«تاریخ‌نویسی گمشده ما»

📜

یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های تاریخ ایران این است که برخلاف بسیاری از تمدن‌های باستانی، از نیاکان ما متون منسجم و گسترده‌ای به‌جا نمانده و آنچه امروز به عنوان تاریخ رسمی ایران شناخته می‌شود، بیشتر بر روایت دیگران استوار است.

👀 مورخان یونانی مثل هرودت و گزنفون که صدها سال پیش از مورخان ایرانی می‌زیستند، عملاً بنیان روایت‌های موجود از ایران باستان را گذاشته‌اند؛ حال آنکه حتی درباره تاریخ یونان نیز سخنان هرودت همیشه قابل استناد شمرده نمی‌شود. با چنین پیشینه‌ای، بخش مهمی از شناخت امروز ما از گذشته‌مان از صافی نگاه بیگانگان عبور کرده که طبعاً منافع و جهان‌بینی خود را داشته‌اند.

⚠️ در سال‌های اخیر، مشکل شدیدتر شده است. بسیاری از کتاب‌ها، برنامه‌ها و مقالات درباره ایران و خاورمیانه، تصویری تحریف‌آمیز ارائه می‌کنند؛ گویی مردمان ما ذاتاً بربر و خشن بوده‌اند. این تصویرسازی نه‌تنها هویت تاریخی ما را می‌خراشد، بلکه زمینه مشروعیت‌بخشی فرهنگی به جنگ و تخریب را فراهم می‌کند. نمونه‌اش را بعد از اشغال عراق دیدیم: نابودی هزاران نسخه خطی، اسناد تاریخی و آثار تمدنی، که بخشی از حافظه مشترک ملت‌های منطقه را از میان برد.

🔍 مشکل اصلی این است که نبود منابع مکتوب ایرانی، پژوهشگران را ناچار کرده تا بر روایت‌های بیرونی تکیه کنند؛ روایت‌هایی که گاه تحت تأثیر رقابت‌های سیاسی، جنگ‌ها و سوگیری‌های فرهنگی نوشته شده‌اند.

🏺 به همین دلیل ضروری است که امروز با بازخوانی نقادانه این نوشته‌ها و توجه به یافته‌های باستان‌شناسی نوین، تاریخ خود را بازسازی کنیم. تمدن‌های بومی ایران، از سیلک و جیرُفت گرفته تا ایلام و تپه‌های شمال، گواه تمدنی چند هزار ساله‌اند که پیش از ورود اقوام مهاجر وجود داشت و باید سهم آن‌ها در شکل‌گیری ایران امروز به رسمیت شناخته شود.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری