رایزنی‌های دیپلماتیک در ژنو همزمان با اوج‌گیری حملات اسرائیل

هم‌زمان با ادامه حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران و پاسخ متقابل تهران وزیر امور خارجه ایران قرار است روز جمعه در ژنو با همتایان خود از آلمان، فرانسه و بریتانیا دیدار کند.

عراقچی، وزیر خارجه ، برای این دیدارها به ژنو سفر خواهد کرد. دیپلمات‌های اروپایی نیز این دیدارها را تأیید کردند.

در بیانیه‌ای مشترک که چهارشنبه از سوی فرانسه، آلمان، بریتانیا و اتحادیه اروپا منتشر شد آمده است: «همه طرف‌ها باید خویشتنداری نشان دهند، از اقدامات تنش‌زا پرهیز کنند و به مسیر دیپلماتیک بازگردند.»

سه کشور اروپایی که به اختصار E3 نامیده می‌شوند، نقش کلیدی در حصول توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران داشتند. با این حال، آنها بارها تهدید کرده‌اند که در صورت عدم همکاری کافی ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحریم‌های لغوشده را دوباره اعمال خواهند کرد.

انور العنونی، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «اتحادیه اروپا به تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها برای موضوع هسته‌ای ایران ادامه خواهد داد.»

یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، روز چهارشنبه تأکید کرد که اروپا آماده مذاکره با ایران است، اما تهران باید «فوراً حرکت کند» و اقدامات اعتمادساز و قابل راستی‌آزمایی انجام دهد.

او افزود: « رهبری ایران باید با شفافیت نشان دهد که در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست.»

مرتس، صدراعظم آلمان، نیز پیش از مذاکرات ژنو با امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، درباره تنش‌ها گفت‌وگو کرد. مرتس اعلام کرد دو طرف توافق داشتند که این درگیری نباید به کشورهای دیگر منطقه گسترش یابد.

ژان-نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، گفت که فرانسه و شرکای اروپایی آماده ازسرگیری مذاکرات با ایران هستند.

دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، روز پنجشنبه برای دیدار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، عازم واشنگتن خواهد شد. آمریکا ممکن است از پایگاه تحت کنترل بریتانیا در جزیره دیه‌گو گارسیا برای حمله احتمالی به تأسیسات زیرزمینی فردو استفاده کند.




سرمایه‌گذاری دولت‌محور چین در برابر امپریالیسم مالی آمریکا و اروپا

تمرکز سرمایه در چین دولت‌محور است، نه سرمایه‌دارانه.

 سرمایه‌ی مالی در چین زیر کنترل دولت است، نه الیگارشی مالی.

 صادرات سرمایه‌ی چین بر پایه توسعه‌ی مشترک است، نه استثمار.

 اتحادیه‌های بین‌المللی چین ضدسلطه و چندقطبی‌اند، نه تقسیم‌گر.

 چین در تقسیم استعماری جهان نقش نداشته و به دنبال دگرگونی آن است.

چین مانند امپریالیسم کهن اروپا و آمریکا نیست

امپریالیسم کهن (اروپا و آمریکا) بر پایه‌ی چیرگی نظامی، دستیازی مستقیم، بهره‌برداری از سرچشمه ها و دست اندازی سیاسی عمل می‌کرد و می کند. نمونه‌هایی چون گرفتن هند به دست بریتانیا، دست اندازی آفریقا یا کودتاهای سامان‌دهی‌شده در آمریکای لاتین به دست آمریکا (مانند کودتای شیلی) گواه این شیوه امپریالیستی هستند. در برابر، الگوی چین بر پایه‌ی: پرهیز از بهره جویی از نیروی نظامی برای گسترش نفوذ اقتصادی؛ ارج نهادن به استقلال کشورها و پرهیز از دگرگون کردن سیاست درون مرزی؛ سرمایه‌گذاری در پیشرفت زیرساخت‌ها بر پایه سود مشترک؛ پرتوان کردن اقتصادهای بومی  به جای نابودی آن‌ها است. برای نمونه، ساخت راه‌آهن آدیس‌آبابا به جیبوتی به دست چین، نه تنها حمل‌ونقل را در منطقه بهبود بخشید، بلکه مالکیت پروژه پس از پایان در دست دولت‌های محلی ماند. این در تضاد با شیوه‌های استعمارگرانه‌ی غرب است که زیرساخت‌ها را برای سرکردگی و بهره‌برداری از سرچشمه ها می‌ساختند. چین الگوی دیگری از پیشرفت جهانی را دنبال می‌کند که بر پایه‌ی همکاری، ارج نهادن به استقلال ملی کشورها و پیشرفت مشترک استوار است و از الگوهای چیرگی، استعمار و بهره‌برداری که ویژگی امپریالیسم کهنه است، دور است.

آمریکا یک قدرت نظامی جهانی با شبکه‌ی گسترده‌ی پایگاه‌ها و سیاست جنگی و دگرگون کردن شیوه های گردنش دیگر کشورها است.چین بیشتر یک قدرت اقتصادی در روند پیشرفت است که از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک برای گسترش نفوذ خود بهره جویی می‌کند، بدون کاربرد از زور نظامی.




حمله تروریستی اسرائیل جمهوری اسلامی را غافلگیر کرد

در شب جمعه، حمله اسرائیل به ایران آغاز شد و تا کنون ادامه دارد؛ حمله‌ای که از دیدگاه حقوق بین‌الملل، غیرقانونی به شمار می‌آید.

جمهوری اسلامی با نظام سرمایه داری وحشی و سرکوب کارگران، زنان، روشنفکران و اقلیت های خلقی، دینی و دگراندیشان عملا خود را در مقابل اسرائیل ضعیف کرد و به دستگاه امنیتی پر از جاسوس غرب خود متکی شد.

 اسرائیل ادعا می‌کند جمهوری اسلامی در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای است، اما تاکنون هیچ مدرک معتبری ارائه نکرده و این ادعا از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رد شده است. تازه اگر این ادعا واقعن هم درست باشد، معلوم نیست چه ربطی به اسرائیل دارد. سازمان ملل و بین‌المللی انرژی اتمی پس چه کاره اند؟

ایران از سال ۱۹۶۸ عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است و برنامه هسته‌ای آن تحت بازرسی IAEA قرار دارد. کل مسئله اینکه آیا ایران حق غنی‌سازی اورانیوم و تا چه سطحی را دارد، اساس توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (JCPOA) بود. این توافق بین ایران از یک سو و چین، روسیه، آمریکا، فرانسه، آلمان، بریتانیا و اتحادیه اروپا امضا شد و در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد، بنابراین بخشی از حقوق بین‌الملل است.

