از بت‌سازی تا قهرمان‌سازی: مرز ستایش و واقعیت

پرسش:
آیا منظور شما قهرمان‌سازی از رفقای زندانی هم هست؟

پاسخ:
بسیاری از رفیقان ما، دیگر کمونیست‌ها و رزمندگانی با ایدئولوژی دیگر در تاریخ، زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها کشته شدند، ولی نام و آرمان خود را نفروختند. برخی‌ها زیر شکنجه‌ تا دم مرگ ایستادگی کردند و سرفراز ماندند و برخی‌ها، زیر فشارهای توان‌سوز، ناگزیر به خاموشی یا اعتراف ساختگی شدند. اما حتا آنان نیز شایسته‌ی ارجمندی‌اند، چرا که هیچ انسانی را که زیر ابزارهای وحشیانه‌ی شکنجه تاب نیاورده است، نمی‌توان محکوم کرد. چشم‌داشت «قهرمانی مطلق» از انسان، بی‌جا و غیراخلاقی است. کسانی مانند وارطان و کتیرایی از اندکان و کمیابان در میان تبار انسانی‌اند.

آنچه می‌توان و باید از یک رفیق همراه و همرزم امید داشت، درستی، همبستگی و پایداری به پیمان تا اندازه‌ی توان انسانی اوست. فراتر از این، چشم‌داشت بی‌جاست. اگر کسی به هنگام شکنجه یا فشار خرد شد، نه کم‌توانی او، بلکه باید ددمنشی دشمن را سرزنش کرد. یک رزمنده‌ی طبقاتی از پیش نمی‌داند که در برابر شکنجه‌های ددمنشانه‌ی گزمگان بیمار، تن و روان او چگونه برخورد می‌کند و چه توانی نشان می‌دهد. ارزش واقعی یک رفیق نه در کم آوردن او زیر شکنجه، بلکه در راهی است که برگزیده و در آن، تا اندازه‌ی توانش، ایستادگی کرده است.

این قهرمان‌باوری نیز از فرهنگ شیعه به ما رسیده است و در فرهنگ‌های اروپایی دیده نمی‌شود؛ حتا در دیگر فرهنگ‌های بزرگ شرقی نیز به این اندازه دیده نمی‌شود.انسان، با همه‌ی کاستی‌ها و توانایی‌هایش، هنگامی که گام در راه برابری و آزادی مردم برمی‌دارد، والاترین باشنده است.