روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا: “چه بخواهیم چه نخواهیم، روسیه یک قدرت جهانی است”

روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان در روز چهارشنبه گفت:  رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، جو بایدن، به‌طور غیرمسئولانه‌ای ارتباط با روسیه را عملاً قطع کرد.

روبیو گفت که روسیه “بزرگ‌ترین ذخیره سلاح‌های استراتژیک در جهان و یکی از بزرگ‌ترین ذخایر سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی” را دارد. به همین دلیل، او اصرار داشت که صرف‌نظر از مسئله اوکراین “باید سطحی از ارتباط بین ایالات متحده و مسکو وجود داشته باشد”.

وی تأکید کرد که “واقعاً غیرمسئولانه است که دو قدرت هسته‌ای بزرگ دنیا با یکدیگر ارتباط نداشته باشند؛ چیزی که طی سه سال در دولت بایدن رخ داد.” او افزود که صرف صحبت کردن میان واشنگتن و مسکو به این معنی نیست که دو کشور “متحد یا دوستانه” هستند.

روبیو گفت که ارتباط میان بازیگران اصلی در عرصه بین‌المللی برای “جلوگیری از محاسبه غلط و جنگ” ضروری است.

با وجود فشارهای مکرر از سوی نماینده دموکرات، بیل کیتینگ، برای جنایتکار جنگی خواندن پوتین، روبیو از این کار خودداری کرد و توضیح داد: “نمی‌توانیم بدون گفتگو با آقای پوتین به جنگ [در اوکراین] پایان دهیم.”

اوایل مارس، روبیو در گفت‌وگویی با شان هَنیتی از شبکه فاکس‌نیوز اذعان کرد که جنگ اوکراین “جنگ نیابتی میان قدرت‌های هسته‌ای – ایالات متحده که به اوکراین کمک می‌کند – و روسیه” است. کرملین نیز مدت‌هاست این جنگ را به همین شکل توصیف می‌کند.

روبیو در مصاحبه‌ای دیگر در ماه پیش از آن گفت: “حتی در بدترین روزهای جنگ سرد، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ارتباط خود را حفظ کردند.” او تأکید کرد: “چه بخواهیم چه نه، روسیه یک قدرت جهانی است” و گفتگو برای جلوگیری از “درگیری‌های خطرناک” ضروری است.

در همین دوره، ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرد: “اگر یک سال دیگر دولت بایدن ادامه می‌یافت، ما وارد جنگ جهانی سوم می‌شدیم، اما حالا این اتفاق نخواهد افتاد.”




نابودی معادن ایران؛ پیامد سیاست‌های نادرست جمهوری اسلامی

بر اساس گزارش‌های کارشناسی، ۵۰ درصد معادن ایران در آستانه نابودی کامل قرار دارند. این فاجعه صنعتی که حاصل سال‌ها سوءمدیریت و ندانم کاری مسئولان است، در حال محو کردن یکی از باارزش‌ترین منابع اقتصادی کشور است. ایران با دارا بودن ۷ درصد منابع معدنی جهان و ذخایر ۳۷ میلیارد تنی، امروز تنها ۱ درصد از ارزش تولید ملی را از این بخش کسب می‌کند.

ناترازی شدید انرژی به معضل اصلی معادن تبدیل شده است. قطعی‌های مکرر برق و محدودیت گاز باعث شده ۷۷۰۰ معدن از ۱۲ هزار معدن کشور تعطیل شوند. صنایعی که روزی به عنوان جایگزین نفت معرفی می‌شدند، امروز حتی قادر به تامین برق پایدار نیستند. کارشناسان هشدار می‌دهند این روند تا پایان سال به تعطیلی ۷۰ درصد معادن منجر خواهد شد.

بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی می‌گوید: «کاهش تولید فولاد به دلیل قطع برق، تقاضا برای مواد اولیه معدنی را ۸۰ درصد کاهش داده است.» این در حالی است که بسیاری از معادن به دلیل محدودیت ارزی قادر به تامین قطعات و ماشین‌آلات نیستند.

چرخه معیوب سیاست‌گذاری؛ فقدان زیرساخت‌های حمل‌ونقل و ریلی مناسب و عدم اجرای آیین نامه های حفاظتی از جان کارگران و پیمان کاری از مشکلات صنعت معدن است.