در گزارش محرمانه ۳۱ مه که بعدها علنی شد، فقط به سه مورد آزمایش اعلام‌نشده در اوایل دهه ۸۰ اشاره شده که شواهدی از ادامه آن وجود ندارد.

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال گزارش داد، این مذاکرات یک پوشش بود. تایمز اسرائیل و آکسیوس نیز توضیح دادند که چگونه رئیس‌جمهور ترامپ و دولت او به صورت عمومی مخالف حمله اسرائیل بودند، اما در خفا از آن حمایت می‌کردند. اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز در این بازی دوگانه شرکت داشتند. IAEA نیز دقیقاً یک روز پیش از حمله، بیانیه‌ای صادر کرد که مورد انتقاد ایران قرار گرفت.

بنابراین، حمله اسرائیل جمهوری اسلامی را غافلگیر کرده است.




کمک امریکا به رژیم فاشیستی اسرائیل برای حمله به ایران و ورشکستگی کامل رژیم ولایت فقیه

رژیم فاشیستی اسرائیل بدون هیچ مانعی از سوی ضدهوایی رژیم ورشکسته جمهوری اسلامی زیرساختارها، بیمارستان، مجتمع مسکونی وو  را شب و روز بمباران میکند.

برای ماه‌ها، رسانه‌های اسرائیلی، بریتانیایی و آمریکایی گزارش‌هایی درباره‌ی اختلافات احتمالی میان نتانیاهو و ترامپ منتشر کردند. از ادعاهایی مبنی بر به‌رسمیت‌شناختن دولت فلسطین توسط ترامپ گرفته تا تلاش او برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران، فارغ از نفوذ لابی صهیونیستی در واشنگتن.

اما به‌مرور زمان مشخص شد که بسیاری از این روایت‌ها ساختگی و فاقد منابع معتبرند. هدف نه اقناع مخاطب بلکه ایجاد فضای مبهم و سردرگم با انبوهی از ادعاهای بی‌اساس است.

این روایت‌ها چگونه به حمله‌ی به ایران مرتبط می‌شوند؟ از آن‌جا که افکار عمومی آمریکا به‌شدت مخالف جنگ با جمهوری اسلامی است، ترامپ نیاز دارد که مسئولیت این بحران را متوجه دیگری کند. در مقابل، نتانیاهو در پی آن است که در صورت موفقیت، تمام اعتبار را به نام خود ثبت کند.

برخی مدعی‌اند که اسرائیل بدون رضایت آمریکا به ایران حمله کرد. اما شواهدی که از این ادعا پشتیبانی کند، وجود ندارد و تنها به نقل از منابع گمنام بیان شده‌اند. امریکا نه تنها با این حمله‌ مخالفتی نشان نداد، بلکه اسرائیل را به عنوان پلیس بد علیه جمهوری اسلامی مصرف می کند.

از ان طرف گروههای طرفدار جمهوری اسلامی مانند خود رژیم به رجزخوانی ادامه می دهند و می نویسند که جمهوری اسلامی چنین و چنان خواهد کرد. حقیقت این است که این رژیم تمام توان خود را برای سرکوب مردم، کارگران، زنان، کردها و بلوچها به کار برده است. این رژیم شعار ضداسرائیلی را برای مصرف داخلی می خواست و می خواهد.

این رژیم تنها از شجاعت حزب الله، حماس و حوثی‌های یمنی به نفع خود سواستفاده کرده است، وگرنه تا ریشه فاسد است و حتا در رده های بالا جاسوسان اسرائیل خانه کرده اند.




نه به جنگ، نه به امپریالیسم و نه به جمهوری اسلامی: نیازمندی سیاست مستقل ”چپ” در بحران کنونی

مقاله ۱۲/۱۴۰۴
۲۶ خرداد ۱۴۰۴، ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵

پیش‌گفتار

با پشتیبانی امپریالیسم امریکا، دولت تروریستی اسرائیل اکنون یورش جنگی بی‌همانندی را علیه ایران آغاز کرده‌است. بدین‌گونه، شعله‌ور شدن جنگی تازه در خاورمیانه، منطقه و جهان را با خطرهای بیش‌تری روبرو خواهد کرد.

برخی‌ها این جنگ را میان جمهوری اسلامی و اسرائیل می‌دانند، و به همین دلیل خود را درگیر این رویداد نمی‌کنند. بی‌تردید نباید ناخردمندی جمهوری اسلامی در تنش‌آفرینی در خاورمیانه را فراموش کرد. ولی دلیل امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم برای یورش به ایران، فراتر از دشمنی آن‌ها با جمهوری اسلامی می‌رود.

امپریالیسم و صهیونیسم هیچ‌گاه خواهان ایرانی نیرومند، پرتوان با اقتصادی ملی و پیشرفته نیستند. تمدن کهن ایران و بزرگی و جایگاه برجسته ژئوپلویتیکی آن مانند خاری است در چشم امپریالیسم و صهیونیسم. آن‌هایی که این جنگ را تنها میان اسرائیل و جمهوری اسلامی می‌دانند، نباید دشمنی امپریالیسم با ونزوئلا را از یاد ببرند. ونزوئلا نه جنگ جانشینی علیه کشوری راه انداخته‌است و نه ساختاری تئوکراتیک تنش‌زا دارد. با این همه، با این که دولت ونزوئلا چند سالی است که چهارنعل به سوی اقتصاد نئولیبرالیستی می‌راند، ولی امپریالیسم تا سرسپردگی صددرصد دستگاه فرمانروایی ونزوئلا از دشمنی با آن دست بر نخواهدداشت. 

