نقاب دروغین دموکراسی؛ چهره واقعی اشغال و ترور

آمریکا و اسرائیل همیشه ادعا می‌کنند که برای “دموکراسی” و “امنیت” می‌جنگند. اما تاریخ نشان داده که این تنها یک دروغ بزرگ است. آمریکا در عراق به بهانه تسلیحات کشتار جمعی که وجود نداشت، حمله کرد و یک میلیون نفر را کشت. در افغانستان، پس از ۲۰ سال جنگ، طالبان دوباره به قدرت رسید. در فلسطین، اسرائیل با اشغال سرزمین‌ها و کشتار مردم، هرگز به دنبال صلح نبوده است. 

حقیقت این است که این کشورها نه برای دموکراسی، بلکه برای کنترل منابع و تضعیف دشمنان خود می‌جنگند. نفت عراق، گاز سوریه، و موقعیت استراتژیک خاورمیانه همگی اهدافی هستند که آمریکا و اسرائیل به دنبال آن‌ها هستند. 

اما نتیجه چه بوده است؟ بی‌ثباتی، گسترش تروریسم و رنج بی‌پایان مردم. میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند، اقتصاد کشورها نابود شده و نسل‌های آینده در تاریکی جنگ بزرگ می‌شوند. 

تا کی باید این جنایات ادامه یابد؟ جهان باید بیدار شود و از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا و اسرائیل فاصله بگیرد. 




طبقات – پدیده‌ای تاریخی- ۱


طبقات اجتماعی همیشه وجود نداشته‌اند. از پیدایش انسان مدرن حدود ۳۰۰ هزار سال پیش تا ۱۰ هزار سال پیش از میلاد، جامعه‌ی انسانی به معنای مارکسیستی، فاقد طبقات بود. انسان‌ها در قالب گروه‌های کوچک زندگی می‌کردند، به شکار، ماهیگیری و جمع‌آوری غذا مشغول بودند، و به‌طور جمعی برای بقای خود تلاش می‌کردند.
تولید ابزار و مالکیت خصوصی محدود بود. انباشت ثروت، حرص و طمع هنوز شکل نگرفته بود. روابط اجتماعی بر مبنای همکاری و نیاز شکل می‌گرفت، نه استثمار و مالکیت. مارکس این نوع جامعه را «کمونیسم ابتدایی» می‌نامد. جامعه‌ای راکد که گذر زمان در آن محسوس نبود، افسانه جای تاریخ را گرفته بود و ساختار قدرت بیشتر بر پایه‌ی سن و تجربه بود تا ثروت و مالکیت.

انقلاب نوسنگی: آغاز جامعه‌ی طبقاتی و جهش بزرگ تاریخ
هزاران سال طول کشید تا انسان از یک زندگی پراکنده و جمع‌آورانه به‌سوی ساختارهای اجتماعی پیچیده حرکت کند. جامعه‌ی شکارچی-گردآورنده، که در آن همه تقریباً در شرایط برابر زندگی می‌کردند، فاقد مازاد تولید بود. اما با وقوع انقلاب نوسنگی، حدود ۱۰ هزار سال پیش در خاورمیانه، تغییرات بنیادینی آغاز شد: کشاورزی پدید آمد، دامداری شکل گرفت، و انسان توانست منابعی بیش از نیاز روزمره تولید کند؛ یعنی مازاد تولید.

این مازاد پایه‌ی شکل‌گیری جامعه‌ی طبقاتی شد. برای اولین‌بار، بخشی از جامعه توانست بدون کار تولیدی زندگی کند؛ چراکه دیگران برایشان کار می‌کردند. بدین ترتیب، دو طبقه‌ی اصلی ایجاد شد: طبقه‌ی حاکم و مالک که به منابع دسترسی داشت، و طبقه‌ی فاقد مالکیت که ناگزیر به کار کردن بود.




جواب به والنتین کاتاسف: در مقالۀ جنگ در خاور میانه و آینده اسرائیل

فرح نوتاش جبهۀ جهانی ضد امپر یالیسم قدرت زنان 26.06.2025

آقای کاتاسف!

