آیا سرکردگی طبقه کارگر با برپايی اتحادهای اجتماعی گسترده علیه دیکتاتوری در تناقض است؟

نگرانی لایه های میانی فقط به نبودن آزادی محدود نمی شود. سرمایه داری نه تنها کارگران و دیگر زحمتکشان را استثمار می کند، بلکه تاثیر منفی بانفوذی در زندگی بسیاری از لایه های دیگر اجتماعی دارد و آن ها را سرکوب و حقوق شان را پایمال می کند. اثرات اسفبار سرمایه داری در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل لمس است. بنابراین، بخش دموکراتیک مرحله ملی- دموکراتیک فقط مربوط به آزادی های سیاسی نیست. بلکه  با بهبودی شرایط زندگی زحمتکشان ارتباط مستقیم دارد و جدا کردن شعار آزادی و عدالت اجتماعی از هم دیگر یک برداشت مکانیکی از  مقوله آزادی است. باید مطمئن بود که با قربانی کردن عدالت اجتماعی آزادی به دست نمی آید.

حیات اقتصادی سرمایه داران صنعتی کوچک و متوسط با تولید ملی گره خورده است. این لایه از طبقه سرمایه داری با ستم چندگانه از سوی بورژوازی انگلی مواجه است. بورژوازی تجاری با واردات سیل آسای کالاهای رسمی و قاچاق، بورژوازی بوروکراتیک با توسل به کاغذ بازی و رانت خواری، بورژوازی مالی به خاطر وام ندادن به کارهای تولیدی، بورژوازی نظامی به خاطر کنترل گمرگی، منافع سرمایه داران صنعتی کوچک را دائمن تهدید می کند. قشرهای مختلف خرده بورژوازی نیز دائمن زیر فشار سنگین  بورژوازی انگلی به تنگی نفس می کشند و سایه کشنده سقوط اجتماعی بر سرشان سنگینی می کند. همچنین دهقانان زحمتکش، کشاورزان خرد و متوسط با واردات بی رویه و سودجویانه محصول های ارزان کشاورزی تقریبن در حال نابودی هستند.

بنابراین  همان طور که می بینیم، طبقه حاکم متشکل از همه ی لایه های  بورژوازی انگلی و پوسته ی ولایت فقیه ی آن فقط آزادی خواهی قشرها و لایه های میانی جامعه را تهدید نمی کنند، بلکه منافع اقتصادی و زندگی  بخش بزرگی از مردم از طبقه ها و لایه های گوناگون در زیر خطر است.