این نوشته با نگاهی انتقادی و طبقاتی، نخست به بررسی زمینه‌ها و انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی یورش اسرائیل به ایران می‌پردازد. سپس با تحلیل نقش امپریالیسم و صهیونیسم در افزایش بحران‌های منطقه‌ای، به سازوکارهای درونی جمهوری اسلامی و پیوندهای آن با سرمایه‌داری جهانی می‌پردازد. در دنباله، با بررسی سرشت جنگ هم‌چون ابزاری برای پایداری سرکردگی طبقاتی، پیامدهای ویران‌گر آن بر مردم ایران و منطقه باز می‌شود. در پایان، این نوشته با پیش‌گزاری چشم‌اندازی از سیاست مستقل ”چپ” و نیازمندی سازمان‌دهی نیروهای ضدامپریالیست، ضددیکتاتوری و عدالت‌اجتماعی خواه، راه‌کارهایی برای نبرد با جنگ‌افروزی و دفاع از منافع مردم علیه دیکتاتوری ولی‌فقیه به پیش می‌گذارد.

دلیل‌های اسرائیل برای آغاز جنگ

یورش اسرائیل به ایران به دلیل‌های گوناگونی انجام شده‌است. اسرائیل هیچ‌گاه نمی‌خواهد که ایران حتا با یک حکومت دموکراتیک، ملی، غیرمذهبی و صلح‌خواه به توان هسته‌ای دست یابد، زیرا این کار هم‌سنگی نیروها را برهم می‌زند و برتری اسرائیل را در منطقه کاهش می‌دهد.

اسرائیل با داشتن جنگ‌افزارهای هسته‌ای، یک چیرگی راهبردی در خاورمیانه پدید آورده‌است. این چیرگی سه کارکرد اصلی دارد: ابزار سرکوب منطقه‌ای، ماندگاری رژیم آپارتاید، و اهرم فشار بر آمریکا. اسرائیل ابزار سرکردگی آمریکا، نقش مهمی در پشتیبانی از منافع کشورهای باختر در خاورمیانه بازی می‌کند. اسرائیل با همکاری آمریکا تلاش دارد از چیرگی رقیبانی مانند روسیه و چین بر منطقه‌ای که پر از سرچشمه‌های انرژی است جلوگیری کند و این سرچشمه‌ها را زیر فرمان خود و همراهان باختری نگه دارد.

هم‌چنین اسرائیل نقش پاسبان منطقه‌ای را بازی می‌کند و خیزش‌های ضدامپریالیستی مانند جنبش‌های مردم‌گرای فلسطین و پایداری‌های مردمی در لبنان و سوریه را سرکوب می‌کند، تا سرمایه‌داری جهانی پایدار بماند و چیرگی کشورهای برتری‌خواه دنبال شود. صنعت  جنگی اسرائیل که به جنگ و بحران‌های نظامی وابسته‌است، از هر درگیری تازه‌ای هم‌چون فرصتی برای فروش جنگ‌افزار و رسیدن به سودهای هنگفت بهره‌برداری می‌کنند.

شکاف ژرف اجتماعی، نابرابری اقتصادی و خیزش‌های گسترده مردمی می‌تواند مشروعیت دولت اسرائیل را زیر پرسش ببرد. در چنین شرایطی، جنگ به ابزاری کارآمد برای دور کردن نگاه همگانی از گرفتاری‌های درونی و یکپارچه‌سازی مردم در برابر «دشمن بیرونی» دگرگون می‌شود. نتانیاهو برای روبه‌رو شدن با بحران‌های درونی مانند خیزش‌های گسترده علیه گرانی و ناخشنودی از سیاست‌های جنگی در نوار غزه، با آغاز یک یورش بزرگ نظامی کوشید تا همبستگی ملی را پیرامون «دشمن بیرونی» پدید آورد و خود را از تنگناهای درونی برهاند. 

دلیل دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل 

بورژوازی نظامی و بورژوازی تجاری در منطقه، از راه گروه‌هایی مانند حزب‌الله، نیروهای یمنی و گروه‌های هم‌پیمان در عراق، در پی گسترش نفوذ اقتصادی خود بوده‌اند. هدف بورژوازی، چیرگی بر راه‌های بازرگانی مهم مانند تنگه هرمز و فراهم‌کردن بازار بزرگ‌تر برای جمهوری اسلامی است. هم‌چنین جمهوری اسلامی می‌کوشد در بازار منطقه‌ای جای کشورهایی مانند عربستان سعودی را بگیرد و جایگاه خود را در برابر قدرت‌های جهانی استوارتر کند. هم‌چنین بورژوازی ایران با بهره‌گیری از گروه‌های جانشینی می‌کوشید تا بر رقیبان فشار آورد، بی‌آن‌که گام به جنگی رویارو و پرهزینه گذارد.

یکی از دلیل‌هایی که بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی به دشمنی با اسرائیل نیاز دارد، ساختن چهره‌ای از یک «دشمن بیرونی» (مانند آمریکا و اسرائیل) است؛ تا بخش مذهبی پایگاه اجتماعی خود را خشنود کند. دلیل دیگرش این است که لایه بورژوازی نظامی با تنش‌آفرینی در منطقه زاد‌ه‌شده، بزرگ‌شده و گسترش یافته‌است.

جنگ رودررو با اسرائیل به هیچ روی به سود این دو لایه بورژوازی انگلی (بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی) در حاکمیت ایران نیست. ولی هم اکنون که اسرائیل این جنگ را آغاز کرده است، رژیم هم از آن به سود منافع خود بهره‌برداری خواهدکرد. فروپاشی اقتصادی، گرانی سنگین، و خیزش‌های کارگری و اجتماعی، جمهوری اسلامی  را در جایگاهی گذاشته‌است که برای نگه‌داشتن خود، نیازمند دامن زدن به بحران‌های بیرونی و نظامی است.

چون خطر برون‌مرزی می‌تواند نگاه مردم را از فساد درونی و دشواری‌های اقتصادی به کژراهه بکشاند. بورژوازی ایران نادان نیست، می داند که جنگ به این حاکمیت فرصت می‌دهد که چشم مردم را از گرفتاری‌های درونی دور کند و نگاه‌ها را به سوی دشمنی بیرونی بکشاند. هم‌زمان به بهانه‌ی «دشمن»، رژیم هرگونه نافرمانی یا ناخشنودی مردمی را «انقلاب مخملی»  می‌نامد و با این برچسب، آن را سرکوب می‌کند.

