خانواده حاکم امارات با شرکت کریپتوی ترامپ معامله ۲ میلیارد دلاری انجام دادند 

همکاری کشورهای ارتجاعی خلیج فارس با امپریالیسم آمریکا، نمونه بارز وابستگی طبقات حاکم به قدرتهای استعماری است. این رژیمها با حمایت از منافع غرب در منطقه، به سرکوب جنبشهای مردمی و تثبیت سلطه امپریالیستی کمک میکنند. همکاری نظامی-امنیتی، اقتصادی و سیاسی این حکومتها با آمریکا، خیانت به آرمانهای توده های تحت ستم منطقه است.

دبی – میدل ایست آی: یک شرکت تحت کنترل خانواده حاکم امارات موافقت کرده است معامله‌ای ۲ میلیارد دلاری را با استفاده از یک استیبل کوین (ارز دیجیتال پایدار) راه‌اندازی شده توسط پسران دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، انجام دهد. این موضوع نگرانی‌هایی درباره تعارض منافع بین رئیس‌جمهور و یک دولت قدرتمند خلیجی ایجاد کرده است. 

زاک ویتکوف، پسر استیو ویتکوف، فرستاده ترامپ در خاورمیانه یکی از بنیان‌گذاران شرکت مالی ورلد لیبرتی متعلق به خانواده ترامپ، روز چهارشنبه در یک کنفرانس ارز دیجیتال در دبی اعلام کرد: «ما خوشحالیم که اعلام کنیم USD1 به عنوان استیبل کوین رسمی برای تکمیل سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری MGX در بایننس انتخاب شده است.» 

زاک و اریک ترامپ، پسر رئیس‌جمهور، به چهره‌های عمومی شرکت مالی ورلد لیبرتی تبدیل شده‌اند و در رویدادهای مرتبط با ارز دیجیتال در خلیج فارس حضور یافته‌اند. 

MGX یک شرکت سرمایه‌گذاری فناوری است که توسط صندوق سرمایه‌گذاری دولتی مبادله امارات و شرکت هوش مصنوعی G42 تأسیس شده است. این شرکت تحت ریاست شیخ طحنون بن زاید النهیان، مشاور امنیت ملی امارات است که یک امپراتوری سرمایه‌گذاری ۱.۵ تریلیون دلاری را کنترل می‌کند. 

امارات تنها کشور خلیجی نیست که پیش از سفر ترامپ به منطقه (۱۳ تا ۱۶ مه) با خانواده او معامله انجام داده است. 

روز چهارشنبه، قطر دیار، یک شرکت املاک تحت اداره دولت قطر، اعلام کرد که با سازمان ترامپ برای ساخت باشگاه گلف بین‌المللی ترامپ و ویلاهایی در سیمایسما، یک شهر تفریحی در ۳۰ کیلومتری شمال دوحه، همکاری خواهد کرد.




وزیر دارایی اسرائیل: جنگ تا کوچاندن صدها هزار فلسطینی و تجزیه سوریه ادامه می‌یابد 

بزائل موتريچ، وزیر دارایی اسرائیل، روز سه‌شنبه در سخنرانی خود در کرانه باختری اشغالی گفت: *”به یاری خدا و رشادت رزمندگانمان، این نبرد زمانی پایان می‌یابد که سوریه از هم بپاشد، حزب‌الله به شدت تضعیف شود، ایران از تهدید هسته‌ای خلع شود، غزه از حماس پاکسازی گردد و صدها هزار غزه‌ای به کشورهای دیگر کوچانده شوند.”* 

پس از شکست آتش‌بس موقت آمریکا در مارس، اسرائیل حملات خود به غزه را از سر گرفت و با ممنوعیت کمک‌های بشردوستانه (بیش از ۵۰ روز) و بمباران‌های شدید، شرایط را به حدی بحرانی رسانده که دیپلمات‌ها معتقدند هدف نهایی، غیرقابل سکونت کردن غزه برای اخراج ساکنان آن است. 

