نبرد با نئولیبرالیسم و خطر تحریف انتخابات؛ هشدارهای حزب کمونیست روسیه

زوگانوف گفت که جهانی‌سازی سرمایه‌داری منبع اصلی بحران‌ها، جنگ‌ها و فروپاشی اتحاد شوروی بوده و امروز بشریت میان دو راهی «سرمایه‌داری جهانی با جنگ و فاشیسم» یا «سوسیالیسم با تجربه‌های موفق شوروی و چین» قرار دارد. او افزود: «یا باید به سمت سوسیالیسم بازگردیم، یا گرفتار اردوگاه‌های نوین سرمایه‌داری شویم که به بردگی ملت‌ها خواهند انجامید.»

زوگانوف بر لزوم احیای سوسیالیسم تأکید کرد. وی گفت که سازمان‌هایی چون بریکس و شانگهای پاسخی به سیاست‌های سلطه‌طلبانه غرب هستند و افزود که سوم سپتامبر، به عنوان روز پایان جنگ جهانی دوم، باید در سراسر کشور گرامی داشته شود. او همچنین به دستاوردهای حزب در نجات صنایع کلیدی، حمایت از استقلال اقتصادی و تقویت امنیت ملی اشاره نمود.

زوگانوف انتقادهای شدیدی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت و بانک مرکزی مطرح کرد و افزایش نرخ بهره را «خفه‌کننده اقتصاد و تهدیدی برای امنیت ملی» دانست. او خواستار صنعتی‌سازی جدید، ملی‌سازی منابع و تغییر جهت سیاست مالی شد. همچنین به مشکلات آموزش و تراکم بالای دانش‌آموزان در مدارس اشاره کرده و برنامه «آموزش برای همه» حزب را یادآور شد. وی همچنین یادآور شد که حزب کمونیست دو بار روسیه را از پرتگاه جنگ داخلی نجات داده و در سخت‌ترین شرایط اقتصادی توانسته است بدیل مردمی در برابر سیاست‌های نئولیبرالی ارائه کند. زوگانوف گفت: «امروز همانند دوران لنین و استالین، پیروزی تنها با بسیج همه ظرفیت‌های ملی و اتکا به تجربه سوسیالیستی ممکن است. راهی جز مقابله با سرمایه‌داری جهانی و سازش‌کاران داخلی وجود ندارد.»

زوگانوف خطر تحریف انتخابات، مشکلات رأی‌گیری الکترونیک و دخالت مقامات را مطرح کرده و بر ضرورت تصویب «قانون انتخاباتی حزب» تأکید نمود. او هشدار داد: «تاریخ تنها دو راه برای تغییر به بشر شناسانده است؛ یا از طریق رأی و یا با سلاح و قیام. هر کوششی برای تحریف اراده مردم، کشور را به سوی بحران می‌کشاند.»




مبارزه با «دولت موادفروش»؛ بهانه‌ای برای تهاجم علیه ونزوئلا و غارت منابع آن

ایالات متحده بار دیگر کارزار خود را برای معرفی ونزوئلا به عنوان یک «نارکو-دولت» آغاز کرده و رهبران عالی‌رتبه این کشور را به قاچاق مواد مخدر متهم می‌کند. این روایت ساختگی که در دوران ترامپ شدت گرفت، ابزاری سیاسی برای توجیه طرحی قدیمی است: سرنگونی دولت و تسلط بر منابع عظیم نفت و مواد معدنی ونزوئلا.

نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد که بر خلاف ادعاهای واشنگتن، ونزوئلا سال‌هاست با ابزارهای داخلی خود علیه تجارت مواد مخدر اقدام کرده است. نقطه عطف این روند سال ۲۰۰۵ ، زمانی که هوگو چاوز، رئیس‌جمهور وقت، اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) را به دلیل جاسوسی اخراج کرد و تأکید نمود کشورش مستقل به مقابله ادامه خواهد داد، بود. از آن زمان، دولت ونزوئلا از طریق سازمان ملی مبارزه با مواد مخدر (ONA) و نیروهای مسلح بولیواری (FANB) عملیات گسترده‌ای انجام داده و بنا به آمار رسمی، تنها در سال ۲۰۱۵ بیش از ۶۵ تن مواد مخدر توقیف شده است.