۷۰ در صد بندرهای ایران در خطر انفجار هستند

به گزارش اکوایران، پیمان سنندجی، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، اعلام کرد که تنها 30 تا 40 درصد بنادر تجاری کشور از نظر ایمنی دریایی، مدیریت بحران و خدمات امدادی مطمئن هستند. وی تاکید کرد که تعداد محدودی از بنادر ایران در لیست سازمان‌های بین‌المللی دریانوردی (IMO و Paris MoU) قرار دارند و وضعیت برخی شاخص‌های ایمنی کشور در مرز لیست خاکستری است. 

سنندجی دلیل تجمع کالا در بنادر خمینی و رجایی را زیرساخت‌های قوی، نیروی انسانی متخصص و سیستم گمرکی کارآمد دانست. این تمرکز از نظر اقتصادی به‌صرفه است، اما ریسک‌های امنیتی، سایبری و طبیعی می‌تواند تجارت را مختل کند. همچنین، این امر باعث حاشیه‌نشینی بنادر چابهار، انزلی و فریدون‌کنار و افزایش مشکلات محیط‌زیستی در جنوب شده است. 

وی پیشنهاد داد با توسعه بنادر مکمل مانند چابهار و انزلی، ایجاد هاب‌های منطقه‌ای و بهبود اتصال لجستیکی، از تمرکز بیش‌ازحد جلوگیری شود. چابهار به دلیل دسترسی به آب‌های آزاد و ارتباط با هند و آسیای میانه، و انزلی به دلیل اتصال به قفقاز و روسیه، اولویت دارند. 

سنندجی اشاره کرد کشورهای پیشرفته مانند چین، آمریکا و آلمان از سیاست چندبندری استفاده می‌کنند. برای مثال، در چین بنادر شانگهای و شنژن، و در آمریکا لس‌آنجلس و نیویورک به‌صورت مکمل فعالیت می‌کنند. در اروپا نیز روتردام و هامبورگ در یک شبکه لجستیکی غیرمتمرکز عمل می‌کنند. 

وحشتناک ترین انفجار در اسکله رجایی استان بندرعباس ۹۰تن کشته و ۸۰۰تن زخمی بجای گذاشت.این انفجار حاصل اشتعال حدود ۲۷۵۰ تُن نیترات آمونیوم بود که به مدت شش سال بدون اقدامات ایمنی مناسب در بندر نگهداری می شد. علاوه براین باید مخفی کاری نهادهای نظامی و امنیتی را در واردات را به خطر انفجار بندرها اضافه کرد.




پیامبران سودجوی دگم های لیبرال 

«پراودا»

دولت قزاقستان فهرست جدیدی از صدها شرکت دولتی را برای خصوصی سازی تصویب کرده است. روند تجاری سازی در حوزه های آموزش و بهداشت نیز شتاب گرفته است. در نهایت، شرکتهای غربی که به بخشهای استراتژیک اقتصاد این کشور چشم دوخته اند، میتوانند ذینفع اصلی این اصلاحات لیبرال باشند. 

دولت قزاقستان به تازگی از اجرای موفقیت آمیز برنامه جامع خصوصی سازی برای سالهای ۲۰۲۱-۲۰۲۵ گزارش داده که بلافاصله فهرست جدیدی از دارایی ها منتشر شده است. در مارس، آژانس حمایت و توسعه رقابت پیشنهاد فروش ۴۶۱ شرکت را داد و تا ماه مه، این تعداد به ۴۷۵ شرکت افزایش یافت که در جلسه هیئت دولت تأیید شد. 

نزدیک به نیمی از این شرکتها متعلق به بخش سوخت و انرژی است، بیست شرکت به صنایع دیگر تعلق دارد و همچنین ۱۵۰ شرکت در بخش کشاورزی، حدود ۸۰ مرکز اجتماعی و غیره خصوصی خواهند شد.

به گفته وزیر اقتصاد ملی، تمرکز توسعه اقتصادی اکنون بر افزایش سهم کسب وکارهای متوسط و کاهش نقش دولت «در خارج از بخشهای اجتماعی و استراتژیک» است. اعضای دولت معتقدند حضور دولت باید موقت باشد و فقط در بخشهایی که بخش خصوصی نمیتواند به طور کامل عمل کند، اعمال شود.

اخیراً نقشه راهی برای توسعه رقابت در آموزش تصویب شده که در آن از «موانع موجود برای کارآفرینان در بازار خدمات آموزشی» سخن گفته شده است. دولت قصد دارد تا پایان سال موانع اداری را حذف و حضور خود را در آموزش پیش دبستانی، مدرسه ای و بخشهای ورزشی و هنری کاهش دهد.

