اقتصاد جنگی اروپا- کینزیگرایی نظامی
بریتانیا
گسترش سرمایهگذاریهای نظامی در دولت حزب کارگر به رهبری کیر استارمر را میتوان در چارچوب «کینزیانیسم نظامی» واکاوی نمود؛ شرایطی که در آن، دولت با افزایش هزینههای جنگی، بهدنبال رشد اقتصادی، رام کردن رکود و کارآفرینی، بهویژه در جاهای آسیبپذیر صنعتی، است.
دولت بریتانیا به افزایش بودجه نظامی تا ۲،۵ درصد از تولید ناخالص ملی پرداختهاست که بالاتر از چارچوب ناتو است . صنعت جنگافزارسازی، بهویژه در زمینه تولید جنگافزارهای نوین و فنآوریهای پیشرفته جنگی، بهگونهای هدفگذاری شدهاند که در جاهای صنعتی پیشین (اسکاتلند و میدلندز) کارآفرینی نمایند. در این زمینه، گزارشهای رسمی سخن از کارآفرینی برای بیش از ۲۰۰ هزار تن در بخش دفاعی گفتهاست؛ برنامهای که با منافع طبقه کارگر در تضاد است.
افزایش سرمایهگذاریهای نظامی بریتانیا در دوران دولت حزب کارگر به رهبری کییر استارمر را میتوان نمونهای از کینزیانیسم جنگی خواند. اصطلاح «اقتصاد جنگی» که به ادبیات سیاسی بریتانیا بازگشته، نشاندهنده چرخش بهسوی صنعتیسازی دوباره از راه نظامیگری است. سرمایهگذاری در پروژههایی مانند جنگندههای نسل آینده (مانند پروژه Tempest) با هدف کارآفرینی، همه این ها برای تکاندادن اقتصاد خفته است.
جف هون (Geoff Hoon)، وزیر دفاع پیشین حزب کارگر، رک و راست گفت که صنعت جنگافزارسازی ابزاری برای بازسازی و کارآفرینی در شمال بریتانیا است. در زمان تونی بلر نیز، جنگ عراق به افزایش بودجه نظامی و رشد صنعت جنگی انجامید.
سرمایهگذاری جنگی ابزاری برای کشیدن مازاد سرمایه و کنترل بحران اضافهتولید در سرمایهداری انحصاری است.
میتوان گفت که الگوی «نظامیسازی سوسیالدموکراتیک» استارمر، نه تنها جایگزینی برای سیاستهای اجتماعی به پیش نمیگذارد، بلکه تا زمانی که رشد اقتصادی با سرمایهگذاری در صنعت جنگی انجام میشود.
همچنین، افزایش هزینههای نظامی در درون مرزها با سیاستهای برونمرزی پرخاشگر روبرو است. این شرایط را بازآفرینی الگوی تاریخی سوسیالدموکراسیهای جنگخواه در جنگ جهانی نخست میدانند که با هدف پاسبانی از سرمایهداری، دست به نظامیسازی ساختاری میزند.