امپریالیسم و مأموریت مهار چین
🌍
🏛️ بازتولید قدرت امپریالیستی
نظام سرمایهداری جهانی بار دیگر چهرهٔ خشن خود را آشکار کرده است. قدرتهای استعماری سابق، بهویژه ایالات متحده، مأموریتی روشن به دونالد ترامپ سپردهاند: مهار نقش فزایندهٔ چین در اقتصاد جهانی و جلوگیری از گسترش نفوذ پکن. این همان کارکرد کلاسیک امپریالیسم برای حفظ هژمونی است.
📉 پیامدهای داخلی در غرب
در آمریکا، دههها سیاست مالی به سود ثروتمندان، اقتصاد را در اختیار گروهی کوچک از ابرسرمایهداران قرار داده است. کاهش قدرت خرید طبقهٔ کارگر، بازار داخلی را محدود کرده و سرمایه برای حفظ سودآوری بیش از پیش به دو مسیر متکی شده است: سفتهبازی مالی و نظامیگری. صندوقهای سرمایهگذاری داراییهای عمومی و خصوصی را میبلعند و دولتها برای تزریق بودجه به صنایع تسلیحاتی به خرید سلاح تشویق میشوند. در چنین شرایطی، معافیت مالیاتی انعام تنها تصویری ظاهری از رفاه میسازد، در حالی که سود سرمایه دستنخورده باقی میماند.
🎯 تضاد راهبردی
در حالی که آمریکا درگیر جنگهای پرهزینهٔ عراق، افغانستان و سوریه بود، چین سهم خود را از اقتصاد جهانی گسترش داد. همزمان کشورهایی مانند ترکیه، ایران و هند نیز جایگاه اقتصادی خود را تقویت کردند. اتحادیهٔ اروپا نیز از گسترش به شرق، از جمله اوکراین و مولداوی، بهعنوان بازارهای جدید بهره برد، اما این ظرفیت رو به پایان است. در نتیجه، برای بازپسگیری حوزههای نفوذ از دسترفته، فشار و باجخواهی ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری یافته است.
⚖️ تضاد درون سرمایهدار
دیوانگی را نباید در یک فرد جستوجو کرد؛ ریشهٔ آن در خود نظام سرمایهداری نهفته است. راه برونرفت، مهار قدرت سرمایه و ایجاد نظمی سوسیالیستی پیش از فرارسیدن بربریت است.