بی خیالی کشتی نشستگان حزب نسبت به غرق شدگان!

سخن روز شماره ۳۵
(۲۸ شهریور ۱۳۹۸ – ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹)

نامه به دوست گرامی «بعید»!
دغدغه دریافت شد. قابل فهم است. ولی مستدل نیست. کوشش خواهد شد نکته ها مورد توجه قرار گیرد.
نچه برای من هم «بعید» است، این نکته است که غریقی را مورد سرزنش قرار دهیم که خود او را به آب انداخته ایم و او برای بازگشت به قایق دست و پا می زند. خطر خیس شدن سرنشینان سربلند ناشی از دست و پا زدن و کوشش برای بازگشت به قایق از طرف غریق نیست، علت خیس شدن سرنشینان سربلند این دست و پا زدن نیست، علت آن است که نتوانسته اند راه حلی انسانی و رفیقانه برای معضلی بیابند که خود ایجاد نموده اند!

معضل سیاستی است که علیه منافع عالیه حزب توده ایران در جریان است. می خواهند حزب توده ایران را از درون به حزبی بی خطر برای طبقات حاکم بدل سازند. کوشش برای جلوگیری از این فاجعه، که بانقض اساسنامه حزب توده ایران توسط سرنشینان سربلند از کوششی در درون حزب، به کوششی در خارج از آن بدل شده است، معضلی را تشکیل می‌دهد که صدای شما را در آورده!
تمام فریادها را بی پاسخ گذاشته اند. راه خود را بدون هر توضیح و تفهیمی برای ضرورت آن ادامه می دهند.

سیاست نادرستی که حزب توده ایران را به کناره ی شط خروشان نبرد طبقاتی در ایران می راند، رانده است، از چه تقدسی برخودار است که بی توجهی به آن، نگاه «بعید» سرنشینان سربلند را مستدل می سازد؟ سیاستی که حاضر نیست درباره شرایط متفاوت مبارزه به بحث بنشیند و راه حلی برای هر کدام بیابد، از چه حقانیت و تقدسی برخوردار است که باید حراستش نمود؟ سیاستی که حزب توده ایران را به محفلی مستقل و به دور از واقعیت نبرد طبقاتی در ایران بدل می کند، از چه تقدسی برخوردار است که باید از آن حراست نمود؟

هنگامی که «سخنگوی» حزب توده ایران، رفیق محمد امیدوار، قدرت و منطق سخنوری خود را تنها در دانشگاه‌های بریتانیا کبیر و ایالات متحده آمریکا برای تفهیم دانشجویان به کار می‌گیرد و مایل نیست با توده‌ای ها به گفت و شنفت بنشیند، از کدام تقدسی صحبت می‌کنید که نباید لطمه بخورد و خیس بشود؟شیوه ای که سه دهه است تجربه می شود؟
شما کسی را می‌شناسید که از رفیق امیدوار جویا شده باشد که چرا حاضر به دیدار با توده‌ای ها نیست؟ چرا آماده نیست به مساله های پراهمیت نظری و سیاسی به شیوه ای برخورد داشته باشد که سنت در حزب توده ایران است؟ لابد شما چنین فردی را نمی شناسید، من هم نمی شناسم. اما این سکوت معنا دارد! برای آن‌ها که احساس مسئولیت می کنند، معنا دارد!

نبرد طبقاتی در ایران تعمیق و ژرفش روزافزون نشان می دهد. تغییرات انقلابی در راه است. سیاست حاکمی که توسط بخشی از رهبری در امنیت نسبی خارج از کشور به مورد اجرا گذاشته می شود، سیاست بستنِ درّ حزب توده ایران به روی توده‌ای ها است و تبدل حزب طبقه کارگر به محفل امن سرنشینانی که هر لحظه فرمان قطع رابطه با توده‌ای ها را صادر می کنند، هر که را که می‌خواهند به آب پرتاب می کنند. سیاستی که اکنون تجربه‌ای سی ساله از آن در جلوی چشم قرار دارد! این سیاست با بن بستی روبروست که سیاست حاکمیت ج ا نیز با آن روبروست: قطع رابطه با توده ها!

در چنین شرایطی است که سیاست حزب توده ایران را دو شقه کرده اند. مبارزه ی «دمکراتیک» آن را از مضمون رهایی بخش تهی نموده اند، زیرا رابطه ی آن را با مبارزه ی سوسیالیستی حزب طبقه کارگر قطع کرده اند. می‌خواهند حزب توده ایران را به حزب سوسیال دمکرات مفلوکی بدل سازند که چراغ برداشته است و در جستجوی «سرمایه داری خوب» و «ارزش افزا» پرسه می زند؟ سیاستی که باید گویا مجریان آن را خشنود و خوشبخت سازد، اگر در پایان صف حزب چپ ایران جایی بیابند، آن طور که آقای اسماعیل ص توصیه می کند!

زبان من مو درآورد آنقدر که گفتم باید سمیناری علمی برگزار نمود و در آن جایگزین برای آنچه را که نمی‌خواهیم جستجو کرد! جواب سلام را هم ندادند که آیا نامه به دستشان رسید یاخیر. نبرد طبقاتی جریان دارد و اکنون نیروهای دیگری وظیفه ی برگزار سمینار را به عهده گرفته اند. لابد جای توده‌ای ها و حزب توده ایران در پایان صف شنوندگان در این سمینار باید باشد؟!

نگران چه چیز باید بود؟ البته که من نگران هستم، ازجمله نگران این نکته که شاید از سر بی اطلاعی چنین می نویسم. بی اطلاعی، سنگینی جرم را کم نمی کند. ولی کوشش مداوم برای بر طرف ساختن بی اطلاعی سنگینی جرم را کم می‌کند و آن را بر دوش آنانی قرار می‌دهد که آگاهانه راه اطلاع رسانی ضروری را بسته اند.

کوشش ضروری توده‌ای ها در این امر متمرکز است که سیاست انقلابی حزب توده ایران را طرح و برای توده ها تفهیم کنند. بدون آن که بتوان از این شیوه ی سنتی حزب توده ایران انتظار معجزه داشت، باید آن را تنها شیوه درست مبارزه ارزیابی نمود که هر توده‌ای  در محل کار و زندگی خود نیز باید به آن بپرداز عمل کند. باید این کارکرد علمی و انقلابی را تنها شیوه ی درست برای ارایه سیاست انقلابی حزب توده ایران ارزیابی نمود. باید کوشید این کارکرد علمی و انقلابی را برای مبارزان دیگر توضیح داد و امیدوار بود که ٬٬خطری٬٬ ایجاد نسازد. در عین حال اما باید خطر، خطری مستدل باشد. چنین استدلالی دیده نشد.

۲۶ شهریور ۱۳۹۸  ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۹