تورم، گرانی و شکاف طبقاتی؛ چرا مدیریت نئولیبرالی وضع را تغییر نمیدهد
📉
گرانی مرغ از ۲۵۰ به ۳۲۰ هزار تومان در یک شب، تورم نقطهبهنقطه خوراکی ۱۲۱ درصد و صرف ۷۸ درصد حداقل حقوق یک خانواده چهارنفره برای غذا، تصویر یک بحران معیشتی ساختاری است، نه یک نوسان مقطعی.
🏦 مدیریت نئولیبرالی، تورم را بازتولید میکند.
وقتی اقتصاد در دست بورژوازی و با نسخههای نئولیبرالی اداره میشود — حذف ارز ترجیحی، آزادسازی قیمتها، اتکا به بازار برای تنظیم نرخ — نتیجه دقیقاً همان چیزی است که آمارها نشان میدهند: جهش نرخ ارز، رشد نقدینگی و کسری بودجه به قیمت خوراکی منتقل میشود. حذف ارز ترجیحی در دی ۱۴۰۴ و انتقال هزینه تأمین ارز به نرخهای بالاتر، فشار مستقیم بر قیمت کالاهای وارداتی وارد کرد. این «اصلاحات» هزینه را از سفره خانوار به ترازنامه واردکننده و تولیدکننده منتقل نکرد؛ صرفاً آن را به مصرفکننده نهایی تحمیل کرد.
🩹 حمایتهای معیشتی، مسکن موقتاند.
کالابرگ یکمیلیون تومانی که در دی ۱۴۰۴ حدود ۲۸ درصد هزینه خوراکی را پوشش میداد، در شهریور ۱۴۰۵ به ۱۷ درصد سقوط کرده است. با تورم ماهانه میانگین ۶ درصدی خوراکی، هر بسته حمایتی قبل از رسیدن به دست خانوار بیاثر میشود.
📊 شکاف طبقاتی، عمیقتر میشود.
۷۸ درصد حقوق برای غذا یعنی خانوار کمدرآمد تقریباً هیچ قدرت خریدی برای مسکن، درمان و آموزش ندارد. همزمان، افت ۸ درصدی فعالیت صنایع و معادن در سهماه منتهی به مرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد رکود بنگاهها و بیکاری در راه است. تورم برای طبقات پایین «مالیات» است و برای صاحبان دارایی و واردکنندگان «فرصت». این همان مکانیسمی است که شکاف را نه تصادفی، بلکه نظاممند بازتولید میکند.
🧠 «حافظه تورمی» مانع هر اصلاح واقعی است.
حتی اگر شوک اولیه (جنگ، ارز، خشکسالی) فروکش کند، انتظارات تورمی و تعدیل دستمزدها متناسب با تورم گذشته، تورم را بالا نگه میدارد.