رژیم، مردم را دشمن بنیادین خود می داند، و نه امریکا را!
مقاله ۲۶/۱۴۰۲
۷ مهر ۱۴۰۲، ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۳
چون برای جولان پرنده پندار در مرزهای آینده قیدی نیست جز قید منطق علمی، پس بی هیچ پروا به سراغ آن دور نماهای دور برویم..(احسان طبری)
پیش گفتار
هفته های گذشته، مانند همه ی روزها در جمهوری اسلامی، برای مردم ما تاریک و ناامید کننده بودند. رژیم نه امیدی و نه خواستی به یافتن چاره برای چالش های گوناگونی که میهن ما با آن درگیر است، از خود نشان می دهد. رژیم هم اکنون به دنبال دراز کردن زندگی انگلی خود به هر شیوه ای می گردد. دشمن شماره یک رژیم برای ماندن و چاپیدن، همانا مردم تنگ دست و آزدی خواه ما هستند.
رژیم در هفته های گذشته دوباره به بهانه ی سال گرد کُشته شدن زن دلیر کُرد، ژینا امینی به جان مردم، به ویژه جوانان افتاد و تا آن جا که در توان داشت مردم را کتک زد، ترساند، بازداشت کرد، به زندان فرستاد و شکنجه کرد و کُشت. در بر همان پاشنه می گردد و آزادی هم چنان سرکوب می شود. اقتصاد سرمایه داری جمهوری اسلامی هم، نه تنها در هفته های گذشته نشانی از بهبودی نداشته است، بل که به تندی به سوی بدتر شدن هم می رود. شیرازه اقتصاد کشور در روند فروپاشی است و شکاف طبقاتی بی داد می کند. برای دراز کردن زندگی ننگین خود، رژیم هم چنان به دنبال سازش با دشمنان خود در برون از مرزها و سرکوب دشمنان خود در درون مرزها می رود.
داده های که در زیر برای نشان دادن فروپاشی دستگاه فرمان دهی جمهوری اسلامی آورده می شود، همگی برگرفته از رسانه های درون کشور است.
بگذارید در این نوشته در آغاز به اقتصاد ورشکسته رژیم بپردازیم و سپس نمونه هایی از سرشت آزادی کُشی این رژیم بیاوریم. در دنباله نوشته از زبان خود دست اندرکاران رژیم، شکاف طبقاتی و بی برنامگی رژیم را نشان خواهیم داد و سپس به سرنوشت جوانان و امید آن ها به کوچ می پردازیم. در بخش پایانی نشان می دهیم که رژیم به دنبال تنش زدایی با همسایگان و امریکا است، تا بتواند همه ی نیروهای خود را برای سرکوب در درون بسیج کند.
اقتصاد ورشکسته رژیم
نرخ تورم هر روز افزایش می یابد که پیامد ناگوار آن کاهش نیروی خرید مردم به ویژه خانواده های کارگری، تنگ دست و تهی دست است. اقتصادآنلاین می نویسد که نرخ تورم شهریور ۴۶.۱ درصد شد. در همین ماه، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ٣٩,٥ درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور میانگین، ٣٩.٥ درصد بیش تر از شهریور ماه ١٤٠١، برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. داوود فکوری، رییس اتحادیه سوپرمارکت و مواد پروتئینی ۳۰ شهریوربه تارنگاشت «تجارت نیوز»، گفت که امسال نیروی خرید مردم در هم سنجی با سال گذشته، بیش از ۵۰ درصد کاهش داشته است. تجارت نیوز می نویسد که با افزایش بهای کالاهای خوراکی و گرانیهای، مردم ناچار شدهاند که کاربرد برخی کالاها را در خوراک روزانه کاهش دهند و برخی فراورده های دیگر نیز دیگر روی سفره شام و نهار چیده نمی شود.