با وجود این تلاش‌ها، آمریکا ونزوئلا را «مسیر ترانزیت» معرفی می‌کند، در حالی که موقعیت جغرافیایی این کشور در همسایگی کلمبیا ــ بزرگ‌ترین تولیدکننده کوکائین جهان و میزبان پایگاه‌های متعدد آمریکا ــ عامل اصلی این وضعیت است، نه همدستی دولت کاراکاس. تحقیقات مستقل نیز نشان داده است که حتی پس از دهه‌ها «جنگ با مواد مخدر»، کارتل‌های بزرگ همچنان آزادانه در خاک آمریکا فعالیت می‌کنند.

ناوهای جنگی آمریکا در دریای کارائیب مستقر شدند تا تهدید نظامی را تقویت کنند.

رهبران منطقه از مکزیک تا کلمبیا این تحرکات را رد کرده و آن را تجاوز به حاکمیت آمریکای لاتین دانسته‌اند. در پاسخ، دولت ونزوئلا میلیون‌ها نیروی شبه‌نظامی مردمی را بسیج کرده تا از استقلال کشور دفاع کنند. متاسفانه دولت با اجرای برنامه های نئولیبرالیستی و سیاستهای انحصارطلبانه و ضددموکراتیک پایگاه توده ای خود را در مقابل حمله احتمالی امپریالیسم بسیار ضعیف کرد.




رژه بزرگ در پکن؛ گرامی‌داشت ۸۰ سالگی پیروزی بر فاشیسم

چین هفته آینده میزبان رهبران ۲۶ کشور در میدان تیان‌آنمن پکن خواهد بود تا هشتادمین سالگرد پیروزی بر تجاوز ژاپن و نیز پیروزی جهانی بر فاشیسم را گرامی بدارد. این مراسم با رژه‌ای بزرگ و بی‌سابقه برگزار می‌شود.

جنگ مقاومت مردم چین در برابر تجاوز ژاپن (۱۹۳۱-۱۹۴۵) نخستین و طولانی‌ترین جبهه در جنگ جهانی ضد فاشیسم بود که طی آن ۳۵ میلیون نفر کشته یا زخمی شدند. ژاپن در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ رسماً تسلیم شد. مجلس ملی چین از سال ۲۰۱۴، سوم سپتامبر را روز پیروزی اعلام کرده و یک سال بعد نخستین رژه بزرگ در همین روز برگزار شد.

هونگ در نشست خبری گفت پیروزی چین الهام‌بخش ملت‌های استعمارزده برای استقلال بود و اکنون نیز پکن مایل است همراه کشورهای جنوب جهانی برای ساخت جهانی چندقطبی عادلانه و اقتصاد جهانی فراگیر تلاش کند.

در میان رهبران برجسته‌ای که حضورشان تأیید شده، ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و کیم جونگ‌اون رهبر کره شمالی جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین رهبرانی از کامبوج، ویتنام، لائوس، اندونزی، مالزی، مغولستان، پاکستان، بلاروس، صربستان، ایران و کوبا نیز شرکت خواهند کرد. به گفته هونگ لی، معاون وزیر خارجه چین، حضور پوتین نشانگر سطح بالای شراکت راهبردی چین و روسیه است و مشارکت کیم جونگ‌اون نیز بر دوستی تاریخی پکن و پیونگ‌یانگ تأکید دارد.

چین همچنین از دوستان خارجی که در پیروزی جنگ نقش داشتند و خانواده درگذشتگان آنان دعوت کرده است.

هونگ با اشاره به موضع منفی ژاپن، از توکیو خواست با تاریخ روبه‌رو شود، از گذشته نظامی‌گری فاصله گیرد و مسیر توسعه صلح‌آمیز را در پیش گیرد. او هشدار داد تلاش برخی نیروهای ژاپنی برای تحریف تاریخ یا تطهیر جنایات جنگی، وجدان جهانی و نظم پس از جنگ را به چالش می‌کشد.

معاون دفتر برگزاری رژه، اعلام کرد که ارتش چین با روحیه‌ای بالا و تجهیزات مدرن آماده نمایش توان دفاعی خود است.




