مردم ایران تنها بازنده جنگ میان دیوانگان!
مقاله شماره۳۶
15 دی ۱۳۹۸-۵ژانویه2020
یک بار دیگر امپریالیسم آمریکا دست به کشتار زد و و این بار سپهبد ایرانی و همتای عراقی او را در کشور عراق کشت. این کار نه تنها با قانون های خود آمریکا در تضاد است بلکه گامی دشمنانه و نشانه برتری جویانه آمریکا در پیوند با کشوری است که دست کم در سخن دوست او خوانده می شود.
بی ریب سپهبد سلیمانی بخشی از پیاده کردن برنامه شیعوی جمهوری اسلامی بوده است که همچون چاکر خامنه ای در راه انجام آن به رژیم ولایت فقیه کمک کرده است. او با همه ی سخن های رنگآمیز و آفرین گویی رژیم چیزی جز مهر ای کوچک برای انجام خواست های طبقه های فرمانروای بورژوازی در ایران نبوده است.
او نه قهرمان ملی بوده است و نه کاری برای مردم ایران کرده است. او تنها مهره ای بوده است برای دزدیدن سرمایه مردم ایران برای سرمایه گزاری در شیعه سازی در کشورهای خاورمیانه. همان برنامه ای که خامنه ای را به ناگزیر به گلوله بستن گرسنگان از پشت بام ها و زندانی کردن زندانیان بی شماری واداشت. بسیاری حتا سخن از این می گویند که سلیمانی دست پرورده آیت الله های واپسگرای فیضیه و انجمن حجتیه بوده است.
آنهایی که جنگ میان این دو (ترامپ و خامنه ای) را جنگ میان امپریالیسم و خلق می دانند بسیار از حقیقت زمان ما بدور هستند.
اگر چه نقش ایران در سوریه در همسنگی میان نیروها در پهنه جهان برجسته بوده است ولی این کار نه از روی برنامه ضدامپریالیستی رژیم بلکه از ناشی سیاست های شیعوی بوده است.
همین جمهوری اسلامی نقشی بسیار واپسگرا در کنار نیروهای امپریالیسم در فروپاشی یوگوسلاوی داشته است و در یورش نیروهای امپریالیسم به لیبی و عراق زیر فرمان سنی بسیار خاموش بوده است. تنها نکته همگون در نقش جمهوری اسلامی در این کشورهای گوناگون برنامه شیعه سازی آن است.
راستش این است که پهنه جهان در همسنجی با گذشته بسیار دگرگون شده است. اتحادهای گذرا و ناپایدار میان کشورهای گوناگون برای به شکست کشاندن سیاست های کشورهای دیگر انجام می گیرد. هیچ یک از این اتحادها نشانه یک جبهه ضد امپریالیستی نیست. ترکیه در برابر عربستان با قطر همگام می شود. ترکیه عضو ناتو برای نشان دادن خواست خود در برابر ترامپ از روسیه موشک می خرد. قطر در برابر عربستان به ایران نزدیک تر شده است. روسیه و چین برای نشان دادن دندان به آمریکا به نزدیکی به ایران نیاز دارند. ترکیه برای سرکوب کردها در برابر امریکا می ایستد. مصر برای پیکار با اخوان المسلمین در کنار عربستان و بر ضد قطر می ایستد. ترکیه برای پای گذاشتن در لیبی در برابر روسیه می ایستد. عربستان برای وابسته نبودن سد در سد به آمریکا برای خرید جنگ افزارهای جنگی با روسیه گفتگو می کند. و چین در قطر سرمایه گزاری می کند. رییس جمهور فیلیپین برای ایستادگی در برابر ترامپ با چین داد و ستد و گفتگو می کند.
حتا عسگراولادی از بلندپایگان بازرگانی ایران گفته است که ما از ناچاری به چین نزدیک شده ایم چرا که فرهنگ و صنعت ما به غرب نزدیک تر است ولی آن ها ما را به سوی چین راندند. داد و ستد با چین به خودی خود تا همراه با یک برنامه کلان برای گریز از چرخه بورژوازی جهان نباشد اگر چه که مثبت است ولی بنیانی نیست. چنین داد و ستدی تنها با در پیش گیری یک راه غیر سرمایه داری می تواند به سود مردم ما باشد و نه از روی ناچاری و برای گریز رژیم از مرگ.