در کشورهای پیش رفته سرمایه داری اندازه گوشت خوری آن چنان بالا است که پزشکان برای تندرستی انسان ها سفارش می کنند که آن ها بیش تر پروتیین گیاهی بخورند. ولی در کشورهایی مانند کشور ما، مردم از تنگ دستی، حتا نمی توانند کمینه (حداقل) پروتیین نیازمند روزانه خود را تهیه کنند. مرکز آمار ایران در گزارشی گفت که فروش گوشت قرمز در مردادماه ۱۴۰۲ در هم سنجی با مرداد سال گذشته، ۲۶ درصد کاهش داشته است. تارنگاشت اقتصاد آنلاین نیز گزارش داد که در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ میانگین کاربرد گوشت قرمز در ایران ۴۱ درصد و سرانه کاربرد شیر ۴۸.۶ درصد کاهش داشته است. اقتصادآنلاین می نویسد که تولید گوشت مرغ “سپید ماکیان” سه برابر گذشته شده است. با این همه بهای گوشت مرغ بالا رفته است و به ۱۲۰ هزار تومان برای یک کیلو رسیده است.
دروغ گویی یکی از شیوه های همیشگی جمهوری اسلامی در برخورد با گرانی و تورم است. بازار خوراکیها در ایران با چالش کم بود و گرانی شکر روبرو است که مایه گرانی فراورده هایی که در آن شکر به کار برده می شود، نیز شده است. ولی به گزارش «ایرنا» وزارت کشاورزی نوشته است که شکر با بهای هر کیلوگرم ۲۸ هزار تومان به بازار داده می شود و «هیچ کمبودی در این زمینه وجود ندارد.». خبرگزاری مهر، ۱۷ اردیبهشت ماه در گزارشی بهای شکر در بازار را ۳۳ هزار تومان گزارش کرده بود. تارنگاشت «تجارتنیوز» در گزارشی می نویسد که جمشید مغازهای، دبیر انجمن تولیدکنندگان شیرینی و شکلات گفته است که با «مدیریت وزارت کشاورزی» بازار همیشه برافروخته است و حتا زمانی «شکر در بازار نایاب میشود.» برنامه دولت این بود که بهای هر کیلوگرم شکر ۲۵۵۰۰ تومان باشد. هم اکنون هر کیلوگرم شکر در بازار تا ۴۲ هزار تومان فروخته میشود.
سرشت آزادی کُشی این رژیم
جمهوری اسلامی به بهانه های گوناگون مرزهای آزادی را هر روز تنگ تر و شمار آزادی خواهان در زندان را هر روز بیش تر می کند. به گزارش تارنگاشت هرانا، یک شهروند ایرانی-آمریکایی کلیمی به نام فرامرز جاویدزاد در زندان اوین به دلیل نبود رسیدگی پزشکی جان باخت.
شبکه حقوق بشر کردستان روز یکشنبه در گزارش ماهانه خود درباره حقوق بشر شهروندان کُرد ایرانی از بازداشت دستکم ۱۶۲ کُرد سیاسی در پنج استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، و تهران، در شهریورماه گزارش داد. دستکم شش کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای مرزبانی ایران در پیرامون بانه، سردشت، و چالدران زخمی شدند و دستکم شش کارگر نیز در سر کار خود در شهرهای سنندج، پیرانشهر، بانه، بوکان، و مهاباد جان خود را از دست دادند. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در خیابانهای بیش از ۱۵ شهر در کردستان از برگزاری سال گرد کُشته شدن ژینا امینی و دیگر کُشته شدگان جلوگیری کردند.
