تا آخرین نفس علیه شکارچیان جنگ افروز سرمایه داری
شکارچیان انسان با تفنگ سرمایه، در هر گوشهای در کمین فرزندان تودهها نشستهاند.
ما باور داریم که دل غمدیده این مادران، فردا سرود شادی خواهد شد. ما باور داریم که سرانجام سرمایه به گور است، و با بهرهکشی، جنگافروزی و کُشتار او را از این سرنوشت گریز نیست.
ولی واژگونی فرمانروایی سرمایه، کاری است بسیار دشوار، ولی شدنی. سرمایه سیاه را سپید و سپید را سیاه میانگارد. دشمن فریبکار و سنگدل است؛ ولی ما مغروریم. ما در فصل ستم و زمان دشمنی نامردان، با هم هستیم. نبرد جان کاه و سخت است، ولی ما تسلیم اژدهای خونآشام سرمایه نمیشویم و با آهنگ بلند در راه رنجبران پا می گذاریم و تا پایان نفس به آرمانشان وفادار میمانیم. ما راه گم کردهای بی هدف نیستم که از گزند تیغ خارها در راه، ترسی داشته باشد. ما فرزندان رزمنده رنج و کار، پیمان وفاداری نشکنیم و به توان خود گوشهای از این بار بزرگ را بر دوش خواهیم کشید.
میخوریم سوگند به چشمان خونین و پراشک مادران بیوه و فرزند ازدست داده که تا این سرمایه در جهان سالار است، در رگ نه خون که تندر می خروشانیم. آشوبکاریهای نامردمان پست و حلقهبگوشان سرمایه را آشکار خواهیم کرد. با کمان آگاهی، سازماندهی و یگانگی، سینه سرد سرمایه را به نیزه میبندیم.
بگذار کاسهلیسان نشان سرسپردگی خود برای سرمایه را بر سینه بیمهرشان آویزان کنند. ما سرو شورش و نافرمانی، در برابر کرنش و بردگی می کاریم. ما به آفتاب درود میگوییم و گُل امید در دلها مینشانم.
پیمان ما، نشان رزمندگی و مایه دلیری ماست. پیام رسا و سوگندِ رزمِ ما، در تاریکترین شب زندگی انسانی، هر چند همچو کرم شبتابی بیش نیست، ولی روشنی میدهد. بدینگونه، از سرای غمین سرمایه، ما سرود آتشین زندگی نوین را آواز میکنیم.
کارگران و رنجبران همهی جهان برای واژگونی فرمانروایی سرمایه همگام شوید!