حاکمیت مرتجع ملایان وابسته به انگلیس، که به علت قرن ها نفوذ انگلیس در مذهب رسمی کشور، چه قرن ها از بالای منبر، و چه نزدیک به نیم قرن حاکمیت کنونی اش بر ایران ، جان مردم ایران را به ستوه آورده ، به دنبال خلافت جهانی اسلامی تحت قیومیت انگلیس بوده است. و هیچ گونه دفاع و توجیه و حمایت از آن نه انسانی و نه در حیطه تفکر یک انسان مترقی امروز می تواند قابل قبول و تصور باشد. و جا انداختن هر گونه حمایت از این اشرار فقط خیانت محض به انسانیت تلقی می شود.

و در مقابل نیز، هر گونه دفاعی از اسرائیل و آمریکا، نیز، جز لکۀ ننگی بر شرافت و انسانیت چیز دیگری نمی تواند باشد. و نه تنها نتان یاهو، با تکیه بر تمام مطالب تاریخی که شما در مقاله خود آورده اید، که آمریکا علنن با طرح جهانی شدن صهیونیست ها، درست پا در همان مسیر نهاده است. و بانک جهانی با خصوصی سازی، بکوب در حال پیشبرد همان برنامه است. و رژیم ملا نیز از پیروان مطیع بانک جهانی است.

نتان یاهو فرد جنایتکار و بیماریست که با حمایت گسترده صهیونیست های بین الملل دارد مرتکب نفرت انگیزترین جنایت ها علیه بشریت شده و تمدن انسان را نادیده می گیرد.

سوار بر موج انقلاب مردم ایران برای آزادی و استقلال درسال ـ 1357ـ 1979، رژیم ملا شکل گرفته است. روح اله خمینی اخوان المسلمینی انگلیسی، از همان روز اول ابراز کرد که انقلاب خود را صادر خواهیم کرد. اوملی گرائی را محکوم کرد و در مقابل از خلافت گسترده جهانی یک ولی فقیه بر تمام امت جهانی اسلام جانبداری کرد.

و این رژیم ، پس از خمینی نیز تمام بودجه ملت ایران را برای ترویج خرافات در ایران و جهان، و ظهور امام دوازدهم تحت سازمان دهی انگلیس با نام سازمان حجتیه ، پیرو ظهور امام دوازدهم، خرج کرده است. و در این میان فلسطین، جزو ممالک مورد نظر برای سلطه اسلامی، سازمان های اصیل مبارزاتی خود را توسط این رژیم از دست داده و حماس با همکاری این رژیم و اسرائیل تاسیس و ارتقاء داده شده است. و این انحراف در عرصه مبارزاتی ملتی را با بودجه ایران باعث شده است. و در همان زمان برای فرو ریختن حاکمیت سوسیالیستی در افغانستان، دوش به دوش آمریکا و سازمان های مائویستی همکاری کرده تا روزی که آمریکا کلید آفغانستان را به طالبان منحوس سپرده، و این رژیم ملا آرام گرفته است.

این رژیم در فرو پاشاندن عراق و تبدیلش به کاروانسرای بی درو پیکر، همکار آمریکا بوده و توسعه خرافات را با بقعه های طلا به دیگر ممالک و تاراج ارز ملی ایران برای اشاعه خرافات و حجاب در جهان،از کامبوج تا آمریکای لاتین، وظیفه دیکته شده خود تحت فرمان انگلیس اجرا کرده و هر گاه ملت ایران اعتراض کرده با تفنگ ساچمه ای تا جنگی، به چشمان دختران و زنان و کشتار مردان درخیابان دست زده است. و برای نجات خود متوسل به عضویت در سازمان های شانگهای و بریکس شده است. در جایی که رژیم ملا نیابتی انگلیس، و عین امپریالیسم بوده است. ضد آمریکا بودن ظاهری، برای انگلیسی بودن ملایان است. نه ضد امپریالیست بودن آنان. این اشتباه محض است که آنان را ضد امپریالیست معرفی کنیم.