در چند دهه اخیر، حمایت بی‌چون و چرای غرب به ویژه آمریکا از اسرائیل، به این رژیم اجازه داده تا به‌راحتی به ویرانی سیستماتیک خاورمیانه ادامه دهد. از کشتار فلسطینیان تا حمله به همسایگان، اسرائیل با پشتوانه مالی، نظامی و سیاسی غرب، هرگز مجبور به پاسخگویی نبوده است.

 طرح‌های اسرائیل برای تغییر نقشه خاورمیانه 

– غزه: اسرائیل از کشورها خواسته فلسطینیان آواره را بپذیرند. پیشنهاد “ریویرای غزه” ترامپ برای ساخت پروژه‌های لوکس نیز در همین راستا بود. 

– لبنان: موتريچ خواستار “ضربه شدید به حزب‌الله” شد. اسرائیل همچنان پنج منطقه استراتژیک در جنوب لبنان را در اشغال دارد و به بمباران بیروت ادامه می‌دهد. 

– سوریه: وزیر اسرائیلی خواهان “تجزیه سوریه” شد. اسرائیل اخیراً پایگاه هوایی تیاس (T4) را هدف قرار داد. 

با ادامه این روند، بحران انسانی در غزه به اوج خود رسیده است: قحطی گسترده، قطع کمک‌ها طی ۷ هفته، و کشته شدن بیش از ۵۲ هزار فلسطینی از اکتبر ۲۰۲۳. به نظر می‌رسد اسرائیل به دنبال بازطراحی خاورمیانه با محوریت حذف فلسطینیان است. 




سخنرانی تاریخی کندی در باره صلح که او را به کشتن داد

نه صلحی آمریکایی که با زور اسلحه تحمیل شود، نه صلح گورستانی یا امنیت بردگان. من از صلح واقعی صحبت می‌کنم، صلحی که زندگی را ارزشمند می‌سازد، به مردان و ملت‌ها اجازه رشد و امیدواری می‌دهد، صلحی نه تنها برای آمریکایی‌ها، بلکه برای تمام بشریت.

در عصری که قدرت‌های بزرگ توانایی انهدام کامل متقابل را دارند، صحبت از صلح و کاهش تسلیحات، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. میلیاردها دلار برای تسلیحاتی خرج می‌شود که هرگز نباید استفاده شوند — اما این خود نمی‌تواند راه‌حل باشد. باید نگرش خود را نسبت به صلح و اتحاد جماهیر شوروی دوباره بررسی کنیم.

برخی فکر می‌کنند صحبت از صلح یا خلع سلاح جهانی بی‌فایده است، مگر اینکه شوروی تغییر رویه دهد. اما مهم‌تر از آن، ما باید نگرش خودمان را نیز تغییر دهیم.

ما نباید صلح را غیرممکن و جنگ را اجتناب‌ناپذیر بدانیم. مشکلات ساخته بشر هستند، پس بشر می‌تواند آن‌ها را حل کند.

ما نباید اتحاد جماهیر شوروی را صرفاً به عنوان دشمن ببینیم. مردم شوروی شایسته ستایش‌اند: برای دستاوردهای علمی، فرهنگی و به‌ویژه فداکاری بی‌نظیرشان در جنگ جهانی دوم — با بیش از ۲۰ میلیون کشته. ما هرگز در جنگ با شوروی نبوده‌ایم، و هر دو کشور در صورت آغاز جنگ اتمی، بیشترین ضرر را خواهند دید.

صلح عادلانه و واقعی به نفع هر دو کشور است. باید نه برای چشم‌پوشی از اختلافات، بلکه برای تمرکز بر منافع مشترک تلاش کنیم. ما آماده‌ایم که بدون تحمیل سیستم‌مان،  وارد رقابت مسالمت‌آمیز با هر ملتی شویم.

گامی در این راستا، ایجاد یک خط ارتباطی مستقیم میان مسکو و واشنگتن برای جلوگیری از سوء‌تفاهم‌هاست. همچنین ما در ژنو به دنبال گام‌هایی برای کنترل تسلیحات و خلع سلاح عمومی و کامل هستیم.

مذاکرات سطح بالا به‌زودی در مسکو آغاز خواهد شد تا برای امضای یک معاهده جامع منع آزمایش هسته‌ای تلاش شود.