پشتیبانی امپریالیسم از یک جنگ نابرابر

 از روز یورش ددمنشانه اسرائیل به غزه بی‌دفاع تا امروز که به کشتار شصت هزار فلسطینی انجامید، امپریالیسم غرب جانانه از رژیم فاشیستی بورژوازی صهیونیسم پشتیبانی کرده‌است. در این دوره، اسرائیل با پررویی بی‌همانندی برتری جنگی خود را هر ماه به جهان عرب و جمهوری اسلامی نشان داده‌است. نقشه نابودی زیرساخت‌ها و توانایی جنگی هر کشور بزرگ همواره در دستور روز امپریالیسم بوده‌است و این نقشه در خاورمیانه بارها با بازوی جنگی امپریالیسم، یعنی از سوی رژیم فاشیستی بورژوازی صهیونیسم انجام شده‌است. اسرائیل لبنان را صد سال به پس رانده‌است و سوریه را هر روز بمباران می‌کند و دیگر رهبران عرب را به شیوه‌های گوناگون به فرمانبری کشانده‌است.

این یک جنگ برابر نیست که هر دو نظام به یک اندازه در آغاز آن گناه‌کار باشند. هیچ تردیدی نیست که این جنگ را اسرائیل می‌خواهد. حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری بورژوازی نظامی خواهان شرایط نه جنگ و نه صلح است، و خواهان جنگ سراسری و نابودی خود نیست.   

این لایه از بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی آزمند است، ولی نادان نیست. بورژوازی نظامی به خوبی می‌داند که در برابر کشوری که دویست هواپیمای جنگی به آسمان ایران فرستاد که بدون ریختن خون از بینی خلبانی همه پس از زدن هدف‌ها، پیروزمندانه به خانه خود برگشته‌اند، توان ایستادگی ندارد. بورژوازی نظامی جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند که در یک جنگ رودررو با اسرائیل نابود خواهد شد. اگر بورژوازی نظامی حتا یک در صد به سخنان خود در باره‌ی نابودی اسرائیل باور داشت، امروز در برابر یورش‌های برتری‌جویانه اسرائیل آماده‌تر می‌بود. هیچ تردید نیست که بورژوازی ایران مانند همه‌ی لایه‌های بورژوازی جهان آماده‌است همه‌ی مردم خود را در راه هدف‌های خود قربانی کند؛ ولی نه خود را.

هرگونه یورش نظامی به کارخانه‌های هسته‌ای ایران محکوم است، چرا که این کارها آشکارا  قانون‌های جهانی و منشور سازمان ملل‌ را زیر پا می‌گذارد. سیاست‌های جنگ‌خواهانه اسرائیل که امنیت منطقه و جهان را به خطر می‌اندازد، به‌روشنی شایسته نکوهش است. نکرد نکوهش این رفتارهای غیرقانونی از سوی جامعه غربی به گسترش بی‌دادگری و ناپایداری می‌انجامد.

در سراسر تاریخ، کشورهای گوناگون هنگام روبه‌رو شدن با نگرانی‌های امنیتی از برنامه‌های هسته‌ای دیگران، رویکردی خردمندانه و بر پایه سازوکارهای جهانی را برگزیده‌اند. نمونه‌هایی مانند رفتار هند در برابر پاکستان و واکنش کشورهای باختر در برابر اتحاد شوروی نشان می‌دهد که حتا در شرایط حساس نیز جامعه جهانی از کنش‌های یک‌سویه و جنگی پرهیز کرده و به‌جای بمباران کارخانه‌ها، از نهادهای جهانی برای رسیدگی به این چالش‌ها بهره برده‌است.

برای نمونه، هند در دهه ۸۰ میلادی – ۱۳۶۰ خورشیدی- با آن‌که از نزدیک شدن پاکستان به ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای آگاه بود، هیچ‌گاه به کارخانه‌های اتمی «کاهوتا» یورش پیش‌گیرانه نکرد. هند با درک پیامدهای ویران‌گر گسترش جنگ و فشارهای جهانی، از چنین کاری چشم پوشید. هم‌چنین، پس از آن‌که کشورهای باختر از برنامه هسته‌ای شوروی آگاه شدند، با این‌که از آزمایش پیروزمندانه بمب اتمی این کشور در سال ۱۹۴۹ میلادی-  ۱۳۲۸ خورشیدی- شگفت زده شدند، به‌جای دست زدن به کنش نظامی، کوشیدند از راه گفت‌وگو و برنامه‌هایی مانند «طرح باروخ» این چالش را رهبری کنند.

با این‌همه، رفتار اسرائیل در این زمینه وارونه تجربه جهانی است. این رژیم با زیر پا گذاشتن قانون‌های جهانی و اصل‌های بنیادین حق حاکمیت کشورها، بارها به کارخانه‌های هسته‌ای ایران یورش برده‌است. چنین کنش‌هایی نه‌تنها خطری برای صلح در منطقه و جهان به شمار می‌رود، بل‌که نشانه بی‌ارجی  آشکار اسرائیل به سازوکارهای حقوقی نهادهایی چون سازمان جهانی انرژی اتمی است. با این همه، امپریالیسم سه‌گانه با همه‌ی توان خود پشت سر اسرائیل ایستاده‌است. اگر اسرائیل در باره‌ی برنامه هسته‌ای ایران نگرانی دارد، باید هم‌چون دیگر کشورها، از راه‌های بازرسی و گفت‌وگو با نهادهای جهانی آن‌را انجام دهد. باید از سازمان ملل و دیگر نهادهای جهانی خواست که به‌روشنی با این دستیازی‌ها  برخورد کنند.

تجربه تاریخی بارها نشان داده‌است که خشونت و یورش نظامی راهی برای پایداری امنیت پایدار نیست، بل‌که تنها به افزایش بحران‌ها می‌انجامد.

چه کسانی از این جنگ سود فراوان می‌برند؟

یورش‌های هوایی تازه اسرائیل به ایران، افزایش چشم‌گیر در کشمکشی دیرپا است که باید از دیدگاه نبرد طبقاتی، رقابت میان قدرت‌های چیره‌گر و ناسازگاری‌های سامان سرمایه‌داری در خاورمیانه درک شود. این کشمکش تنها یک رویارویی جغرافیایی‌-سیاسی (ژئوپلتیک) نیست، بل‌که بازتابی از منافع مادی و اقتصادی ژرف‌تری است که بیشتر بر سر چیرگی بر سرچشمه‌ها، برتری در منطقه و نگه‌داشتن توان دولت‌های سرمایه‌داری از سوی هر دو حکومت شکل گرفته‌است.

