به‌رسمیت شناختن فلسطین کافی نیست؛ زمان اقدام واقعی فرا رسیده است

HA Hellyer در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۵ – فایننشال تایمز

به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی بریتانیا، فرانسه و احتمالاً کانادا گامی نمادین است، اما اگر به اقدام عملی برای پایان جنگ غزه و رفع اشغال نینجامد، چیزی جز جایگزینی نمادین برای مسئولیت‌پذیری نخواهد بود. نخست‌وزیر بریتانیا، کیر استارمر، این شناسایی را مشروط به توقف بحران در غزه، خودداری اسرائیل از الحاق کرانه باختری و بازگشت به روند صلح کرده است؛ اما این شرط‌گذاری عملاً به اسرائیل حق وتوی رسمی در این زمینه می‌دهد.

در حالی که حقوق بین‌الملل اسرائیل را اشغالگر و فلسطینیان را تحت اشغال می‌داند، به‌رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت فلسطینیان نه لطفی سیاسی، بلکه تکلیفی قانونی است. جنگ غزه بهای انسانی عظیمی داشته و بسیاری از نهادهای حقوق بشری و حتی حقوقدانان اسرائیلی آن را مصداق نسل‌کشی دانسته‌اند. با افزایش فشار بین‌المللی، دیوان بین‌المللی دادگستری نیز اقداماتی برای پیشگیری از نسل‌کشی توصیه کرده که برای تمام کشورها الزام‌آور است.

با وجود این، دولت‌های اروپایی نه تنها در اجرای این مسئولیت کوتاهی کرده‌اند، بلکه گاه با سیاست‌های اسرائیل همراهی نیز داشته‌اند. گزارش اخیر پارلمان بریتانیا نسبت به صادرات تسلیحات و همکاری نظامی هشدار داده و خواستار تحریم و تعلیق توافقات تجاری شده است. اما این اقدامات، نظیر تعلیق محدود برخی مجوزهای صادرات سلاح، ناکافی بوده‌اند.

تا زمانی که وزرا، نظامیان و قانون‌گذاران اسرائیلی که در نقض قوانین بین‌المللی نقش دارند تحریم نشوند، شناسایی فلسطین تنها پوششی خواهد بود برای پرهیز از اقدام واقعی. اروپا باید انتخاب کند: صدور بیانیه یا اعمال فشار؟ شناسایی فلسطین آغاز راه است، نه پایان آن.

اروپا برای روسیه، ایران یا سوریه بارها تحریم‌هایی شدید اعمال کرده، اما در قبال اسرائیل تعلل می‌کند. این تعلل، قانون‌گریزی اسرائیل را مشروع جلوه داده و اعتبار سیاست خارجی اروپا را تضعیف کرده است.




رهبر سابق حزب کارگر انگلیس، کوربین با ۶۰۰هزار عضو در حزب جدید خود، حزبی برای مردم، علیه نابرابری و جنگ علیه مردم فلسطین ساخته است

رأی‌دهندگان بریتانیایی از سیاست‌مداران سنتی ناراضی‌اند و این نارضایتی در نظرسنجی‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است. حزب چپ‌گرای جدید جرمی کوربین قصد دارد با مقابله با نابرابری و نسل‌کشی، حمایت رأی‌دهندگان را جلب کند.

جرمی کوربین با حزب جدید خود، خواهان توقف فروش سلاح به اسرائیل است.

حزب جدید کوربین در بیانیه‌ای اعلام کرده است که راه‌حل بحران‌های اجتماعی بریتانیا در بازتوزیع ریشه‌ای ثروت و قدرت است. برنامه‌های آن شامل ملی‌سازی نظام سلامت، تأمین آب، انرژی، راه‌آهن و پست می‌شود.

کوربین گفته است حزب او برای برابری، دموکراسی و صلح بنا شده و قصد دارد بدیلی واقعی برای رأی‌دهندگان فراهم کند. به گفته او، حزب کارگر نتوانسته تغییراتی را که مردم بریتانیا سزاوارش بودند، محقق کند و راه را برای رشد حزب راست‌گرای Reform UK باز گذاشته است.