با آغاز سال آموزشی نو گزارشها از بازداشت دستکم ۷ دانشجو در شهرهای گوناگون می نویسند. هم زمان چندین دانشجو و استاد دانشگاه گذرا و یا برای همیشه از دانشگاه برکنار شدند. بر پایه گزارش رسانههای دانشجویی، روز نخست مهر سحر صالحیان، دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی سنندج، در شهر سقز به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد. بازداشتها از روز بیستم شهریور با بازداشت مهسا سعیدی، دانشجوی دکتری دانشگاه یزد، آغاز شد. پس از آن هم علی غلامی کنش گر دانشجویی و دبیر سیاسی پیشین انجمن آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، علی رضوی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، فرهاد حسینی دانشجوی مدیریت دانشگاه آزاد زنجان، محمدمهدی وثوقیان دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، و آرمیتا پاویر، دانشجوی دانشگاه مدنی آذربایجان، هم بازداشت شدند.
دانشجویان سارا مددی دانشجوی رشته سینما دانشگاه سوره، مصطفی موسوی دانشجوی مدیریت گردشگری دانشگاه یزد، شقایق اکبری دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی و دبیر انجمن علمی- دانشجویی دانشگاه تربیتمدرس، و خشایار سفیدی، دانشجوی موسیقی دانشگاه هنر، مصطفی آذرخشی، عضو هیات علمی دانشکده الهیات و ادیان گذرا از دانشگاه به برون رانده شدند. هم زمان حسن باقرینیا، عضو هیات علمی گروه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه حکیم سبزواری، نیز به «بازنشستگی زودرس» دچار شده است.
تارنگاشت کلمه، نوشت که شماری از امضاکنندگان نامهای در باره ی پایان دادن به زندان خانگی ۱۳ ساله میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد به وزارت اطلاعات خوانده شدند. ان ها زندان خانگی این سه تن را «قتل تدریجی» خواندهاند. این نامه به امضای ۵۷۰ کنش گر سیاسی، مدنی و فرهنگی رسیده است. زهرا شجاعی، رییس مرکز امور مشارکت زنان در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و یکی از امضاکنندگان این نامه، در یادداشتی نوشت که نیروهای وزارت اطلاعات می خواستند او را بترسانند، ولی او گفت که «این نامه سرگشاده را امضا کرده وپای آن هم ایستادهام.» خانم شجاعی افزود که وزارت اطلاعات به او گفت که «نویسنده اصلی نامه با سرویس جاسوسی خارج از کشور ارتباط دارد».
فرزند امام جمعه اهل سنت راسک میگوید که پدرش یک ماه پس از بازداشت همچنان در اطلاعات زاهدان زیر «شکنجههای جسمی و روحی» است.
به دستور بی دادگاه جمهوری اسلامی آقایان سعید روستایی و جواد نوروزبیگی در پیوند با ساخت فیلم «برادران لیلا» که در جشنواره کن به نمایش رسید، تا پنچ سال نباید به ساختن و پخش فیلم بپردازند. آن ها هم چنین یک دوره «فیلمسازی با حفظ منافع ملی و اخلاقی» را در دانشکده صدا و سیمای قم باید بگذرانند.
بی برنامگی و آلودگی دستگاه فرمان روایی
بیش از یک دهه است که کارشناسان سخن از فرونشست زمین در جاهای گوناگون گفته اند. با این همه نشانی از تلاش برای جلوگیری و یا چاره جویی از این پدیده خطرناک دیده نمی شود. مریم دهقانی، عضو هیئت علمی بخش مهندسی راه و ساختمان و محیط زیست مهندسی دانشگاه شیراز روز یکشنبه دوم مهرماه در گفتوگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، خطر فرونشست زمین در شهر مرودشت را ۲ تا ۳ سانتیمتر و در پیرامون این شهر را تا ۱۲ سانتیمتر برآورد کرده است. به گفته او پهنای شکاف در منطقه تاریخی نقش رستم نزدیک به نیم متر تا ۷۰ سانتیمتر رسیده است.