انتظارات فلسطینیان از جهان عرب: از اسطوره‌سازی تا واقع‌گرایی 

Ramzy Baroud: palestinechronicle

نسل پدران ما جمال عبدالناصر را نه یک رهبر عادی، بلکه معیاری برای سنجش همه رهبران عرب می‌دانستند. تصویر قهرمانانه او در ذهن فلسطینیان، از محاصره الفالوجا در سال ۱۹۴۸ شکل گرفت؛ جایی که او به عنوان افسر ارتش مصر، در کنار هزاران سرباز مصری مقاومتی حماسی در برابر پیشروی صهیونیست‌ها نشان داد.

اما امروز، انتظارات فلسطینیان از جهان عرب تغییر کرده است. آنان دیگر به دنبال دعوت به جهاد یا تحریم کامل اسرائیل نیستند، بلکه تنها می‌خواهند کشورهای عرب از حمایت عملی از دشمن دست بردارند. 

 افول اسطوره ناصر و بیداری فلسطینیان 

– انتشار اخیر یک نوار صوتی منتسب به ناصر و قذافی (پیش از مرگ ناصر) نشان می‌دهد که او نسبت به رهبران عرب بدبین بود و حتی شعارهای کشورهایی مانند الجزایر و عراق را “پوچ” خواند. 

– ناصر در این نوار تاکید می‌کند که دعوت به “آزادی فلسطین از رود تا دریا” نتیجه معکوس دارد و ممکن است به از دست دادن کامل کرانه باختری و غزه بینجامد. 

– این اظهارات برای بسیاری شوکه‌کننده بود، چرا که ناصر همواره به عنوان نماد مبارزه ضدصهیونیستی شناخته می‌شد. 

چرا این نوار اکنون منتشر شد؟ 

– احتمالاً هدف، تضعیف چهره ناصر به عنوان نماد وحدت عربی است، تا دولت‌های عرب که امروز در قبال جنایات اسرائیل سکوت کرده‌اند، توجیه شوند. 

 فلسطینیان دیگر به دنبال نجات‌دهنده عربی نیستند 

– مقاومت اخیر در غزه نشان داده که فلسطینیان به توان خود تکیه کرده‌اند و دیگر منتظر کمک اعراب نیستند. 

اگر ناصر امروز زنده بود… 

شاید او هم مانند گذشته وارد جنگ مستقیم نمی‌شد، اما قطعاً تبعی همپیمان آمریکا و اسرائیل نمی‌شد. این تغییر نگاه فلسطینیان، نشان‌دهنده افول رهبری عربی و رسیدن به بلوغ سیاسی است. 

دیگر زمان اسطوره‌سازی به پایان رسیده؛ فلسطینیان راه نجات خود را خود می‌سازند. 




از انکار تا اعتراف: روحانی و ماجرای آلودگی غنی‌سازی ۸۰ درصدی

روحانی در رابطه با مذاکره با امریکا پیشنهاد رفرندوم را داد: ولی محمدجواد لاریجانی، تحلیلگر سیاسی گفت:

هیچ‌حکومت عاقلی که بخواهد با یک کشور دیگر رابطه برقرار کند، رفراندوم نمی‌گذارد. وقتی رفراندوم بگذارند که مردم [به برقراری رابطه] رأی بدهند، این دولت در مقابل آمریکا و سر میز مذاکره هیچ کارتی برای بازی کردن ندارد، هرچه بگوید، طرف مقابل می‌گوید برو بابا! مردمت که این را نمی‌خواهند. پس در این پیشنهاد گذاشتن رفراندوم اولاً یک دروغ هست. ثانیاً در آن حماقت هست، حتی اگر کسی واقعاً هم بخواهد رابطه برقرار کند، چنین کاری نمی‌کند.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور سابق ایران، در گفت‌وگویی مفصل به شرح چگونگی عهده‌دار شدن مسئولیت پرونده هسته‌ای ایران در سال ۱۳۸۲ پرداخت. در سال ۱۳۸۲، همزمان با حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام حسین، آمریکا با استفاده از فضای بین‌المللی، پرونده هسته‌ای ایران را در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای حکام مطرح کرد و خواستار بررسی‌های بیشتر شد. 

