چارچوبدهی؛ تعریف واقعیت به نفع تهاجم علیه کوبا
🧩
🏆 تئوری «چارچوبدهی» جورج لیکاف میگوید: «هر کس چارچوب را تعریف کند، برندهی بحث است.» با فرمان ترامپ و متهم کردن کوبا به «تهدید فوقالعاده» و وصل کردن نام کوبا به حماس، حزبالله، چین و روسیه، یک چارچوب ذهنی از پیش ساخته شده در تخیل غرب فعال میشود: «محور شرارت» ، «تهدید تروریستی» ، «خطر ژئوپلیتیک».
🎯 اتحاد «سیاه برای صلح» به درستی میگوید این ادبیات، همان روایت غیرانسانیسازی است که علیه ونزوئلا و ایران هم استفاده میشود. هدف: «کسب رضایت برای تجاوز» با نمایش کوبا به عنوان یک بازیگر بدخواه.
🎭 در داخل کوبا، این چارچوب میخواهد این ایده را جا بیندازد که راه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، مقاومت جمعی نیست، بلکه شکست خشونتآمیز و مداخلهی خارجی برای «تغییر رژیم» است.
📺 رسانهها به ما نمیگویند چه بیندیشیم، بلکه میگویند دربارهی چه چیزی بیندیشیم. در سال ۲۰۲۶، تلاشی آشکار برای تحمیل یک دستورکار مبتنی بر فروپاشی، خشونت و هرجومرج علیه کوبا دیده میشود. گزارش رصدخانهی Cubadebate مستند میکند که این کمپینها به دنبال ایجاد حس فروپاشی قریبالوقوع در کوبا هستند.
🏚️ استراتژی کلاسیک است: تکرار بیوقفه اینکه «کوبا در آتش میسوزد» ، «مردم قیام کردهاند» ، «پایان نزدیک است».
🚫 این مکانیسم با انکار مشروعیت تجربیات جمعی کار میکند. به مردم گفته میشود آنچه حس میکنند درست نیست، اشتباه میکنند و باید طور دیگری فکر کنند.
واقعیت محلهها، واقعیت جوامع محلی، واقعیت مقاومت روزمرهٔ مردم کوبا. هیچ کمپین دستکاریای نمیتواند کوبا، تاریخش یا مردمش را شکست دهد. خورشید مقاومت، همبستگی و انقلاب هنوز در آسمان این جزیره میدرخشد.
ممکن است این تکنیکها افکار عمومی جهان را مسموم کنند، اما نمیتوانند ارادهٔ یک ملت را بسوزانند. و این بزرگترین شکست برای مهندسان این جنگ نرم است. پیروزی نهایی از آن حقیقت و آن کسانی است که در روشنایی ایستادهاند.