کوربین همواره هدف کارزارهای رسانه‌ای و اتهام‌های بی‌اساس از جمله یهودستیزی بوده است. حتی روزنامه گاردین که گرایش چپ دارد، بارها او را به‌طور غیرمستقیم به یهودستیزی متهم کرده است.

اسناد افشاشده در مستند The Labour Files شبکه الجزیره نشان داد که بسیاری از این اتهامات ساختگی و با هدف حذف هواداران کوربین از حزب مطرح شده‌اند.

کوربین باور دارد که بسیاری از احزاب سوسیال‌دموکرات اروپا با تکرار گفتمان راست‌گرایان دربارهٔ پناهندگان، ناخواسته به رشد احزاب راست کمک کرده‌اند.

اما محبوبیت حزب جدید کوربین نشان می‌دهد که چپ نیز می‌تواند از نارضایتی عمومی بهره ببرد، به‌شرط آن‌که صادقانه سخن بگوید و راه‌حلی واقعی ارائه دهد.

طبق نظرسنجی‌ها، بسیاری از رأی‌دهندگان تمایل دارند به حزب کوربین رأی دهند. تاکنون بیش از ۶۰۰ هزار نفر به عضویت این حزب درآمده‌اند که این رقم می‌تواند آن را به بزرگ‌ترین حزب سیاسی بریتانیا بدل کند. برخی سیاست‌مداران حزب کارگر نیز به حزب او پیوسته‌اند.




یا سوسیالیسم، یا فاشیسم: نبرد برای آینده روسیه

زوگانف در جریان شرکت در همایش ملی آموزش جوانان در سخنانش، بر افزایش تهدیدهای داخلی و خارجی تأکید کرد و گفت اگر پیروزی تازه‌ای به‌دست نیاید، آینده‌ای نخواهیم داشت. زوگانف پنج بحران عمده را برمی‌شمارد:
«رشد ضعیف اقتصادی، کاهش جمعیت، فقر، کم‌توجهی به علم و آموزش، و نبود انسجام اجتماعی.» زوگانف به تهدید درونی اشاره می‌کند و از وجود «ستون پنجم» (نیروهای نفوذی غرب‌گرا یا سودجو در دل حاکمیت) انتقاد می‌کند.

زوگانف با حسرت از دوران شوروی یاد می‌کند، دورانی که به گفته‌ی او، «انسانِ امیدوارِ تاریخی» پرورش می‌یافت—انسانی که مسئولیت اجتماعی داشت و در مسیر ساختن آینده‌ای بهتر برای همه گام برمی‌داشت.
او اما می‌گوید که در نظام کنونی، انسان‌ها به «مصرف‌کنندگان خودمحور» تبدیل شده‌اند؛ شخصی‌سازی، رقابت بیمارگونه و بی‌تفاوتی اجتماعی جای همبستگی و آرمان‌خواهی را گرفته است. او از «برنامهٔ پیروزی» حزب کمونیست سخن گفت که با همکاری دانشمندان برجسته تهیه شده و هدف آن رساندن کشور به سطحی نو از پیشرفت است.

او به نقش خود در مبارزه با فروپاشی اتحاد شوروی و مخالفت با اصلاحات گورباچف اشاره کرد و گفت ملت روس در این سال‌ها بیشترین آسیب را دیده است.

زوگانف عملکرد فراکسیون حزب در دومای روسیه را مثبت ارزیابی کرد و گفت حزب در حال تربیت نیروهای جوان و فعال است. وی از دستاوردهای ورزشی و فعالیت‌های سیاسی جوانان کمونیست نیز یاد کرد و از آن‌ها خواست به مطالعهٔ آثار وی بپردازند.

در مناظرات سیاسی، او تأکید کرد که تنها با بسیج جوانان و ارادهٔ ملی می‌توان با فاشیسم مقابله کرد. در پایان، زوگانف گفت: آینده یا سوسیالیسم است، یا فاشیسم. من مطمئنم شما عدالت را برمی‌گزینید.

زیوگانوف گفت: حزب کمونیست اکنون در صف مقدم مبارزه با نئونازیسم قرار دارد. اعضای حزب کودکان مناطق جنگ‌زده را می‌پذیرند و خود نیز در میدان نبرد حضور دارند. «فقط کمونیست‌ها توانستند فاشیسم را شکست دهند.»




