امریکا، اروپا را از شریک به رقیب تنزل داد

✍️

رقابت جهانی هر روز افزایش می یابد و منابع دزدی امپریالیست ها هر روز کاهش. کشورهای جنوب مثل گذشته حاضر به غارت منابع خود نیستند و این تغییر سیاست جایگاه اروپا را برای امریکا از شریک به رقبب پایین آورد.

🔍 پرده‌برداری از یک واقعیت پنهان
آنچه امروز در سیاست جهانی جریان دارد، نه یک تغییر ناگهانی، بلکه عیان‌شدن نظمی است که سال‌ها پشت واژگانی چون اخلاق، ارزش‌های مشترک و دیپلماسی پنهان شده بود. 🎭

🛡️ رقابت بی‌رحمانه و اولویت منافع
سطح رقابت جهانی امروز به‌قدری فشرده و سخت شده که هر قدرتی، پیش از هر چیز، به دنبال منافع مستقیم خود است. در چنین شرایطی، ایالات متحده بدون پرده‌پوشی، سیاست خود را بر اساس سود، قدرت و کارآمدی تنظیم می‌کند. اتحادها تا جایی معنا دارند که کارکرد داشته باشند و هیچ تضمین دائمی در این بازی وجود ندارد. هر بازیگری که نتواند وزن واقعی خود را تحمیل کند، به‌سادگی به حاشیه رانده می‌شود. 🔥

🧩 زبان جدید، سیاست قدیمی
منطق حاکم همواره بر پایه مالکیت، منفعت و کارکرد شکل گرفته، اما امروز دیگر نیازی به پوشاندن آن با نقاب اخلاقی دیده نمی‌شود. همین عریانی زبان است که اروپا را بیش از خود سیاست‌ها دچار شوک کرده است. 🗣️

🧨 کارت امپریالیستی اروپا و تعریف رقیب
اروپا اکنون تلاش می‌کند کارت امپریالیستی خود را دوباره به بازی بگیرد؛ اما این‌بار نه از موضع اطمینان، بلکه از سر اضطراب. در این مسیر، امریکا نه شریک، بلکه به‌عنوان رقیب تعریف می‌شود.. ♟️

📌
مسئله اصلی نه یک فرد خاص است و نه یک رویکرد مقطعی. امریکا به رهبری ترامپ نیازی برای زبان دیپلماسی برای پوشاندن منافع امپریالیستی خود نمی بیند. 🌐




درس‌هایی برای امروز: در جستجوی جایگزین‌ها

💡

🌱 درس‌های DDR برای امروز
امروز، در جهانی که بحران‌های چندگانۀ سرمایه‌داری نئولیبرال—نابرابری شدید، فقر، بحران مسکن، تخریب محیط زیست و بی‌ثباتی سیاسی—را تشدید کرده است، تاریخ و تجربۀ DDR بیش از هر زمان دیگری مرتبط و الهام‌بخش است. این تاریخ یادآوری می‌کند که جایگزین‌هایی برای سیستم سرمایه‌داری وجود داشته و دارد. DDR نشان داد که می‌توان اقتصاد را حول محور نیازهای اساسی مردم—حق مسکن، کار با معنا، آموزش رایگان و سلامت همگانی—سازمان داد، نه صرفاً حول سود.

🤝 همبستگی بین‌المللی واقعی
DDR همچنین نمونه‌ای از همبستگی بین‌المللی واقعی بود که بر اساس احترام متقابل و حمایت بی‌چشم‌داشت شکل گرفت. این در مقابل کمک‌های توسعه‌ای امپریالیستی قرار می‌گیرد که کشورهای دریافت‌کننده را در بند بدهی و وابستگی نگه می‌دارند. تجربه DDR نشان داد که حمایت مؤثر و انسانی می‌تواند کاملاً متفاوت از سیاست‌های استثمارگرایانه باشد.

📚 یادگیری از موفقیت‌ها و محدودیت‌ها
بازنگری در میراث DDR به این معنا نیست که نواقص، اشتباهات و محدودیت‌های آن را نادیده بگیریم. بلکه به این معناست که از موفقیت‌ها و شکست‌ها به عنوان یک گنجینۀ تجربی برای ساختن جنبش‌های اجتماعی مترقی‌تر، دموکراتیک‌تر و انسانی‌تر در قرن بیست و یکم بیاموزیم.

🌟 آینده و الهام از گذشته
آینده می‌تواند درس‌های ارزشمندی از گذشته بگیرد: اقتصاد و جامعه می‌توانند حول رفاه، عدالت و همبستگی واقعی سازماندهی شوند. DDR تجربه‌ای است که نشان می‌دهد تغییر امکان‌پذیر است و انسان می‌تواند جوامعی بسازد که در آن‌ها زندگی با معنا، امنیت و فرصت برای همه اولویت داشته باشد.