نباید به نادرستی همکاری با روسیه و یا چین در هر زمینه ای را با پیکار ضدامپریالیستی برابر دانست. باید افزود که خبرنگار cgtn چینی هنگام گفتگو با یک خبرنگار ایرانی که چین را متحد ایران در برابر آمریکا خواند به تندی به خبرنگار ایرانی گفت که چین متحد ایران نیست و او را وادار کرد تا سخن خود را به گفتن “ما در صلح خواهی هدف مشترکی داریم” دگرگون کند.
همان گونه که می بینیم در برابر آمریکا ایستادن اگر چه در دوران شکوفایی سوسیالیسم می توانست کنشی در سوی ناتوان کردن امپریالیسم باشد ولی دیگر به خودی خود یک کنش ضدامپریالیستی نیست.
سیاست مارکسیستی نگرشی یک سویه ندارد. نمی تواند یک سویه و با بزرگ کردن یک رویداد و یا یک سوی یک پدیده پیچیده این گونه وانمود کند که هرگونه تضاد و ایستادگی در برابر امپریالیسم یک نبرد ضدامپریالیستی هست که ما را به ناگزیر در کنار جمهوری اسلامی می گذارد. واکاوی مارکسیستی باید همه سویه و ژرف باشد در این میان باید به سوی گیری اقتصادی کشور نگاه کرد. در دوران جهانی شدن سرمایه پیکار راستین ضدامپریالیستی تنها با گام گذاشتن به سوی یک اقتصاد غیر نئولیبرالیستی شدنی است و نه با سخن گفتن درشت و تندگویی.
کوتاه سخن باید گفت که نشانه های در کار است که رژیم ولایت فقیه از این رویداد برای برانگیختن احساس و اندیشه ضدامپریالیستی توده های ایران به سود خود بهره جوید و در انتخابات آینده دوباره مردم را به سوی چرخه بی پایان گزینش میان “بد و بدتر” بکشاند.
از سوی دیگر ترامپ برای دوری گزیدن از دشواری ها و سختی هایی که در درون آمریکا با آن روبرو است زمان را شایسته دیده است تا همانند بسیاری از دیگر رییس جمهوران پیشین آمریکا نیروی بازوی خود را در برون از کشور نشان دهد تا همچون رهبری نیرومند خود را به مردم نشان دهد.
بی ریب باید انجام کنش های جنگی آمریکا و کشتن ارتشیان دو کشور را در یک کشور دیگر نادرست و غیر انسانی و در برابر قانون های جهانی دانست و آن را سرزنش کرد ولی این به معنای ایستادن ما در کنار نیروهای واپسگرایی که در هفته های گذشته هم میهنان گرسنه ما را به رگبار بستند نیست.
وظیفه یک مارکسیست میهن – و مردم دوست هم اکنون این است که از مردم جهان برای تنش زدایی کمک گیرد و از همه سو به ایران و آمریکا فشار آورد تا از خطر جنگ بکاهد.
همان گونه که یک عراقی به تلویزیون الجزیره به درستی گفت. این جنگ جنگ ما نیست ما نمی خواهیم در جنگ میان ایران و آمریکا با کسی به سود دیگری درگیر شویم. مارکسیست ها هم باید بگویند که جنگ میان ترامپ و خامنه ای جنگ مردم ما با امپریالیسم نیست. تنها راه درست پیکار ضدامپریالیستی دوری گزیدن از وابستگی سد در سد به بورژوازی جهانی و گام گذاشتن در راه اقتصاد ملی و دموکراتیک است و نه گسترش اسلام شیعوی در خاورمیانه. یک نظام ضدامپریالیستی در جهان امروز نمی تواند اقتصاد نیولیبرالیستی داشته باشد و توده های خود را در این راه به رگبار ببندد. به زبانی دیگر پیکار ضدامپریالیستی ما با نبرد ما علیه جمهوری اسلامی سرمایه داری پیوند ناگسستنی دارد.
بیانیه حزب توده ی ایران در این باره از همسنگی خوبی در این باره برخوردار است و مانند بسیاری در گرداب احساسات ناسیونالیستی فرو نرفته است .