سلاح‌های هسته‌ای باید ممنوع و نابود شوند

امروزه جهان با تهدید جدی سلاح‌های هسته‌ای مواجه است. چه چیزی طبیعی‌تر است از اینکه کشورهای جهان به ممنوعیت کامل این تسلیحات مرگبار بپیوندند و در روند نابودی همه آن‌ها همکاری کنند؟

۶ اوت سال ۲۰۲۵، هشتادمین سالگرد بمباران اتمی هیروشیما است؛ رویدادی که هزاران نفر را به کام مرگ کشاند و رنج‌های زیادی به بار آورد. از آن زمان تاکنون، ۹ کشور شامل آمریکا، چین، فرانسه، بریتانیا، روسیه، هند، اسرائیل، پاکستان و کره شمالی به این سلاح‌های کشنده دست یافته‌اند و در مجموع حدود ۱۴ هزار کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند که می‌تواند زندگی بر روی زمین را نابود کند.

اگر هیچ کشوری حاضر به آغاز مذاکرات خلع سلاح نشود، تهدید هسته‌ای همچنان پابرجا خواهد ماند. دبیرکل سازمان ملل بارها هشدار داده که جهان در معرض بزرگ‌ترین تهدید هسته‌ای پس از دوران جنگ سرد است.

در سال ۲۰۱۷، مجمع عمومی سازمان ملل معاهده‌ای برای ممنوعیت سلاح‌های هسته‌ای تصویب کرد که توسعه، آزمایش، تولید، نگهداری، انتقال، استفاده یا تهدید به استفاده از این تسلیحات را ممنوع می‌کند. ۱۲۲ کشور به این معاهده رأی مثبت دادند و تا کنون بیش از ۵۰ کشور آن را امضا و تصویب کرده‌اند.

با این حال، برخی کشورها از پیوستن به این معاهده خودداری کرده و معتقدند توافق‌های فعلی برای کنترل سلاح‌های هسته‌ای کافی است؛ توافق‌هایی که تنها نظارت بر کشورهایی که سلاح هسته‌ای دارند را پیش‌بینی می‌کنند. این دیدگاه نادرست است، زیرا تا زمانی که سلاح‌های هسته‌ای وجود داشته باشند، خطر استفاده از آن‌ها، چه عمداً و چه به اشتباه، باقی می‌ماند.

معاهده سازمان ملل خواستار خلع سلاح همزمان و متقابل همه کشورهای دارای سلاح هسته‌ای است؛ هیچ‌کس خواستار خلع سلاح یک‌جانبه نیست.

اگر هیچ کشوری اولین گام را برندارد، تهدید هسته‌ای ادامه خواهد داشت و جهان در معرض خطر نابودی قرار خواهد گرفت.

کنترل و نظارت کافی نیست؛ سلاح‌های هسته‌ای باید ممنوع و نابود شوند.

جهان نیازمند همکاری جمعی برای پایان دادن به این تهدید است و اکنون زمان آن رسیده که همه کشورها مسئولیت خود را در این زمینه بپذیرند و به روند نابودی سلاح‌های هسته‌ای سرعت بخشند.




۸۰سال از هیروشیما و ناگازاکی: صدای بازماندگان بمب‌های اتمی برای جهانی بدون سلاح هسته‌ای

در ژاپن واژه‌ای ویژه وجود دارد: «هیباکوشا» که به معنی «شخص متأثر از بمب» است و به هزاران نفری اطلاق می‌شود که بمب‌های اتمی آمریکا در هیروشیما و ناگازاکی را زنده‌مانده‌اند. ۶ اوت ۱۹۴۵، یک هواپیمای آمریکایی بمبی ۴۰۰۰ کیلوگرمی را بر شهر بندری هیروشیما انداخت که در چند ثانیه این شهر را به خرابه تبدیل کرد و ۷۰ هزار نفر را به‌صورت آنی کشت. سه روز بعد بمب مشابهی بر ناگازاکی فرود آمد و ۳۹ هزار نفر را کشت. شمار زیادی از بازماندگان بعدها بر اثر تابش‌های رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.

