اقتصاد نئولیبرالی و رانتی، کارگر ستمدیده؛ نظم کهنهای که فرو میریزد
🌍
سرمایهمحوری جهانی و حذف انسان
اقتصاد نئولیبرالی و رانتی امروز بیش از هر زمان دیگری فشار خود را بر طبقه کارگر و عموم مردم وارد میکند، در حالی که ثروت و قدرت در دست اقلیتی الیگارش و رانتخوار انباشته میشود. جهان زیر سایه راهبردهای جدید اقتصادمحور از آمریکا تا اروپا با تغییری آشکار روبهروست؛ تغییری که در آن سود شرکتها و منافع اقتصادی بر هر ارزش انسانی تقدم دارد. اسناد رسمی قدرتهای بزرگ نیز نشان میدهد که بازصنعتیسازی، یکجانبهگرایی اقتصادی و بیاعتنایی به بحرانهای انسانی و اقلیمی در اولویت قرار گرفته است.
نسخه خشنتر نئولیبرالیسم در ایران
این منطق در کشورهایی مانند ایران شدیدتر و رانتیتر اجرا میشود. رانتخواران حکومتی و بورژوازی انگلی با شعارهای ظاهراً اصلاحگرانه، گرانی افسارگسیخته را بر مردم تحمیل میکنند و سیاستهای ضدکارگری جهانی را با شدت بیشتری دنبال میکنند. نمونه روشن آن، نرخ سوم بنزین است که بر حملونقل، کل زنجیره تولید، مصالح ساختمانی و قیمت مسکن اثر گذاشته و جهشی تازه ایجاد کرده است؛ جهشی که بخش بزرگی از آن نه منطقی، بلکه کاملاً فرصتطلبانه است و سودش مستقیم به جیب ساختارهای رانتی میرود.
🛢️⚡ کارگران؛ قربانیان اصلی ساختار پیمانکاری
در این میان کارگران بیشترین فشار را تحمل میکنند. تجمع هزاران کارگر پیمانکاری نفت و برق در برابر مجلس، اعتراض به ساختاری است که سالها با وعدههای پوچ حفظ شده و منافع اصلی الیگارشی از آن تأمین میشود. دستمزدهای نصفه، نبود امنیت شغلی و تبدیلشدن کارگر به نیروی بیحقوق، چهره واقعی این سیستم را آشکار میکند.
📉 منطق واحد: انتقال ثروت از پایین به بالا
از سیاست خارجی تا قیمت مسکن و از پیمانکاری نفت تا تورم روزمره، یک منطق غالب است: انتقال ثروت از پایین به بالا و تقویت اقلیت رانتدار. امروز کارگران ایران حقیقتی را فریاد میزنند: نظم نئولیبرالی رو به پایان است و آینده را
کارگران میسازند، نه رانتخواران.