جانب داری طبقاتی

برای دم‌ساز کردن مارکسیسم با پیرامونی که هم‌واره در روند دگرگونی است، یک نکته را نباید فراموش کرد. مارکسیسم پرچم انقلابی رنج‌بران به رهبری طبقه کارگر برای نابودی نظام بهره‌کشی انسان از انسان و استعمار امپریالیستی است.

هرگونه پیش‌نهادی برای به‌روز کردن مارکسیسم که بخواهد به منافع کوتاه و بلند مدت طبقه کارگر و خلق‌های در بند نواستعمار امپریالیستی ضربه بزند و یا آن‌را فراموش کند، هیچ سازگاری با مارکسیسم ندارد. مارکسیسم تنها راه‌نمای جست‌وجوگر حامی رنج‌بران در کویر غبارآلود و خشک و بی‌آب وعلف سرمایه‌داری است. برای این‌که مارکسیسم  راه را برای به‌روز شدن گم نکند، باید منافع طبقه کارگر، رنج‌بران و خلق‌های تحت ستم، ستاره‌ی ره‌نمای آن  در آسمان شب‌زده نبرد باشد.

یک کمونیست هم‌واره وفادار به آرمان‌های طبقه کارگر است، و برای رسیدن به هدف آزادی کار از یوغ سرمایه، او خشک نیست، آفرینش‌گر است؛ ایستا نیست، پویا و روان است.

یک کمونیست راستین، ایدئولوژی را برای پرستیدن و بت‌سازی نمی‌خواهد؛ ایدئولوژی را پویا و بُرا می‌خواهد. برجستگی  ایدئولوژی برای یک کمونیست در کارایی آن برای نجات انسان از بندهای بهره‌کشی و استعماری است. او به پیش‌رفت اندیشیدن باور دارد، و چون زندگی پیوسته در روند جنبش و دگرگونی است، کنش اندیشه و ایدئولوژی انسانی، باید با این پیش‌رفت هم‌راه باشد.

یک کمونیست کنج‌کاو است و در جست‌و‌جوی حقیقت، ولی می‌داند که برای یافتن حقیقت باید خواند و آموخت. او می‌داند که حقیقت مطلق و مقدس نیست، چرا که حقیقت تاریخی و طبقاتی است. یک کمونیست تنها باور استوار و بنیانی که دارد که پایان نبرد علیه دنیای ددمنش سرمایه برای انسان‌های رنج دیده‌ای که می‌اندیشند و انسان‌های اندیش‌مندی که رنج می‌برند، پیروزی است. یک کمونیست خشک نیست، ولی جانب‌دار است؛ رک و راست و سرفراز می‌گوید: در روند جنگی که هم‌واره بین “کار” و “سرمایه ” است، او در گردان “کار” می‌ایستد.