انتخابات برلین نتیجه شکاف طبقاتی و نابودی اقتصاد شرق آلمان

📊
🗺️ از نظر جغرافیایی، CDU عمدتاً در مناطق مرفه غرب و جنوب‌غرب برلین، از جمله شارلوتنبورگ-ویلمرسدورف و اشتگلیتس-زهلندورف، قوی است. حزب چپ در بخش‌هایی از شرق داخلی شهر، از جمله فریدریشسهاین و پرنتسلاور برگ، پایگاه بیشتری دارد؛ در حالی که AfD در شرق بیرونی، به‌ویژه مارزان-هلرسدورف، تروپتو-کوپنیک و بخش‌هایی از لیختنبرگ، عملکرد قدرتمندی دارد.
🏘️ مشکلات اجتماعی در برلین تا حدی از مناطق مرکزی به سمت حاشیه‌های شهر منتقل شده‌اند. ترکیب نقشه سیاسی و وضعیت اجتماعی شهر، تصویری از شکاف طبقاتی و سیاسی برلین ارائه می‌دهد.
🏗️ شرق برلین به دو بخش متفاوت تقسیم شده است: مناطق مرکزی‌تر و دانشگاهی که تحت تأثیر جنتریفیکیشن قرار گرفته‌اند و بیشتر به سمت حزب چپ و سبزها متمایل‌اند، و مناطق پیرامونی‌تر که میراث صنعتی و مسکن‌های پیش‌ساخته دوران جمهوری دموکراتیک آلمان را حفظ کرده‌اند و AfD در آنها نفوذ بیشتری دارد.
💶 سیاست «یک مارک، یک مارک» هلموت کهل یکی از عوامل اصلی فشار اقتصادی بر صنایع شرق است. پس از ورود سریع مارک غربی، بسیاری از شرکت‌های شرقی توان رقابت در شرایط جدید را از دست دادند؛ بیکاری افزایش یافت و شمار زیادی از کارخانه‌ها تحت فرآیند خصوصی‌سازی تعطیل یا تجزیه شدند.
🏭 جمهوری دموکراتیک آلمان، دارای ظرفیت‌های صنعتی و مهندسی قابل توجهی بود. شرکت‌هایی مانند Carl Zeiss Jena، Pentacon، Robotron و صنایع دقیق گلاشوته از آن نمونه‌ هستند.فروپاشی بخش بزرگی از این زیرساخت صنعتی، تعطیلی صنایع سنگین و تحولات بعدی انرژی باعث شد، شرق آلمان بخش مهمی از فرهنگ صنعتی و طبقه کارگر خود را از دست بدهد..
🗳️ رشد AfD در شرق آلمان را باید عمدتاً به‌عنوان واکنشی سیاسی به تحولات اقتصادی، صنعتی و اجتماعی پس از اتحاد آلمان تفسیر ‌کرد ، و در نبود یک حزب پرولتری قوی، این حزب نماینده بخش‌هایی از طبقه کارگر و مناطق صنعتی سابق شرق شد.