بوندارنکو؛ تاریخدانی در تبعید و نقد حاکمیت زلنسکی

شهرت اصلی‌ بوندارنکو با تحلیل‌های جدی در یوتیوب به‌عنوان صدای انسانی صلح‌طلب و با کتابی که سال گذشته منتشر شد و او را ناچار به تبعید کرد، رقم خورد.

کتاب زندگی و مسیر زلنسکی را دنبال می‌کند: او در ابتدا کمدینی موفق بود که همراه با هنرمندان، وکلا و بازرگانان در روسیه و اوکراین به ثروت رسید و شبکه‌ای در محافل اقتصادی ساخت. همین پایگاه، اساس پیروزی‌اش در انتخابات ۲۰۱۹ شد و او را وارد طبقهٔ بالای اوکراین کرد.

بوندارنکو ریشه‌های جنگ را به ۲۰۱۴ پیوند می‌دهد که آن را «ترکیبی عجیب از انقلاب رنگی و کودتا» می‌خواند. به‌زعم او، نارضایتی غرب از یانوکویچ به این دلیل نبود که او خواسته‌های غرب را نپذیرفت، بلکه به دلیل «عدم تمایل او به مقابلهٔ کامل با روسیه» بود. غرب به اوکراین به‌عنوان «ضدروس» در جدال جهانی نیاز داشت.

پوروشنکو پس از رسیدن به قدرت شعار «ارزش‌های اروپایی» سر داد و درهای سرمایهٔ غربی را گشود. اجرای دستورات بانک جهانی استقلال کشور را تضعیف کرد: خصوصی‌سازی، نابرابری اجتماعی و «ضدکمونیسم» اوکراین را به «دولت دست‌نشانده‌ای عقب‌مانده با شعارهای وطن‌پرستانه» بدل ساخت.

زلنسکی در ۲۰۱۹ با رأی مردمی خشمگین از فریب، پیروز شد. آمریکا نقشی تعیین‌کننده در انتصابات، سیاست خارجی، امنیت ملی و حتی صنعت دارو یافت. وعده‌های او دربارهٔ احترام به زبان روسی و صلح، زیر فشار راست‌گرایان نادیده گرفته شد.

او تعهد پنهانی به ادامهٔ سیاست طرفدار غرب داشت، نه صلح. در ۲۰۲۲ با فشار بوریس جانسون و غرب توافق استانبول با روسیه را رد کرد. سپس قدرت پارلمان را کاهش داد، الیگارش‌ها را مقابل هم قرار داد. در غرب اما با تبلیغات ۶۰ شرکت روابط عمومی به‌عنوان «چرچیل یا چه‌گوارای جدید» نمایش داده شد.

بوندارنکو می‌گوید غرب چشم بر بی‌قانونی اوکراین بست: روزنامه‌نگاران مستقل سرکوب شدند. او نتیجه می‌گیرد که زلنسکی با  دیکتاتوری «اوکراین را زندان دگراندیشان» کرد.