او میگوید که “سیگنالهای ضعیفی” از فرونشست زمین در پیرامون فرودگاه شیراز نیز دریافت شده است. دهقانی میگوید که «شهرک صنعتی فتح آباد، کناره، فیروزی، پتروشیمی مرودشت، خط انتقال گاز که از دشت مرودشت عبور کردهاند، خطوط ریلی و زیرساختها همه تحت تاثیر فرونشست زمین قرار دارند.» این استاد دانشگاه همچنین در باره ی خانههای “مسکن مهر” در مرودشت میگوید که «ساختمان این منطقه ترک برداشته و به میزان ۱۶ تا ۱۸ سانتیمتر دچار فرونشست شده است؛ زمین زیر دیوارهای اطراف مسکن مهر دچار فرونشست شده است.» در اسفندماه سال گذشته علی بیتاللهی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه و شهرسازی بر پایه ارزیابیهای انجام شده درباره پدیده فرونشست زمین در ایران گفت که ۱۸ و نیم میلیون هکتار از ایران، یعنی ۱۱ درصد سرزمین ایران در روند فرونشست است که نزدیک به نیمی از ایرانیان در این جاها زندگی می کنند.
اقتصادآنلاین به گفته دستغیب رئیس دیوان محاسبات کل کشور نوشت که در ۳ وزارت خانه تاکنون ۲۰۰ هزار میلیارد تومان از (۴ میلیارد دلار) بودجه دولت در ۴۳ هزار حساب دستگاهها رسوب کرده است. رسوب به معنای این است که بودجه به شماره حساب های بنیادی فرستاده نشد، بل که به شماره حساب های دیگر واریز شد. روشن است که پی گیری و دنباله گیری کاربرد پولی که به شماره های بنیانی واریز نشود بسیار دشوار تر است و به دین گونه، پی گیری پول مردم که به دوستان و خویشاوندان فرستاده می شود، سخت می شود . نزدیک به صد در صد این “رسوب” در وزارت نفت رخ داده است.
دنیایاقتصاد می نویسد که پسته یک کالای ارزآور کشور است. تولید بالای پسته امسال مایه رقابت سنگین میان تولیدکنندگان ایرانی و آمریکایی شده است. آقای بهروز آگاه یکی از تولیدکنندگان بزرگ پسته ایران از سیاستهای دولت در برابر کشاورزان و بازرگانان پسته خرده گرفت. وی گفت که “معاون باغبانی وزارت جهاد کشاورزی با ارائه طرحی” می خواهد جلوی فرستادن پسته برای فروش برون مرزی را بگیرد. شاید خواننده در این گمان باشد که با این کار پسته در درون میهن ارزان خواهد شد و خانواده های تنگ دست هم می تواند این آجیل خوش مزه را بچشند. ولی به گفته بهروز آگاه، خرید درون کشوری پسته از مرز ۱۵ درصد تولید پسته در ایران نخواهد گذشت. وی افزود که این کار “بالاترین کمک به صنعت پسته آمریکا و بزرگترین خیانت به پسته ایران” است.
دنیای اقتصاد بر پایه آمار وزارت جهاد می نویسد که از ۲۳ میلیون نیروی کار در کشور، ۲۰ درصد در بخش کشاورزی کار می کنند و ۴۰ درصد هم با بخش کشاورزی سروکار دارند. بخش کشاورزی نان شب ۵۶ میلیون ایرانی را فراهم می کند. روشن نیست که چرا سردمداران که برخی از آن ها خود از تولیدکنندگان و بازرگانان بزرگ پسته بوده اند، به ناگهان با چنین بی مهری با آن ها برخورد می کنند و حتا به دنبال فراهم کردن ارز برای اقتصاد ورشکسته نیز نمی روند.
آقای مصطفی هاشمیطبا، از مدیران پیشین جمهوری اسلامی، در گفتوگو با روزنامه شرق گفته است که سالانه ۲۸ میلیارد دلار سرمایه از ایران به برون از مرزها فرستاده میشود.