هیباکوشاها با تشکیل سازمان «نیهون هیدانکیو» به آموزش درباره پیامدهای فاجعه‌بار سلاح‌های هسته‌ای پرداختند و سال گذشته این سازمان جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. نسل جدیدی از فعالان مانند هیدئو آسانو، هماهنگ‌کننده کمپین ژاپن برای لغو سلاح‌های هسته‌ای، می‌گویند که خطر جنگ هسته‌ای در بلندمدت بالاترین سطح است و باید پیام هیباکوشاها را جدی گرفت.

آسانو هشدار می‌دهد که سلاح‌های هسته‌ای منبع ناامنی‌اند و برخلاف ادعای دولت‌ها، صلح نمی‌آورند. کشورها میلیون‌ها دلار برای نوسازی این تسلیحات هزینه می‌کنند، در حالی که می‌توان این منابع را صرف اولویت‌های انسانی کرد. او بر ضرورت همکاری جهانی و خلع سلاح تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که معاهده ممنوعیت سلاح هسته‌ای سازمان ملل، به همت همین بازماندگان و فعالان تصویب شده است.

در نهایت، آسانو می‌گوید تاریخ هیروشیما و ناگازاکی نباید تکرار شود و ما باید برای دنیایی بدون بمب‌های هسته‌ای تلاش کنیم.




خشم از تغییر نام «بولوار استالینگراد» در فرانسه

در سال‌های اخیر، رشد روس‌هراسی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به مسئله‌ای عادی بدل شده است؛ با این حال، گاه اقداماتی صورت می‌گیرد که نه‌تنها بی‌احترامی به ملت‌ها، بلکه توهینی آشکار به تاریخ مشترک بشریت به شمار می‌روند. نمونه‌ای از این نوع رفتارها، تصمیم اخیر شهرداری شهر دْراپ در حومه نیس فرانسه است که در اقدامی بحث‌برانگیز، نام «بولوار استالینگراد» را به «ریو دو پایون» (ساحل رود پایون) تغییر داد.

این بولوار به یاد نبرد سرنوشت‌ساز استالینگراد نام‌گذاری شده بود؛ نبردی که نقشی کلیدی در شکست نازی‌ها داشت. با این حال، معاون شهردار دْراپ، الکساندرا روسو، در توجیه این تصمیم، ادعا کرد که نبرد استالینگراد «مایه افتخار تاریخی برای فرانسه نیست» — اظهارنظری که با واکنش‌های شدید در داخل و خارج فرانسه روبه‌رو شد.

این سخنان، به‌ویژه از سوی یک مقام رسمی در کشوری که تنها ۴۰ روز پس از حمله آلمان نازی تسلیم شد، تعجب‌برانگیز است. اگرچه برخی فرانسویان هنوز اشغال چهار ساله کشورشان توسط نازی‌ها را «ملایم» می‌دانند، بسیاری دیگر چنین تفسیری از تاریخ را تحریف و بی‌احترامی به قربانیان می‌دانند.

در واکنش به این تصمیم، گروهی از فعالان اجتماعی فرانسوی با انتشار طوماری از شهرداری دْراپ خواستار بازگرداندن نام «بولوار استالینگراد» شدند. در این طومار تأکید شده که نبرد استالینگراد نقش مهمی در آزادسازی فرانسه و اروپا از فاشیسم ایفا کرده و تغییر نام این خیابان، نه‌تنها تحریف تاریخ، بلکه توهین به حافظه جمعی اروپاییان است.

نویسندگان طومار همچنین هشدار داده‌اند که سوءاستفاده از بحران اوکراین برای توجیه تجدیدنظرطلبی تاریخی، گامی خطرناک در مسیر فراموشی گذشته‌ای است که نباید تکرار شود.




پیش‌بینی CEBR: ویتنام تا سال ۲۰۳۶ به دومین اقتصاد بزرگ آسیای جنوب شرقی تبدیل می‌شود

مرکز تحقیقات اقتصادی و تجاری (CEBR) در گزارش خود با عنوان «جدول رتبه‌بندی اقتصادی جهانی» پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۳۶، ویتنام به دومین اقتصاد بزرگ در آسیای جنوب شرقی پس از اندونزی و بیستمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل خواهد شد.