در حقیقت، این جنگ‌ها تنها به سود یک طبقه از جامعه پایان می‌یابد: لایه‌های بورژوازی و فرمانروا. کارگران و مردم رنجبر قربانی این نمایش خون‌بار هستند. از این‌رو، راه‌کار در برابر جنگ‌افروزی سرمایه‌داران ایستادگی است.

هر دو دولت اسرائیل و ایران با دشواری‌های اقتصادی و سیاسی درونی روبه‌رو هستند. اسرائیل با شکاف ژرف میان طبقه‌های اجتماعی، بحران در پذیرش همگانی نتانیاهو، و ناخشنودی گسترده از سیاست‌های بازار آزاد روبه‌روست. جمهوری اسلامی نیز با گرانی، بیکاری، خیزش‌های پی‌در‌پی کارگران و فروپاشی اقتصادی گسترده دست‌و‌پنجه نرم می‌کند.

هر دو حکومت اسرائیل و ایران با بحران‌های اقتصادی درونی روبه‌رو هستند که می‌تواند پایداری و پذیرش مردمی آن‌ها را به خطر بیندازد. برای هر دو حکومت، جنگی که اسرائیل آغاز کرده، هم‌چون راه‌کاری برای کاهش فشارهای درونی و کشش پشتیبانی درونی و بیرونی دیده می‌شود.

جنگ‌ها در خاورمیانه نه تنها برای سودرسانی به کارخانه‌های جنگ‌افزار‌سازی سودمند هستند، بل‌که برای گروه فرمانروا شرایط شایسته را فراهم می‌کند که نیروی کار را بیشتر زیر فشار بگذارند و بهره‌کشی کنند. در شرایط جنگی، دستمزدها پایین می‌آید، اعتصاب‌ها ممنوع می‌شود و دگراندیشی سیاسی سرکوب می‌گردد. هم چنین امپریالیسم جهانی از جنگ سود می‌برد، به‌ویژه آمریکا که با فروش جنگ‌افزار به اسرائیل و عربستان سعودی بهره‌برداری فراوانی می‌کند.

در این جنگ‌ها، کارخانه‌های جنگ‌افزار‌سازی نقش نیروی پیشران کشمکش‌های پی‌درپی را دارند. یورش‌های گسترده اسرائیل به ایران، با به‌کارگیری بیش از ۲۰۰ هواپیمای جنگی، تنها یک کنش نظامی نیست، بل‌که نمایشی از توان برای کارخانه‌های سازنده جنگ‌افزار در اسرائیل و آمریکا است. این یورش‌ها برای صنعت جنگ سودآور است، چرا که هر آشوب امنیتی تازه، دستاویزی برای افزایش هزینه‌های ارتش و فروش بیشتر ابزار جنگی می‌شود. شرکت‌هایی مانند لاکهید مارتین، بوئینگ و رافائل از این شرایط سود فراوان می‌برند. در این میان، شرکت‌های سازنده جنگ‌افزار از این کشمکش‌ها بهره‌برداری می‌کنند و سرمایه‌داران وابسته به حکومت نیز از پیمان‌های نظامی و برنامه‌های بازسازی پس از جنگ سود می‌برند.

جمهوری اسلامی خود را هم چون پیشاهنگ ایستادگی در برابر سرکردگی جهانی امریکا می خواند، اما در حقیقت، جمهوری اسلامی نیز یک نظام ددمنشانه سرمایه‌داری است که اقتصاد آن زیر فرمان بورژوازی نظامی مانند سپاه و سازمان‌های وابسته به رهبری سیاسی-دینی کشور رهبری می‌شود. بورژوازی نظامی با کمک نهادهایی چون سپاه پاسداران و سازمان‌های وابسته به رهبری سیاسی-دینی کشور صنعت جنگ را در دست خود دارد. شرکت‌های اقتصادی-نظامی وابسته به سپاه، مانند قرارگاه سازندگی خاتم، تنها در زمینه ساخت موشک و پهپاد کنش نمی‌کنند، بلکه در بخش‌هایی مانند معدن، نفت، ساخت‌وساز و بانک‌داری نیز چیرگی دارند. این شرکت‌ها از بحران‌های نظامی بهره‌برداری کرده و بودجه‌های کلانی از دولت دریافت می‌کنند.

این نهادها با سامانه سرمایه‌داری، چیرگی بر سرچشمه های زمینی و زیرزمینی کشور را در دست دارند و از این توان برای استوار کردن جایگاه خود در درون و بیرون کشور بهره می‌برند.

سیاست ”چپ” میهن‌دوست

بخشی از اپوزیسیون راست‌گرای ایران، که چشم‌ به سرنگونی رژیم با کمک رژیم فاشیستی صهیونیستی یا کودتای نظامی دوخته‌اند، به این یورش جنگی خوش‌آمد گفتند. نتانیاهو پیامی به مردم ایران فرستاد که در آن گفت: اکنون فرصت شماست که علیه حکومت ایران که شما را سرکوب می‌کند، بایستید. او گفت زمان آن فرا رسیده که متحد شوید و آزادی خود را از این حکومت سرکوب‌گر پس بگیرید.

 این نشان می‌دهد که اگر امپریالیسم و صهیونیسم به سرکار آمدن دوستان شاهنشاهی‌خواه و مجاهد خود در ایران امید داشتند به دنبال سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می‌رفتند. ولی با شرایطی که ما هم اکنون با آن روبرو هستیم، آن‌ها به دنبال رام کردن صددرصد جمهوری اسلامی می‌روند که از پیش با داشتن یک نظام سرمایه‌داری ددمنشانه با آن‌ها در این زمینه هم‌گام است. دو لایه بورژوازی، بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی از چهار لایه برتر بورژوازی در حاکمیت جمهوری اسلامی در همه‌ی زمینه‌ها با امپریالیسم هم‌اندیشه هستند و دارای منافع مشترک. برای همین، امپریالیسم با کمک بورژوازی صهیونیسم می‌کوشد که با این یورش‌ها بورژوازی نظامی و بورژوازی تجاری در حاکمیت را هم آرام سازد، تا به امتیازدهی در گفت‌وگوهای هسته‌ای بپردازند.

