اعترافات جنجالی رفیق‌دوست: پرده‌برداری از ترورهای برون‌مرزی جمهوری اسلامی؟

جمهوری اسلامی سال‌هاست که به اتهام ترور مخالفان سیاسی خود در خارج از کشور متهم شده است، اما کمتر پیش آمده که فردی از درون نظام، به‌طور صریح به این اقدامات اعتراف کند. اظهارات اخیر محسن رفیق‌دوست در مورد نقش خود در قتل‌های برون‌مرزی، از جمله ترور غلامعلی اویسی، شهریار شفیق، فریدون فرخزاد و شاپور بختیار، نقطه عطفی در این پرونده‌هاست. هرچند این مصاحبه به‌سرعت از وب‌سایت انتشاردهنده حذف شد، اما تأثیر آن همچنان ادامه دارد.

حقیقت پشت پرده؟
رفیق‌دوست مدعی است که او هدایت عملیات حذف این افراد را با کمک اعضای حزب باسک اسپانیا بر عهده داشته است. اگر این گفته‌ها صحت داشته باشد، نشان از یک برنامه‌ریزی سازمان‌یافته از سوی جمهوری اسلامی برای حذف مخالفان خود دارد. از سوی دیگر، اگر این ادعاها نادرست باشد، باید پرسید چرا فردی در جایگاه او چنین سخنانی را مطرح می‌کند؟

ردپای حکومت در قتل‌های سیاسی
در طول چهار دهه گذشته، ترورهای متعددی در خاک اروپا و آمریکا رخ داده که ردپای جمهوری اسلامی در آن‌ها دیده شده است. ترور عبدالرحمان قاسملو، صادق شرفکندی، کاظم رجوی، بختیار و دیگر مخالفان نظام نمونه‌هایی از این سیاست حذف فیزیکی بوده است. اپوزیسیون  بارها انگشت اتهام را به سمت تهران نشانه رفت، اما جمهوری اسلامی همواره این اتهامات را رد کرد.

سکوت یا پاسخگویی؟
اگر سخنان رفیق‌دوست صحت داشته باشد، چرا این اطلاعات محرمانه اکنون افشا شده است؟ آیا او از خط قرمزهای نظام عبور کرده یا افشاگری او بخشی از یک پروژه داخلی است؟ سکوت مقامات جمهوری اسلامی در قبال این اظهارات، بیش از هر چیز تردیدها را افزایش می‌دهد.  به احتمال قوی این سخنان برای سهم خواهی گفته شده است تا به مقامات با اشاره به خدمات خود بفهماند که هنگام دزدی از خزانه او را فراموش نکنند.