جبهه ضد دیکتاتوری با کدام نیروها؟
سخن روز شماره ۳۲
۳۱ شهریور ۱۳۹۹، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰
رفیق گرامی کیا در ابرازنظر به مقاله ی نظریه پرداز احمد هاشمی در اخبارروز (۲۸ شهریور ۹۹) از «یک امکان» واقعی صحبت می کند، و این نکته ی قدرت نظر اوست. او می گوید: «۲. ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری با صحبت با تمام جریانهای مخالف چه برانداز و چه رفرمیسم ، چه مذهبی و چه غیر مذهبی هر چه زود تر و با بر نامه ای حد اقلی، که تشکیلش ظاهرا ناممکن بنظر می آید، ولی یک امکان است.»
چرا رفیق کیا مجبور شده است در تز «یک امکان» که باید آن را به مثابه ی یک امکان واقعی ارزیابی نمود و نمونه هایی در نبردها در گذشته داشته است، با یک جمله ی معترضه، تز خود را مورد پرسش قرار دهد و بگوید: «ایجاد جبهه ضد دیکتاتوری .. که تشکیلش ظاهرا ناممکن بنظر می آید»؟
«جبهه ی مقاومت» در فرانسه علیه آلمان نازی، در ایتالیا علیه فاشیسم موسولینی، در اسپانیا علیه کودتاگران فاشیست، در ایران جبهه روزنامه نگاران آزادی خواه و نمونه های دیگر، واقعی بودن امکان تشکیل جبهه ی ضد دیکتاتوری را در ایران امروز به ثبوت می رساند. رفیق کیا ولی نسبت به تز خودش از این رو راضی نیست و آن را مورد پرسش قرار می دهد، زیرا تجربه ی سی ساله اخیر، برای این «یک امکان» واقعی، «ظاهری» تراشیده است و ارایه می دهد که او را مجبور می کند بگوید: «.. که تشکیلش ظاهرا ناممکن به نظر می آید»!
سه عنصر اصلی در این «ناممکنی» دخالت دارند:
اول- در ایران کنونی دیکتاتوری ولایی شکل دیکتاتوری سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی است. شکل و ظاهر دیکتاتوری با مضمون آن در هم نوای است. تصور آن هایی که می پندارند اگر مضمون جبهه ی ضد دیکتاتوری را با «برنامه ای حداقلی» تعریف کنیم، دیگر قاعداً راه شرکت «تمام جریان های مخالف، چه برانداز[سلطنت طلبان؟] و چه رفرمیسم، چه مذهبی و چه غیرمذهبی» باز شده است، باز است، به مساله ی اصلی بی توجه اند که طیف مورد نظر آن ها دارای منافع طبقاتی مختلف هستند. این منافع طبقاتی نقش اصلی را در موضع گیری شرکت کنندگان احتمالی تشکیل می دهد. تجرب ی سی ساله نشان می دهد که «برنامه ای حداقلی» ذهنگرایی مجرمانه است، زیرا مساله ی اصلی، یعنی نبرد طبقاتی را از واقعیت جامعه حذف کرده است!
دوم- عنصر دوم که در ایجاد شدن «ناممکنی» دخالت دارد، این نکته است که پیشنهاد حزب توده ایران را برای مبارزه علیه رژیم سلطنتی به طور ذهنی و اراده گرایانه از محتوای «ملی» آن تهی ساخته است!
حزب توده ایران در پیش از انقلاب بهمن ۵۷ نیز شعار و خواست تشکیل جبهه ضد دیکتاتوری را مطرح نمود که در آن میتوانستند حتی از وابستگان به طبقه های حاکم نیز ذینفع باشند و شرکت کنند. ولی جبهه ضد دیکتاتوری حزب توده ایران علیه سلطنت با اعلام سرشت «ضد امپریالیستی» برای این جبهه، از یک سو جنبه ی «ملی» جبهه را برجسته می ساخت. جنبه و سویه ی «ملی» که راه را بر وابستگان ارتجاع داخلی که با ارتجاع خارجی دارای منافع مشترک بودند می بست – در شرایط کنونی راه شرکت سلطنت طلبان و مجاهدین را می بست -.
«برنامه ای حداقلی» که اکنون «جناح راست» در رهبری حزب توده ایران به شعار سی ساله خود بدل ساخته است و مانند لمیدن روی تخم بی نطفه، روی آن لمیده، با حذف نبرد طبقاتی واقعی در جامعه و تبعات آن، جبهه ی ضد دیکتاتوری مورد نظر خود را از «یک امکان» واقعی به امکان «که تشکیلش .. ناممکن» است بدل ساخته است.
واژه ی «ظاهراً» که رفیق گرامی کیا برای تشکیل جبهه ضد دیکتاتوری پیشنهاد شده به کار برده است، دیگر نباید به مفهوم تلطیف «ناممکن»ی، بلکه به عنوان بی توجهی به واقعیت نبرد طبقاتی درک شود.
سوم- عنصر اصلی و پر اهمیت دیگر که در ایجاد شدن «ناممکنی» دخالت دارد، این نکته است که پیشنهاد «برنامه ای حداقلی» عنصر و کنشگر تاریخی را برای برپایی جبهه ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی تعریف نمی کند.
پاسخ به این پرسش را در سایه «تمام جریان های مخالف، چه برانداز و چه رفرمیسم، چه مذهبی و چه غیرمذهبی» پنهان می سازد!
به این منظور مضمون جبهه ضد دیکتاتوری را، محتوای تاریخی- انقلابی آن را که وحدت مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی در ایران کنونی است، ارداه گرایانه و به طور ذهنی جدا می سازد. میخواهد سهل انگارانه، پاسخ عمده درباره ی منافع طبقاتی را از مضمون نبرد ضد دیکتاتوری جدا و خالی کند. آن را دو مرحله مستقل بنماید!
به سخنی دیگر مضمون «برنامه ای حداقلی» را اراده گرایانه و به طور ذهنی از مبارزه علیه دیکتاتوری به نیروهای اجتماعی تسری میدهد که دارای منافع طبقاتی شفاف و تعریف شدهای هستند: پایان دادن بهخصوصی سازی هستی اجتماعی، پایان دادن به نظم پیمانکاری که به معنای نفی اقتصاد سیاسی سرمایه داری دوران سلطه ی سرمایه مالی امپریالیستی بر اقتصاد جهانی است. خواستار اقتصاد سیاسی دیگری است که تنها با روشنگری و مبارزهای ترویجی- فرهنگی- ایدئولوژیک برای آن توضیح ضرورت پیابندی به آن میتوان متحدان نزدیک و را برای گذار از دیکتاتوری در ایران کنونی تجهیز و سازماندهی کرد!
تجهیز و سازماندهی نیرو و کنشگر تاریخی برای مرحله کنونی، طبقه ی کارگر ایران به مرکز فعالیت سیاسی– ايدئولوژیک و اقتصادی برای گذار از دیکتاتوری بدل می شود.
پیشنهاد «برنامه ای حداقلی» می کوشد شرایطی را به ایران منتقل سازد که در آن دیگر مبارزه ی دمکراتیک– مطالباتی– قانونی و مبارزه برای خواست های آتی که در مرکز آن پاسخ به این پرسش است که چگونه میخواهیم زندگی کنیم، در ارتباط قرار ندارند! ناکارآمدی سی ساله ی این پیشنهاد دارای چنین ریشه ی علّـی– ژنتیکی است!