نئولیبرالیسم و نبرد فرهنگی

⚔️

نئولیبرالیسم تنها یک شیوه تولید نیست، بلکه سرشت همگرایی انسان را هدف گرفته است. مقابله با پیامدهای فرهنگی آن نیازمند روانشناس یا خرید کالا نیست، بلکه نیازمند جهان‌بینی همگرا است.

🏛 ایجاد ساختار انسانی نوین

برای این هدف، باید ساختاری ایجاد شود که مالکیت عمومی جایگزین مالکیت خصوصی شود و انسانی نوین با ویژگی‌های انسانی شکل گیرد. تا آن زمان، باید در هر سنگر فرهنگی در برابر بورژوازی ایستاد و نبرد کرد.

📚 توانایی مارکسیسم و چالش درونی

مارکسیسم ابزارهای ایدئولوژیک و دانش انقلابی برای پیروزی در این پیکار را دارد، اما هواداران ایرانی به دلیل نهادینه شدن ویژگی‌های جامعه نئولیبرال دچار درون‌گرایی شده‌اند و انجام وظایف دشوار شده است.

🤝 شناخت جمعی و همکاری

شناخت جامعه و نبرد فرهنگی تنها از طریق همکاری، گفتگو و خرد جمعی ممکن است. هیچ فردی نمی‌تواند دانش همه پدیده‌ها را داشته باشد، اما با داد و ستد اندیشه‌ها می‌توان به شناخت و دگرگونی واقعی دست یافت و سرشت جامعه را تغییر داد.




تحریم ژاک بود؛ سانسور صدای متفاوت در اروپا

🚨
اتحادیه اروپا اخیراً نام ژاک بود، کارشناس اطلاعاتی سوئیسی و نویسنده شناخته‌شده را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است. این اقدام نشان‌دهنده تلاش بروکسل برای حذف صداهایی است که با روایت رسمی غرب از جنگ اوکراین همخوانی ندارند.

📚 پیشینه ژاک بود
بود، سرهنگ سابق ارتش سوئیس و عضو اطلاعات راهبردی این کشور، آموزش‌های خود را در سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا گذرانده است. او سال‌ها در سازمان ملل، اتحادیه آفریقا و ناتو فعالیت داشته و در زمینه مبارزه با گسترش سلاح‌های سبک مسئولیت‌های مهمی بر عهده داشته است. همچنین در بحران اوکراین ۲۰۱۴ نقش مشاوره‌ای ایفا کرده و کتاب‌های متعددی درباره جنگ، تروریسم و اطلاعات منتشر کرده است.

🎥 حضور رسانه‌ای
ژاک بود در سال‌های اخیر به‌طور مرتب در رسانه‌ها و کانال‌های یوتیوب مانند Dialog Works و Glenn Diesen حضور داشته است. تحلیل‌های او بر پایه منابع مستند و یادداشت‌های دقیق ارائه می‌شوند، به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران و علاقه‌مندان به مسائل ژئوپلیتیک به آثارش رجوع می‌کنند.

⚖️ واکنش اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا او را به «ابزار تبلیغات روسیه» و «ترویج نظریه‌های توطئه» متهم کرده است. این تصمیم شامل مسدودسازی دارایی‌ها، ممنوعیت ورود به خاک اروپا و محدودیت‌های مالی است. بسیاری این اقدام را نشانه‌ای از ضعف دموکراسی در اروپا و تلاش برای کنترل روایت‌ها می‌دانند.

🔍 پیامدها و اثر استرایسند
تحریم ژاک بود احتمالاً نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. تلاش برای سانسور او باعث افزایش توجه عمومی به آثار و دیدگاه‌هایش می‌شود؛ همان چیزی که به‌عنوان «اثر استرایسند» شناخته می‌شود. اکنون بسیاری از منتقدان، این اقدام را اشتباه بزرگ بروکسل می‌دانند.

🎁شناخت و مطالعه آثار ژاک بود می‌تواند دیدگاه متفاوتی از جنگ اوکراین و سیاست‌های غرب ارائه دهد. حمایت از او با خرید کتاب‌هایش یا دنبال کردن گفت‌وگوهایش در رسانه‌ها، راهی برای مقابله با سانسور و حفظ آزادی اندیشه است.




