اشک تمساح «عدالت» برای چیست؟ از نسیم بهاری
قابل ذکر است که این نوشته به عنوان ابراز نظر به دست “توده ای ها ” رسیده است. ولی به خاطر متن تحلیلی آن در این قسمت گنجانده می شود.
***
اخیرا «عدالت» مقاله ای چند خطی منتشر کرده است به نام «آیا جمشید احمدی (نوید شمالی) تودهای است؟».
مضمون مقاله «عدالت» بر این است که مقاله رفیق «نوید شمالی» که در ۵ مارس ۲۰۱۹در «مورنینگ استار» منتشر شده است «انکار ماهیت ضد امپریالیستی و ضد سلطنتی انقلاب بهمن” است.
قبل از مرور مقاله باید توضیح دهیم که منظور و هدف مقاله رفیق «نوید» چیست؟ بدون تحلیل این مطلب مشکل است که منظور نویسنده را به طور کامل فهمید.
هدف مقاله تغییر نظر مخاطب نسبت به خصلت ضد امپریالیستی رژیم است که به نظر من، مقاله در آن موفق است.
پیام اصلی مقاله این است که «هر گردی گردو نیست» به این معنا که اگر منافع جمهوری اسلامی در منطقه با منافع امپریالیسم در تضاد است این به خاطر خصلت ضد امپریالیستی رژیم نیست. برای توضیح این پیام مقاله از نکته ها و مثالهای مشخصی استفاده می کند.
مخاطب اصلی مقاله آن چپ هایی در جهان هستند که در جبهه جهانی ضد امپریالیستی ایران را در کنار خود میبینند و به علت فهم غلط از مقوله ضد امپریالیسم در محکوم کردن عملهای ضدانسانی رژیم بر علیه مردم ایران شک دارند و این کار را به نوعی هم جهت شدن با امپریالیستها میدانند. آن ها به این تصور خطا مبتلا هستند که اگر از حقوق قانونی مردم ایران دفاع کنند در کنار امپریالیست ها قرار می گیرند. در واقع این چپ ها رژیم ایران را هم تراز و مساوی با دولت ونزوئلا می بینند. مخاطب ثانوی مقاله خوانندگان معمولی morning star هستند که با داشتن گرایش چپ لزوما به مقوله های مارکسیست – لنینیستی سلطه لازم را ندارند.
حالا مروری بر مقاله مزبور برای صحت و سقم ادعای «عدالت” بد نیست.
مقاله از آنجا شروع می شود که رفیق «نوید» به وضوح هشدار می دهد که کاربرد فلسفه «دشمنِ دشمن من دوست من است» در عرصه پیچیده سیاست می تواند خطرناک باشد. این شروع خیلی خوب برای توضیح مقوله خیلی غامض و معضل ضد امپریالیسم است. مقاله مستقیم دلیل اصلی احساس قرب چپ های غرب با جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد.
در ادامه نویسنده مقاله «مورنینگ استار» به واضح مینویسد که انقلاب ۱۹۷۹ یک انقلاب مترقی بوده است که با هماهنگی مطالبات چپ و روحانیت پیروزی انقلاب ملی-دمکراتیک را تضمین کرد. نویسنده باز اشاره میکند که انقلاب ملی-دمکراتیک برای صلح، عدالت اجتماعی و دمکراسی بود و ماهیت ضدامپریالیستی داشت.
کجای این کار «دروغپراکنی و بسترسازی برای مُبَلغین و کارگزاران «امپریالیسم بشردوستانه»» است که «عدالت» مدعی آن است.
در کجای مقاله ایشان به «انکار سیاست ضد امپریالیستی حزب تودۀ ایران در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۲۰” پرداخته اند؟ ماهیت ضد امپریالیستی و ضد سلطنتی انقلاب بهمن نه تنها در این مقاله انکار نمیشود بلکه به روی آن تاکید میشود. رفقای «عدالت» خودشان ترجمه کرده اند که رفیق «نوید” مینویسد که «مطالبات اولیه انقلاب ملی-دمکراتیک در ۱۹۷۹ برای صلح، عدالت اجتماعی و دمکراسی بدون تردید ماهیتاً ضدامپریالیستی بود».
«عدالت» از این شکایت میکند که چرا رفیق «نوید» از «نقش روحانیت شیعه در مبارزات ضدامپریالیستی به ویژه اهمیت نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲» صحبت نکرده است. رفقای «عدالت» میدانند که هر مقاله را باید در زمینه اصلی (context) آن خواند و وقتی که هدف مقاله تغییر نظر مخاطب نسبت به خصلت ضد امپریالیستی رژیم فعلی اسلامی است دیگر لزومی به تحلیل کامل نقش گذشته روحانیت شیعه در مبارزات ضد امپریالیستی وجود ندارد.
نکته دیگری که «عدالت» فراموش میکند اینست که رفیق «نوید» در این مقاله نه به عنوان دبیر بینالمللی حزب توده ایران بلکه به اسم جمشید احمدی و به عنوان معاون دبیر کل کمیته دفاع از حقوق مردم ایران صحبت میکند. همانطور که رفقای «عدالت» میدانند محتوی صحبت یک فرد حزبی به عنوان عضو مجمع ها و انجمن های اجتماعی، سندیکایی و فرهنگی با طریق مکالمه درون حزبی آنها با هم فرق دارد. به عنوان معاون دبیر کل یک کمیته حقوق بشری نمیتوان از این رفیق انتظار داشت که در هر خط صحبت از امپریالیست کند بلکه استعمال کلمه های عمومی تر با توجه به مخاطبان ثانوی و نقش اجتماعی و نه حزبی رفیق در این مقاله مناسب تر است. هر سندیکالیست کمونیست هم اینجور موضع گیری ها را در عمل سندیکایی خود تائید میکند.
