اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک

سخن روز شماره: ۵۴ (۲۹ مرداد ۱٣۹۷)

 

موفقیت‌های اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی چشم گیر در جمهوری خلق چین که با اجرای برنامه اقتصادی ملی- دمکراتیک حزب کمونیست چین به دست آمده است، زنگ خطری تنها برای ترامپ و امپریالیسم آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی در اروپا نیست، بلکه همه ی محافلی را که به قول مثال «پوست را روی آب، روان می بینند»، به فعالیت واداشته است . آن‌ها می کوشند تا با انواع شیوه‌ها این موفقیت را مورد پرسش قرار دهند و مانع آن گردند که کشورهای دیگر از شیوه‌ها در چین برای شرایط مشخص کشور خود بیاموزند.

وضع در ایران جز این نیست و نمی تواند باشد. کوشش رفیق گرامی رضا پ. که در ابرازنظرهای خود این هدف را به نمایش می‌گذارد که گویا در جستجوی راه رشدی مناسب برای ایران است، نمونه‌ای از این شیوه‌ها است.

او اخیرن چند ابرازنظر در ارتباط با بحث در اطراف اقتصاد سیاسی برای ایران پس از گذار از دیکتاتوری ارسال کرد که در توده‌ای ها انتشار یافت و پاسخ‌هایی نیز داده شد.

به منظور ادامه ی سازنده و فعال بحث، از او تمنا شد، اقتصاد سیاسی ای را پیشنهاد کند که می پندارد می‌تواند برای ایران مناسب بوده و دسترسی به نتایج مثبت را نوید می دهد. متأسفانه او اما به این تمنا وقعی نگذاشته و در ابرازنظر جدید خود، با شکلی دیگر، بر ادامه کوشش خود پای می فشارد.

 

برای نمونه رفیق رضا پ می‌کوشد فقر تاریخی بر کشور چین را که پیامد سیاست استعماری دو سده ی امپریالیست ها و نتایج دو «جنگ تریاک» تحمیل شده به این کشور و مردم آن و دیگر عوامل تاریخی، ازجمله پیامد سلطه ی نظام فئودالی- برده‌داری سالیان طولانی است، ناشی از «سیستمی» بنماید که «در بازه زمانی ۱۹۴۹ تا سال‌های ۱۹۸۰» برقرار بوده است. نظریه پرداز که خود را فردی «چپ» می نماید، سال پیروزی انقلاب خونین و دردناک چین را به رهبری حزب کمونیست چین، نه آغاز دوران پیروزی نبرد رهایی بخش کشور کهنسال چین علیه سلطه استعمار و عواقب آن می‌داند که با برقراری قدرت طبقه کارگر ایان یافت، بلکه می‌خواهد آن را سال آغاز فقر در این کشور بنماید.

او که زیر فشار داده‌ها و اطلاعات انکارناپذیر به پیروزی سه دهه اخیر این کشور برای خارج کردن یک میلیارد انسان از زیر مرز فقر اعتراف دارد، می‌کوشد بهره گرفتن از تجربه ی چین را توسط مبارزان ایرانی مورد پرسش قرار دهد. او این کوشش خود را مستدل نمی سازد، بلکه آن را با یک تز پا به هوا به اصطلاح توجیه می‌کند و می نویسد: «لزوما نباید شبیه آن [مدل چینی] در ایران خودمان تکرار شود.» برای ارایه ی استدلالی علیه و یا به سود تجربه ی چین، نیازی به بررسی مشخص تجربه وجود ندارد. او ظاهرن این راه پر درد و سر را نمی پسندد.

اندیشه ی نظریه پرداز که می‌کوشد مدل چینی را بی‌اعتبار سازد، آن را که مدل قابل ملاحظه ی مورد نظر حزب توده ایران است و می‌توان از آن برای اقتصاد سیاسی در مرحله ی پس از دیکتاتوری در ایران آموخت، نفی و از  «تکرار» این تجربه برحذر می دارد.