بانک مرکزی تنها در باره ی ۹ ماه نخست سال ۱۴۰۱ از برون فرستادن بیش از ۱۰ میلیارد دلار سرمایه می نویسد. البته بانک مرکزی دو سال پیش هم دربررسی از عمل کرد ۱۶ سال گذشتهٔ گریز سرمایه از ایران که ۱۷۰ میلیارد و ۶۱۷ میلیون دلار سرمایه از ایران به برون فرستاده شده است. بخشی از این سرمایه برای خرید خانه در ترکیه به کار برده می شود. یادآوری شود که رژیم جمهوری اسلامی برای نبرد با بیماری همه گیر کرونا در سال ۲۰۲۰، با پیاده کردن دستورهای نئولیبرالیستی، ۵۰ میلیون دلار وام از بانک جهانی دریافت کرد. در همان سال، برای جلوگیری از پخش کرونا، رژیم یک درخواست وام ۵ میلیاردی به صندوق بین المللی پول فرستاد. ولی همین جمهوری اسلامی اجازه می دهد که بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار به برون مرزها فرستاده شود. .
شکاف طبقاتی
هتل هما یکی از هتلهای کهن و نام دار و ۵ ستاره تهران است. دارندگان این هتل با آگهی های پر هزینه در (www.eghamat24.com, www.jabama.com, ww.iranhotelonline.com) می نویسند که بهای ماندن و خوابیدن یک شب در کوچک ترین اتاق یک میلیون تومان است. خوراکی بسیار گوناگون، با رنگ های دل پذیر و مزههای خوش به میهمانان داده می شود. این هتل می نویسد که مهمانان نیازی به بیرون رفتن از هتل ندارند. هتل دارای استخر، سونا، جکوزی، ماساژ، زمین تنیس، باشگاه بدنسازی و… است. یاد آوری شود که دست مزد ماهانه کارگران ساختمانی از ۵ میلیون تومان بالاتر نمی رود.
اقتصادآنلاین می نویسد که با ۸ میلیارد تومان (نزدیک به ۲۰۰ هزارد دلار ) می توانید در شمال پایتخت خانههای نقلی بخرید. با ۸ میلیارد تومان شما میتوانید یک خانه ۵۵ متری ۲۰ سال ساخت در اقدیسه، یک خانه ۴۵ متری ساخت سال ۱۳۹۶ در زعفرانیه، یک خانه ۶۰ متری ۱۲ ساله در قلهک و یا یک خانه ۱۲۹ متری در خانی آباد خریداری کنید. نیاز به یادآوری است که بهای خانه ها در شهرهای بزرگ اسکاندیناوی که از داراترین کشورهای جهان هستند، نیز کم و بیش به اندازه شمال تهران است.
در روزهای گذشته رسانه های جمهوری اسلامی در باره ی ساختن خانههای گران بها در شهر تازه ساخت پرند نوشته اند. جهان اقتصاد می نویسد که ناصر چمنی؛ رییس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران گفت که ساختن خانه های پرهزینه، جای افسوس دارد. او گفت که شکاف طبقاتی در کشور بالا است که مایه زندگی در ناز و نعمت برخی ها و شکار نان شب برخی دیگر شده است. او افزود که خواستی از سوی دولت برای برخورد با بسازوبفروشان نمیبیند.
کارگران کارخانه سیمان ارومیه روز شنبه برای دست مزد بیش تر دست از کار کشیده و اعتصاب کردند. دست مزد آن ها ۱۲ میلیون تومان در ماه و دست مزد کارگران پیمانی با ۲۵ سال پیشینه کار تنها ۷ میلیون است. این در شرایطی است که بنابر این گزارش، دست مزد مدیران کارخانه سیمان ارومیه پنج برابر کارگران، ماهانه ۶۰ میلیون تومان، است.
