مبارزه با پرخاشگری امپریالیسم! ونزوئلا و ایران!
مقاله شماره: ۲۶ ( ۲ خرداد ۱٣۹۷ )
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری
نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/5919
استاد دانشگاه کانادا و سردبیر مجله تحقیقاتی و ضد امپریالیستی Global Research، میشل چوسودوفسکی، می گوید که جنگ ایالات متحده علیه تروریسم اهرم راهزنی امپریالیسم است.
او تأکید می کند که هدف امپریالیست به دست آوردن سرزمین های جدید نیست بلکه هدف در هم شکستن قدرت دولتی و باز کردن کشورها به سوی “بازار آزاد” و نئولیبرالیسم بی حد و حصر است.
سیاست نئولیبرالیسم بی حد و حصر دیگر مرز نمی شناسد و حتا در مورد کشورهایی مانند کامبوج نیز اعمال می شوند. هدف اولیه امپریالیسم بی ثباتی این کشورها و نابود کردن اقتصاد ملی آنها است. پیش شرط این استثمار شدید از بین رفتن زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی اینگونه کشورها به هر شیوه از جمله جنگ های فرسایشی طولانی است. پس از آن با وارد کردن برای نمونه کامبوج به توافقنامه تجارت آزاد TPP، کامبوج به عنوان بخشی از حاشیه اقتصاد جهانی محسوب می شود. این کشور در ردیف اول استثمار نیروی کار ارزان توسط امپریالیسم قرار دارد که در آن دستمزد متوسط تنها سه دلار روزانه است. بدین گونه شرکتهای فراملی می توانند محصولات خود را با قیمتی کمتر از سه درصد دستمزد نیروی کار غربی در کامبوج تولید کنند. افزون بر این بیکاران گرسنه در کامبوج حداقل دستمزد سه دلار روزانه را از این سطح هم پایین تر می آورند و با موافقت نامه های تجارت آزاد، سطح دستمزد در کامبوج به طور مستقیم دستمزد کارگران در بوستون و برلین را کاهش می دهد.
هدف اصلی امپریالیسم وارد کردن همه کشور به “بازار رقابت آزاد” و “عرضه آزاد” نیروی کار ارزان است. بنابراین برای مبارزه با هدفهای شوم امپریالیسم اول باید اقتصاد ملی را تقویت کرد و پس از آن از هر بهانه ای برای رودررویی نظامی که به هدف بی ثباتی و در نهایت به زیر یوغ کشیدن اقتصاد کشور بکار برده می شود خودداری کرد.
با توجه به این موضوع دو خبر نظرها را به خود جلب می کند. یکی لحن آمرانه و دستوری وزیر امورخارجه امریکا است که در آن او خواست تبدیل میهن ما را به نو مستعمره ی آمریکا با صراحت به نظام سرمایه داری حاکم در ایران اعلام می کند. و دیگری پیروزی مادورو در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا است.
ونزوئلا
انتخابات پارلمانی ۲,۵ سال پیش برای سوسیالیست های ونزوئلا فاجعه آمیز بود. پیروزی اپوزیسیون راست که دو سوم کرسی های مجلس ملی را در اختیار خود دارد موجب شد که رئیس جمهور نیکولا مادورو اکثریت خود را در پارلمان کشور از دست داد. ولی درسی که سوسیالیست ها و دیگر نیروهای چپ از آن گرفته اند این بود که در مقابل سیاست تهاجمی امپریالیسم نباید به راست رفت. این بار رئیس جمهور با اتحاد با حزب کمونیست ونزوئلا و دیگر نیروهای مترقی جبهه متحد خلق را برپا کرد.
یکشنبه گذشته، ونزوئلا به استقبال انتخابات ریاست جمهوری رفت. این انتخابات در وضعیتی برگزار شد که ایالات متحده، اتحادیه اروپا، کانادا، و ۱۱ کشور آمریکای لاتین پیش از برگزاری انتخابات مشروعیت آن را زیر سوال برده بودند.