از سوی دیگر باید به کسانی که به دلیل یورش اسرائیل به میهن ما خواهان ایستادن مردم زیر سایه یک حاکمیت بورژوازی دیکتاتورهستند گفت که نمی‌توان از مردمی که زیر سایه حکومت تئوکراتیک آزادی خود را از دست داده‌اند و به دلیل پیاده‌کردن اقتصاد نئولیبرالیستی شب و روز به دنبال تهیه نان هستند، خواست که برای نجات جان فرماندهان سپاه که فرزندان آن‌ها را کشته‌اند و از سرمایه ملی آن‌ها روزانه می‌دزدند، جان‌فشانی کنند؟   

دشمنی ما با جمهوری اسلامی و دشمنی جمهوری اسلامی با ما و سرکوب آزادی خواهان و طبقه کارگر، نباید ما را از واکاوی عینی شرایط کنونی ناتوان سازد. جنگ کنونی اسرائیل می‌تواند ایران را به سرنوشتی مانند لیبی، سوریه، یمن یا افغانستان، کشورهایی که زیر فشار جنگ ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خود را از دست دادند و جامعه‌شان دهه‌ها سال به پس رانده شد، دچار کند.

پرسش از کسانی که به آن اندازه با جمهوری اسلامی دشمن هستند که خواهان یورش اسرائیل تا واژگونی رژیم هستند و حتا به اسرائیل برای یورش انگیزه می‌دهند این است: اگر این بمباران‌ها به کارخانه‌های هسته‌ای برخورد کند، چند تا از هم میهنان ما کشته خواهندشد؟ تا چند سال کشور ما  آلودگی پرتوی خواهدداشت؟

جنگ، زخمی نو بر دردهای مردم ایران می‌افزاید: تنگ دستی و نابرابری، دیکتاتوری و سرکوب خونین، زندان، شکنجه، اعدام‌های ماهانه، تبعیض علیه زنان، و آزار کنش‌گران و اقلیت‌ها – همهٔ این‌ها در سایهٔ جنگ افزایش خواهند یافت. از آن‌جایی که رژیم اسلامی توان پاسخ‌گویی به اسرائیل و آمریکا را ندارد، انتقام خود را با سرکوب از مردم میهن ما خواهد گرفت. فراموش نشود که جمهوری اسلامی به بهانه جنگ با عراق جنبش کارگری را سرکوب کرد و سازمان‌های صنفی و سیاسی طبقه کارگر و رنج‌بران را نابود کرد. برای مردم میهن ما، این جنگ ارمغانی فرای بمباران، ویرانی، مرگ، تنگ دستی و سرکوب بیشتر نخواهدداشت.

می‌توان از برتری‌ها و بدی‌های بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای سخن گفت و شایستگی کاربرد آن را در شرایط میهن ما بررسی کرد. ولی نمی‌توان پذیرفت که کشورهایی که خود حتا بمب هسته‌ای دارند دسترسی ما به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را نادرست بدانند. اگر ما صد بار هم  حکومت‌های تازه و دموکراتیک در ایران بسازیم، باز هم امریکا و اسرائیل و امپریالیسم نمی‌گذارند که ما به فناوری هسته‌ای دست یابیم، مگر این‌که ما مانند پاکستان و اسرائیل زیر چتر بورژوازی جهانی بایستیم و نوکری را بپذیریم.

اپوزیسیون ”چپ”، در همبستگی با جنبش کارگری، زنان و دیگر جنبش‌های اجتماعی در ایران، باید در این شرایط دشوار، نبرد مستقل خود را برای آزادی، برابری و علیه جنگ‌های امپریالیستی سازمان‌دهی کند.

پایان‌سخن

این نوشته نشان داده‌است که یورش اسرائیل به ایران با پشتیبانی امپریالیسم آمریکا، نه تنها بر ضد جمهوری اسلامی، بل‌که بخشی از برنامه‌ی گسترده برای کم توان کردن هر گونه ایرانی در آینده هم چون یک کشور مستقل در منطقه است. این جنگ، با انگیزه‌های اقتصادی، ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک، منافع طبقه‌های فرمانروا  در هر دو سو را فراهم می‌کند، هم‌زمان توده‌های مردم قربانی اصلی آن خواهندبود.

راه رهایی از این چرخهٔ ویران‌گر، نه هم‌پیمانی با بورژوازی حاکم و نه امید به کمک از سوی امپریالیسم، بل‌که اتحاد نیروهای ضدامپریالیست و ملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی یک جایگزینی دموکراتیک با عدالت‌اجتماعی است. تنها با نبرد مستقل و سازمان‌یافتهٔ کارگران، زنان و جنبش‌های مردمی می‌توان هم‌زمان با جمهوری اسلامی جنگید و در برابر یورش صهیونیسم-امپریالیسم ایستادگی کرد و آینده‌ای مستقل، آزاد و عادلانه را ساخت. ”چپ” میهن‌دوست، بدون چشم‌پوشی از سرشت سرکوب‌گر جمهوری اسلامی، باید در برابر جنگ‌افروزی امپریالیستی و صهیونیستی با توان‌مندنی ایستادگی کند و راه نجات را در همبستگی نیروهای مستقل، ضدجنگ، ضدامپریالیستی، ضدسرمایه‌داری، ضددیکتاتوری جمهوری اسلامی و عدالت‌خواه جست‌وجو کند.

برای همین، راه نجات میهن ما از دالان جمهوری اسلامی و یا امپریالیسم نمی‌گذرد. بل‌که باید به دنبال یگانگی و هم‌گامی نیروهای مستقل ضدجمهوری اسلامی و ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی بود، تا با سازمان‌دهی طبقه‌ها و لایه‌هایی که خواستار یک اقتصاد ملی و مستقل و برپایی عدالت اجتماعی در جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک هستند، بپردازد.    




به ملت ایران: در مورد انرژی هسته ای

[جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ نه ملا نه آمریکا]

[اعلامیه] 140

[بیست وچهارم خرداد= چهاردهم جون] 2025

[فرح نوتاش]

آنچه که در این یک روز و نیم گذشته، از ساعت 3.30 صبح روز جمعه تا به ساعت 13 شنبه، بر جهان آشکار شده است، فوق برتری تسلیحاتی اسرائیل بر تسلیحات ایران است. با توجه به استراتژی آمریکا مبنی بر زدن زیر ساخت ها و مراکز تسلیحاتی ممالک، و شطرنجی کردن آنان، توقف در همین مرحله به نفع ملت ایران می باشد.

