امپراتوری نظامی آمریکا و مدل بدیل چین

جالب است که چین—که در گفتمان غرب به‌عنوان «خطر زرد» و تهدیدی برای نظم جهانی معرفی می‌شود—از سال ۱۹۷۹ تاکنون هیچ جنگی را آغاز نکرده و تنها یک پایگاه نظامی خارجی دارد، آن‌هم در جیبوتی. در مقابل، ایالات متحده حدود ۹۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان مستقر کرده و تنها در قاره آفریقا، نیروهایش در ۴۹ کشور از ۵۴ کشور حضور دارند. این ارقام به‌روشنی نشان می‌دهند که کدام‌یک از این دو قدرت، واقعاً تهدیدی جهانی به‌حساب می‌آید.

برای تأمین مالی این ماشین عظیم نظامی، ایالات متحده متکی به بدهی خارجی گسترده و چاپ دلار بوده است—کاری که با سوءاستفاده از جایگاه دلار به‌عنوان ارز جهانی ممکن شده. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، این تأمین مالی از طریق غارت ساختاری کشورهای در حال توسعه و تحمیل برنامه‌های ریاضتی اقتصادی نیز تکمیل شد. اما این مدل سلطه نیز محدودیت‌هایی دارد: زمانی که بدهی‌ها به سطحی برسند که بازپرداخت آن‌ها دیگر ممکن نباشد و اعتماد جهانی به دلار از میان برود، فروش دارایی‌های دلاری به تورم شدید و افزایش نرخ بهره در داخل آمریکا منجر خواهد شد.

در این زمینه، جنگ تجاری دولت ترامپ، به‌ویژه علیه چین، تلاشی بود برای مدیریت این بحران ساختاری از طریق فشار خارجی. اما چین، با اتکا به تجربیاتش در عبور از بحران‌ها، بازسازی اقتصادی و ایجاد پیوندهای جهانی جدید (مانند ابتکار «یک کمربند، یک جاده»)، توانسته است در برابر این فشارها مقاومت کند.

نبرد میان این دو مدل—مدل توسعه‌طلب و نظامی‌محور آمریکا و مدل مبتنی بر مداخله حداقلی نظامی چین—همچنان ادامه دارد. داوری نهایی درباره سرنوشت این تقابل، در آینده‌ای نزدیک رقم خواهد خورد.