آقای بهمن آزاد میگوید: بورژوازی خیانتکاره، جمهوری اسلامی نه…”
تلاش «ده مهر» همواره این است که با همه ی توان بتواند یک گروه در گوشه و کنار تاریک خانه های جمهوری اسلامی بیابد و به توده ها نشان دهد که تا این گروه هست، باید همه چیز را پذیرفت و دست به شورش نزد؛ کارگر باید برای درخواست مزد خود تازیانه بر پشت را بپذیرد؛ زن باید برای آزادی از روسری و گزینش پوشش خود مرگ را بپذیرد؛ خلق های میهن باید خواری و ستم را بپذیرند.
اینبار آقای بهمن آزاد سخن نویی به گفتههای گذشته «ده مهر» افزودهاست. ایشان میگوید:
“ بورژوازی خیانتکاره، جمهوری اسلامی نه…”
آیا میشود جمهوری اسلامی را از طبقههای حاکمیتی آن از هم جدا کرد؟ آیا جمهوری اسلامی به خودی خود در حبابی جداگانه از آرایش طبقاتی جامعه میزید؟
چرا آقای آزاد به چنین جداسازی بی معنایی نیاز دارد؟
تنها را چاره برای بیرون راندن جمهوری اسلامی از زیر ضربه، جداکردن نام آن از طبقههایی است که در آن فرمانروایی میکنند.
ایشان در جای دیگری میگوید: “جمهوری اسلامی هم یک پدیده واحد نیست.”
مگر حاکمیتی در جهان میشناسیم که یکدست باشد؟
بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی که در میان لایههای بالایی جامعه پایگاه دارند، خواهان نزدیکی به غرب هستند. بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی که میان لایههای مذهبی جامعه پایگاه دارند، این نزدیکی را به سود خود نمیدانند. به دو دلیل برجسته: یک- با نزدیکی به غرب این دو لایه بورژوازی پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهند داد و جایگاهشان در حاکمیت در برابر دو لایه دیگر بورژوازی سست خواهد شد. دو- بورژوازی نظامی زندگی خود را وامدار شرایط تنش آمیز نه صلح- نه جنگ در منطقه است.
میان لایههای گوناگون بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی تضاد آشتیپذیر است، ولی این لایهها همواره در برابر مردم و در پیشگیری اقتصاد کلان نئولیبرالیستی با هم همساز بودهاند.