رجز خوانی های مدام ملایان، در مورد محو اسرائیل، مانع داشتن نیروی صلح آمیز هسته ای برای ملت ایران شده است. البته نمی توان منکر نارضایتی آمریکا و کل امپریالیست ها، از عضویت رژیم ملا در بریکس و ایجاد شبکه های اسلامیستی نیابتی اش در منطقه شد! از این رو حمایتشان از اسرائیل همه جانبه بوده و هست. و اسرائیل در آرامش خاطر، با نادیده گرفتن قوانین بین المللی، در حال زدن مراکز تاسیسات هسته ای ایران، که اهرم های، محو کشور فلسطین اشغالی می توانند باشند، است!

سوال ما این است اگر این بمباران ها به نقاط کاری در مراکز هسته ای اصابت کند، تعداد قربانیان تشعشعات اتمی چقدر خواهد بود؟ و برای چند دهد؟ آیا آنان که با آتش انتقامشان، مقابله شدید را توصیه می کنند، جواب این سوال را می دانند؟

از طرفی دیگر، نه تنها هیچ کس جلو دار اسرائیل نیست. بلکه پیام های حمایتت می کنیم، ازطرف کشورهای امپریالیستی در حال سرازیر شدن است. همین دیروز، صدر اعظم آلمان، مرتز، پیام حمایت خود را به اسرائیل در رسانه ها پخش کرد.

تا کنون اسرائیل دو بار تاسیسات نطنز را بمباران کرده است. و این یک فاجعه عظیم و غیر قانونی بوده است.

آن روز هایی که رژیم ملا، با بردن بقعه های طلا به دیگر ممالک همسایه ایران، در فریب و گسترش نیابتی های خود بود، باید می دانست، که ما در عصر دجیتال زندگی می کنیم. حرف اول را علم و تکنولوژی می زند. نه خرافات.

ملت ایران حتما می داند، همانطوریکه امروز زندگی بدون موبایل خارج از تصور است، زندگی بدون نیروهای صلح آمیز هسته ای، نیز در آینده، غیر قابل تصور خواهد شد. از این رو داشتن انرژی هسته ای حیاتی است.

ولی، با سیاست خارجی رژیم ملا، داشتن آن، بازی با جان مردم ایران است. و ادامه این جنگ، جز افلاس و ورشکستگی کامل برای هر دو طرف، (که طرف ایران مورد نظر ماست)، نتیجه ای نخواهد داشت. ملت ایران می تواند در این برهه مسئله را متوقف کرده و در مرحله ای دیگر، زمانی که دارای یک حاکمیت مردمی بود،آن را گسترش دهد.

البته کشورهای امپریالیستی با تکیه بر تسلیحات اتمی خود به دیگر ممالک بدون تسلیحات هسته ای زور می گویند. استعمار، قتل عام ها و غارت هاشان توسط ناتو، با تکیه بر همین تسلیحات اتمی می باشد. از این رو تمام مللی که تحت ستم هستند، برای رهایی از ستم امپریالیست ها، خواهان دستیابی به سلاح هسته ای هستند.

وامپر یالیست ها، با توجه به عملکرد خود، مانع هر گونه دستیابی ملل به راه رهایی خود می باشند. از این رو استقلال ملل بی سلاح هسته ای وجود ندارد. از این رو، هرروز فقدان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آزار دهنده تر از قبل می شود.

بله ما نیز خواهان انتقام شدید از اسرائیل، نه تنها در مورد حمله اش به ایران، بلکه در مورد کشتار و تخریب در غزه نیز، هستیم. ولی واقعیت ها را باید دید. مردم ایران با دو مشکل اساسی روبروست. و با تشویق های میهن پرستانه نمی توان مردم را شانه به شانۀ این حاکمیت به جنگ با اسرائیل فرستاد.

آنان که دفاع از مرز های ایران را، یک باید برای هر فرد ایرانی موعظه می کنند، چطور خودشان خارج از کشورند؟! پس چیزی ورای وطن پرستی هشت میلیون ایرانی را وادار به مهاجرت کرده است. و آن شرایط زندگی است. بله انسان های برای تغییر شرایط زندگی می جنگند. و با ملایان این تغییر غیر ممکن است. و خیلی ببخشید، آنانی که امکان مهاجرات نداشته اند دیگر تاب و توان کمک به رژیم ملا برای دفاع از مرزها را ندارند.

ـ حاکمیت در جنگ با اسرائیل تنهاست. سران سپاه را کشته اند. ملت از جانش بگذر برای که؟ ملایانی که اموال او را غارت کرده و می کنند و بعد معترضان را می کشند؟ مگر ملت ایران نتیجه جانفشانی های جنگ ایران و عراق را فراموش کرده است؟

ـ این که، بودجه تسلیحاتی ایران به نسبت کشور کوچکی چون اسرائیل بسیار کمتر بوده است. مگر نه این که ایران از روز اول حامی فلسطین بوده؟ پس باید وضع تسلیحاتی خود را لااقل به سطح اسرائیلی که می خواسته آن را از روی نقشه محو کند ارتقاء می داد، که امروز بتواند در مقابل حملات گسترده اش جوابگو باشد!

قبل از گسترش بیش از حد این جنگ تسلیحاتی، که دودش به چشم مردم ایران خواهد رفت، پیشنهاد می شود، که سید علی خامنه ای سریع استعفای خود را داده و حاکمیت ملا با قبول 6 ماه، زمان انتقال قدرت به منتخبین مردم، پایان کار جمهوری اسلامی را اعلان کنند. و جنگ را در همین جا خاتمه دهند.

ولی قابل توجه تمام آنانی که اسرائیل را ناجی خود می دانند! در این حملۀ دو روزه اسرائیل به ایران، تاسیسات هسته ای، و تعدای از نیروهای ارشد سپاه و بیش از 400 نفر مردم عادی مورد حمله قرار گرفتند، ولی خون از دماغ یک ملا هم جاری نشد! پس معلوم شد آنان در فکر نجات مردم ایران نبوده و نیستند. آنان در فکر حفظ نظام ملا، ولی ضعیف و مطیع هستند. برای ایجاد فضای باز، آزادی های دموکراتیک و عدالت اجتماعی هیچ کس به ملت ایران کمک نخواهد کرد. خودش باید برای آن بجنگد.