در جایی که لیست بالا بلندی از فرزندان ملایان، موجود است، که با میلیلارد ها دلار ارز ملی ایران به آمریکا در زمان اوباما منتقل شده اند.

تقیه در اسلام، یعنی دروغ گفتن به دشمن. و این ملایان همواره به ملت ایران دروغ گفته اند. وچرا باید انتظار داشت که به دیگران دروغ نگویند؟ پایگاه انرژی هسته ای بوشهر در ایران، در زمان محمد رضا شاه، به پیشنهاد آمریکا تاسیس شد. و تاسیس آن در بوشهر نه برای منافع صلح آمیز ملت ایران ، بلکه برای حفاظت از منافع آمریکا در خاور میانه علیه اتحاد جماهیر شوروی بوده است. ولی بعد از انقلاب مخملی انگلیسی 1357 در ایران، آمریکا خواهان برچیدن آن شد. و ملایان خواهان برقراری و رشد آن. نه برای رفاه مردم ایران، که فراتر از ده میلیون از فرزندان ملت ایران، کودکان خیابانی شده اند. و توان مدرسه رفتن ندارند. برای خلافت جهانی بر امت اسلامی! برای ابر قدرت شدن در منطقه و جهان! چرا باید حقیقت را کتمان کرد ؟ این یک حاکمیت کثیف دست نشانده ، که به دنبال پیاده کردن حاکمیت انگلیس بر جهان از طرف خلیفه مسلیمن بوده است.

بله، بمب اتم تنها چیزیست که در زیر پوشش انرژی صلح آمیز از ابتدا به دنبال آن بوده است.

ولی مگر نه این که اسرائیل استعمار گر جنگ افروز آدمکش نیز، عیننا برای همین منظور دارای بمب اتم است؟!

مگر نه این که آمریکا از روز 6 اوت 1945 درست با تکیه بر همین بمب اتم به جهان زور نگفته؟ پس برای چه حقیقت را از مردم پنهان می کنیم و می گوئیم اسرائیل به دنبال تصرف ایران بوده ؟! او خواهان استعمار آسان است. و ایران با تمام نیابتی های خود در منطقه مزاحم اوست و از طرفی می خواهد بمب اتم هم داشته باشد! و هر روز در اخبار می آید که فردی از این حاکمیت می گوید که اسرائیل را بزودی از روی نقشه محو خواهند کرد. و اسرائیل با توجه به نیت ملایان دال بر محو آنان ، سال های زیادی است که می خواهند به به سایت های اتمی ایران حمله کنند.

وحال حمله کرده. و در این بمباران ها، هرگز آسیبی به ملایان وارد نکرده اند، چون ملایان از شاخه دیگر همان فرقه خود اسرائیلی ها هستند. اسرائیل نیروهای مسلح در خدمت ملایان را زده و سایت ها را از کار انداخته است. این که اسرائیل می خواسته ایران را تصرف کند و نتوانسته، فقط تحسین دروغین از ملایان است. در جایی که حقیقت این است.

در این حملات، ثروت بیکران ایرانیان نابود شده است. و 40000 زخمی و 928 کشته شده اند. نجات اعضای بریکس، پنهان کردن حقیقت است. رژیم ملا در خواب و بیداری در هپروت بوده و فقط به زور نیورهای مسلح خود توانسته بر ملت ایران زور بگوید. دفاع چین وروسیه از رژیم ملا ، آنان را همچون امپریالیست های دیگر در مقابل ملت ایران قرار می دهد. و ملت ایران به چشم خود می بیند، که هیچ دوستی در میان قدرت های بزرگ ندارد و همه با ملایان دوست هستند. و ملایان دشمن جان و مال ملت ایران هستند.

ملایان هرگز از ملت ایران به عنوان ملت یاد نکرده اند. ولی در عرض این روزهای جنگ، و از دست دادن نیابتی ها، سید علی خود را به زیر چتر ملی گرائی کشیده است. ملت ایران خواهان سرنگونی این رژیم تمام انگلیسی ملایان است. ولی متشکل و مسلح نیست. و هر گاه به میدان میاید، کشته و زندانی می شود. رژیم ملا دقیقا همچون رژیم اسرائیل غاصب و غارتگر و زور گو است. رژیم اسرائیل به فلسطینیان زور می گوید. و رژیم ملا ، به ایرانیان. در واقع هر دو از یک قماش و همسانند.

