تناقض درونی سرمایه‌داری در قبال نژاد

🎭

از یک سو، سرمایه‌داران نیاز حیاتی به تفرقه (نژاد، جنسیت، مذهب) دارند تا بر اکثریت کارگر حکومت کنند. از سوی دیگر، رشد نیروهای مولد، کارگران را در شرایط یکسان جمع می‌کند و آگاهی طبقاتی را رشد می‌دهد. این یک فرآیند دیالکتیکی لاینحل برای نظام است.

📈 از طبقه «فی نفسه» به طبقه «لل نفسه»:

مارکس می‌گوید پرولتاریا در بستر مبارزه، از یک طبقه «خودآگاه» به یک طبقه «برای خود» تبدیل می‌شود. اما این خطی صاف نیست. هر گاه تمرکز کارگران از مرزهای ساختگی عبور کند، سرمایه‌داران دست به عملیات «شکاف‌اندازی» سیاسی فوری می‌زنند.

🤝 شکستن دیوارها در عمل تاریخی:

در دهه ۱۹۳۰ و پس از بحران ۱۹۲۹، کارگران سفید و سیاه در آمریکا شانه به شانه جنگیدند. اتحادیه جدید CIO به جای اتحادیه‌های صنفی سنتی، کل صنایع را متحد کرد. در عرض چند سال، عضویت سیاه‌پوستان در اتحادیه‌ها از ۱۰۰ هزار به ۵۰۰ هزار رسید. تاریخ نشان می‌دهد اتحاد ممکن است.