مبارزه بین نیکولا مادورو، رئیس جمهور و هنری فالکون، طرفدار سابق چاوز و نئولیبرال جدید بوده است. فالکون، وکیل نئولیبرال ۱,۸ میلیون رأی آورد. نیکلاس مادورو از (PSUV) حزب سوسیالیست ۵,۸ میلیون رای و در نتیجه ۶۸ درصد آرا را در انتخابات ریاست جمهوری در ونزوئلا بدست آورد. پیروزی ای که با انتخاب سیاست اقتصادی- اجتماعی روشن و قاطع تر به مورد اجرا گذاشته شده است. سیاستی که برای اولین بار گام درست برای برپایی جبهه متحد خلق در آن برداشته شده است و میان حزب کمونیست ونزوئلا و سوسالیست های در حاکمیت تبادل نظر و تصمیم گیری برای انتخابات ریاست جمهوری انجام شده و اکنون ثمره آغازین آن دیده می شود.
هنری فالکون برون رفت از چالش کنونی را اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی می دانست. یکی از نقشه های فالکون برای نجات کشور حذف ارز ملی ونزوئلا و جانشین کردن دلار بجای آن بود. پشتیبانهای فالکون در این انتخابات از جمله نیروهای راست گرا و دموکرات های مسیحی بوده اند. فالکون رئیس جمهور مادورو را متهم کرد که از راه رشد سرمایه داری خارج شده است. او می خواست که شرکت های ملی شده را به صاحبان سابق بازگرداند و کنترل خرید و فروش ارز را از میان بردارد. و نقشه خصوصی سازی خدمات عمومی با حمایت و وام از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی داشته است.
نیکلاس مادورو می خواهد که اقتصاد کشور را از تک محصولی و وابستگی به ذخایر نفتی نجات دهد، و به منظور کاهش واردات مواد غذایی می خواهد تعاونی های کشاورزی را گسترش دهد. او خواهان حفظ ارز کشور بولیوار است. برنامه های اجتماعی او دسترسی به آموزش عمومی، افزایش مراقبت های بهداشتی با یک شبکه توزیع دارو جدید و برنامه مسکن و ایجاد پنج میلیون خانه جدید برای فقرا است. جنبش های اجتماعی و حزب کمونیست ونزوئلا از پشتیبانان نیکلاس مادورو بوده اند.
در دو سال گذشته شوراهای شهر تقویت شد و اکنون بسیاری از شوراهای شهر نبض انقلاب بولیوار در سرتاسر کشور هستند، و در آینده می توانند در پارلمان شهرداری جمع شوند و مبارزه را برای دفاع از دستاوردهای اجتماعی علیه حمله قریب الوقوع اکثریت دست راستی در مجلس انجام دهند.
حقیقت این است که ونزوئلا نه تنها مواجهه با یک محاصره اقتصادی بلکه با یک محاصره رسانه ای نیز مواجه است. وضعیت در ونزوئلا جدی است. به خاطر محاصره اقتصادی طولانی مدت کمبود غذا و دارو وجود دارد ولی اینطور نیست آنگونه که رسانه های غربی ادعا می کنند مردم از گرسنگی می میرند. با این حال سرنوشت انقلاب بولیواری هنوز ناروشن است و بستگی به نیرومندی جبهه خلق و توانایی دولت در اجرای برنامه های اقتصادی غیرسرمایه داری دارد. انقلاب ونزوئلا نیز باید با صراحت و با برنامه ای دقیق و همه جانبه در جهت تغییرات بنیادین به پیش برده شود. این درسی است که نه تنها باید از سرنوشت انقلاب بهمن آموخت، بلکه همچنین از مبارزه ی سال های اخیر و نتایج منفی آن در برزیل، آرژانتین، افریقای جنوبی و .. در غیر این صورت راه برای آقایی امپریالیسم و سیاست اقتصادی نئولیبرال آن گشوده خواهد ماند. باید رمق و امکان رشد شیوه ی تولید سرمایه داری را در کشورهای در حال رشد در دست پرتوان جبهه متحد خلق به اهرم ترقی اجتماعی و مبارزه ی ضد امپریالیستی- ضد سلطه ی سرمایه مالی در جان و ایران بدل نمود.
