برای ریش سپیدی ۷۷ ساله که هزاران هزار سرو ناز و گل سرخ دل نواز در دشت آزادی کاشته است

مقاله شماره:۵۷ (۱۶ مهر ۱٣۹۷) (۰۸/۱۰-۲۰۱۸)
دل سوز ما مباش، برای جان دادگان ما اشک مریز، برای ناکامی های ما افسوس نخور. ما آن کرده ایم که می بایست می کردیم. کوشیدیم باری را که تاریخ بر دوش ما نهاد به سر منزل مقصود رسانیم.
ما “در دکان هیچ نزول خواری” ننشسته ایم و نخواهیم نشست. “ما نرگس خودپسند دشتی نیستیم که در چشمه سارها به خویش می نگرد، ما تاک آسمانی هستیم و به سوی فرا زمانی بی انجام می رویم” .
اگر دلاوری ما را ارج می نهی، اگر دانش ما را می ستایی، اگر به شکیبایی و پایداری ما آفرین می گویی، اگر نابرابری و ستم را نمی پذیری، اگر هوای پاک و آب ناب می خواهی، با ما همراه شو. اگر خرسند از صدای غوکان برکه نیستی با ما به دریا بیا. ما نمی گوییم که با ما بودن آسان است ولی با همیاری هم خود را خوشبخت شاید نه ولی توده ها را خوشبخت خواهیم کرد و با این وظیفه “در عصاره ی خود با عشق به تبار انسانی خواهیم جوشید”.