ولی مسئله مهمی که جهان ما نیاز به آن دارد، قیام جهان برای خلع سلاح هسته ای در جهان است. نه توجیه و پنهان کردن این حاکمان نفرت انگیز ضد مردمی.

بله شطرنجی کردن ممالکی که از نوکران مستقیم صهیونیست های آمریکا نیستند، همواره جزو برنامه حاکمیت جهانی صهیونیست ها بوده و جاریست. ولی همه هوای نوکران انگلیس را نیز دارند! سند عدم حمله به ملایان!

سیدعلی خامنه ای صحبت از استقلال ایران می کند! ولی با بی اعتنایی به حاکمیت های ممالک دیگر، نیروهای مسلح در آن ممالک راه اندازی می کند! و خواهان قبضه حاکمیت آنان است. توجیه فساد و خطاهای این گونه حاکمیت ها و فریب ملل، زیر پرچم دروغین پیروزی، فقط کمک به اشاعه فساد در جهان است. رژیم های سرمایه داری، که تماما بر محور ستایش از خود هستند، مذهبی و غیر مذهبی ، نمی توانند به نجات انسان بیاندیشند. آنان همگی به دایره کوچک خود و نوکران مسلح خود می اندیشند.

آقای کاتاسف، هرگز شکست همه جانبه رژیم ملای انگلیسی در منطقه را پیروزی جلوه ندهیم . آنچه که در ایران توسط اسرائیل و آمریکا بمباران شده است، ثروت هنگفتی است که می باید خرج سلامت و خوشبختی ملتی بپا خاسته برای انقلاب می شد. افسوس که رژیم منفور ملایان، بیشتر آن را دزدیده، خرج غنی سازی اورانیم، اشاعه خرافات امام زمانی، و عقب بردن ملل خرج کرده است ! و دولت استعمارگر اسرائیل، با وقاحت کامل، در جایی که خود دارای بمب اتم است، می خواهد دیگران بمب اتم نداشته باشند. تا بتواند به راحتی قلدری کند.

به پا ای مردم جهان

خلع سلاح هسته ای در جهان برا ی نجات انسان و زمین

مرگ بر ملایان

مرگ بر اسرائیل اشغالگر

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




سلاح‌های آمریکایی؛ خونبهای کودکان خاورمیانه 

آمریکا بزرگ‌ترین فروشنده سلاح در جهان است، و خاورمیانه بزرگ‌ترین بازار آن. از جنگ افغانستان و عراق تا بمباران یمن و سوریه، حمله نظامی به ایران تقریباً تمام جنگ‌های اخیر منطقه با سلاح‌های آمریکایی انجام شده است. حتی گروه‌های تروریستی مانند داعش نیز از سلاح‌های ساخت آمریکا استفاده کرده‌اند که یا مستقیماً از بازار سیاه خریداری شده یا توسط متحدان آمریکا مانند عربستان به دست آن‌ها رسیده است. 

اسرائیل نیز یکی از بزرگ‌ترین دریافت‌کنندگان کمک‌های نظامی آمریکاست. سالانه میلیاردها دلار سلاح پیشرفته به این رژیم داده می‌شود تا به کشتار فلسطینیان ادامه دهد. بمب‌هایی که روی غزه ریخته می‌شود، تانک‌هایی که خانه‌ها را ویران می‌کنند، و پهپادهایی که مردم بی‌گناه را هدف قرار می‌دهند، همه “ساخت آمریکا” هستند. 

اما این سلاح‌ها چه چیزی برای مردم خاورمیانه آورده‌اند؟ ویرانی، مرگ و آوارگی. در یمن، کودکان از گرسنگی می‌میرند زیرا عربستان با حمایت آمریکا این کشور را محاصره کرده است. در فلسطین، خانواده‌ها هر روز شاهد کشته شدن عزیزانشان هستند. در عراق و سوریه، شهرها به ویرانه تبدیل شده‌اند. 