«مزدک؛ مصلحی که تاریخ رسمی حذفش کرد»

⚖️
جنبش مزدک یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جنبش‌های اجتماعی ایران باستان است؛ اما آنچه امروز در کتاب‌ها درباره او می‌خوانیم، عمدتاً حاصل نگاه دشمنانش است.

🌍 مزدک نه یک شورشی بی‌هدف، بلکه مصلح اجتماعی بزرگی بود که در دوره ساسانیان پرچم برابری‌خواهی را برافراشت. جامعه آن دوران به‌شدت طبقاتی و فئودالی بود:

  • 👑خاندان سلطنت 🏰 ملاکان بزرگ ⛪موبدان

اکثریت مردم یا برده بودند یا رعیت، و بیش از ۱۲۵ نوع مالیات رسمی و مذهبی بر آن‌ها تحمیل می‌شد.

✊ مزدک با طرح «حق همگان» خواستار تقسیم عادلانه منابع، کاهش قدرت طبقات ممتاز و اصلاح فساد نهادهای مذهبی شد. او توانست بسیاری از مغان رده پایین و توده‌های فقیر را جذب کند و آثار فردوسی نشان می‌دهد که مزدک بر ضرورت برابری اقتصادی تأکید داشته و مخالف انباشته‌شدن ثروت در دست گروهی خاص بود.

⚡ حکومت ساسانی که اتکای خود را بر ائتلاف سلطنت و روحانیت می‌دید، این جنبش را تهدیدی بزرگ تلقی کرد. خسرو انوشیروان با خشونتی بی‌سابقه دستور قتل هزاران مزدکی را صادر کرد و با تبلیغات گسترده و نسبت دادن اتهامات ناروا—از جمله «اشتراکی بودن زنان»—چهره آنان را مخدوش نمود.

📖 این روش دیرینه قدرت‌هاست: ابتدا اصلاح‌طلبان را سرکوب می‌کنند، سپس تاریخ را بازنویسی می‌کنند تا جنایت‌ها را توجیه کنند.

💡 متأسفانه روایت رسمی نوشته‌شده توسط فاتحان، طی قرن‌ها چنان تکرار شده که بسیاری هنوز مزدک را با اتهامات بی‌اساس می‌شناسند. امروز زمان آن است که با بازخوانی منابع تاریخی و توجه به شرایط اجتماعی آن دوران، نقش واقعی مزدک به‌عنوان یکی از پیشگامان عدالت‌طلبی ایران دوباره شناخته شود.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




آزادی از سلطه سود و توسعه انسانی

🌱

یکی از اصول بنیادین سوسیالیسم، آزادی از «اصل سود» است. در نظام سرمایه‌داری، هدف اصلی تولید، افزایش سود و مرفهیت سرمایه‌داران است. با اجتماعی‌کردن ابزار تولید و انتقال مالکیت آن‌ها از بخش خصوصی به جامعه، این مشکلات از ریشه حل می‌شوند.

🕊 محور توسعه انسانی

در جامعه سوسیالیستی، محور توسعه نیازهای انسانی و اجتماعی است. کاهش ساعات کار و تأمین وقت آزاد برای افراد، فرصت شکوفایی استعدادها و توانایی‌های فردی را فراهم می‌سازد.

⚙️ بازیابی نیروهای تولیدی

یکی از عناصر کلیدی سوسیالیسم، بازیابی نیروهای تولیدی از کنترل سرمایه و واگذاری آن‌ها به کارگران است. ویژگی‌های کلیدی این نیروها در جامعه سوسیالیستی شامل:

  • دسترسی انسان‌ها به ابزار تولید همراه با وقت آزاد، ارتقای کیفیت زندگی کارگران
  • سازگاری با حفاظت از محیط زیست

مارکس در نظریه خود بر اهمیت «زمان آزاد» به عنوان ثروت واقعی تأکید کرده است. در جوامع سرمایه‌داری، نه تنها محصولات کار، بلکه وقت آزاد انسان نیز به غارت رفته است.




لنین، انقلاب در پیرامون و الهام‌بخشی به مائو — چرا حاشیه می‌تواند مرکز انقلاب باشد؟

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review

🌍 لنین: انقلاب فقط از اروپا نمی‌آید
🔥 برخلاف تفسیرهای تقلیل‌گرایانه، لنین مبارزات کشورهای تحت ستم را صرفاً «ابزار کمکی» برای انقلاب اروپا نمی‌دانست. او در سخنرانی برای خلق‌های شرق (۱۹۱۹) گفت:
«انقلاب سوسیالیستی… مبارزهٔ تمام مستعمرات و کشورهای تحت ستم علیه امپریالیسم بین‌المللی خواهد بود.»
این یعنی پیرامون می‌تواند اولویت استراتژیک انقلاب باشد، نه حاشیهٔ فرعی آن.

