حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ انقلاب ملی و دمکراتیک بهمن

بورژوازی انگلی زیر عبای گشاد رهبر، کمر بر نابودی هدف‌های انقلاب بسته بود. خمینی با واژه های دل پذیر خود ریاکارانه برای تنگ‌دستان برهنه و گرسنه دنیایی زیبا و رویایی می‌ساخت، ولی در عمل به بورژوازی بازار اجازه می‌داد که خوراک خود را انگل وار از پیکر نزار توده‌ها فراهم کند.

اندیشه سوسیالیستی در سال‌های آغازین انقلاب، آرامش از طبقه‌های بهره‌کش زدوده بود و آسایش نیروهای واپس‌گرا را ربوده بود. اما آن‌ها هم دست روی دست نگذاشتند و پاسخ رزم طبقاتی ما را با دل‌سنگی و خون‌سردی دادند. واپس‌گرایان درها و پنجره ها را بروی‌مان یکی پس از دیگری بستند. سرانجام به هر کس که دهانش بوی آزادی می‌داد و دلش برای رنج‌بران می‌تپید و سرش راه رهایی می جویید  یورش بردند و به‌ترین جوانان و بزرگ‌ترین اندیش‌مندان میهن را ناجوانمردانه در زندان کشتند.   

چهل و پنج سال از انقلاب شکوه‌مند بهمن گذشته‌است. مشتی دزد و بهره‌کش انگل وار انگبین رنج توده‌ها را می‌نوشند. این ستم‌گران فرمان روا از پشیز تنگ‌دستان می دزدند تا کیسه‌های پول خود را پر کنند. این دزدان میوه درخت انقلاب، آزادی و توان‌گری را به خود ارمغان دادند و ستم و جور، بی‌کاری، گرسنگی و بی‌خانگی را پیش کش رنج‌بران و تنگ‌دستان کردند.

هم اکنون ورشکستگی سراسری همه‌ی زمینه‌های دستگاه فرمان‌دهی جمهوری اسلامی را فرا گرفته است و خروارها داده‌های گوناگون نشان می‌دهند که آقای خامنه ای هم مانند ولی فقیه به ناگزیر پوشش ریا بر کند و خود برای پشتیبانی از دوستان و یاران خود در لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی گام به نبردگاه طبقاتی گذاشت. او در یک سخن‌رانی “دلاورانه” بر خصوصی‌سازی و گسترش کنش بنگاه‌های خصوصی پافشاری کرد.

جمهوری اسلامی در همه‌ی زمینه‌های اقتصادی- اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ورشکست شده‌است، ولی سران آن هنوز باد در مشت می‌فروشند و به دروغ اقتصاد کشور را به سوی شکوفایی نشان می‌دهند.