آیا شرکت سهامی، مالکیت جمعی بر ابزار تولید است؟

🔗
🤔 در شرکت سهامی، مالکیت واقعاً میان تعداد زیادی سهام‌دار توزیع می‌شود، اما این به معنای مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید، به معنای مارکسیستی آن، نیست.
مالکیت از شکل سرمایه‌دار منفرد خارج می‌شود و به شکل مالکیت سهامیِ متکثر درمی‌آید، اما همچنان مالکیت سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند. بنابراین سرمایه، از یک سو، خصلتی اجتماعی‌تر پیدا می‌کند، اما از سوی دیگر همچنان به‌عنوان سرمایه و در قالب مالکیت خصوصیِ سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند.
چه کسی به‌طور جمعی مالک چه چیزی است و این مالکیت در چه رابطهٔ اجتماعی‌ای عمل می‌کند. ابزار تولید در شرکت سهامی به دارایی مستقیم و اجتماعیِ تولیدکنندگان تبدیل نشده است؛ بلکه به شکل سرمایه‌ای اجتماعی‌شده اما همچنان سرمایه‌دارانه درمی‌آید. کارگر همچنان مالک ابزار تولید نیست و برای دسترسی به وسایل تولید، ناچار است نیروی کار خود را در برابر دستمزد بفروشد.
🔍 مارکس در «سرمایه»، جلد سوم، فصل ۲۷
مارکس در «سرمایه»، جلد سوم، فصل ۲۷ («نقش اعتبار در تولید سرمایه‌داری») نکته‌های ارزشمندی دربارهٔ شرکت‌های سهامی مطرح می‌کند. تولید و ادارهٔ بنگاه بیش از پیش خصلتی جمعی پیدا می‌کند، در حالی که مالکیت سرمایه و دریافت درآمد حاصل از آن همچنان در قالب مالکیت سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند. به این ترتیب، کارکرد سرمایه‌دار می‌تواند از مالکیت سرمایه جدا شود.
💡 نه لغو شیوهٔ تولید سرمایه‌داری
مارکس شرکت سهامی را «لغو شیوهٔ تولید سرمایه‌داری درون خودِ شیوهٔ تولید سرمایه‌داری» می‌خواند و آن را، به‌مثابه «تضادی خود-منحل‌شونده»، مرحله‌ای از گذار به شکل تازه‌ای از تولید می‌داند.
این به معنای آن نیست که شرکت سهامی خودْ یک شکل سوسیالیستی از مالکیت است؛ بلکه نشان می‌دهد سرمایه‌داری در درون خود شکل‌هایی پدید می‌آورد که در آنها سرمایه و فرایند تولید بیش از پیش خصلتی اجتماعی پیدا می‌کنند، بی‌آنکه رابطهٔ سرمایه از میان برود. تفاوت اساسی میان «اجتماعی‌شدن سرمایه» و «مالکیت اجتماعیِ تولیدکنندگان بر ابزار تولید» همچنان پابرجاست.