آموزش از نبرد انقلابی در سودان برای ایران
سخن روز شماره: ۱۰ ( ۳ ارديبهشت ۱۳۹۸)
مرور کوتاه وقایع در سودان و الجزیره نشانی است برای وضعی که
تکرار آن در ایران نیز ممکن است. دیکتاتوری طبقات حاکم در نظام طبقاتی، محکوم به
زوال است. زیرا شکل خشن و یا پوشیده ی اِعمال سلطه ی حاکمان برای حفظ منافع خود در
تضاد قرار دارد با منافع توده های زحمتکش و محروم در جامعه. دوران رضامندی، به
دوران طغیان و یورش به مواضع حاکمان فرامی روید و خواستار تغییر شرایط حاکم است.
روند گذار از شرایط ارتجاعی و کهن به شرایط ترقی خواهانه و
نو در جامعه، روندی محتوم است. تاریخ جوامع طبقاتی، تاریخ نبرد طبقاتی است که هدف
آن برقراری منافع نیروی نو در جامعه است. تنها مغرضان و بی خبران می پندارند که میتوانند
روند تاریخی رشد انقلابی جامعه را نفی کنند.
غرض و بیخبری اما متحدی استخوان دار دارد. متحدی که از
ابزار ایجاد ابهام نزد نیروی نو وسیعترین بهره را می برد.
ایجاد ابهام با توجیه استحاله پذیری نیروی کهن آغاز میشود و
با ایجاد ابهام برای آنچه که باید جایگزین کهن شود، به راه خود ادامه می دهد.
ایجاد ابهام برای نظمی که تنها راه حل است برای خروج از بحران ایجاد شده ناشی از
سرآمدن زمان نظام کهن. انواع تالی را مطرح میسازند تا جایگزین واقعی در پرده ی
ابهام قرار گیرد. و آن هنگام که ایجاد ابهام در مرداب تبلیغ تکثر راهها به خاک می
نشیند، نزد مغرضان و بی خبران دوران سکوت
درباره ی تنها جایگزینی که حل تاریخی تضاد حاکم را ممکن میسازد آغاز می شود.
در ایران ما اکنون با چنین وضعی روبرو هستیم.
– پنداشت درباره ی استحاله پذیری رژیم دیکتاتوری ولایی به
درستی بر باد رفته است؛
– پنداشت برای جداسازی حل مساله ی ٬٬آزادی٬٬، بدون حل مساله
ی ٬٬عدالت اجتماعی٬٬ بر باد رفته است؛
– پنداشت برای جایگزین هایی که از یک سو خواستار عدالت
اجتماعی است، ولی آن را به آینده ی بعد از دیکتاتوری حواله میدهد در برابر چشمان
ما در سودان و الجزیر و پیش تر در دیگر کشورهای «بهار عربی» بر باد رفته و می رود.
کوشش برای ایجاد شدن سردرگمی درباره ی آنچه که باید جایگزین
وضع حاکم گردد تا در این کشورها شرایط نوین و ترقی خواهانه زندگی اجتماعی پا
بگیرد، آنچنان صحنه ی نبرد طبقاتی را در این کشورها انباشته است، که می تواند
تنها به سود نیروهای ارتجاعی پایان یابد. جا به جا شدن نظامیان یکی از ابزارهای
مؤثر ایجاد ابهام و تداوم آن در نبرد طبقاتی- انقلابی جاری را تشکیل می دهد. بیرون
آمدن ٬٬سیسی٬٬ و ٬٬رضاخان٬٬ دیگر از زیر کاسه ی زیر نیم کاسه دمکراسی در سودان و
الجزیره و همچنین در ایران اما محتوم نیست. میتوان علیه آن بپاخاست. باید
بپاخاست!
بپاخاستنی که اما نیاز به تدارک دارد. تدارکی که در شرایط
حاکم کنونی از نامتناسب ترین شرایط برخوردار است. در سودان و در ایران!
میخواهند در ایران نیز مبارزه آزادی طلبی و ضد دیکتاتوری
خلق را با چنین بحران و سردرگمی روبرو سازند. حاکمان بهر جهت چنین میخواهند و آن
بی خبرانی که اکنون در فکر چاره نیستند نیز ناآگاهانه باد به بادبان دشمن می
رانند.
سکوت کنونی آنها درباره ی جایگزین نظام سرمایه داری وابسته
به اقتصاد جهانی امپریالیستی الزاماً روند انقلابی ضد دیکتاتوری را دچار چنین
سردرگمی می خواهد. این تنها اهرم باقیمانده در دست حاکمان است که اکنون که دیگر
خود قادر به القای آن نیستند، القای آن را به وظیفه ی آنانی که با سکوت خود در
خدمت منافع ارتجاع قرار دارند، گذاشته است.
درسی که از وقایع سودان و الجزیره برای ایران باید گرفت، این
آموزش است که نبرد ضد دیکتاتوری، بدون نبرد و بدون جدل بر سر اقتصاد سیاسی ترقی
خواهانه آینده، سیاستی کور و در خدمت ارتجاع است و خواهد بود. در خدمت منافع طبقات
حاکم که با بهره گیری از روابط و امکان های سنتی خود، مبارزه توده ها را به گمراه
و سردرگمی می کشانند.
در ایران اما ما با تجربه ی انقلابی پر بار طبقه کارگر ایران
و متحدان نزدیک آن روبرو هستیم که دورنمای نبرد و مبارزه را می نمایاند. مبارزات
اعتراضی- اعتصابی کارگران هفت تپه، اهواز، هپکو، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و
دیگر لایههای محروم و زیر سلطه ی حاکمان از آنچنان ابهت عملی و انقلابی- مضمونی
برخودار است که تنها مغرضان آن را نمیخواهند ببینند و سرمشق قرار دهند.
مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی زحمتکشان یدی و فکری برای
دریافت دستمزد عقب افتاده به شناخت بر ضرورت گذار از اقتصاد سیاسی امپریالیستی-
اسلامی فرا رویده است. پایان بخشیدن به «خصوصی سازی زندگی اجتماعی» که در همه ی
صحنههای نبرد طلب می شود، دستور کار است برای چپ ایران و در مرکز آن حزب توده
ایران برای ارایه جایگزین اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک. جایگزینی که تحقق بخشیدن به
آن وظیفه ی جبهه متحد خلق است که مضمون جبهه ضد دیکتاتوری را از انتزاعی توخالی به
برنامهای ترقی خواهانه و هدفمند بدل می سازد.
تنها با جستجو و تنظیم برنامه ی جایگزین برای شرایطی که باید
برانداخته شود، می توان به سردرگمی ای پایان داد که میتواند در انتظار مردم میهن
ما و مبارزات ضد دیکتاتوری آن نیز باشد که اکنون مردم سودان و الجزیره با آن روبرو
هستند. در این امر تردیدی روا نیست!