روحانی به بازرسی آژانس در آن سال اشاره کرد و گفت نمونه‌برداری‌های انجام‌شده نشان‌دهنده غنی‌سازی ۸۰ درصدی بود، موضوعی که باعث تشدید بحران شد. مسئولان ایرانی در ابتدا این نتایج را رد کردند و آن را بخشی از توطئه آمریکا دانستند. سازمان انرژی اتمی ایران اصرار داشت که هیچ فعالیت غیرقانونی انجام نشده و نمونه‌های آلوده احتمالاً جعلی هستند. اما بعدها مشخص شد که برخی تجهیزات خریداری‌شده، از جمله سانتریفیوژهای دست‌دوم، قبلاً برای غنی‌سازی در سطوح بالا استفاده شده و باعث آلودگی محیط شده بودند. 

حتا اگر این ادعای روحانی درست باشد نشان از ندانم کاریهای بیشمار جموری اسلامی است که میلیاردها دلار از سرمایه کشور را خرج تجهیزات فرسوده و خراب کرده است و بدون هیچ دلیلی توجه آژانش بین المللی اتمی را به خود جلب کرد:




اول ماه مه و چالش‌های کارگران ایران: از بهره‌کشی تا مقاومت

سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالی جمهوری اسلامی، با تضعیف قدرت چانه‌زنی کارگران، به افزایش بهره‌کشی از آن‌ها انجامیده است. خصوصی‌سازی‌های گسترده، گسترش قراردادهای موقت و نابودی امنیت شغلی، ابزارهایی هستند که طبقه کارگر را تحت فشار قرار داده‌اند. دولت با افزایش سن بازنشستگی، کاهش دستمزدهای واقعی و حذف حمایت‌های اجتماعی، بار بحران اقتصادی را بر دوش زحمتکشان انداخته است.

حداقل دستمزد ۸.۵ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۳، حتی کفاف هزینه‌های اولیه زندگی را نمی‌دهد، در حالی که نرخ تورم به بیش از ۴۰ درصد رسیده است. اتحادیه‌های مستقل کارگری حداقل دستمزد قابل قبول را ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان اعلام کرده‌اند.

مرگ کارگران در محیط‌های کاری نیز به یک فاجعه تبدیل شده است. بر اساس آمار رسمی، تنها در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، نزدیک به ۴۰۰۰ کارگر جان خود را از دست داده‌اند. در میانه‌ی روز ششم اردیبهشت، انفجار پرهیاهو در بندر شهید رجایی بندرعباس، بار دیگر داغی تازه بر تن کارگران نشاند. بار دیگر رخدادی خونبار نشان داد که جان کارگر در چشم سران رژیم ارزشی ندارد.

سرکوب و نبود تشکل‌های مستقل

جمهوری اسلامی هرگونه تلاش برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری را سرکوب می‌کند. در سال‌های اخیر، بیش از ۲۰۰ فعال کارگری بازداشت شده‌اند، در حالی که خانه کارگر، نهاد فرمایشی دولت، تنها تشکل به رسمیت شناخته شده است.

با این حال، جنبش کارگری ایران نشان داده که در حال رشد است. از اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه تا اعتصابات کارگران فولاد اهواز، مبارزه برای دستمزدهای معوقه و شرایط کاری بهتر ادامه دارد. در سال‌های ۱۴۰۲-۱۴۰۳، بیش از ۵۰۰۰ اعتراض کارگری ثبت شده است.

اول ماه مه و امید به آینده

آینده از آن کسانی است که با همبستگی و سازماندهی، در برابر ستم اقتصادی ئولیبرالی و سیاسی می‌ایستند.

سرنگون باد نظم سرمایه‌داری-دینی!




در آستانۀ اول ماه مه
کشتار کارگران ایران در بندر عباس توسط

فرح نوتاش ـ جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ نه ملا نه آمریکا

خط سوم ـ اعلامیه شماره  137

اخبار اگر چه قطره ای، ولی بلاخره وسعت کشتار کارگران و مردم حاضر در بندرعباس( بندر رجایی)، در دایره ای به شعاع  50 کیلومتر، از مرکز واقعه، ترمینال سینا، تحت مسئولیت بنیاد مستضعفان و با نظارت مخصوص قاچاقچی ها، سپاه پاسداران برای ملت ایران روشن شده است.