جنگ یک تجارت پرسود برای شرکت‌های اسلحه‌سازی است، اما هزینه آن را مردم بی‌پناه می‌پردازند. به جای سرمایه‌گذاری در کشتار، چرا این پول صرف آموزش، بهداشت و مبارزه با فقر نمی‌شود؟ چرا آمریکا به جای فروش سلاح، به دنبال صلح نیست؟ 

پاسخ روشن است: زیرا صلح سودآور نیست. تا زمانی که صنایع نظامی بر سیاست خارجی آمریکا حاکم باشند، جنگ ادامه خواهد داشت. اما ما، به عنوان مردم جهان، باید فریاد بزنیم: بس است! دیگر کافی است! 




نگاهی مارکسیستی به ساختار اجتماعی

از نظر مارکس، اساسی‌ترین تمایز میان مردم، رابطه‌ی آن‌ها با ابزار تولید است. بر این اساس، جامعه‌ی سرمایه‌داری شامل دو طبقه‌ی اصلی است:
سرمایه‌داران: صاحبان ابزار تولید که با استثمار نیروی کار دیگران زندگی می‌کنند؛
کارگران: کسانی که فاقد ابزار تولید‌اند و مجبورند نیروی کار خود را برای امرار معاش بفروشند.

رابطه‌ی میان این دو طبقه، رابطه‌ای استثماری است. سرمایه‌دار مزدی کمتر از ارزش واقعی تولید به کارگر می‌پردازد و مابه‌التفاوت آن، که به‌عنوان «ارزش اضافی» شناخته می‌شود، به سود تبدیل می‌شود.

این دو طبقه منافع متضادی دارند: سرمایه‌دار خواهان خرید نیروی کار ارزان و بهره‌برداری حداکثری از آن است، در حالی که کارگر خواهان فروش گران‌تر نیروی کار و کار کمتر است. این تضاد تنها به سطح اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه بر حوزه‌هایی چون محیط کار، امنیت شغلی، مالیات، و رفاه اجتماعی نیز اثرگذار است.

طبقات میانی و لایه‌های خاکستری
میان دو طبقه‌ی اصلی، گروه‌های میانی مختلفی نیز وجود دارند. برای مثال، خرده‌بورژوازی یا کارآفرینان کوچک که اگرچه صاحب ابزار تولید‌اند، اما برای زنده‌ماندن ناچار به کار کردن‌اند. همچنین گروه‌هایی از مزدبگیران نیز وجود دارند که مستقیماً در تولید نقش ندارند، اما کار آن‌ها برای تحقق تولید ضروری است، مانند معلمان، پرستاران، و غیره. این گروه‌ها از نظر سطح زندگی و منافع اقتصادی به کارگران صنعتی نزدیک‌اند.

حتی مفهوم کلاسیک مارکسیستی طبقه نیز امروز محل بحث است. آیا هنوز می‌توان از طبقات اجتماعی به سبک مارکسیستی سخن گفت؟ یا اینکه امروز همه ما به شکلی «شهروند» شده‌ایم که هم نیروی کار خود را می‌فروشند و هم مالک مقدار اندکی سرمایه‌اند؟ آیا مبارزه طبقاتی بی‌معنا شده است؟

در کنار این بحث، گروه‌هایی نیز وجود دارند که خارج از بازار کار ایستاده‌اند: بیکاران مزمن، فقرا، بازنشستگان زودهنگام، بی‌خانمان‌ها، بیماران، مجرمان و سایر گروه‌های حاشیه‌ای. این افراد رابطه‌ای متزلزل با ساختار اقتصادی دارند و اغلب فاقد سرمایه‌ی لازم برای زندگی‌اند.




