امپریالیسم و جمهوری اسلامی دشمنان مردم ما

از آن جایی که پای گاه طبقاتی بورژوازی نئولیبرال (بورژوازی بوروکراتیک، بورژوازی مالی، بورژوازی بازرگانی نوین)، لایه های میانی و گاهی سکولار هستند که دل بستگی چندانی به دین ندارند، بار دینی این لایه های بورژوازی انگلی کم تر از دیگر لایه ها هست. بورژوازی تجاری سنتی و بورژوازی نظامی پای گاه طبقاتی میان خرده بورژوازی سنتی و لومپن پرولتاریا دارد که که باورها دینی نیرومند دارند. برای همین، این لایه های بورژوازی انگلی برای رام کردن پای گاه خود به نیاز لاف زنی و گنده گویی دارند. ولی منافع طبقاتی این دو لایه بورژوازی انگلی که هم اکنون پرچم دار “نگاه به شرق” هستند با منافع طبقاتی طبقه کارگر، دیگر رنج بران، لایه های پایینی و بیش تر مردم شهر و روستا در تضاد آشکار است.
آقای کریمی در نوشته خود به همان چالی افتاد که “ده مهر” افتاد، یعنی یک چشمی نگاه کردن به پدیده ها و واکاوی آن با دوگانه انگاری. انگار هم میهنان ما به ناگزیر میان نبرد ضدامپریالیستی و پیکار برای آزادی باید یکی را برگزینند؛ یا این و یا آن!
“ده مهر” و آقای کریمی هیچ کدام پیوند دیالکتیکی میان روبنا و زیربنا را به خوبی درک نکرده اند. “ده مهر” با سریش می خواهد که برای ولی فقیه جایگاه خرده بورژوازی بسازد، و آقای کریمی ریشه همه ی بدبختی های ما را در روبنای دینی- سیاسی جمهوری اسلامی می بیند.
“ده مهر” و آقای کریمی هیچ کدام درک درستی از نبرد ضدامپریالیستی در شرایط کنونی ندارند. “ده مهر” نبرد ضدامپریالیستی را تا سطح “نگاه به شرق” کاهش داد، و آقای کریمی نبرد ضدامپریالیستی را برابر با غرب ستیزی می داند.
“ده مهر” و آقای کریمی هیچ کدام پیوند دیالکتیکی میان هدف های سه گانه انقلاب را درک نکرده اند.”ده مهر” نبرد ضدامپریالیستی را مطلق می کند، و آقای کریمی آزادی را.