ارقام تا کنون 1800 زخمی و 70 کشته. و 22 مفقود، ولی هنوزبیانگر کل حقایق نیست.

سوزاندن ملت ایران!

برای دومین بار در تاریخ ایران است ! یاد قربانیان سینما رکس آبادن، که سوزندانشان توسط  ملایان برای ایجاد وحشت بزرگ، و شوراندن مردم علیه رژیم شاه بود، هرگز از خاطره ها محو نخواهد شد.

ولی امروز مهمترین سوال برای ملت ایران این است ، چه نیرویی و چه دولتی آتش ششم اردیبهشت در بندر عباس را به جان ملت ایران روا دانسته؟

در اولین روز فاجعه، خبری از طرف دولت آمریکا در فضای مجازی پخش شد، که علت آتش سوزی را انفجار محمولۀ سوخت برای موشک های بالستیک ایران از مبدأ چین خبر می داد.

و بعد از کش و واکش های بسیار در روزهای اخیر،

محتوای سدیم پر کلروایت محموله ها ، از طرف مسئولین سپاه تائید شد. 

و این که اثری از اعلان ورود این محموله ها در گمرک بندرعباس ضبط نشده، وآنها را

قاچاقی وارد ایران کرده اند، از طرف گمرک ایران اعلان شد.

و این که محموله، عمدا در فاصله های 500 متری، در چهار نقطه جدا از هم، در محل

نگهداری محموله های بی خطر جا داده شده، مبین خیانت تمام این افراد مسئول، در مقابل ملت

ایران است.

ولی چه کسی و چرا آتش را روشن کرده است؟

در این برهه باید دید که سود این انفجار به نفع کدام یک از نیروهای فاسد در منطقه خواهد بود و چرا؟

این انفجار ، که با تخریب کل اسکله و ادارات مربوط به واردات و صادرات با انهدام کلیه وسائل مورد نیاز امروز از نظر زمان ، همراه بوده است، به نفع رژیم ملا نمی تواند باشد. چون مشکل بسیار بزرگی برای رژیم ایجاد می کند و به فلج اقتصاد کشور و از پا درآمدن رژیم کمک می کند.

ولی این عمل مستقیمن به اهداف اسرائیل کمک کرده و در راستای گام های بعدی اوست.

روزنامه اسرائیلی یدعوت اخرونت نوشت: نتانیاهو در سخنرانی خود گفت: محور ایران در هم شکسته است و اقدامات اخیر در منطقه، و همچنین عملیان مخفیانه، نقش مهمی در متوقف کردن برنامه اتمی ایران داشته است. و اکنون زمان انهدام تمام راکتورها وتأسیسات غنی سازی

ایران ـ چه غیر نظامی و چه نظامی و نابود کردن کل زیر ساخت های هسته ای ایران است.بخشی از خبرـ پیک نت ـ 28 آوریل

ولی این انفجار ها در کانتینرها، در چهار گوشه مختلف، با اختلاف ثانیه هایی بطور مجزا رخ داده است.

و علت انفجار، گسترش شعله ها نبوده. کسی از راه دور بمب ها را یکی بعد از دیگری فعال کرده است. و مسئله اش، انهدام سوخت ها نبوده است، بلکه انفجار و کشتار مردم بی گناه به نفع اهداف خود بوده است. درست مثل اهدافی که فاجعه سینما رکس آبادان را در 28 مرداد سال 1357، برای آمدن ملایان به بار آورد. و بی رحمانه ملت ایران را سوزاند. و ملتی که 46 سال است دارد می سوزد.

ولی در ارتباط با سپاه پاسداران، آنانکه محموله ها را در فاصله 500 متری و در 4 گوشه جدا از هم ، و در محل نگهداری محموله های بی خطر، گذاشتند، از محتوای این بمب ها در این محموله ها آگاه بودند. و خواهان همین فاجعه، که پیش روی ملت ایران است بودند.