به گزارش تسنیم، سیدکریم حسینی عضو فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی گفت که دست مزد کارمندان و کارگران باید هم گام با نرخ تورم افزایش یابد. او در گفتگو با دیدهبان ایران گفت که «معتقدم وقتی مردم نسبت به گرانی، معیشت و بیکاری اعتراض دارند، این اعتراض واقعی است». محمد حسن آصفری، نماینده مجلس شورای اسلامی گفت که «نباید خیلی خوشباور باشیم که اعتراضات مردمی خاموش شده چرا که جامعه نسبت به وضع اقتصادی معترض است.»
ناامیدی، بی آیندگی و کوچ جوانان
با اقتصاد ورشکسته و خودکامگی فرمان روایان جمهوری اسلامی که حتا اندیشیدن به آزادی را گناه می داند، جوانان ناامید چاره ای فرای گریز از کشور نمی بینند. به گزارش مرکز آمار ایران “سن ازدواج” در دهه نود هم گام با افزایش فشارهای اقتصادی از ۳۰ سالگی به ۴۰ سالگی رسیده است. خبرگزاری «مهر» در گزارشی در پارسال نوشته بود که بررسی آمارهای کلان اقتصادی در دهه ۹۰ نشان می دهد که عمل کردهای اقتصادی این دهه اقتصاد ایران را ورشکسته کرده است. مرکز پژوهشهای مجلس نیز در گزارش خود نوشت که دهه نود نرخ نداری (فقر) در کشور را از ۱۹ درصد به بیش از ۳۰ درصد افزایش داده است که این به این معنا است که بیش از ۳۰ میلیون ایرانی زیر خط نداری زندگی می کنند.
روزنامه اینترنتی «فراز» نیز نوشت که در همین دهه درآمد ملی سرانه ایرانیان نیز بیش از ۳۶ درصد کاهش یافته و شکاف میان «غیر فقرا» با خط نداری نیز بسیار کم شده است. نا گفته نماند که دو سالی که از دهه کنونی گذشته است نشان می دهد که شرایط اقتصادی کشور نه چندان بهتر از آن دهه نشده است، بل که به سوی بدتر شدن نیز می رود. محمد حسن آصفری، نماینده مجلس شورای اسلامی ایستادگی مردم را «به حق» دانست و گفت عمل کرد دولت سیزدهم به ویژه در دامنه اقتصاد زمینهساز ناخوشنودی مردم را فراهم کرده بود.
ناامیدی، بی آیندگی، بی کاری، آزادی کُشی و آزادی خواه کُشی مایه کوچ بسیاری از هم میهنان ما شده است. یک سال پس از کُشته شدن ژینا امینی ، به ویژه «مردان جوان» دارای آموزش بالا و توان مند از شهرهای بزرگ می خواهند از کشور بروند. روزنامهٔ «جوان»، وابسته به سپاه پاسداران، آذرماه سال گذشته بهگزارش سازمان مهاجرت ایران نوشت که در سال ۲۰۲۲ نزدیک به سه میلیون ایرانی یعنی ۳.۳ درصد از جمعیت ایران تنها در یک سال به برون از مرزها کوچ کردند. این روزنامه هم چنین به گزارش از بنیاد ملی نخبگان نوشت که سالانه ۳۷ درصد از رتبههای برتر کنکور و المپیادها از کشور کوچ میکنند.
بنا به گفتهٔ احمدرضا عامری، رئیس اتحادیه شرکتهای مسافربری، «امروز با افرادی تحصیلکرده و حتی خلبان مواجه هستیم که بهدنبال دریافت گواهینامهٔ رانندگی پایه یک هستند تا بتوانند مهاجرت کنند.»
روزنامهٔ فرهیختگان که ارگان رسمی دانشگاه آزاد اسلامی است، از کوچ شش هزار و ۵۰۰ نفر از پزشکان و کارشناسان تنها در سال ۱۴۰۱ می نویسد. محمد میرزابیگی، رئیس سازمان نظام پرستاری ایران، دربارهٔ کوچ پرستاران به ایلنا گفته است که «روزانه پنچ تا شش پرستار و ماهانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ پرستار از کشور مهاجرت میکنند». کارمندان بیمارستان ها و بخش بهداشت به هر کشوری که درهایش برایشان باز باشد کوچ می کنند؛ هشتاد درصد از درخواست کنندگان برون مرزی برای کار پرستاری در دانمارک از ایرانیان هستند.
