جمهوری اسلامی ورشکسته است؛ نه فقط در اقتصاد، در مدیریت هم
🔥
🍎 میوهای که فقط روی کاغذ ارزان است
اتحادیه بارفروشان میگوید بازار میوه «آرام» است و قیمتها «کاهش یافته». اما همین گزارش رسمی، هر کیلو انار را ۶۰ تا ۱۶۰ هزار تومان، گلابی بیروتی را ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان، موز اکوادور را ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان و پسته را تا یکمیلیون و ۳۰۰ هزار تومان اعلام میکند. کدام خانوار کارگری با حداقل دستمزد، میتواند در این « بازار آرام» میوه بخرد؟ مسئولان با اعداد بازی میکنند و مردم با سفرههای خالی.
❄️ قطع گاز در سرما
با نزدیک شدن سرما، هشدارها درباره قطع گاز دوباره بالا گرفته. بحث رسمی این است: «گاز خانهها یا گاز کارخانهها؟» کارخانهای که دو هفته مادهٔ اولیه قطع میشود، نمیتواند تعهد فروش بدهد. نتیجه: از دست رفتن بازار و بیکاری بیشتر. صنایع پتروشیمی، تولید متانول، آمونیاک و اوره، یعنی ستون صادرات غیرنفتی، با قطع یا کاهش مادهٔ اولیه روبهرو میشوند، آن هم با اعلام یکروزه و اجرای فردا. این بیبرنامگی، سرمایهگذاری، قرارداد خارجی و اشتغال را نابود میکند.
دولت میداند زمستان کمبود گاز خواهد داشت، اما هیچ برنامهٔ روشنی برای اینکه این کمبود چگونه و با چه قاعدهای مدیریت شود، ارائه نمیدهد. زمستان سرد در راه است. کمبود گاز شاید اجتنابناپذیر باشد، اما غافلگیر کردن مردم و صنعت، انتخاب این دولت است. و این انتخاب، نام دیگرش ورشکستگی در مدیریت است.
🧊 سرمای بیمدیریت
جمهوری اسلامی نه فقط در اقتصاد، بلکه در ادارهٔ کشور ورشکسته است. از قیمت میوه تا قطع گاز، هر بحران نشان میدهد که این نظام نه برنامه دارد، نه توان، و نه ارادهای برای خدمت به مردم. هزینهٔ این ورشکستگی را کارگر، کشاورز، و خانوار ایرانی میپردازد و تا وقتی این ساختار سرپا باشد، زمستانها سردتر و سفرهها خالیتر خواهند شد.