«کانات آکپیسوف»، نماینده شرکت «Teniz Capital»، نیز از پیامبران دگمهای بازار آزاد است: «بهجای حفظ ساختارهای ناکارآمد، منطقی است که آنها را به سرمایه خصوصی سپرد تا سودآور شوند.

این اظهارات زمینه را برای نفوذ سرمایه خارجی فراهم میکند، به ویژه که دولت امتیازات بیشتری به خارجی ها میدهد.




پروژه  من فلسطین هستم

همین حالا به جنبش  ضد استعماری

من فلسطین هستم،

به پیوندید!

گروه خود را تشکیل دهید.

پارچه سفیدی را در مضرب 1 در 3 انتخاب کنید. مثلا یک متر در سه متر . یا بیشتر و یا کمتر.

روز آن نقشه فلسطین را بکشید.

یک سطل رنگ سبز پلاستیک مخصوص دیوار و مقداری قلم مو در اندازه های مختلف ، مثلا یک سانتیمتر تا 2 سانتیمتر انتخاب کنید.

و پلاستیک را زیر پارچه در محلی وسیع پهن کنید. یا بخش هایی از آن را روزی میز برای نوشتن قرار دهید.

و بگذارید مردم درون آن نقشه ای که شما از فلسطین کشیده اید به زبان خودشان بنویسند

من فلسطین هستم. و امضا کنند.

این نقشه های فلسطین وقتی کامل شوند ، به عنوان رای واقعی مردم ، می توانند از

ساختمان های بزرگ مرکز شهرها آویزان شوند.

 و این گام اول مبارزات ضد استعماری هماهنگ جهان علیه استعمار گران آمریکاـ اسرائیل در این برهه خواهد بود.

 فرح نوتاش             جبهۀ جهانی ضد امپریالیست           قدرت زنان           20.5.2025

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




زمین از آنِ کیست؟ تأملی بر مالکیت، قانون و زور

اتحادیه فداییان کمونیست

در اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۴

در نظام سرمایه‌داری، مالکیت خصوصی بر زمین امری مقدس و بدیهی جلوه داده می‌شود؛ گویی همواره بوده، طبیعی است و تخطی از آن مصداق بی‌نظمی و بی‌عدالتی است. اما کارل مارکس، با واکاوی تاریخی‌ـ‌ماتریالیستی این پدیده، نقاب از چهره‌ی آن برمی‌دارد. در جملاتی روشنگر، مارکس نشان می‌دهد که پشت مفهوم به‌ظاهر معصوم «حق مالکیت»، خشونتی تاریخی پنهان شده است: خشونت تصرف اولیه.

در  ادامه، بر اساس یکی از نقل‌قول‌های مشهور مارکس درباره‌ی پنهان‌کردن واقعیت تصرف زیر نقاب «حق طبیعی»، به نقد تاریخی، فلسفی و طبقاتیِ مالکیت زمین می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که چرا ملی‌کردن زمین، نه اقدام دولتی صرف، بلکه گامی انقلابی در جهت بازسازی مناسبات عادلانه تولید است.

مالکیت زمین : از منشأ تاریخی تا ابزار سلطه

در «نقد برنامه گوتا»، مارکس به‌صراحت می‌نویسد:

«زمین به‌عنوان وسیله‌ای برای تولید، دیگر نمی‌تواند ملک خصوصی باشد. مالکیت خصوصی بر زمین، حتی در شرایطی که بهره‌برداری از آن صورت نگیرد، به‌معنای انحصار منابع طبیعی و مانعی در برابر کشاورزی عقلانی و اجتماعی است.»

این جمله، نقطه عزیمت نقدی است که مارکس بر کل نظام مالکیت بورژوایی وارد می‌کند. در نگاه او، مالکیت زمین نه یک قرارداد اخلاقی، بلکه محصول تاریخ خشونت‌بار تصرف، سلب مالکیت، و تحمیل قانون از سوی طبقه‌ی مسلط است.

مارکس در «سرمایه» نیز، به‌ویژه در فصل مربوط به «انباشت اولیه» (primitive accumulation)، نشان می‌دهد که چگونه فئودال‌ها و سپس سرمایه‌داران، با خشونت گسترده، از طریق جنگ، مصادره، اخراج دهقانان از اراضی و نابودی مالکیت اشتراکی (Commons) ، زمین‌ها را به‌تصرف خود درآوردند و سپس این دزدی تاریخی را در قالب «قانون مالکیت» قانونی جلوه دادند.

در قطعه‌ای که این مقاله بر آن بنا شده، مارکس می‌نویسد:

«اگر تصرف برای معدودی از افراد برسازنده‌ی یک حق طبیعی است، پس آنانی که بسیارند باید نیروی کافی گرد آورند تا حق طبیعی بازتصرف چیزی را که از ایشان سلب شده است، فراهم آورند.»