خبرگزاری ایسنا آبان سال گذشته در گزارشی نوشت که در چهار سال گذشته ۱۶ هزار پزشک عمومی از کشور کوچ کردهاند. به این بیندیشید که کشوری که این همه به پزشک نیاز دارد و جاهای دوردست آن در کردستان و بلوچستان پزشک ندارند،۱۶ هزار پزشک که جامعه ما برای آموزش آن ها رنج کشید و پول به کار برد به این آسانی از دست می دهد. بهگفتهٔ بهرام صلواتی، رییس سازمان مهاجرت ایران، ۵۰ درصد دانشجویان و آموزش دیدگان دانشگاهی می خواهند کوچ کنند.
خود رژیم به خوبی از دلیل های کوچ آگاه است. سعید معیدفر، رییس انجمن جامعهشناسی ایران، در گفتوگو با تارنگاشت جماران میگوید که دلیل های کوچ گری « بحران عمیق اقتصادی در زمینهٔ تولید، اشتغال، تورم […] نظام سیاسی آنها کفایت لازم را برای فائق آمدن بر یک بحران اقتصادی ندارد و یا [..] در نظام تصمیمگیری کشور به جای شایستهسالاری از خویشاوندسالاری […] استفاده شود.» است. یادآوری شود که جمهوری اسلامی نه تنها از کوچ گری هیچ نگرانی ندارد، بل که خواهان گریز ایرانیان ناخرسند نیز هست. زینب ابوطالبی، گوینده برنامهٔ شبکه افق صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک برنامهٔ تلویزیونی گفته بود که «هر کس اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.»
یادآوری شود که هم زمان با این گروه بزرگ کوچ کنندگان، رژیم با فریب کاری و دروغ می خواهد که ایرانیان برون از مرزها را به درون کشور برگرداند. سازمان مهاجرت ایران که زیر پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف کار می کند مینویسد که «در میان ایرانیان خارج از کشور در سال ۱۴۰۱» تنها ۱۴ درصد دلبستگی برای بازگشت به کشور دارند. ۶۲ درصد هرگز نمی خواهند که به کشور باز گردند و ۹۰ درصد باوری به گفته های دست اندرکاران در باره ی ایرانیان برون مرزی ندارند.
آشتی با شیطان ها چاره جویی رژیم برای چالش ها
آقای حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه ایران در نیویورک بسیار پرکار بود. او با وزیر خارجه عمان، مصر و سوئد دیدار کرد. او پیوند میان جمهوری اسلامی با عمان و مصر را به سود جهان اسلام خواند. در دیدار با وزیر خارجه سوئد خواستار آزادی حمید نوری شکنجه گر جمهوری اسلامی شد.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در دیدار با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل در نیویورک گفت که برنامه سلطان عمان دربارهٔ بازگشت به برجام هم چنان روی میز است و جمهوری اسلامی برای بازگشت به برجام آمادگی دارد. او افزود که دادوستد پیام ها با امریکا هم چنان دنبال می شود. از سوی دیگر، انریکه مورا، دستیار سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز شنبه هفته گذشته هم زمان با برگزاری نشست سالانه سازمان ملل گفت که گفت و گو در باره ی برجام برگزار شده و راهی فرای بازگشت به برجام نیست.
سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران در نشست پایانی سازمان ملل گفت که “در دیدار با نخست وزیر ژاپن پیرامون اموال بلوکه شده ایران در این کشور” گفت و گو شد و “نخست وزیر ژاپن قول همکاری و پیگیری در این زمینه را دادهاند“.
