اقتصاد جنگی اروپا

📉
نظامی‌گری؛ سیاستی بدون پشتوانهٔ اقتصادی
اروپا در حال دگرگونی تاریخی به‌سوی آنچه «اقتصاد جنگی» نامیده می‌شود، است. اما در ۵۰ سال گذشته، هیچ تحلیل اقتصادی نشان نداده که سرمایه‌گذاری نظامی، بیشتر از سرمایه‌گذاری عمرانی به نفع اقتصاد باشد.
🏭 تسلیحات؛ اشتغال‌زایی اندک
تولید نظامی، اشتغال‌زایی ناچیزی دارد؛ زیرا به تأسیسات عظیم، تجهیزات گران‌قیمت و تأمین‌کنندگان تخصصی نیاز دارد، اما نیروی انسانیِ نسبتاً کمی را به‌کار می‌گیرد. بخش زیادی از هزینه‌ها صرف واردات فناوری و قطعات می‌شود و منابع از کشور خارج می‌گردد. دولت تنها مشتری است و رقابتی برای کاهش قیمت وجود ندارد. سلاح‌ها یا تخریب می‌کنند یا بی‌استفاده در انبارها می‌مانند.
🔄 سرمایه‌گذاری نظامی؛ فرصت‌های ازدست‌رفته
هزینه‌های نظامی، یعنی محرومیت از سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش، توسعهٔ سبز، مراقبت از سالمندان و زیرساخت‌ها. تحقیقات دهه‌هاست نشان داده که سرمایه‌گذاری عمرانی، اشتغال بیشتر، نوآوری بالاتر و بازده اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کند.
📚 توجیه اقتصادی اقتصاد جنگی
هیچ مؤسسهٔ تحقیقاتی اروپایی به‌طور جدی بررسی نکرده که آیا تغییر به اقتصاد جنگی، منطقی است یا نه. هیچ‌کس هزینه‌های نظامی را با هزینه‌های عمرانی مقایسه نکرده است. هیچ تحلیلی از تأثیر آن بر قیمت‌ها، زنجیرهٔ تأمین، بهره‌وری و ثبات بلندمدت وجود ندارد. پژوهشگران نیز به‌دلیل وابستگی مالی به دولت و صنایع، جرأت چنین کاری را ندارند.
📜 تبدیل؛ از دیروز تا امروز
پژوهش‌های پیشین نشان می‌داد که تبدیل تولید نظامی به تولید عمرانی، از نظر اقتصادی سودمند است. اما امروز اروپا برعکس عمل می‌کند: منابع را از بخش‌های عمرانی به نظامی منتقل می‌کند، بدون آنکه پیامدهای آن را بررسی کند. هیچ مدلی، هیچ محاسبه‌ای و هیچ بحث عمومی دربارهٔ تأثیر آن بر اقتصاد، رفاه و بازار کار آینده وجود ندارد.
هزینه‌های نظامی ناتو هنوز ده برابر روسیه است. این سرمایه‌گذاری‌ها، منابع حیاتی را از رقابت جهانی در نوآوری و توسعهٔ سبز خارج می‌کند و مستقیماً خطر جنگ را افزایش می‌دهد.