اینجا مارکس با لحنی طعنه‌آمیز، منطق معیوب دفاع از مالکیت را وارونه می‌کند. اگر حق از دل زور زاده شده، پس چرا اکثریت مردم نتوانند با نیروی خود همان زور را در جهت بازپس‌گیری حقوق‌شان به‌کار گیرند؟ اگر غصب زمین در ابتدا با خشونت ممکن شد، چرا بازتوزیع آن از مسیر آگاهی و سازمان‌یافتگی، جرم تلقی شود؟

در نگاه مارکس، قانون در نظام سرمایه‌داری، بازتاب روابط تولیدی موجود است؛ نه نهادی بی‌طرف. به تعبیر انگلس در «خاستگاه خانواده، مالکیت خصوصی و دولت»:

«دولت، محصول جامعه در مرحله‌ای معین از توسعه‌ی آن است؛ دولتی که در آن جامعه دیگر در تضادهای حل‌ناشدنی فرو رفته و این تضادها را نمی‌توان با زور و نهادهای خودجوش حل کرد.»

مارکس و انگلس هر دو بر این نکته تأکید دارند که دولت سرمایه‌داری نه مدافع منافع همگانی، بلکه ضامن تداوم انحصار است. مالکیت زمین، یکی از اصلی‌ترین این انحصارهاست. زمین‌داران و سرمایه‌داران کشاورزی، به‌واسطه‌ی مالکیت زمین، بخش عظیمی از ارزش تولیدشده توسط کشاورزان را تصاحب می‌کنند؛ بی‌آنکه لزوماً نقشی در تولید داشته باشند.

در نتیجه، مالکیت خصوصی بر زمین نه‌تنها مانعی در برابر عدالت اجتماعی است، بلکه ضد توسعه‌ی عقلانی و پایدار نیز هست؛ زیرا زمین به کالایی بدل شده که تنها براساس سود فردی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، نه نیاز جمعی.

برخلاف برخی تفاسیر تقلیل‌گرایانه، ملی‌کردن زمین نزد مارکس به‌معنای واگذاری مالکیت به یک نهاد دولتی متمرکز نیست. هدف، اجتماعی‌سازی زمین است: بازگرداندن آن به مردم، اما نه به‌صورت مالکیت فردی، بلکه به‌صورت نظارت دموکراتیک از پایین. درواقع، سخن از سلب مالکیت از سلب‌کنندگان مالکیت است؛ مفهومی که در «مانیفست کمونیست» به روشنی آمده است:

«کمونیست‌ها می‌خواهند مالکیت بورژوایی را ملغا کنند. اما مالکیت خصوصی امروز، نتیجه‌ی کار و محصول کار نیست، بلکه نتیجه‌ی تصاحب کار دیگران است.»

بنابراین، وقتی مارکس از «حق طبیعی بازتصرف» سخن می‌گوید، در حقیقت ما را فرا می‌خواند تا با عبور از هاله‌ی تقدس «حق مالکیت»، به واقعیت تاریخ نظر کنیم: تصرف، دزدی، غارت و سپس قانونی‌سازی. اگر این روند مشروع جلوه داده شده، پس بازتصرف مردمی نیز نه تنها حق، که وظیفه‌ای تاریخی است.

ملی‌کردن زمین، در این معنا، بازسازی رابطه‌ی انسان و طبیعت بر مبنای نیاز و عدالت است؛ نقطه‌ی عزیمت برای گذار از جامعه‌ای مبتنی بر مالکیت، به جامعه‌ای مبتنی بر مشارکت و بهره‌مندی برابر.




تماس پوتین با ترامپ، تهاجم دیپلماتیک غرب را متوقف کرد

تماس پوتین با ترامپ، تهاجم دیپلماتیک غرب را متوقف کرد

در هفته‌های اخیر، تمرکز جنگ اوکراین به صحنه دیپلماتیک منتقل شده است. دیدار رهبران اروپایی از کی‌یف و تماس تلفنی پوتین با ترامپ، تحولی بزرگ را رقم زد؛ اما نقطه عطف، آغاز دوباره مذاکرات روسیه و اوکراین در استانبول بود.

این فقط بحث صلح نیست؛ رقابتی بر سر نفوذ ژئوپلیتیک است. غرب اروپا به دنبال حفظ نفوذ، ترامپ تحت فشار برای موضع‌گیری، و اوکراین میان تردید گرفتار شده است.