رئیسی درباره همکاریهای کشور قطر برای آزادی زندانیان آمریکایی گفت که “از نقش سازنده قطر در این اتفاق انسان دوستانه تشکر میکنم”. نیاز به یادآوری است که رئیسی ی که آزادی زندانیان آمریکایی را یک “اتفاق انسان دوستانه” می داند، همان رئیسی ی است که خون سردانه با یک چرخش خودکار هزاران ایرانی میهن- و مردم دوست را به دم تیغ فرستاد.
بر پایه گزارش پنهانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی که روز دوشنبه خبرگزاری فرانسه آن را دید، جمهوری اسلامی در ماههای گذشته اندوخته های (ذخیره های) اورانیوم غنیشده خود را کاهش داده است. این اندوخته ها به ۳۷۹۵.۵ کیلوگرم رسید که در هم سنجی با چند ماه پیش ۹۲۹ کیلوگرم کاهش داشت. سه هفته پیش روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال نوشته بود که تهران تولید اورانیوم غنی شده را که می توند برای کاربرد جنگی باشد را بسیار کاهش داده است. وزیر خارجه ایران هم چنین بار دیگر گفت که «بمب هستهای در دکترین ایران جایی ندارد.»
ما همیشه هوادار تنش زدایی با هم سایگان و دیگر کشورهای جهان که استقلال ما را ارج می گذارند و خواهان دادوستد برابر هستند بوده و هستیم. ولی سازش های رژیم با شیطان های کوچک و بزرگ برای ارج گزاری ناگهانی آن ها به استقلال میهن ما نیست، بل که برای آمادگی رزمی علیه خیزش توده ها است.
پایان سخن
آن چه که خوانده اید نشانگر آشکار سیاست رژیم برای زنده ماندن است؛ سرکوب در درون و سازش در برون.
هیچ تردیدی نیست که جمهوری اسلامی با چالش های فراوانی روبرو است که نمی توان آن ها را با یک اقتصاد سرمایه داری نئولیبرالیستی و یک روبنای ستم گر و زورگو و آزادی کُش چاره کرد. رژیم نه خواست، نه توان حل این چالش های بی شمار را دارد. بی تردید سرکوب خواست های اقتصادی کارگران و توده های تنگ دست و دست گیری، زندانی و شکنجه کردن آزادی خواهان و سازش و سرسپردگی در برابر غرب می تواند چند سال به زندگی انگلی رژیم بیافزاید، ولی نمی تواند آن را از سراشیبی فروپاشی نجات دهد.
برای همین، رژیم نه می خواهد و نه می تواند مانند گذشته فرمانروایی کند. هم اکنون، لایه های گوناگون بورژوازی انگلی فرمان روا در تلاش هستند تا پیش از بار سفر بستن، تا آن جا که می توانند از سرمایه های ملی ما بدزدند. مردم هم بی برنامگی آن ها را می بینند و دیگر کسی میان مردمان تنگ دست، کارگران، لایه های میانی امید و یا باوری به دروغ های بورژوازی انگلی برای بهبودی زندگی ندارد. برای همین لایه های پایینی و میانی که کمرشان زیر بار فشار اقتصادی خم شده است و روشن اندیشان آزادی خواه که نفسشان از این تنگنایی گرفته است، نمی خواهند مانند گذشته زندگی کنند.
“چپ” انقلابی اگر که نمی خواهد شورش خشم گینانه توده ها آب به آسیاب نیروهای راست بریزد و اگر نمی خواهد که راست سوار بر خیزاب جنبش شود، باید با هم اندیشی، هم کاری و هم گامی شرایط ذهنی انقلاب را به سود نیروهای پیش رو و سوسیالیستی فراهم کند.
بشکن طلسم را
که طلسمی شکستنی است،
ترديد نيست:
بند اسارت گسستنی است.(احسان طبری)
یادداشت: خواهش مندیم از کانال تلگرام “توده ای ها” (t.me/tudehiha) بازدید کنید