⚒️ ماهیت دوگانهٔ جنبش‌های ملی
لنین در گزارش کمیسیون مسائل ملی و استعماری (۱۹۲۰) توضیح داد که این جنبش‌ها — به دلیل توسعه‌نیافتگی — در آغاز ماهیتی بورژوایی–دموکراتیک دارند. وظیفهٔ کمونیست‌ها؟
👉 حمایت انتقادی
🚩🛡️اما فقط تا زمانی که این جنبش‌ها واقعاً انقلابی باشند و علیه امپریالیسم و فئودالیسم بجنگند.

⛔ ردّ جبرگرایی سرمایه‌داری
لنین با این ایده که «کشورهای تحت ستم ناگزیر باید تمام مراحل سرمایه‌داری را طی کنند» به‌شدت مخالفت کرد. او با الهام از تجربهٔ روسیه، امکان گذار به سوسیالیسم را مطرح کرد — مشروط به:

  • رهبری پرولتاریا 👷‍♂️
  • اتحاد با دهقانان 🌾
  • پیوند انقلابی با جمهوری‌های شوروی ⭐

🏭 از لنین تا مائو: شکل‌گیری یک تئوری انقلابی جدید
✊🌾 این دیدگاه، پایهٔ تحلیل انقلابیون بعدی شد. مائو تسه‌تونگ در «تحلیل طبقاتی جامعهٔ چین» (۱۹۲۶):

  • بین بورژوازی کمپرادور (متحد امپریالیست‌ها) و بورژوازی ملی دوپهلو تمایز گذاشت.
  • و بر اتحاد پرولتاریا + دهقانان + خرده‌بورژوازی به‌عنوان نیروی اصلی انقلاب ضدامپریالیستی و دموکراتیک جدید تأکید کرد.



مسأله چیست؟ رابطه یا تسلیم؟

🌍🤝
در یادداشتی اصلاح‌طلبانه که اخیراً در روزنامه شرق منتشر شده، صحبت از روابط با امریکا شد. آنچه برجسته می‌شود اساساً «رابطه برابر با آمریکا» نیست. رابطه، در معنای سیاسی و دیپلماتیک آن، امری طبیعی است: هر کشوری باید بتواند با هر کشور دیگری که زورگو نباشد و به حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی احترام بگذارد، روابطی برابر، سالم و مبتنی بر منافع متقابل داشته باشد.
اما آمریکا دقیقاً نقطه مقابل این تعریف است؛ قدرتی که تحریم، تهدید، فشار و مداخله را ابزار عادی سیاست خارجی خود می‌داند.

📉🦅 گفتمان اصلاح‌طلبانه: واقع‌بینی یا توجیه تسلیم؟
وقتی آمریکا به‌عنوان قدرت بلامنازع و تغییرناپذیر معرفی می‌شود، این دیگر واقع‌بینی نیست؛ این نهادینه‌کردن پذیرش سلطه است.
در این روایت، مشکلات ساختاری اقتصاد، فساد، ناکارآمدی و وابستگی، همگی به تحریم تقلیل داده می‌شود تا نسخه نهایی، یعنی عقب‌نشینی سیاسی، توجیه شود. یک کلمه از اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی گفته نمی شود.

💼💰 پای منافع طبقاتی در میان است
لایه‌های مالی و بوروکراتیک بورژوازی انگلی، که حیاتشان به رانت، واسطه‌گری، واردات و پیوند با سرمایه جهانی گره خورده، خواهان تسلیم کامل در برابر خواست‌های آمریکا هستند.
برای این لایه‌ها، رفع تحریم به هر قیمت، حتی با قربانی‌کردن استقلال سیاسی، سودآور است.

🏭⚙️ شکاف درون بورژوازی
در مقابل، بخش‌هایی از بورژوازی تجاری و نظامی، تسلیم کامل را به نفع منافع طبقاتی خود نمی‌دانند. نه از سر آرمان‌گرایی، بلکه چون می‌دانند حذف کامل اهرم‌های قدرت و چانه‌زنی، جایگاه آنان را نیز تضعیف می‌کند.

🚫 پس بحث، «رابطه با آمریکا» نیست؛ بحث، نوع رابطه است. آنچه امروز از سوی اصلاح‌طلبان تبلیغ می‌شود، رابطه برابر نیست، بلکه پذیرش نظم تحمیلی و سرسپردگی سیاسی–اقتصادی است. و این، مسیری است که نه به توسعه می‌رسد و نه به عدالت، بلکه تنها به بازتولید وابستگی می‌انجامد.