جاه طلبی ژئوپولتیک ترکیه
گسترش جاهخواهی ژئوپولتیکی ترکیه در آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه، بازارهای نوینی برای دادوستد و سرمایهگذاری فراهم میآورد. شرکتهای بزرگ ترکیه در بخشهایی مانند انرژی، ساختوساز و بانکداری از این استراتژیها بهرهمند میشوند. شرکتهای ترکیهای در بخش انرژی، چه در تجدیدپذیر و چه در سوختهای فسیلی، از این استراتژیها سود میبرند. درگیری جنگی ترکیه در سوریه، عراق و لیبی برای شرکتهای ترکیهای که در بازسازی و سرمایهگذاری در اقتصادهای پسادرگیری درگیر می شوند سودهای فراوانی فراهم میکند. نمایندگان سیاسی بورژوازی در حاکمیت ترکیه، بهویژه آنهایی که با حزب عدالت و توسعه و اردوغان همراستا هستند، از سیاستهای خارجی ترکیه در راستای استواری جایگاه خود هم در درون و هم در پهنه بینالمللی بهرهمند میشوند. این سیاستمداران مانند خود اردوغان با ملیگرای دروغین، با اسلامگرایی فریبکارانه جای خود را در درون دلهای مردم زخم خورده از امپریالیسم و صهیونیسم در خاورمیانه باز میکنند. این کارها همچنین به نیرومندی اقتصادی و سیاستهای ترکیه میانجامد.
طبقه کارگر و تنگدستان ترکیه از بازندگان ملیگرایی و گسترشخواهی و جاهخواهی حاکمیت ترکیه هستند. طبقههای رنجبر نه تنها از درگیری های جنگی و سیاستهای خارجی ترکیه سودی نمیبرند، بلکه هزینههای این جنگافروزی با کاهش سرمایهگذاری در برنامههای اجتماعی و کاهش خدمات اجتماعی، بر دوش آنها میافتد.
ترکیه زیر رهبری رئیسجمهور اردوغان، به دنبال بازسازی امپراتوری عثمانی رفتهاست و برای همین به بازسازی جایگاه خود به ویژه در خاورمیانه روی آورده است. اردوغان بارها گفتهاست که «هر کاری برای برآورده شدن رویای ترکیه بزرگ انجام خواهیم داد». این کشور مانند همهی کشورهای جهان برای دستیابی به هدفهای استراتژیک خود هم از شیوههای «سخت» و هم از شیوه های «نرم» سود میجوید. ترکیه میخواهد که با کاربرد این دو روش، به هدفهای ژئوپولتیکی خود نزدیکتر شود و جایگاه خود را در خاورمیانه و در یک جهان در روند دگرگونی پایدار کند.