تحریم‌ها: جنگ خاموش امپریالیسم علیه ملت‌های آزاده

سال‌هاست که ایالات متحده، خود را نگهبان آزادی و فریادگر مردم‌سالاری می‌نمایاند. امریکا روبند خوش‌رنگ بر چهره‌ای زده است که در پس آن، باد شرقی نمی‌وزد و آفتاب عدالت نمی‌تابد. اما چه بسیار کشورهایی چون ونزوئلا، روسیه، ایران، و کوبای زخمی، که مزه تلخ شمشیر خاموش تحریم‌ها را چشیده‌اند. شمشیری بی‌صدا، اما برنده‌تر از جنگ، که نه از برای داد، که از برای فرمانروایی است.

این فشارها، نه پیام‌آور عدالت‌اند و نه نگهبان صلح، و نه دموکراسی به ارمغان می آورند. این فشارها، ابزار آشوب اند؛ برای شکستن اندام مردمان آزاده، برای ویران ساختن سازه‌های ملی، برای رام کردن روان های شورشی که زورگویی را نافرمان است.این فشار نه لبخند دموکراسی، که اشک یتیمی‌ست در کنج خاموشی؛ نه دست یاری‌گر، که دست ناپاکی ست که نان، دارو، از کودکِ بی‌پناه می دزد.

هنگامی که این تازیانه اقتصادی فرود می‌آید، تن هم طبقه های بورژوازی جهانی را به درد نمی آورد؛ بیش از همه، این مردم‌اند – بی‌صدا، بی‌پناه – که می‌سوزند. این تازیانه اقتصادی نه به پشت آنان که در کاخ‌ها نشسته اند، بل که بر رخ آنان که در کوچه‌ها نان می‌جویند نواخته می شود. این سنگدلان سودجو برای سرکردگی خود، برای برده داری خود، قانون را چون پرده‌ای بر پنجره‌ی سیاست می‌کشند و با نام حقوق بشر، راه انسانیت را می‌بندند. به ویژه در بیست سال گذشته، این روشِ یک جنگ افزار خاموشی شده است، که با لبخند دیپلماسی می‌آید، اما بذر گرسنگی، بیماری و کوچ می‌کارد. فشارهای اقتصادی، روایت دردناکی‌ست از عصری که در آن، سزای گناهان یک کشور نه در یک دادگاه، بل که از سوی امپریالیسم غرب بررسی می شود.

پیامدهای تحریم نه در آمار مرگ و کوچ و اندوه، داوری می‌شود، بل که با فرمان پذیری کشورها و سرسپردگی آنها اندازه گیری می شد. آیا جهان، این بانگ خاموش را خواهد شنید؟