در این گزارش آمده است که تاریخ رشد اقتصادی جمهوری سوسیالیستی ویتنام چیزی جز یک معجزه نبوده است: اصلاحات «دوی موی» در اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، همراه با روندهای مطلوب جهانی، زمینه‌ساز رشد سریع اقتصادی و خروج کشور از وضعیت فقر شد.

ویتنام در تلاش است تا تا سال ۲۰۴۵ به کشوری با درآمد بالا تبدیل شود. برای رسیدن به این هدف، باید نرخ رشد سرانه سالانه‌ای در حدود ۵ درصد را حفظ کند. با این حال، در مسیر تبدیل شدن به یک کشور با درآمد بالا، ویتنام با چالش‌های جدی روبه‌روست. در شرایط کاهش حجم تجارت جهانی و پیر شدن جمعیت، این کشور باید کارایی اجرای سیاست‌های خود را به‌طور چشمگیری افزایش دهد، به‌ویژه در بخش‌هایی که به‌شدت تحت تأثیر خودکارسازی و تغییرات اقلیمی قرار دارند.

طبق پیش‌بینی‌های CEBR، جایگاه ویتنام در جدول اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۳۶ به‌طور چشمگیری بهبود خواهد یافت و رتبه این کشور از جایگاه ۴۱ به ۲۰ ارتقا خواهد یافت.




تلاش غرب برای جدا کردن آسیای مرکزی از روسیه

پراودا:

غرب در تلاش برای جدا کردن آسیای مرکزی از روسیه، تمرکز خود را بر پروژه‌های حمل‌ونقل گذاشته است. پس از قزاقستان، ازبکستان نیز به پروژه مسیر ترانسکاسپین پیوسته است. پس از حمایت واشنگتن از طرح صادرات گاز ترکمنستان به اروپا، تلاش‌های دیپلماتیک برای نفوذ در عشق‌آباد افزایش یافته است. نخبگان سرمایه‌داری با شناخت اهمیت مسیرهای حمل‌ونقل به‌عنوان رگ‌های حیاتی اقتصاد، تلاش می‌کنند با کنترل این مسیرها نفوذ خود را در مناطق کلیدی افزایش دهند. پروژه ترانسکاسپین نمونه‌ای از این استراتژی است که با هدف هدایت بارهای چین و آسیای مرکزی به دور از روسیه طراحی شده است و ترکیه و آذربایجان به‌عنوان نقاط انتقالی آن عمل می‌کنند. قزاقستان بیشترین حمایت را به این طرح می‌کند و حجم حمل‌ونقل باری آن در این مسیر در سال گذشته ۶۲ درصد افزایش یافته.

ازبکستان نیز به پیروی از قزاقستان، با برگزاری مذاکرات با ترکیه و آذربایجان، همکاری‌های خود را در این پروژه گسترش داده است. وزرای امور خارجه، اقتصاد و حمل‌ونقل این سه کشور بر تقویت ارتباطات حمل‌ونقلی و توسعه ظرفیت‌های مسیر تأکید کرده‌اند. در دیدارهای اخیر، برنامه‌هایی برای توسعه بنادر و راه‌آهن مرتبط و دیجیتالی کردن روندهای گمرکی مطرح شده است. همچنین توافقاتی برای همکاری در ایجاد ناوگان کشتی‌رانی در دریای خزر بین آذربایجان و ازبکستان وجود دارد.

ترکمنستان با ذخایر غنی هیدروکربنی خود نیز توجه سرمایه‌گذاران غربی را جلب کرده است. پروژه ساخت خط لوله گاز ترانسکاسپین با حمایت آمریکا و برنامه‌ریزی برای صادرات گاز به اروپا، زمینه همکاری نزدیک‌تر عشق‌آباد با اتحادیه اروپا و ترکیه را فراهم کرده است. توافق‌های مبادله‌ای گاز بین ترکمنستان و ترکیه گامی نخست برای تحقق این هدف است. این روندها نشان‌دهنده تلاش غرب برای کاهش نفوذ روسیه در آسیای مرکزی و گسترش حضور خود در این منطقه است.