در ادامه نویسنده می نویسد که به نظر او انقلاب شکست خورده است. نویسنده علت شکست انقلاب را هم به طور صحیح به شکل زیر توضیح میدهد.
جنگ عراق بر علیه ایران به ابتکار و تشویق برای غلبه بر انقلاب شروع شد و غرب با تقویت دوجانبه هر دو طرف جنگ را ادامه داد به طور مثال انگلیس هم سلاح های ضد هوایی به ایران میفروخت و هم خلبانان عراقی را تعلیم میداد. رژیم از وجود جنگ سوءاستفاده کرد تا قدرت خود را مستحکم کند. و چون چپ ایران نتوانست جبهه متحد خلق را ایجاد کند روحانیت توانست با سرکوب آن به راحتی کنترل کامل اوضاع را در دست گیرد. البته مقاله در اینجا میتوانست جابجایی طبقاتی را در سطوح بالای جمهوری اسلامی توضیح دهد ولی با توجه به زمینه اصلی اشاره شده از این ضعف میتوان اغماض کرد.
اگر «عدالت» نظر دیگری در باره دلایل شکست انقلاب دارد لطفا آنرا صریحا بیان کند؟ و یا اگر «عدالت» معتقد است که انقلاب شکست نخورده است با از هم لطفا دلایل خود را بیان کند؟
در بخش دیگر نویسنده مقاله «مورنینگ استار» در واقع غیر مستقیم و بطور ضمنی از این چپ های جهان سوال میکند که آیا یک رژیم ضد خلقی میتواند ضد امپریالیست باشد. و بازهم از همان چپ ها سوال میکند که چطور میتوان به خاطر تقابل مقطعی منافع یک رژیم ضد مردمی با منافع امپریالیسم این رژیم را به مثابه متحد خود دید و به همین دلیل در کنار مردم ایران قرار نگرفت؟
نویسنده مقاله «مورنینگ استار» در ادامه به ژست ضد امپریالیستی ولی بدون محتوای جمهوری اسلامی اشاره میکند و تاکتیک های جمهوری اسلامی را در مذاکرات در باره سوریه و تجارت با چین و ونزوئلا را جزیی از این ژست گیری میداند.
آیا تاکتیک جمهوری اسلامی این نیست که خود را در برابر خلق های منطقه ضد امپریالیسم جلوه دهد تا به محبوبیت خود اضافه کند؟ و با شرکت در مذاکرات در باره جنگ داخلی سوریه و معاملات تجاری با چین، کره شمالی و ونزوئلا برای تقویت همین تصویر غلط نیست؟
آیا هنوز کسی شک دارد که برای رژیم هیچ چیز مقدس تر از بقای نظام اسلامی نیست؟ و دست دراز کردن به روی کشورهای ضد امپریالیستی برای این است که ترامپ برای تسلیم کردن کامل رژیم جمهوری اسلامی ارتباط آن را با کشورهای سرمایه داری را تقریبا غیر ممکن کرده است. این موضوع را عسگراولادی رهبر عیان بورژوازی تجاری به قاطعیت تایید کرده است و بارها تاکید کرده است که جمهوری اسلامی به خاطر «شلاق غرب …و از روی ناچاری به طرف چین» رفته است.
مقاله در ادامه با نصیحت چپ های غرب وظیفه چپ در غرب را حمایت از رژیم ایران به عنوان عضو مجمع ضد امپریالیستها نمیبیند. بلکه به آنها میگوید که مردم ایران نیاز به حمایت و همبستگی بینالمللی چپ غرب دارند.
و در پایان مقاله به وضوح به سوالی که در ابتدا کرده است جواب میدهد و میگوید که ایران در حال حاضر ضد امپریالست نیست و تا زمانی که تحت رژیم اسلامی است ضد امپریالست نخواهد بود.
بدین ترتیب اشک تمساح «عدالت» از کجا ناشی میشود؟ این طور به نظر میرسد که گلایه اصلی «عدالت» از این است که چرا ضد امپریالیستی بودن جمهوری اسلامی زیر سوال رفته است.
حقیقت این است که «عدالت» پس از بیش از سه دهه که جمهوری اسلامی چهار نعل به سمت نولیبرالیسم رفته است و مردم را به دستور مستقیم موسسات امپریالیستی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به فقر و مشکلات اقتصادی کشانده است هنوز معتقد است که جمهوری اسلامی ضد امپریالسیم است.
اگر این حدس صحیح باشد سوال بعدی قاعدتا این است که آیا «عدالت» را با این افکار میتوان توده ای دانست؟
خصوصی سازی اموال عمومی به دستور موسسات امپریالیستی نکته مهمی است که نه «عدالت» و نه متاسفانه رفیق «نوید» در مقاله خود به آن اشاره نمیکنند. اشاره به این نکته پر اهمیت با محتوای اصلی مقاله رفیق «نوید» ربط مستقیم داشت ولی به دلایلی از قلم افتاد. اگر «عدالت» به این سهو در مقاله اشاره میکرد در این صورت حق با «عدالت» بود. ولی اینطور به نظر میرسد که اشاره به این ضعف مقاله «مورنینگ استار» برای «عدالت» اصلا مهم نیست.
http://www.edalat.org/sys/content/view/12735/38/
https://morningstaronline.co.uk/article/f/iranian-regime-anti-imperialist