جنگ‌افروزی آمریکا و اسرائیل؛ ویرانی بی‌پایان خاورمیانه

جنگ و خشونت در خاورمیانه دهه‌هاست که ادامه دارد، و نقش آمریکا و اسرائیل در شعله‌ور نگه داشتن این آتش غیرقابل انکار است. آمریکا، به بهانه‌های مختلف از جمله “مبارزه با تروریسم” و “حفظ منافع دموکراسی”، بارها به کشورهای منطقه حمله کرده، دولت‌های مستقل را سرنگون نموده و گروه‌های نظامی را مسلح کرده است. از حمله به عراق و افغانستان تا دخالت در سوریه، لیبی و یمن، ردپای واشنگتن در هرجنگ و بحران منطقه دیده می‌شود. 

اسرائیل نیز با حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا، نه تنها به اشغال فلسطین ادامه می‌دهد، بلکه به صورت مداوم به لبنان، سوریه و حتی کشورهای دورتر مانند ایران حمله نظامی می‌کند. این رژیم با نقض قوانین بین‌المللی و کشتار غیرنظامیان، هرگز به دلیل جنایات خود مجازات نشده است. در عوض، آمریکا با وتوی هر قطعنامه‌ای علیه اسرائیل در سازمان ملل، به این جنایات مشروعیت می‌بخشد. 

اما نتیجه این سیاست‌ها چه بوده است؟ میلیون‌ها کشته، شهرهای ویران شده، و نسلی که تنها جنگ و ترس را دیده است. کودکان یمنی از گرسنگی می‌میرند، مردم فلسطین در محاصره زندگی می‌کنند، و عراق و سوریه هنوز از خرابه‌های جنگ خارج نشده‌اند. آیا این همان “دموکراسی” و “صلحی” است که آمریکا و اسرائیل وعده می‌دهند؟ 

حقیقت این است که جنگ برای این کشورها یک تجارت پرسود است. صنایع نظامی آمریکا سالانه میلیاردها دلار از فروش سلاح به کشورهای خاورمیانه درآمد دارند، و اسرائیل نیز با آزمایش سلاح‌های خود روی مردم بی‌دفاع فلسطین، این تجارت مرگ را گسترش می‌دهد. اما برای مردم منطقه، جنگ یعنی مرگ، آوارگی و نابودی آینده. 

تا کی باید شاهد این فاجعه باشیم؟ زمان آن رسیده که صدای صلح بلندتر از غرش توپ‌ها باشد. جهان باید از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا و اسرائیل فاصله بگیرد و برای عدالت واقعی تلاش کند. 




نگاهی انتقادی به تقسیمات اجتماعی بورژوازی


انسان همواره تمایل داشته جهان اطراف خود را به گروه‌ها، لایه‌ها و طبقات تقسیم کند. برای درک واقعی از جامعه، باید به این تقسیم‌بندی‌ها توجه کرد. مفاهیمی مانند طبقات و اقشار اجتماعی و تعاملات میان آن‌ها نقش کلیدی در فهم ساختارهای اجتماعی ایفا می‌کنند.

بورژوازی به ما عادت داده است که جامعه را بر اساس گروه‌هایی مانند «مالیات‌دهندگان»، «رانندگان»، «صاحبان خانه»، «مستأجران»، «بازنشستگان»، «جوانان» و و توصیف کنیم. اما چنین دسته‌بندی‌هایی غالباً بر اساس معیارهایی سطحی و تصادفی است و درک عمیقی از نیروهای محرک در پس تحولات اجتماعی به دست نمی‌دهد. برای مثال، تفاوتی چشمگیر میان یک بازنشسته فقیر که فقط از مستمری دولتی بهره می‌برد با بازنشسته‌ای ثروتمند وجود دارد.

چنین تفاوت‌هایی در واقع بازتابی از نابرابری‌های ساختاری در میان طبقات ر اجتماعی مختلف‌اند و حتی بر جنبه‌های زیستی مانند قد افراد نیز اثرگذارند.