در ۱۰ مه، رهبران فرانسه، بریتانیا، آلمان و لهستان به کی‌یف رفتند و از روسیه خواستند آتش‌بس ۳۰ روزه را بپذیرد. اما روسیه همان شب، ضدحمله‌ای دیپلماتیک انجام داد و از اوکراین برای مذاکره مستقیم در استانبول دعوت کرد؛ اقدامی که ابتکار غرب و طرح صلح ترامپ را به حاشیه راند.

روسیه هیئتی جدی به استانبول فرستاد و توافقی بی‌سابقه برای تبادل ۱۰۰۰ اسیر از هر طرف شکل گرفت. این، امتیازی برای روسیه بود.

اکنون رقابت بر سر جلب نظر ترامپ شدت یافته است. اگر پوتین او را متقاعد کند که آتش‌بس بی‌قیدوشرط نقشه اروپا برای مسلح کردن دوباره اوکرایین است، ممکن است اوکراین مجبور به عقب‌نشینی شود.

پوتین به ترامپ هشدار داده که آتش‌بس موقت بدون تغییر راهبردی، فقط به جنگی بزرگ‌تر منتهی می‌شود. صلح پایدار تنها با تغییر سیاست اوکراین و اروپا ممکن است.به نظر می‌رسد ترامپ به این درک نزدیک شده است. : اروپا از ادامه جنگ منافع اقتصادی قابل‌توجهی کسب می‌کند. صنایع تسلیحاتی غرب با سفارش‌های کلان تقویت شده‌اند و اقتصاد جنگی به ابزاری برای احیای صنایع راکد بدل شده است.

در مقابل، ترامپ با نگاه به داخل آمریکا، می‌خواهد منابع مالی صرف‌شده در جنگ هایی که بطور مستقیم امنیت امریکا را زیر ضربه نمی برند و سودی هم ندارند را به سمت بازسازی تولید صنعتی داخلی سوق دهد.

این تفاوت دیدگاه، محور اصلی کشمکش پنهان بین ترامپ و متحدان اروپایی آمریکاست.




کمک خلبانان توده ای به فرقه دموکرات آذربایجان

نوروز سال ۱۳۲۵ است و تقریبا ۳ ماهی از تاسیس حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان می گذرد و نیروهای جریان چپ آذربایجان به رهبری جعفر پیشه وری قسمت های عمده ای از شمال غرب ایران را در اختیار خود دارند و  مرز جنوبی منطقه تحت نفوذ آنها خرمدره است که در ۸۰ کیلومتری جنوب شرق زنجان قرار دارد. نیروهای زمینی فرقه دموکرات توانایی رزمی خود را در نبردهای متعدد با ارتش حکومت مرکزی ثابت کرده است اما مشکل اصلی فرقه نداشتن هواپیما است به طوری که پیشه وری می گوید یک هواپیما مساوی است با یک لشکر پیاده.

پیش از این در اسفند ۱۳۲۴ ستوان خلبان جواد زرینه به اتفاق استوار فنی به نام  محمد علی پیدا از فرودگاه دوشان تپه یک هواپیمای جنگی (هایند) را ربودند و به سوی تبریز پرواز کردند. این هواپیما سانحه دیده و چاره کار فرقه دموکرات نبود. بنابراین دو تن از افسران نیروهوایی با نامهای سروان زربخت و سروان جودی عضو حزب توده ( ایران) به منزل عبدالصمد کامبخش از سران حزب توده ( ایران) می روند و با کسب اجازه او در هنگام پرواز آزمایشی در روز شنبه ۲۴ فرودرین ۱۳۲۵ از دوشان تپه دیگر به مبدا پرواز خود بازنگشتند و هواپیماها را به فرودگاه موقت بناب که منطقه تحت نفوذ فرقه دموکرات بود بردند.  سرگرد طوفانیان (معاون تسلیحاتی وزارت جنگ قبل از انقلاب) به عنوان فرمانده پرواز در کنار باند پرواز ایستاده بود سرهنگ هدایت گیلانشاه (فرمانده بعدی نیرو هوایی ایران)  فرمانده آموزشگاه  خلبانی هم در کنار او قرار داشت.

سرهنگ گیلانشاه آنقدر به این دو خلبان توده ای یعنی زربخت و جودی اعتقاد و ایمان داشت که وقتی این دو با هواپیما پریدند و برنگشتند دستور داد ملخ همه هواپیماهای دوشان تپه را باز کنند تا مبادا کسی دوباره فکر فرار و پرواز بی بازگشت به سرش بزند.