آنچه که برای ملت ایران از این جنگ و حمله، باقی خواهد ماند، فقر و سرکوب بیشتر توسط ملایان در آینده خواهد بود. چنانچه بعد از قبول قطنامه صلح تحمیلی 598 ایران و عراق، قتل عام فرزندان دست بسته ملت ایران در زندان ها شروع شد. ملایان انتقام شکست خود در خارج از مرزهای ایران را، در ایران از ملت ایران می گیرند.

پس ای ملت دلیر و رنج دیده ایران، متحد شویم و برای گرفتن عنان کشور خود، به دست خود به پا خیزیم.

میانجیگری آقای پوتین در مسئله ایران و اسرائیل، نه به نفع روسیه و نه به نفع ایران است.

چون ترامپ با حمایت از صلح در جنگ روسیه و اوکراین، مقابل امپریالیست های دیگر غرب قرار دارد. و می خواهد آن را در غزه و ایران جبران کرده و برد کامل را به اسرائیل و خودش بدهد. و اگر آقای پوتین از مسئله غزه و ایران دفاع کند، باید در اوکراین کوتاه بیاید.

در مورد میانجیگری و دفاع از ملت جان بر لب ایران در میان گرگ های داخلی و خارجی، این دولت چین است که می تواند نقش مهم خود را در توازن قوا در خاورمیانه و جهان ایفا کند.

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




حمله پهپادی رژیم فاشیستی اسرائیل به ایران با واکنش محکومیت‌آمیز جهانی؛ سکوت غرب و حامیان رژیم صهیونیستی

جمهوری اسلامی در ماه های گذشته به هیچ حمله فیزیکی به اسرائیل دست نزد. ولی رژیم فاشیستی اسرائیل به بهانه بمب اتمی به چندین شهر ایران با پهپادها حمله کرد. در هیچ ارگان بی طرف جهانی ثابت نشده که نظام دیکتاتوری سرمایه داری- دینی در حال ساختن بمب اتمی است. به علاوه اسرائیل که خود از سوی امپریالیسم به بمب اتمی مجهز شده است در نقش پلیس خاورمیانه ظاهر می شود.

دستگاه امنیتی نظام با قتل و عام چپ ها لانه جاسوسان اسرائیل شده است.

کشورهایی که حمله اسرائیل را محکوم کردند :

روسیه – نگرانی خود را از تشدید تنش‌ها ابراز کرد و خواستار خویشتنداری شد.

چین – خواستار کاهش تنش‌ها شد و از اقدامات نظامی یکجانبه انتقاد کرد.

ترکیه – این حمله را محکوم کرد .

پاکستان – بیانیه‌ای در حمایت از حاکمیت ایران صادر کرد.

سوریه – از ایران حمایت کرد و اقدامات اسرائیل را محکوم کرد.

عراق – همبستگی خود را با ایران ابراز کرد و از این حمله انتقاد کرد.

قطر – خواستار مداخله بین‌المللی برای جلوگیری از تشدید بیشتر شد.

ونزوئلا – این حمله را به عنوان یک اقدام تجاوزکارانه محکوم کرد.

الجزایر – از اقدامات اسرائیل در مجامع منطقه‌ای انتقاد کرد.

لبنان (حزب‌الله) – این حمله را به شدت محکوم کرد.

یمن (دولت تحت رهبری حوثی‌ها) – بیانیه‌ای در حمایت از ایران صادر کرد.

سازمان‌های بین‌المللی:

سازمان ملل متحد (UN) – دبیرکل خواستار خویشتنداری و گفت‌وگو شد.

سازمان همکاری اسلامی (OIC) – این حمله را در یک نشست اضطراری محکوم کرد.

اتحادیه عرب – از اقدامات اسرائیل به عنوان بی‌ثبات‌کننده انتقاد کرد.

کشورهای حامی اسرائیل (یا سکوت):

ایالات متحده – هیچ محکومیت صریحی وجود نداشت؛ خواستار آرامش شد.

بریتانیا – نگرانی خود را ابراز کرد اما از محکومیت خودداری کرد.

آلمان، فرانسه، اتحادیه اروپا – خواستار کاهش تنش‌ها بدون سرزنش شدند.

عربستان سعودی، امارات متحده عربی – هنوز محکومیت شدیدی وجود ندارد.




 حمله به منزل فرماندهان ارشد سپاه توسط رژیم فاشیستی اسرائیل

ارتش رژیم فاشیستی صهیونیستی بامداد جمعه تأیید کرد که نیروی هوایی این رژیم عملیاتی بزرگ با نام «قدرت شیر» علیه زیرساخت‌های هسته‌ای و تأسیسات نظامی ایران آغاز کرده است.

ارتش فاشیستی صهیونیستی مدعی شده این حملات در پاسخ به آنچه اسرائیل «تهدید قریب‌الوقوع» برنامه هسته‌ای ایران می‌خواند، انجام شده است.

این بیانیه مدعی است که ایران مقدار کافی اورانیوم غنی‌شده برای ساخت چندین بمب هسته‌ای در چند روز جمع‌آوری کرده و این حملات برای خنثی‌سازی این تهدید انجام شده است.

آژیرهای خطر که پیش‌تر در سراسر اسرائیل به صدا درآمدند، به‌عنوان هشدار پیش‌دستانه‌ای از سوی ارتش اسرائیل در پیش‌بینی واکنش احتمالی ایران فعال شده بودند.

رادیو ارتش اسرائیل دربارۀ حملات رژیم در تهران مدعی شد منزل فرماندهان سپاه پاسداران .را هدف گرفته است

به گزارش همشهری آنلاین، رادیو ارتش اسرائیل به‌نقل از یک منبع نظامی مدعی شد که اسرائیل عملیاتی را در محله‌ای در تهران، پایتخت ایران، انجام داده است که محل اقامت فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است..

رادیو ارتش اسرائیل روز پنج‌شنبه، به نقل از یک منبع نظامی مدعی شد که اسرائیل عملیاتی را در محله‌ای در تهران، پایتخت ایران، انجام داده است که محل اقامت فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است.

 یک مقام آمریکایی به الجزیره گفت اسرائیل پیش از آغاز حملات در ایران به آمریکا درباره آن اطلاع داده است.

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع گمنام مدعی شد که اسرائیل بدون دخالت یا کمک آمریکا اقدام به انجام حملات در ایران کرده است.

به احتمال قوی این حمله با امریکا طراحی شد، تا اسرائیل نقش پلیس بد را بازی کند و جمهوری اسلامی  را در مذاکره های هسته ای با امریکا نرم سازد.