پرونده هسته‌ای ایران؛ جمهوری اسلامی بدون استراتژی در برابر مکانیسم ماشه و تهدید ناتو

جمهوری اسلامی فاقد یک برنامه استراتژیک که هم منافع ملی ایران را حفظ کند و هم از خطر جنگ دور شود، ندارد.

با استناد به گزارش نامه‌نیوز و اظهارات حسین کنعانی‌مقدم، یک نکته روشن می‌شود: جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای فاقد یک نقشه راه استراتژیک است.
در شرایطی که هم تهدید مکانیسم ماشه و هم احتمال درگیری مستقیم با اسرائیل و حتی ناتو مطرح است، مقامات جمهوری اسلامی صرفاً به واکنش‌های مقطعی بسنده کرده‌اند. از یک‌سو در مذاکرات ژنو، اروپا و آمریکا عملاً دست بالا را دارند و جمهوری اسلامی در موضع دفاعی قرار گرفته است؛ از سوی دیگر، بحث بازدارندگی تنها به ابزارهای نظامی یا تهدید بستن تنگه هرمز محدود شده و هیچ راهبرد روشنی برای امنیت انرژی، اقتصاد مقاومتی و آینده برنامه هسته‌ای ارائه نمی‌شود.

همزمان، دیلی تلگراف نوشت که جمهوری اسلامی به غرب گفته است که آماده کاهش سطح و درجه غنی سازی است.

به همین دلیل، ایران در یک وضعیت بلاتکلیفی دائمی گرفتار شده است: تحریم‌ها و تهدیدها هر روز تشدید می‌شوند، اما جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته است از سطح شعار و واکنش کوتاه‌مدت فراتر رود و یک استراتژی منسجم در حوزه انرژی هسته‌ای و مدیریت پیامدهای بین‌المللی آن طراحی کند.

در همین حال، آمادگی جمهوری اسلامی برای کاهش سطح غنی‌سازی نیز نشان می‌دهد که حکومت تمایلی به انعطاف واقعی دارد، اگر چه  سفارتش در انگلیس این خبر را تکذیب کرد. بدین ترتیب، با ارسال پیام‌های متناقض – از یک سو عقب‌نشینی و از سوی دیگر نمایش قدرت – جمهوری اسلامی عملاً بدون استراتژی مشخص در مسیر مذاکرات حرکت می‌کند؛ وضعیتی که دست غرب را برای تشدید فشارها باز می‌گذارد.




چگونه نئولیبرالیسم و رانت ساختار معیشت را ویران کردند

تورم در جمهوری اسلامی دیگر صرفاً یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای آشکار از بحران در نظامی است که گرفتار الگوی نئولیبرالیستی و فساد ساختاری است. نمونه روشن این وضعیت را می‌توان در ماجرای مرغ و برنج دید؛ کالاهایی که زمانی قوت غالب طبقات فرودست محسوب می‌شدند و امروز به ابزار فشار و بازی قدرت بدل شده‌اند.

در صنعت مرغ، کارشناسان به صراحت از مافیای نهاده‌ها سخن می‌گویند؛ واردکنندگانی که سال‌هاست با دسترسی انحصاری به ارز ترجیحی و شبکه‌های رانتی، کنترل بازار را در اختیار گرفته‌اند. هزینه تولید مرغ به شدت وابسته به خوراک دام است و همین وابستگی، واردکنندگان بزرگ را به قدرتی بی‌رقیب بدل کرده است. تولیدکنندگان کوچک یا باید با نرخ آزاد نهاده تهیه کنند یا از گردونه حذف شوند. این همان منطق اقتصاد نئولیبرالیستی است: تمرکز ثروت و قدرت در دستان معدود گروه‌هایی که از پیوند با دولت و رانت‌های ارزی سود می‌برند.

از سوی دیگر، وضعیت توزیع برنج دولتی در جیرفت نشان داد که حتی کالاهای اساسی هم به‌صورت عادلانه و سازمان‌یافته به دست مردم نمی‌رسند. صف‌های طولانی، گرمای طاقت‌فرسا و نارضایتی عمومی، تصویری عینی از فروپاشی سیستم توزیع و بی‌کفایتی نهادی را ترسیم کرد. دولت وعده اختصاص ۱۰۰ تن برنج جدید داد، اما این وعده‌ها در برابر بحرانی که ریشه در سیاست‌های نادرست ارزی و وابستگی شدید به واردات دارد، تنها مُسکنی موقت به شمار می‌رود.