حزب توده ایران تردید ندارد که تنظیم یک برنامه ی مشخص برای اقتصاد ملی ایران می‌تواند و باید تنها با توجه به شرایط مشخص موجود در ایران و با توجه به تاریخ میهن ما و نتایج پیروزی انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ما عملی گردد. وظیفه‌ای که اقتصاددانان و کارشناسان ایرانی نقش تعیین کننده در آن دارا هستند. این برنامه مشخص می‌تواند و باید از دستاوردهای خلق های دیگر بهره مند گردد، ازجمله از دستاوردهای مدل چینی که آن را در این کشور «سوسیالیسم چینی» می نامند. این اما به معنای «تکرار» این تجربه نیست.

«تکرار» شیوه ی آنانی است که نسخه ی نئولیبرال دیکته شده توسط سازمان ها مالی امپریالیسم را به عنوان شاگردان خوب و «نمونه وار» به مورد اجرا می گذارند. مصاحبه ی افشا گرانه فرشاد مؤمنی و مقاله  فروپاشی کامل اقتصاد ایران در حال وقوع است توسط اقتصاددان میهن دوست     پیامدهای چنین «تکرار» را برملا می سازد.

رفیق گرامی رضا پ. که رفته بود نظر جامعی درباره ی برنامه‌ مورد نظر خود  ارایه دهد و از این طریق به عنوان یک نظریه پرداز شناخته شده در تنظیم برنامه اقتصاد ملی شرکت کند – گرچه آب آمد و غلام ببرد -، در عوض با ابزار تهدید به صحنه می‌آید و می‌خواهد علت فاجعه اقتصادی حاکم را در ایران بر دوش «چپ» قرار دهد که گویا با «راست» همدستان است و با سیاست خود لقمه چرب و گوشت فیله را به حلقوم «سرمایه های امپریالیستی» سرازیر می کند.

او بی محابا مسئولیت وضع نابسامان «سرمایه صنعتی ایران» را متوجه مدافعان مالکیت عمومی بر ثروت‌های ملی مردم میهن سازد. او  که می‌داند که «سرمایه صنعتی ایران» به دنبال اجرای سیاست ضد مردمی و ضد ملی حاکمیت دیکتاتوری در مرز خصوصی سازی شدن قرار دارد، مسئولیت را از دوش حاکمیت برداشته و آن را متوجه مدافعان مالکیت عمومی- دمکراتیک بر ثروت‌های ملی مردم میهن می سازد و با وجدانی آرام می نویسد: «سرمایه صنعتی ایران که در بنگاه های بزرگ فولاد و سیمان و برق و آب و فاضلاب وغیره برآمده از انقلاب ۵۷ متمرکز شده اند، و روی لبه تیغ قرار دارند، می‌توانند با هل دادن توسط چپ و کشیدن آن توسط راست به سوی سرمایه های امپریالیستی سوق پیدا کنند ..».

نظریه پردار رضا پ. به راحتی «آب خوردن» (سیاوش کسرایی، شعر درباره ی اعدام محجوب)، و به منظور تهمت زدن به «چپ» جای علت و معلول را عوض می کند. او در پرده پوشی و دفاع از سیاست خانمان برانداز نظام سرمایه داری وابسته حاکم در ایران، مسئولیت روند ضدملی خصوصی سازی ها را از دوش رژیم دیکتاتوری ولایی برمی‌دارد و به دوش مدافعان مالکیت عمومی- دمکراتیک می گذارد!

هدف رضا پ. از همه ی صغرا و کبراها یک چیز است و بس. او می‌خواهد وضع حاکم را حفظ کند.

او می‌خواهد نبرد مبارزان علیه سلطه ی اقتصاد نئولیبرالی را بشکند و  نرم سازد تا تن به سلطه ی لایه ی دیگری از حاکمان بسپارند که او آن‌ها را «ترقی خواهان ملی- دمکراتیک» می‌نامد که گویا تنها «اندکی گرایش به راست» دارند.

به نظر نظریه پرداز که قادر نیست حتی گوشه‌ای از برنامه این ترقی خواهان نوظهور را برملا و مطرح ساخته و در صحنه قضاوت عمومی قرار دهد، مدعی است  که آن ها گویا نسخه ی معجزه آسا در آستین دارند. به این منظور او مالکیت عمومی- دمکراتیک را «عقب گرد» ارزیابی می‌کند و هشدار می دهد: «نیاز به عقب گرد به سیستم دولتی نیست»! اراده ی ترقی خواهان کافی است: «انتخاب با ترقی خواهان است»!    آآآ مین