در علوم اجتماعی، مفهومی به نام «گروه‌های اجتماعی» برای تحلیل ساختار جامعه استفاده می‌شود. دایرةالمعارف بورژوازی این گروه‌ها را چنین تعریف می‌کند:
«
گروه‌های اجتماعی، دسته‌بندی افراد بر پایه‌ی تفاوت‌های مشخص در ویژگی‌های اجتماعی آن‌هاست. این تفاوت‌ها غالباً به شکل سلسله‌مراتبی ظاهر می‌شوند و از معیارهایی مانند موقعیت شغلی، سطح تحصیلات، درآمد، دارایی، اعتبار یا سبک زندگی نشأت می‌گیرند

یکی از شناخته‌شده‌ترین تقسیم‌بندی‌ها، دسته‌بندی پنج‌گانه‌ی اجتماعی است که نخستین بار در سال ۱۹۶۵ توسط علوم اجتماعی بورژوازی معرفی شد. این تقسیم‌بندی شامل موارد زیر است:

  1. دانشگاهیان، مدیران ارشد و افراد خوداشتغال بزرگ؛
  2. افراد با تحصیلات عالی، کارمندان سطح بالا و خوداشتغالان متوسط؛
  3. خوداشتغالان کوچک‌تر و کارمندان سطح متوسط؛
  4. کارگران ماهر و کارگران یدی؛
  5. کارگران غیرماهر.

اگرچه این طبقه‌بندی ابزار مفیدی برای تحلیل نابرابری اجتماعی بوده است، به دلیل فقدان بنیان نظری محکم مورد انتقاد قرار گرفته و در تبیین چرایی این نابرابری‌ها ناتوان مانده است.




رافائل گروسی: دروغ‌ها و هم‌دستی با جنگ‌طلبان امپریالیستی- صهیونیستی در آژانس انرژی اتمی

در نقش مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، رافائل گروسی به‌عنوان مجری منافع آمریکا و رژیم اسرائیل ظاهر شد و استقلال این نهاد را زیر سؤال برد. در حالی که خود آژانس تأیید کرده بود جمهوری اسلامی هیچ برنامه تسلیحات هسته‌ای ندارد، گروسی با اتکا به گزارش‌های ساختگی اسرائیل، زمینه تصویب قطعنامه‌ای را فراهم کرد که عملاً پیش‌زمینه‌ای برای جنگ بود.

گروسی بر اساس اطلاعاتی که از سازمان موساد و مجاهدین دریافت کرده بود، تحقیقاتی علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد که به ادعای کشف ذرات اورانیوم در سه سایت منجر شد؛ اما هرگز توضیح نداد چگونه می‌توان مطمئن بود این ذرات توسط خود موساد در آن محل‌ها قرار نگرفته‌اند.

این در حالی بود که اسرائیل خود یک قدرت هسته‌ای اعلام‌نشده است و از نظر آژانس باید تحت نظارت‌های مشابه قرار می‌گرفت، اما گروسی به‌طور آشکار از پیگیری این مسئله خودداری کرد.

در ۱۲ ژوئن، تنها با رأی ۱۹ کشور از ۳۵ عضو شورای حکام، جمهوری اسلامی به‌عنوان ناقض تعهدات شناخته شد. آمریکا تا دو روز پیش از رأی‌گیری، در حال فشار به کشورها برای رأی مثبت یا ممتنع بود. در همین حال، اسرائیل تسلیحات خود را آماده حمله به ایران می‌کرد، حمله‌ای که همان شب آغاز شد.

در ۲۰ ژوئن، جمهوری اسلامی شکایت رسمی علیه گروسی به‌دلیل جانبداری‌اش، سکوت در برابر تهدیدهای اسرائیل و تمرکز یک‌طرفه بر ایران به سازمان ملل ارائه داد. این در حالی بود که مدیران پیشین آژانس مانند محمد البرادعی، به‌رغم فشارهای سیاسی، از ورود به بازی جنگ‌افروزان خودداری کردند و به‌دلیل حقیقت‌گویی، برنده جایزه نوبل صلح شدند.

گروسی، به‌جای حفاظت از صلح، به ابزاری برای جنگ بدل شد. او باید از سمت خود استعفا دهد و نامزدی برای دبیرکلی سازمان ملل را نیز پیش از آنکه جهان را بیش از این به سمت فاجعه‌ای هسته‌ای سوق دهد، پس بگیرد.