در واقع، تورم در جمهوری اسلامی حاصل ترکیب سه عامل است: وابستگی ساختاری به واردات، انحصار و رانت در دست گروه‌های خاص، و سیاست‌های نئولیبرالی که به جای حمایت از تولید و معیشت مردم، زمینه سوداگری و تمرکز سرمایه را فراهم کرده است. نتیجه چنین وضعیتی، گسترش فقر، بی‌اعتمادی عمومی و تعمیق شکاف طبقاتی است؛ نشانه‌های یک اقتصاد ورشکسته که دیگر توان تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندان خود را ندارد.




فساد و باندبازی در جمهوری اسلامی؛ از هواپیمایی آسمان تا غارت منابع ملی

فساد و رانت‌خواری در جمهوری اسلامی محدود به یک پرونده یا یک فرد خاص نیست، بلکه به یک ساختار نهادینه‌شده تبدیل شده است. نمونه آشکار این وضعیت را می‌توان در سخنان اخیر خضریان، نماینده مجلس، مشاهده کرد. او فاش کرده که هواپیمایی آسمان با وجود داشتن حدود ۲۵۰۰ کارمند، تنها یک هواپیمای فعال در اختیار دارد. این یعنی مجموعه‌ای که باید در خدمت حمل‌ونقل هوایی کشور باشد، عملاً به محلی برای حقوق‌بگیری‌های بی‌پشتوانه و باندبازی سیاسی تبدیل شده است.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که حتی در یکی از مراکز استان‌ها، ۵۰۰ نفر هر روز کارت ورود و خروج می‌زنند بی‌آنکه کاری انجام دهند. چنین روندی تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم شبکه‌های فاسدی است که در دستگاه‌های حکومتی ریشه دوانده‌اند. درواقع، هرکس به حلقه قدرت و روابط پشت‌پرده وصل باشد، می‌تواند بدون صلاحیت و تخصص، جایگاهی مدیریتی یا شغلی پرمنفعت بگیرد. این همان چهره واقعی پارتی بازی یا انتصاب‌های فامیلی و رانتی در جمهوری اسلامی است.

فساد ساختاری به‌حدی رسوخ کرده که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به جای دفاع از حقوق بازنشستگان و کارگران، به لابی‌گری و تقسیم رانت مشغول است. در این میان، منابع ملی و سرمایه عمومی به جیب افراد و گروه‌هایی سرازیر می‌شود که تنها هنرشان داشتن رابطه و نزدیکی با قدرت است. نتیجه آن، سازمان‌هایی ورشکسته، نیروی انسانی مازاد و ناکارآمد، و نارضایتی گسترده در میان مردم است.

پرونده آسمان تنها یک نمونه است؛ اما صدها شرکت و نهاد دیگر در کشور به همین شکل اداره می‌شوند. این وضعیت نشان می‌دهد که فساد و باندبازی نه استثناء، بلکه قاعده حاکم بر مدیریت جمهوری اسلامی است. هرکس به شبکه قدرت وصل باشد، می‌تواند ثروت و موقعیت به دست آورد، حتی اگر نتیجه آن فروپاشی یک صنعت و تضییع حقوق مردم باشد.




او یک اعدامی نبود

                                

