ایران؛ جایی که اتحادیه مستقل معنایی جز زندان ندارد
⛓️
در ایران، داستان از این هم پیچیدهتر و تلختر است. در کشوری که دولت خود را پاسبان منافع سرمایهداران وابسته و قدرتهای حاکم میداند، اتحادیههای مستقل کارگری اساساً اجازهٔ پیدایش و رشد نیافتهاند. آنچه امروز به نام «سازمانهای کارگری» وجود دارد، همگی زیر نظر دولت و نهادهای امنیتی فعالیت میکنند و به جای نمایندگی از کارگران، نمایندهٔ سیاستهای حاکم هستند. در اینجا، حتی همان سازشهای محدودی که در کشورهای شمال اروپا دیده میشود، وجود ندارد.
🚨 کارگران ایران برای داشتن یک اتحادیهٔ مستقل، برای اعلام اعتصاب یا حتی برای بیان سادهٔ خواستههای خود، با زندان، اخراج، شکنجه و اعدام روبرو هستند. کارگران معدن طبس در اعتراض به مرگ همکارانشان و نبود تجهیزات ایمنی، دست به گردهمایی زدند. پاسخ چه بود؟ بازداشت کنشگران و نوشتهای که «حوادث طبیعی را نباید سیاسی کرد». کارگران پیمانی نیشکر هفتتپه ماهها حقوق نگرفتند، اعتراض کردند، چند تن از آنان دستگیر و روانهٔ زندان شدند. کارگران فولاد اهواز در روزهای سوزان تابستان برای افزایش ناچیز دستمزد دست به اعتصاب زدند. پاسخ دولت، بازداشت و اخراج دهها کارگر بود.
🔥 اما همین سرکوب بیامان، یک تفاوت بزرگ نیز ایجاد کرده است: در نبود اتحادیههای سازشکار و وابسته، جنبش کارگری ایران بار دیگر به سرچشمهٔ اصلی خود بازگشته است – مبارزهٔ مستقیم، سازمانیافته و رادیکال، بدون واسطههایی که پیشتر خواستهایش را محدود و خنثی میکردند. در چنین فضایی، سخن از «رفع تبعیض از راه پارلمان» یا «مذاکره با دولت برای تصاحب دستگاه دولتی» نه سادهلوحانه، که فریبنده و خطرناک است؛ فریبی که کارگران را از سازماندهی انقلابی بازمیدارد و آنان را در دالانهای فرسودهٔ «انتخابات» و «اصلاحات» سرگردان میکند.