه شب با توجه به طولانی بودن بازجویی‌ها به صورت معمول، آیا آثار روحی هم برای موکلین شما در پی داشته؟

دو موضوع را از هم تفکیک کنیم. این دو نفر برای بازپرسی فراخوانده شدند نه بازجویی. بازجویی را مأمور اطلاعات انجام می‌دهد، اما بازپرسی توسط بازپرس که مرجع قضایی بوده انجام می‌شود. شوهر خانم شاپرک (فاطمه) شجری زاده نیز اعلام کرد که او را نزد بازپرس کشیک برده‌اند. قطعاً اعزام یک متهم آن‌هم در حالی که با شرایط سختی بازداشت شده و این چند روز ملاقات نداشته و ارتباطش با بیرون نیز کامل قطع بوده، همه این‌ها شرایطی است که قانونی بودن آن بازپرسی را زیر سئوال می‌برد.

در حال حاضر وضعیت جسمانی مریم شریعتمداری چگونه است؟

مادر مریم همان شب دستگیری به بازداشتگاه وزرا مراجعه کرده و جویای حال دخترش شد و شاید که مین پیگیری‌ها باعث شد که همان شب مریم را که از ناحیه ساق پا به شدت آسیب دیده بود و برای مادرش تعریف کرده که اساساً تمام گوشت و عضله‌های داخل پایش به شدت جراحت دیده و به همین دلیل همان شب اول او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند. او ۴ ساعت تحت عمل جراحی قرار گرفته و دو لایه بخیه خورده که یک لایه مربوط به لایه داخلی پا بوده و بخیه‌های دیگر روی پای او انجام شده و با این حساب وضعیت جسمی خوبی ندارد و متاسفانه او را به جای انتقال به بیمارستان به بازداشتگاه وزرا منتقل کرده‌اند. طبق اظهارات بستگان مریم، مریم مورد ضرب و شتم در بازداشتگاه وزرا قرار گرفته و ما حتماً این موضوع و اقدام پلیسی که باعث شکستن پای او شد را در مراجع قضایی پیگیری می‌کنیم. مادر مریم پس از ملاقات با دخترش به من گفت که او بسیار تکیده و لاغر شده اما من این را از قول موکلم اعلام کنم که مریم حاضر به سپردن وثیقه برای آزاد شدن نیست. دلیلش واضح است. او می‌گوید من مرتکب جرمی نشده‌ام که وثیقه سنگین برای آزادی بگذارم.

شما اعتصاب غذای شاپرک (فاطمه شجری‌زاده) را تأیید می‌کنید؟

بله. بستگان شاپرک اعتصاب غذای او رااز سه روز پیش به من اعلام کردند. اما من چون قصد ملاقات با شاپرک (فاطمه) را داشتم تصمیم داشتم بعد از ملاقات با او اعلام کنم اما ضمن اینکه امروز اجازه ملاقات به من را ندادند خانواده هم مجدداً به من گفتند او تاکید کرده که در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

دلیل اعتصاب غذای خانم شجری زاده چیست؟

عدم دسترسی به وکیل، شرایط بد نگهداری در انفرادی و عدم دسترسی به کتاب‌هایی است که همراهش بوده و در اختیارش قرار نداده‌اند.

ماجرای تزریق‌ها به موکلتان شاپرک (فاطمه) شجری زاده را تأیید می‌کنید؟

شاپرک گفت ۲۴ ساعت اولیه بازداشت هم مورد ضرب و شتم قرارگرفته (به گفته یکی از بستگانی که با او تماس گرفته) و هم ۴ آمپول به او بدون رضایتش تزریق شده.

نام داروی تزریقی را می‌دانید؟

نه.

آیا حالتش بعد از تزریق‌ها عوض شده؟

چیزی در این باره به من نگفته است

وضعیت پرونده او را چطو می‌بینید؟

یک سری صحبت‌هایی از طرف رسانه‌های اصولگرا درباره شاپرک شجری‌زاده شده. آن‌ها گفته‌اند که او دوستان خارجی داشته و پسرش در مدرسه ایتالیایی درس می‌خوانده. باید بگویم شاپرک مثل هرکسی به مسافرت خارج از کشور می‌رفته و مطابق قرار و مدار با دوستانش، آن‌ها در مراجعه به کشورهای دیگر متقابلاً می‌توانند از خانه‌های هم‌دیگر در آن کشور برای چند شب استفاده کنند (CouchSurfing)، این کار چیز عجیب و ناآشنایی نیست. همینطور مدرسه ایتالیایی که وابسته به سفارت ایتالیا در ایران قانونی مشغول به کار است. سالیانه دانش‌آموزان ایرانی زیادی در این مدارس ثبت‌نام می‌کنند و این هم نشانه ارتباط با خارج نیست. ولی طبق سناریویی که اصولاً همه مخالفان حتماً باید با دولت‌های خارجی در ارتباط باشند، مطلبی با این مضمون در برخی رسانه‌ها منتشر شده بود که هیچ کدام مبنا ندارد و بی‌اساس است و دلیل این نیست که موکلم با موضوع خارجی در ارتباط باشد. شاپرک (فاطمه) شجری زاده یک خواسته خیلی مشخص داشته، او به حجاب اجباری معترض است و دوست دارد تلاش کند تا پوشش خود را انتخاب کند.

از ویدا موحد خبری دارید؟

بعد از آزادی او من هیچ خبری از او ندارم و بنا به گفته خانواده‌اش ترجیح می‌دهند این دوران را در سکوت بگذرانند. اما شنیده‌ام ۳ ماه حبس برای او در نظر گرفته‌اند.