                             با یاد احمد نوتاش

                                                                    از زندانیان بشدت شکنجه شده

                                                                                                  کودتای 1332

آه و وداع … آه و وداع … یار شجاع

                                    ای رهرو راه خطر

                                       ای پیرو عشق و نظر

                                                  هرگز نرفت … نقش عدالت از دلت

ای مهربان با همگان…

                 ای مرهم غم هایمان…

                        ای زخمی یه… روزان رنج

                                                 پایان گرفت تلخی و خنج

آمد زمان ترک تن

                 بدرقۀ تنت کنم…

                            نیست مرا… راه گریز

                                   لیک بدان… لیک بدان

                                                 جانم ز جانت… لبریز

مادر… زمین…

         دادی به ما … جانی عزیز

             باز می گردانیم به تو … این تن …     

                                                 ولی … این تن… نه تن

                                                                    یک سند جنایت است

                                                        گواه ما … بر یک عمر… عذاب و رنج

                                                                به پیشگاه جهان… شکایت است     

نه … او یک اعدامی نبود…

او یک زندانی… یک روزنامه نگار

                       کارش… انعکاس خبر…

                از میدان کار و… زحمت و پیکار

 انگلیس و آمریکا … با کودتای 1332… در ایران

                              پر کردند زندان ها … ازتمام مبارزان

شکنجه… با دست بند قپانی

               خورده پوست… و ماهیچه های مچ و ساعد هایش

                                                           تا… به استخوان                

 شلاق…  با سیم خاردار… در زندان

                   کنده ماهیچه را … از باسن و روان

                       سراسر بدنش… چاله های زخم و شکنجه است

                                                                      این نیست دیگر تن…

                                                                                     سند جنایت است  شکنجۀ ابدی بوده است این … نه زندگی

                                                مرگ بر کودتا گران…

                                                                 ننگ و نفرت باد شان ابدی

تحویل ات… بگیر زمین…

                         این تن اختریست گمنام …

                               از فرزندان دلیر … و قهرمان ایران

آه  و بدرود … آه  و بدرود

چشمانم رود… چشمانم رود

                       ای رهروان و عاشقان

                                            تحویلتان …

                                          جانی عزیز… در تنتان

                                                                 راه شما و راه او

                                                                         جان شما و جان او

                                                            بهشت زهرا… تهران شهریور 1380

فرح نوتاش

کتاب شعر 5

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com




فساد ساختاری و پرونده بابک زنجانی؛ آینه‌ای از بن‌بست جمهوری اسلامی

پرونده بابک زنجانی تنها یک ماجرای فردی نیست، بلکه آینه‌ای از فساد ساختاری در جمهوری اسلامی است؛ فسادی که نه‌فقط در بدنه اقتصادی، بلکه در تار و پود سیاست و نهادهای رسمی ریشه دوانده است. زنجانی محصول خلأ شفافیت و بی‌قانونی در سال‌های تحریم نفتی بود، جایی که دولت و نهادهای امنیتی بخشی از فروش نفت را به دست افراد غیررسمی سپردند و میلیاردها دلار عملاً به حساب‌های شخصی منتقل شد.

زنجانی مدعی است که بخش بزرگی از بدهی خود را پرداخت کرده، اما بانک مرکزی روایت دیگری دارد و می‌گوید تنها ۱۵ میلیون دلار از حدود دو میلیارد یورو بدهی او تسویه شده است. در این میان، اختلافات آشکار میان قوه قضائیه، بانک مرکزی و دولت، بیش از آنکه به روشن شدن حقیقت کمک کند، بر سردرگمی مردم افزوده است. همین چندصدایی نشان می‌دهد که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی نه بر پایه قانون، بلکه بر اساس شبکه‌ای از منافع پنهان اداره می‌شود.

ماجرای رمزارز شخصی زنجانی، نیز رسوایی دیگری است. اینکه یک متهم اقتصادی بتواند با ارز دیجیتال ساختگی خود پیشنهاد تسویه میلیاردی بدهد نشان می‌دهد نظام حقوقی کشور تا چه حد در برابر رانت و فشار رسانه‌ای ضعیف است. نفس طرح آن نشان می‌دهد مرز میان قانون و فساد تا چه حد مخدوش شده است.

داستان نیکل‌ها و طلاهای زنجانی هم حکایت مشابهی دارد. بانک مرکزی و گمرک یکدیگر را متهم می‌کنند و در نهایت مردم می‌بینند که میلیاردها دلار سرگردان است و کسی مسئولیت مستقیم نمی‌پذیرد. این چرخه همان الگویی است که سال‌هاست در جمهوری اسلامی تکرار می‌شود: ایجاد یک مفسد بزرگ، محاکمه نمایشی، و سپس کش‌وقوس‌های بی‌پایان درباره بازگرداندن اموال.

فساد بابک زنجانی نه یک استثناء، بلکه نتیجه طبیعی سیستمی است که در آن نظارت واقعی وجود ندارد و قدرت به‌جای پاسخگویی، خود را فراتر از قانون می‌بیند.