جمهوری اسلامی
مایک پمپئو، وزیر خارجه جدید آمریکا، می گوید که اگر حکومت ایران رفتار خود را عوض نکند فشار تحریمها افزایش خواهد یافت. آقای پمپئو فشار این تحریمها را برای تسلیم رژیم ایران لازم می داند چرا که این فشارها رژیم را مجبور به گزینش بین حفظ اقتصاد خود و یا حمایت از گروههای شورشی می کند. بطور خلاصه شرط تسلیم عدم دخالت ایران در منطقه است. همزمان آقای پمپئو انقلاب مخملی را فراموش نکرده است و می گوید که “امید آمریکا این است که تلاشمان به سوی صلح و امنیت برای مردم ستمدیده ایران ثمربخش باشد”.
خط تسلیم جمهوری اسلامی با سخنان آقای ظریف در باره برجام و تصمیم دولت برای الحاق ایران به کنوانسیون تأمین مالی تروریسم مشخص شده است. آقای ظریف اعلام کرد که اروپاییها تعهد دادهاند که منافع ایران را تضمین کنند، ولی مایوسانه ادامه می دهد که اما مشخص نیست که اروپاییها چقدر بتوانند در برابر تحریمهای آمریکا مقاومت کنند، زیرا سهامداران شرکتهای اروپایی، آمریکاییها هستند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی از توضیحات وزیر امور خارجه در خصوص الحاق ایران به کنوانسیون تأمین مالی تروریسم قانع نشدند، زیرا می ترسند که در صورت پیوستن به این کنوانسیون آمریکا میتواند از ایران به دادگاه لاهه برای حمایت ایران از حزبالله شکایت کند.
امپریالیسم امریکا سالهاست که با قلدری بر علیه ایران و ونزوئلا به تحریم های اقتصادی دست زده است. در حالیکه دولت دموکراتیک- ملی ونزوئلا برای مبارزه با زورگوی های امریکا به تحکیم پایه های دموکراتیک نهادهای تصمیم گیری و شرکت مردم در نهادهای دموکراتیک پرداخته است و با تشکیل جبهه متحد خلق راه اقتصادی ضد نئولیبرالی و ملی را در پیش گرفته است. دولت ایران که نماینده بورژوازی انگلی تجاری و اداری است به راهی دیگر رفت.
در حالیکه دولت ونزوئلا با درک درست از سیاستهای امپریالیستی امریکا در منطقه خود و جهان با آن مبارزه می کند. رئیس جمهور مادورو بارها در سخنرانی ها گفته است که یکی از خصلت های امپریالیسم دزدیدن تولید خلق های دیگر به نفع شرکت های فراملی است. دولت مداران ایران به خاطر وابستگی طبقاتی خود به بورژوازی انگلی نه تنها امپریالیسم را نشناخته اند (رئیس دانا) بلکه برای نجات جان انگلی خود در سیاست داخلی با اجرای بی چون و چرای اوامر بانک جهانی پول و صندوق بین المللی پول مردم میهن ما را تا مرز گرسنگی کشاندند و افزون بر آن نه تنها به نیروهای مردمی برای تجهیز علیه حمله احتمالی امپریالیستها میدان ندادند بلکه برای خفه کردن اعتراض های مردم به جان آمده از هیچ قساوتی پرهیز نکردند.
دولت مداران ایرانی نه تنها برای مبارزه با تهدیدهای امپریالیسم به رشد اقتصاد ملی و نهادهای دموکراسی و مردمی نپرداخته اند بلکه راه نجات خود را در ماجراجویی های منطقه ای دیده اند. ماجراجویی هایی که با ضعیف کردن توان اقتصادی کشور راه ورود سیاستهای نئولیبرالی امپریالیستها را در داخل کشور آسان تر کرده است. هزینه این ماجراجویی هایی می توانست صرف ایجاد یک اقتصاد ملی و قوی شود.
راه نجات ایران در عزایم داری برای فرجام نیست، بلکه راه یافتن استقلال اقتصادی- اجتماعی کشور است که از عهده ی این رزیم ارتجاعی و بریده از مردم بر نمی آید. ضرورت انتخاب راه انقلابی هر روز بیش تر به ثبوت می رسد. توضیح این نکته یکی از وظیفه های اصلی حزب توده ایران است.