پس در این جا همکاری سپاه با اسرائیل  مطرح می شود. و سپاه  دارد با خود فروشی، کشتار مردم ایران، راه برای ورود اسرائیل را باز می کند و در حال خیانت مکرر است.

این فاجعه بیانگر واقعیتی بسیار مهم است، که کارگران و ملت رنج دیده ایران می تواند آن را به عنوان خط قرمز خود برای گام های بعدی حفظ کند.

تکیه بردولت های بیگانه و انتظار کمک از آنان را برای ابد فراموش کند.

اگر خود شخصیت ایستادن بر روی پاهای خود را دارد به ایستاد، وگر نه قبل از هر چیز در پی ایجاد شخصیتی مستقل باشد. هر گونه وابستگی … فقط ذلتی در پی دارد، که رهایی از آن میسر نیست. ما کشوری جنوبی هستیم. راه ما در گام اول مبارزه علیه استعمار است. رژیم کنونی انگلیسی است. و اگر ما برای رهایی به آمریکا و اسرائیل تکیه کنیم ، آنان از ما، فقط بجای پله استفاده خواهند کرد و نه انسان. و فاجعه ششم اردیبهشت مبین واقعیتی انکار ناپذیر.

خجسته باد اول ماه مه

زنده باد مبارزات کارگران برای رهایی از استثمار و استعمار




صدمین سالگرد فدراسیون اتحادیه‌های کارگری چین و نقش آن در تحول صنعتی 

سال ۲۰۲۵، صدمین سالگرد تأسیس «فدراسیون سراسری اتحادیه‌های کارگری چین» است. رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ در سخنرانی روز کارگر (اول مه) بر ضرورت ارتقای کیفیت نیروی کار در انقلاب فناوری و تحول صنعتی تأکید کرد. 

به‌عنوان نیروی اصلی طبقه کارگر در چین، کارگران صنعتی ستون اصلی در پیشبرد نوآوری و کاربرد فناوری‌های نوین هستند. برای شتاب‌دهی به ارتقاء صنعتی و افزایش رقابت‌پذیری اصلی شرکت‌ها، باید اصلاحات در نیروی کار صنعتی تعمیق یابد و کارگرانی با مهارت‌های نوین پرورش داده شوند.

با تغییر روابط تولید، این فدراسیون با آموزش نیروی کار ماهر و متحدسازی کارگران تحت رهبری حزب کمونیست، به پیشبرد نوآوری و فناوری کمک می‌کند.

دستورالعمل‌های اخیر دولت بر تربیت کارگران فنی درجه‌یک برای فناوری‌های نوظهور تأکید دارد. اتحادیه‌ها با برگزاری مسابقات مهارتی (مانند رقابت‌های امنیت سایبری و رباتیک در پکن و تیانجین) و ایجاد پلتفرم‌های آموزشی هوشمند، سواد دیجیتال کارگران را افزایش می‌دهند. 

با رشد اقتصاد پلتفرمی، اتحادیه‌ها به پیک‌های غذا و رانندگان تاکسی‌های اینترنتی خدمات ارائه می‌کنند. برنامه‌های سه‌ساله برای ثبت‌نام گروهی این کارگران و تأمین بیمه حوادث اجرا شده است. نمونه موفق، اتحادیه شرکت «المه» (زیرمجموعه علی‌بابا) است که با تشکیل کمیته‌های حل اختلاف، منافع پیک‌ها و شرکت را همسو می‌کند. 

تلاش‌هایی مستمر برای ایجاد نظام حمایت از حقوق این دسته از کارگران در جریان است. کارفرمایان تشویق می‌شوند برای کارکنان خود بیمه حوادث کاری خریداری کنند یا از طریق اتحادیه‌ها به آن‌ها کمک‌های پزشکی ارائه دهند. از شرکت‌های پلتفرمی نیز خواسته می‌شود مکانیزمی برای مشورت با اتحادیه‌ها و نمایندگان کارگران ایجاد کنند.

اتحادیه‌های کارگری با ترکیب آموزش مهارت‌های پیشرفته و حمایت از حقوق کارگران، سهمی حیاتی در نوسازی چین و همگامی با اقتصاد دیجیتال دارند.